یک سال بعد از خروج امریکا از برجام

فشار همه جانبه اقتصادی همراه با تحریک نظامی هدف تیم ترامپ است

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۳۲۳۰ پرونده هسته ای نگاه ایرانی
نویسنده خبر: سید محمد صادق خرازی
سید محمد صادق خرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در این یک سالی که ترامپ از برجام خارج شده، کاری نبوده است که او و تیمش علیه ایران انجام نداده باشند. از اعمال تحریم های سخت و ظالمانه گرفته تا فشار بر دولت ها و شرکت های مختلف برای قطع همکاری با ایران تا تلاش برای تشکیل منظومه ای ضد ایرانی با دمیدن بر توهم ایران هراسی. 
فشار همه جانبه اقتصادی همراه با تحریک نظامی هدف تیم ترامپ است

دیپلماسی ایرانی: یک سال از خروج ایالات متحده از برجام به دستور و امضای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا گذشت. برجامی که بعد از 12 سال کش مکش و مذاکرات جدی در سطوح مختلف و بعد از رایزنی ها و ابتکارات دیپلماتیک دستگاه سیاست خارجی ما توسط محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان به امضا رسیده بود و امیدهای بسیاری را برانگیخته بود. برجام انتظارات ما را در سطح بین المللی و جهانی بالا برد. اما واقعیت این است که برجام، برجام بود؛ ما توقعاتمان را از آن بالا بردیم. شاید اگر توقعاتمان از برجام بالا نبود و آن را توافقی مثل توافق های دیگر می دیدیم با خروج یکجانبه ترامپ از آن راحت تر و آسان تر کنار می آمدیم. 

به هر حال نمی توان این واقعیت را کتمان کرد که هیچ کس گمان نمی کرد دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا شود. حتی در درون امریکا، کارشناسان امریکایی و حتی پایگاه های بزرگ نظرسنجی که عموما قبل از انتخابات مورد استناد قرار می گیرند کمترین احتمال را برای پیروزی دونالد ترامپ پیش بینی می کردند. همه فکر می کردند فردی که حرف های رکیک می زند، از زدن اتهامات مختلف دروغ به رقبایش و هر آن کس که از او خوشش نمی آید، ابایی ندارد و به راحتی از روابط جنسی اش سخن می گوید، نمی تواند مورد اقبال رای دهندگان امریکایی باشد. به ویژه که در هر مقطعی پرونده ای غیراخلاقی از او افشا می شود. همه فکر می کردند که امریکایی ها نسبت به پرستیژ و احترام رئیس جمهورشان حساسیت دارند و برای همین به چهره ای مثل ترامپ رای نمی دهند. اما ترامپ در کمال ناباوری انتخاب شد. انتخاب او آن قدر عجیب بود که خود امریکایی ها از انتخابش شوکه شدند.

ترامپ از همان روز اول که انتخاب شد عزم خود را جزم کرد تا به هر آن چه وعده داده بود عمل کند. وی از همان روز اول و در جریان رقابت های انتخاباتی اش شعار خروج از برجام را سر می داد و وعده می داد رئیس جمهور شود "برجام را پاره می کند." اما کسی گمان نمی کرد که او از برجام که واقعیتی عینی بود و حمایت جامعه جهانی را پشت سر خود داشت به این سادگی خارج شود. اما ترامپ ثابت کرد نه تنها به توافق برجام پایبند نیست بلکه به هیچ توافقی که باب میلش نباشد حتی اگر امضای همه جهانیان را پشت سر خود داشته باشد، پایبند نمی ماند. او از توافق پاریس که مورد اجماع همه کشورهای جهان بود، خارج شد. معاهده نفتا را به چالش کشید و از آن خارج شد و کشورهای عضو را بر آن داشت آن چه او می خواهند را امضا کنند. از معاهده آسیا – پاسفیک خارج شد. توافق موشک‌های هسته‌ای میان برد با روسیه را فسخ کرد. و از پیمان جهانی سازمان ملل برای بهبود مهاجران و پناهندگان خارج شد. 

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان او نسبت به باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین نفرت عجیبی دارد – برخی این نفرت را نژادی می دانند – برای همین از هر توافقی که او امضا کرده باشد، خارج می شود. تقریبا او از هر توافقی که اوباما امضا کرده باشد، خارج شده است.

