با مقایسه شاخص های اقتصادی

ایران چقدر از پیشرفت فاصله دارد؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۳۲۳۱ اقتصاد و انرژی نگاه ایرانی
محمد فاضلی می نویسد: ایران با ۴۱۳ میلیارد دلار تند و ۴۹۸۸ دلار تنداس، در سال ۲۰۱۸ در رتبه ۳۲ جهان قرار داشته است. کشور اول آمریکاست با ۲۱۴۱۰ میلیارد دلار تُند و ۶۵۰۵۸ دلار تنداس؛ کشور دهم برزیل است با ۲۲۵۶ میلیارد دلار تُند و ۱۰۶۲۵ دلار تُنداس؛ و کشور بیستم سوئیس است با ۷۷۹ میلیارد دلار تُند و ۹۰۵۳۲ دلار تُنداس. 
ایران چقدر از پیشرفت فاصله دارد؟

محمد فاضلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

دیپلماسی ایرانی: خیلی از ایرانیان بارها از خودشان پرسیده‌اند «می‌شه ی روز ما هم مثل کشور ... بشویم؟» ایرانیان اغلب به بزرگی مساحت، جایگاه تاریخی، منابع و موقعیت جغرافیایی مهم ایران نظر داشته و آرزو دارند کشورشان جایگاهی میان بزرگان اقتصاد و فناوری جهانی داشته باشد. پرسیدن این سؤال حق هر ایرانی است، ولی باید اول برآوردی از فاصله خود با قدرت‌های اقتصادی جهان داشته باشیم. آن‌چه در ادامه آمده بیشتر برای آن است که حکمرانان بدانند ما کجاییم و تا چه اندازه کار دشواری دارند. 

من در این یادداشت «تولید ناخالص داخلی» (جهت اختصار: تُند) و «تولید ناخالص داخلی سرانه» (حاصل تقسیم کل تولید ناخالص داخلی بر جمعیت هر کشور- جهت اختصار: تُنداس) کشورهای جهان را بر اساس آمار «صندوق بین‌المللی پول» مبنای محاسبات ساده، فقط کمّی (بدون توجه به کیفیات توسعه) قرار داده‌ام که هشدارآمیز است. 

ایران با 413 میلیارد دلار تند و 4988 دلار تنداس، در سال 2018 در رتبه 32 جهان قرار داشته است. کشور اول آمریکاست با 21410 میلیارد دلار تُند و 65058 دلار تنداس؛ کشور دهم برزیل است با 2256 میلیارد دلار تُند و 10625 دلار تُنداس؛ و کشور بیستم سوئیس است با 779 میلیارد دلار تُند و 90532 دلار تُنداس. 

تند شاخصی از سهم کمّی در اقتصاد جهان و به تبع آن قدرت تأثیرگذاری‌ بر روابط قدرت؛ و تنداس شاخصی از رفاه جامعه است. سوئیس با 90532 دلار تنداس، سطح بالایی از رفاه در مقایسه با تنداس 10945 دلاری شهروندان چینی دارد، اما چین با 15543 میلیارد دلار تند، قدرت تأثیرگذاری بسیار زیادتری زیادی بر مناسبات جهانی دارد. 

بگذارید هدف ایران را رسیدن به سطح تنداس چین، برزیل، روسیه، ترکیه و مکزیک (همگی در بین 20 قدرت اقتصادی جهان) قرار دهیم. مکزیک با 9711 دلار پایین‌ترین تنداس و روسیه با 12191 دلار بالاترین رتبه را دارد و میانگین آنها 11012 دلار است.

اگر هدف خود را رسیدن به اقتصادی قرار دهیم که سرانه تولید ناخالص داخلی هر ایرانی 11012 دلار شود، با جمعیت 82 میلیون نفری ایران (به شرط ثبات)، تولید ناخالص داخلی ایران باید 912 میلیارد دلار شود و اگر اکنون چنین اقتصادی داشتیم، بعد از ترکیه 961 میلیارد دلاری و بالاتر از سوئیس در رتبه بیستم جهان قرار می‌گرفتیم. 
رسیدن از یک اقتصاد 413 میلیارد دلاری به اقتصاد 912 میلیارد دلاری با نرخ رشد میانگین 2.5 درصدی (متوسط رشد چهل سال گذشته) 32 سال طول می‌کشد و برای طی کردن این مسیر در ده سال، نرخ رشد اقتصادی سالیانه 8.2 درصد لازم است. همه می‌دانیم که بقیه کشورها سر جای‌شان باقی نمی‌مانند و اگر حتی یک دهه با نرخ رشد 8.2 درصدی نیز پیش برویم، ما تا یک دهه بعد قادر به قرار گرفتن در بین بیست قدرت اقتصادی دنیا نخواهیم بود. 

نتیجه: اول، میانگین رشد اقتصادی 2.5 درصد، نشان‌دهنده پایین بودن «‌کیفیت حکمرانی» در چهار دهه گذشته است و ادامه این روند به افت قدرت نسبی ایران و فرسایش تمدنی خواهد انجامید.

دوم، حاکمیت باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد با همان میانگین نرخ رشد چهل سال گذشته کشور را اداره کند و به مردم وعده بدهد که تا 32 سال (2050 میلادی) صبر کنید تا به اقتصادی 912 میلیارد دلاری برسیم (سالی که اقتصاد ترکیه 4000 میلیارد دلاری می‌شود)؛ یا می‌خواهد حداقل رشد 8.2 درصدی را هدف‌گذاری کند تا قدرت اقتصادی نسبی ایران در مقایسه با همسایگانی نظیر ترکیه و عربستان افت نکند. امنیت، فرهنگ، آزادی و تمدن در درازمدت بدون قدرت اقتصادی باقی نمی‌ماند. 

