اتحادیه اروپا وقت زیادی برای اثبات استقلال خود ندارد

همسویی اروپا عامل اصلی یکجانبه گرایی رو به تزاید آمریکا

۳۰ دی ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۸۹۷۷ اروپا پرونده هسته ای انتخاب سردبیر
رضا رسالت در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه مسلم است این است که به کارگیری مکانیسم ماشه نباید به منزله تیر خلاص بر پیکره برجام باشد و اروپا طی دو ماه آینده اراده واقعی خود را برای حفظ و زنده نگه داشتن برجام و پایان دادن بر یکجانبه گرایی آمریکا، بیش از پیش نمایان کند.
همسویی اروپا عامل اصلی یکجانبه گرایی رو به تزاید آمریکا

نویسنده: رضا رسالت، کارشناس روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: تغییر، اولین و شاخص ترین خصیصه محیط بین المللی قلمداد می شود که سیاست خارجی در آن هدایت می شود. یک دیپلماسی موفق ناگزیر به درک شرایط و نیازهای متغیر محیط بین المللی، همراه با امکانات داخلی و محدودیت های بیرونی است. جابه جایی در ساختار داخلی قدرت و نظام جهانی، وقوع جنگ های بزرگ و احساس نیاز داخلی از جمله مواردی هستند که می توانند شرایط جدید را به دولت ها تحمیل کنند یا حتی با تغییر استراتژی های از پیش تعیین شده آنها، در سیاست ها و اهداف دراز مدت آن دولت ها چرخش ایجاد کنند.

ایالت متحده آمریکا پس از جنگ سرد، خود را در قامت یک قدرت فائقه تصور می کند. آنها به حسب متغیرهای بین المللی، راهبرد خود را تعریف می کنند. آمریکا در جدیدترین راهبرد خود فعالیت هایش را در قالب همکاری های چندجانبه اما با واقعیتی یکجانبه و مداخله جویانه طراحی می کند. این راهبرد ایالات متحده ادامه داشته و بر دامنه آن نیز افزوده شده است. تحولات و تغییراتی که سیاست خارجی آمریکا را به روند یکجانبه گرایی رسانده، قابل تحلیل و ارزیابی است؛ اما به نظر می رسد عمده ترین مسئله، کوتاه آمدن جامعه ی جهانی و خصوصا دنباله روی اتحادیه اروپا از سیاست های تک روانه آمریکاست.

جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بخشی از صحبت‌هایش که به تازگی در نشریه اشپیگل انتشار یافته، به چالش‌های پیش روی اتحادیه اروپا پرداخته و اعلام کرده که است "ما اروپایی‌ها هنوز به دنبال هویت هستیم و نمی‌دانیم می‌خواهیم چه نقشی ایفا کنیم" این بی هویتی و بی اقدامی مزمن که مورد اذعان جوزپ بورل نیز قرار گرفته، دقیقا همان محملی است که آمریکایی ها سیاست های یکجانبه خود را بر آن سوار کرده و سیطره یکجانبه گرایی خود را بر پایه آن گسترش داده اند. بورل با بیان اینکه چندجانبه‌گرایی، امروز بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است با برشمردن چالش های بین المللی تاکید کرده: "هیچ کشوری به تنهایی آنقدر بزرگ و قدرتمند نیست تا از این چالش‌ها جدا باشد، به همین خاطر قواعد چندجانبه‌گرایی که با دشواری ساخته شده‌اند نه تنها نباید نابود شوند، بلکه باید تکثیر شوند تا امنیت نظم بین‌المللی در گروی آنها تضمین شود."

بورل چندجانبه‌گرایی بین المللی را «تحت محاصره» خوانده و خطاب به اروپایی ها افزوده: "باید این سؤال را از خود بپرسیم که آیا می‌خواهیم یک بازیگر باشیم، یا یک زمین بازی؟ و اگر می‌خواهیم بازیگر باشیم، چه نوع بازیگری؟" نگارنده بر این باور است که این سوالات و هم آوایی هایی از این دست، می تواند مدخل مناسبی برای به زیر کشاندن یکجانبه گرایی افسارگسیخته ایالات متحده آمریکا باشد. اروپایی ها اندک اندک به بی هویتی و عدم انسجام در تصمیم گیری های خود پی برده اند. در همین راستا بورل به صراحت بیان داشته: "اختلافات تاریخی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا، در پیش گرفتن یک سیاست خارجی یکپارچه را دشوار کرده، اما زمان آن فرا رسیده است که کشورهای اروپایی به یک سیاست خارجی متحد برسند و این اتحاد الزاما به آن معنا نیست که یک سیاست خارجی واحد و کاملا یکسان داشته باشند".

به نظر می رسد تغییر در رویه ها و تحولات راهبردی، در اتخاذ مواضع اتحادیه اروپا به وجود آمده است. این تغییرات باید در نهایت منجر به توقف یکجانبه گرایی امریکا شود. در همین راستا اتحادیه اروپا اینک در آستانه آزمونی سخت قرار گرفته است تا اراده خود را برای این تغییر به بوته آزمایش بگذارد. پرونده هسته ای ایران و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که حاصل یک تلاش جمعی و بین المللی بود، با سیاست های یکجانبه و خصومت آمیز آمریکا می تواند در محاق افتد و همچنین عواید آن که متضمن تامین امنیت همه طرف ها بود را به ورطه نابودی بکشاند. اقدام اخیر سه کشور اروپایی در به جریان انداختن مکانیسم ماشه نه تنها به هویت بخشی این اتحادیه کمکی نخواهد کرد، بلکه به ناامن سازی بین المللی دامن خواهد زد و موید نظریه ای خواهد بود که اتحادیه اروپا را به عنوان اقمار دنباله روی آمریکا محسوب می کند.

با این حال و با در نظر گرفتن سیر تحولات و تغییرات محیط بین الملل، علایمی از تغییر رویکرد اتحادیه اروپا و پای فشردن بر هویت مستقل خود، به چشم نمی خورد. در این میانه، آنچه بیش از هر چیز حائز اهمیت است عملکرد اروپا برای زنده نگه داشتن یک توافق بین المللی (برجام) و به رخ کشیدن استقلال خود فارغ از سیاست های یکجانبه آمریکاست. اینک اروپا باید از همسویی عملی با آمریکا و هم ذات پنداری کلامی با ایران دست بردارد. در وضعیت کنونی آنچه مسلم است این است که به کارگیری مکانیسم ماشه نباید به منزله تیر خلاص بر پیکره برجام باشد و اروپا طی دو ماه آینده اراده واقعی خود را برای حفظ و زنده نگه داشتن برجام و پایان دادن بر یکجانبه گرایی آمریکا، بیش از پیش نمایان کند.

کلید واژه ها: برجاماتحادیه اروپاایالات متحده امریکایکجانبه گراییسیاست چندجانبه گرایی


نظر شما :