برای همین نمی توان این خرده را به ایران گرفت که چرا پای برجام ایستاده است یا ایران آن را نقض نمی کند، چرا که برجام توافقی جهانی بوده که یکی از طرف های آن به صورت یکجانبه از آن خارج شده و این ارتباطی به ایران ندارد. ترامپ ثابت کرده که به هیچ چیز پایبند نیست و همان طور که گفته شد نه فقط به برجام بلکه به معاهده های جهانی دیگر پایبند نبوده است. او کسی است که فعلا منافع خود را در جهت تامین همه جانبه منافع اسرائیل قرار داده و در همین راستا حتی درصدد لغو معاهده های قدیمی مثل توافق اسلو میان فلسطین و اسرائیل بر آمده و قصد دارد با اعلام معامله قرن که جارد کوشنر، دامادش معمار آن است، بر آتش بحران های خاورمیانه بدمد. حتی خروجش از برجام نیز از جهتی دیگر در دفاع چشم و گوش بسته از منافع اسرائیل قابل تفسیر است.

در این شکی نیست که برجام یک واقعیت است که نمی توان آن را منکر شد. برجام یک توافق بین المللی است که امضای کشورهای بزرگ جهانی را پای خود دارد و در سازمان ملل و شورای امنیت به تصویب رسیده و از حمایت بین المللی برخوردار است. برجام بر اساس یک سری واقعیت های محیطی و جهانی به دست آمده است. ما وارث یک فعل و انفعالاتی در جهان پیرامون‌مان بودیم که برجام در بستر آن و در پی یک سری تحولات ژئواستراتژیک در منطقه به دست آمده است. تغییر خاستگاه جهانی ما بعد از برجام از دستاوردها و نتایج برجام بوده است. شاید این تغییر خاستگاه یکی از دلایلی دشمنی امریکای ترامپ با ما باشد. 

در این یک سالی که ترامپ از برجام خارج شده، کاری نبوده است که او و تیمش علیه ایران انجام نداده باشند. از اعمال تحریم های سخت و ظالمانه گرفته تا فشار بر دولت ها و شرکت های مختلف برای قطع همکاری با ایران تا تلاش برای تشکیل منظومه ای ضد ایرانی با دمیدن بر توهم ایران هراسی. 

در حال حاضر آن چه دولت تندروی ترامپ دنبال می کند، عصبانی کردن ایران و تحریک آن به انجام یک کار متهورانه است، از خروج از برجام گرفته تا آغاز درگیری در خیلج فارس. جان بولتون، مشاور امنیت ملی امریکا تا کنون حداقل یک بار به بهانه های واهی به سراغ کنگره رفته تا مجوز جنگ علیه ایران را بگیرد. روشن است که بعد از فشارهای همه جانبه علیه ایران طرف امریکایی دنبال بهانه ای برای عصبانی کردن ایران می گردد. به هوش باشیم که فریب این بازی را نخوریم و تن به تله های خطرناک آن ندهیم. برای امریکا ویران کردن امری عادی است، کاری که در عراق و افغانستان کرد، اما این به درایت و و تدبیر ما بستگی دارد که وارد بازی خطرناک امریکا نشویم.

سید محمد صادق خرازی

نویسنده خبر

سید محمد صادق خرازی سفیر ایران در سازمان ملل متحد (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵) و کشور فرانسه (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶) و مشاور ارشد

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: برجامایران و امریکادونالد ترامپخروج امریکا از برجام