سوم، حاکمیت باید به زبان اعداد و اهداف روشن با مردم سخن بگوید و زمان مشخص کند. چه وقت قرار است به اهداف مشخص از جمله یک اقتصاد 912 میلیارد دلاری برسیم. چهارم، تضمین تحقق اهداف چیست؟ الزامات رسیدن به چنین اهدافی مشخص و کم‌هزینه‌ترین راهکارهای تحقق آنها پذیرفته شود. هیچ مقامی تاکنون درباره الزامات رشد 8.2 درصد سخن جدی نگفته است. سخن گفتن از «باید»هایی که عامل و مخاطب آنها مشخص نیست، هیچ سودی ندارد. مهم‌تر آن است که فراتر از «باید»ها درباره آن‌چه باید تغییر کند هیچ سخنی گفته نمی‌شود. 

می‌ترسم مثلث «جلّاسان گِردگو»، «کاسبان گِرددندان» و «مشاوران گِردعقل» همه چیز را چنان خوب جلوه دهند که ادامه روند رشد 2.5 درصدی آینده را به فنا دهد.

کلید واژه ها: ایرانرشد اقتصادی ایران


( ۱۶ )

نظر شما :

سياوش ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۲
حرف حساب جواب ندارد. ولی اصولا این محاسبات برای تصمیم گیران کلان محلی از اعراب ندارد. چون زندگی اخروی افراد جامعه برای انها مهمتر هست.
سامان ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۷:۳۱
آقای دکتر چرا اینقدر دیر و اکنون که وسط بحران هستیم این محاسبات را انجام می دهید و به اطلاع مردم و جوانان می رسانید؟
بهروز ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰
اصولا دو دیدگاه در حکمرانی در حال حاضر وجود دارد، یکی بر مبنای یک ایدئولوژی آخرالزمانی و یکی بر مبنای استانداردهای جهانی کشورداری. و اینکه هر از گاهی یکی از این دو رویکرد پشت دیگری پنهان میشود . و هرچقدر جلوتر میرویم این دو دیدگاه به صورتی بد و منفی با یکدیگر امتزاج پیدا کرده و باعث سرگشتگی و حیرانی ملت ایران گشته اند. درست به مانند امروز
majid ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۴
برای حکومتی که فلسطینی تر از فلسطینی ها است اینجور هدف گذاری ها معنی ندارد در حقیقیت در 40سال گدشته ما پسرفت داشتیم به جای پیشرفت
مهدی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۸:۲۸
شاخص تولید ناخالص ملی به تنهایی نمی تواند به عنوان شاخص توسعه در نظر گرفته شود. از نویسنده محترم خواهشمندم شاخص های دیگری را هم در کنار تند در نظر بگیرند. مشهور است که آمریکا با رشد اقتصادی خیلی بالا, جدا از آنکه آسیب های محیط زیستی بسیار زیادی را بر اکوسیستم ها وارد می کند, لزوما دارای خوشبخت ترینم مردم دنیا نیست.
ناشناس ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۵:۰۱
دوستان چند است که همه مشکلات رو تقصیر مساله فلسطین انداخته اند یا چند سالی تمام مشکلات ر گردن مسائل ایدئولوژیک انداخته اند به گونه ای که انگار عمده مشکل ما خارجی ست یا ایدئولوژیک در صورتی که عمده مشکل ما تاثیر مستقیم مسائل داخلی است،ولی برخی از دوستان با این پروپاگانداشونفقط همکار افراد فاسد وبی تدبیر داخلی هستند
حمید ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۵
نویسنده محترم خواسته یا نا خواسته معیار اشتباهی را برای مقایسه اقتصاد کشورها انتخاب کرده. برای موضوعی که ایشون بررسی کردن باید تولید ناخالص ملی بر مبنای قدرت خرید (PPP) در نظر گرفته بشه که در این صورت تولید ناخالص ملی ایران با 1749 میلیارد دلار 18 ام دنیا و سرانه ملی هم با 19500 دلار 66 ام دنیا است. میتونید به آمارهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مراجعه کنید.
سيد محسن ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۸:۲۴
در جواب حمید، ppp ممکنه تا حدودی سطح رفاه و قدرت خرید در داخل رو نشون بده ولی قدرت اقتصادی رو چندان نشون نمیده. مثلا در ایران بخاطر سوبسید سوخت و خیلی چیزها ارزانتر از قیمت جهانی هست این باعث میشه که ppp خوب باشد. مقایسه نویسنده کامل نیست ولی واقعگرانه هست.
محمد ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۲:۲۶
معنی حرف شما این است که توسعه غیر ممکن است ، اما یک چیز را فراموش کردید ، اول اینکه رشد 2.5 درصدی هم امروز آرزو شده ، دوم اینکه نفت در سه دهه آینده ارزش بیشتری از دست خواهد داد و دست ایران هم خالی تر خواهد شد ، همین عقب ماندگی امروز ما ریشه در پایان عصر صفوی دارد ، یعنی هرآنچه در هر مقطع تاریخی بر مردم می گذرد بر نسل های بعد از آنها هم تاثیر دارد. اینکه بدانیم پیشرفت غیر ممکن است هم خود نعمتی است تا بی خود امیدوار نباشیم