وقتی که اعتراض تبدیل به مسلخ اخلاق می شود

سقوط قهقهرایی جامعه خشونت زده عراق

۲۶ آذر ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۸۲۰۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
علی موسوی خلخالی در یادداشتی می نویسد: آنچه روز پنج شنبه در عراق شاهد بودیم سقوط آزاد اخلاق به قهقهرا بود. کشتن جوانی ۱۶ ساله در ملا عام در حالی که جمعیت و نیروهای امنیتی تنها نظاره گر بودند، بیانگر هیچ چیز جز سقوط آزاد اخلاق نیست.
سقوط قهقهرایی جامعه خشونت زده عراق

دیپلماسی ایرانی: آنچه روز پنج شنبه در عراق شاهد بودیم سقوط آزاد اخلاق به قهقهرا بود. کشتن جوانی 16 ساله در ملا عام در حالی که جمعیت و نیروهای امنیتی تنها نظاره گر بودند، بیانگر هیچ چیز جز سقوط آزاد اخلاق نیست. جوانی را به ناحق از خانه اش بیرون بکشند، صرفا به این دلیل که از اراذل و اوباشی که پیرامون خانه اش بوده اند و مست می کردند و برای خانواده اش مزاحمت ایجاد می کردند بخواهد دور شوند، به آن شکل فجیع کشته شود، جنازه اش روی زمین در خیابان کشیده شود، از تیر چراغ برق آویزان شود و سپس به زیر آورده شود و قطعه قطعه شود، در حالی که جمعیت عظیمی تنها نظاره گر باشند و کف و سوت بزنند و با دوربین های تلفن های همراهشان فیلم بگیرند یا دختران بیایند با جنازه آویزان شده با موبایل سلفی بگیرند، چه معنایی جز نابودی اخلاق در جامعه 38 میلیون و 270هزار نفری عراق دارد؟! نیروهای امنیتی سکوت می کنند و هیچ دخالتی نمی کنند و اجازه می دهند جنایتکاران تا آخر کار خود را بکنند؟! شگفتا یک نفر زبان به اعتراض نمی گشاید و نمی گوید نکنید!!

بی تفاوتی نیروهای امنیتی

از شگفتی آن روز حضور نیروهای امنیتی در صحنه جنایت بود در حالی که دست بسته گوشه ای ایستاده بودند یا در میان مردم حاضر بودند و هیچ کاری نمی کردند و مثل آنها تنها نظاره می کردند. مساله ای که سبب شد بسیاری از لحاظ اخلاقی آنها را هم شریک جرم قلمداد کنند. وزارت کشور عراق روز جمعه با صدور بیانیه ای تاکید کرد که نیروهای امنیتی در این حادثه هیچ دخالتی نکردند و نخواستند طرفی از این دعوا باشند. تنها توجیهی که می توان برای این کار آورد، بی انگیزگی نیروهای امنیتی است. هنگامی که دولتی استعفا می دهد، و از نخست وزیر تا وزرا همگی صرفا صرفا مسئول پیشبرد امور می شوند، از هر گونه قبول مسئولیت سر باز می زنند. آن هم در وضعیت و شرایط عراق که هر گروه و جریانی به دنبال کسی می گردد تا برای منافع یا اهداف یا اغراض سیاسی یا فرار از مسئولیت کسی را قربانی کند و در بسیاری از موارد مشاهده شده است که در چنین شرایطی معمولا فرد یا گروه بیگناه یا بدون حامی قربانی شده است. در طول حدودا دو ماه و نیمی که از تظاهرات عراق می گذرد نیروهای امنیتی بدون هر گونه تحقیق و بررسی به شدت مورد اتهام طرف های دیگر، حتی طرف های بین المللی، برای اعمال خشونت بوده اند بدون این که کسی روشن کند نیروهای امنیتی در چه شرایطی دست به خشونت زده اند. علاوه بر آن در طول این مدت چندین فرمانده و رئیس ستاد به دلیل آنچه سوء رفتار با تظاهرات کنندگان خوانده شده برکنار شده است. در چنین شرایطی نیروهای امنیتی و پلیس احساس می کنند حامی ندارند، چه برسد به اکنون که دولت مستعفی است و هیچ کس حاضر به قبول مسئولیت نیست. به این ترتیب شاید بتوان توجیه کرد که چرا نیروهای امنیتی هیچ واکنشی به آن حادثه تلخ روز پنج شنبه نشان ندادند. اگرچه همچنان این پرسش به قوت خود باقی است که چرا با وقوع آن حادثه تلخ حس انسانی آنها تحریک نشد؟! در این جا می توان آن کسانی را متهم کرد که بدون داشتن و ارائه طرحی جایگزین، صرفا به دنبال برکناری دولت عادل عبدالمهدی بودند! 

بی تفاوتی مردم

بی تفاوتی و حتی از این فراتر، کف و سوت های مردم حاضر در صحنه جنایت تعجب همه را برانگیخته است. چطور می شود فردی نوجوان و بی گناه در مقابل صدها نفر از مردم با ضرب و شتم کشته شود، خواهرانش را بربایند و به نقاط نامعلومی ببرند و تا لحظه تنظیم این مطلب خبری از آنها نباشد، عریان و به دار آویخته شود و مردم به گونه ای برخورد کنند که گویی صحنه تئاتری را می بینند و باعث ابتهاجشان می شود؟! عجیب آن که مرتکبین جنایت خود میانگین سنی 18 تا 25 سال داشتند!

شاید بتوان آنچه در جامعه عراق می گذرد را با کتاب داستان "گفت وگو در کاتادرال"، نوشته ماریو وارگاس یوسا مقایسه کرد، در آن کتاب نویسنده چگونگی فروپاشی اجتماعی و اخلاقی در سایه استبداد محض را تشریح می کند. یا آنچه بر جامعه کامبوج در چهار سال حکومت پل پوت گذشت که به گونه ای حکمرانی کرد که مردم از وحشتِ خشونتِ دستگاه حاکم چنان از احساس تهی شدند که هر گونه کشتار و جنایتی به واقعه ای عادی تبدیل شد. در عراق نیز در سایه سی و یک سال دیکتاتوری خشن حزب بعث به رهبری صدام حسین تار و پود اخلاق نابود شد. بعد از سرنگونی حزب بعث نیز دست کم برای 15 سال کشور چنان درگیر خشونت و خشم انتقام گروه های تروریستی بود که روان مردم با خشونت های لجام گسیخته عادت کرد به گونه ای که اکنون می بینیم خشونت به اتفاقی عادی تبدیل شده است. می توان گفت خشونت در ضمیر مردم نهادینه شده است. در سایه نبود احزاب کارامد، نبود سازمانی برای فرهنگ سازی که بعد از سقوط صدام حسین تا کنون هیچ ردی از آن ندیده ایم، همچنین غیبت روشنفکران، اهالی فرهنگ، جامعه شناسان و فرهنگ سازان، عراق به سمت قهقرا سیر کرده است. سقوط به سیر قهقرایی حتی با تغییر نسل ها نیز متوقف نمی شود. تا جامعه سازانی نباشند که جلوی این سقوط را بگیرند، حتی تغییر نسل نیز تاثیری در این وضعیت نمی گذارد.

از سوی دیگر، گشودن ناگهانی مرزهای بسته گذشته و ورود ناگهانی مردم به دنیای آزاد و تکنولوژی نوین، بدون وجود هر گونه آموزش و پیش زمینه فرهنگی، بر وضعیت آشفته اجتماعی عراقی ها افزوده است. این آشفتگی را در نرخ بالای طلاق طی ده سال اخیر، کاهش شدید کیفیت آموزش و پرورش و تغییرات کیفی زندگی مردم به خوبی می توان مشاهده کرد. 

آنانی که روز پنج شنبه در عراق با کف و سوت نظاره گر جنایتی علیه انسانی بیگناه بودند، همانند بازیگران بازی های دیجیتالی بودند که چنان کشتن برایشان ساده شده بود که اخلاق را به مسلخ بردند و قربانی کردند./اعتماد

روزنامه نگار، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: عراقتظاهرات عراقکشتارمیدان الوثبهفلسفه اخلاقاخلاق


( ۵ )

نظر شما :

بهرام ۲۶ آذر ۱۳۹۸ | ۱۲:۲۵
باسلام ازنویسنده نهایت سپاس را دارد.اطمینان دارم استحاله فرهنگی وانبساط فکری ابتذال بستر این حوادث در عراق ودر صورت نبودجمهوری اسلامی در ایران قطعا شاهد حوادث مشابه تلخ تری در ایران خواهیم بود.
پویا علامه ۲۶ آذر ۱۳۹۸ | ۱۳:۴۱
سید علی آقای عزیز، چهار روز گریستم. بر آن چه در میدان الوثبه پیش آمد. عاقبت همین است. مشکل از همان مردم نظاره گر است.
ناشناس ۲۶ آذر ۱۳۹۸ | ۱۶:۱۱
جناب موسوی، این "نابودی اخلاق در جامعه 38 میلیون و 270هزار نفری عراق" نیست، بلکه فقط شامل بغداد می شود. عذاق دارای یک جامعه همگون نیست و نقاط مختلف آن از لحاظ فرهنگی متفاوت اند.
ابراهیم قدیمی ۲۸ آذر ۱۳۹۸ | ۱۶:۴۷
رشد فرهنگی هر جامعه وفرد در نحوه رفتار در زمان دوستی نیست.درزمان دشمنی وعداوت است.متاسفانه برادران عراقی و....درزمان دشمنی بسیارتند رفتار میگردند.درزمان جنگ ایران وعراق رفتار نظامی های تعلیم دیده عراقی را با مردم غیر نظامی خرمشهر ودیگر مناطق تصرف شده دیدیم. رفتارها صورت گرفته با مردم کویت در ز مان اشغال کویت وتخریب همه چیز نشان از رفتار انها در دشمنی دارد.. کشتار وسیع غیر ظامیان توسط داعش و طالبان والقاعده جزئی از رفتار دشمنی انها است.این همه کشتار غیر نظامیان وکودکان با حرکت های در تفکر خود انقلابی داعش وطالبان والقاعده در چیست؟ برخی حرکت های اعراب متاسفانه انقلابی نیست. مردم کشی است.