( ۸ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۳
آقای خرازی آمریکا از ایران چه میخواهد ؟ ایران همسو با کشورهای منطقه به چه کار آمریکا می آید , چه سودی برای آمریکا دارد ؟ برخلاف تفصیرها و تحلیلهای عامه پسند آمریکا , ایرانی خلاف سیاستهای منطقه بیشتر برایش پول ساز خواهد بود . ایران آرام و و همسو با دیگر کشورها یعنی به حداقل رسیدن خرید تسلیحات کشورهای منطقه از آمریکا آنچه که شما در نظر نمیگیرید تهت فشار قرار دادن ترامپ از طرف متحدینی است که موجودیت خود را با ادامه سیاستهای فعلی ایران در خطر میبینند عربستان , بحرین , اسرائیل و دیگر کشورها همگی سالهاست از این سیاست گلایه داشته اند و امروز جهان را به نوعی با خود همراه کرده اند از آمریکا تا چین و فرانسه و روسیه همگی در تحریمها شریک هستند سفرهای نتانیاهو و بن سلمان به روسیه و چین چه معنایی برای شما دارد . پافشاری ایران بر سر مواضع فرا مرزی و ملی دلیل اصلی این ائتلاف ضد ایرانی است در زمانی که دولت خودگردان فلسطین و دیگر کشورهای عربی و دیگر کشورهای مسلمان و غیر مسلمان تمامیت ارضی اسرائیل را به رسمیت شناخته اند چرا فقط ایران دم از محو اسرائیل میزند آیا براستی تنها ملت مظلوم جهان فلسطینیان هستند و یا تنها دولت متجاوز صهیونیستها و یا اندیشه ای دیگر پشت تمامی این لجاجتها نهفته است ؟
ناشناس ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۴:۵۸
دوستان چند روزی است که همه مشکلات رو تقصیر مساله فلسطین انداخته اند به گونه ای که انگار عمده مشکل ما خارجی ست در صورتی که عمده مشکل ما تاثیر مستقیم مسائل داخلی است،فلسطینیان تنها مظلم نیستند ولی از مظلوم ترین ها هستند
افخمیان ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۶:۳۹
برای امریکا ویران کردن امری عادی است... هیچ کس باور نمی کرد.... چرا کسانی باور داشتند که به امریکا نمی توان اعتماد کرد. هنوز هم برخی باور دارند باید به امریکا اعتماد کرد، برای همین ترامپ را از امریکا جدا می کنند. ترامپ برخواسته از خواست سیاسی جامعه ی امریکاست.
احسان ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۶:۵۶
در نهایت احترام به آقای حسین کاظمی باید عرض کنم هر سیستم حکومتی دیگری اگر اکنون در کشور ما جز جمهوری اسلامی حاکم بود همین سیاست های فرامرزی کنونی را پیش میگرفت البته شاید با درجه غلظت بیشتر یا کمتر بسته به میزان قدرت اش بهرحال شاید یادمان رفته باشد و نیاز به یاد آوری داریم ما هزاران سال است در این منطقه زیسته ایم و تمدنی را پی ریزی کرده ایم که نه میشود فراموشش کرد و نه میشود از صفحات تاریخ آن را جدا نمود و در نهایت چه بخواهیم و چه نخواهیم این مکان خانه ماست وحوزه نفوذ و تمدن ما و همیشه یک قدرت سنتی در این بخش از جهان بوده ایم اما طی قرون اخیر تمدن ما دچار چالشی گردیده و آن ظهور استعمار و سیطره آن به منابع و منافع ملی ما در بستر زیستی و تمدنی ماست که همانند یک میهمان ناخوانده در حال تغذیه از منابع و منافع ملی ماست در گذشته این شکل استعمار در لباس روسیه و انگلیس عمل میکرد و همکنون در پیکره آمریکا خودنمایی میکند و بخش عمده ای از حوزه نفوذ تمدن ما را به بیان ساده بلعیده است و به تصرف غیر رسمی در آورده و بخشی را کاملا و به صورت رسمی و با سر نیزه مانند یک جزیره پی ریزی و ساخته که هیچ سنخیتی با این منطقه ندارد اما سوال اینجاست چرا کشورهای کوچک ساخته استعمار اینقدر خوب با آمریکا کنار می آیند و اجازه میدهند دوشیده شوند چرا تنها ایران در برابر این هجمه ایستاده باید خدمتتان عرض کنم زیرا این کشورها عمدتا دوره به وجود آمدنشان عمدتا حتی سه رقمی هم نشده اما ایران یک تمدن و فرهنگ است و تمدن ها شاید تحت فشار قرار بگیرند و شاید در مدت کوتاهی حتی اشغال شوند اما هرگز تسلیم نمی شوندودوباره از خاک سر بر می آورند و همواره تلاش میکنند تا از خودشان و نفوذشان حفاظت نمایند و ایران در حال حاضر در حال بازسازی تمدن خود است و این یک زنگ خطر بزرگ برای قدرت های جهانی است که منافعشان را حتی با چنگ دندان و دعوا از دست نمیدهند و بیداری یک قدرت و تمدن ریشه دار برایشان کابوس است مشابه بیداری چین. پس تمام امکاناتشان را بسیج میکنند تا شاهد بیداری دوباره ما نباشند و این ترس یک دلیل دارد. و آن پاسخ یک سوال است آیا ما به عنوان ایرانی حاظر به دوشیده شدن هستیم؟ بهرحال مطمئن باشید هر دولت دیگری برسر کار باشد رویای ایرانی را نمیتواند نادیده بگیرد و رویای ایرانی بازسازی تمدن چالش اصلی خود را اکنون آمریکا و سرزمین اشغالی او در خاورمیانه می بیند و این مسئله هرگز از نظر آمریکا دور نخواهد ماند بهرحال ما در حال حاظر برسر بقا مبارزه میکنیم و این یک واقعیت است که اگر اجازه رشد به تمدن ایران یا عثمانی یا هر تمدن کهن و ریشه داری داده شود دیگر بساط استعمار هرگز باقی نخواهد ماند بنا براین بله دوست گرامی هر دولت دیگری هم که بود الان به آمریکا واسرائیل به عنوان یک چالش نگاه میکرد البته شاید در سیاست های اجرایی تفاوتی وجود داشته باشد اما هدف یکی است تجربه نشان داده هر دولتی جز این عمل نموده و دست نشانده این و آن بوده در چالش اجتناب ناپذیر حل شده است و آن سلطه ناپذیری ایرانی است شاید باور نکنیم شاید دلمان بخواهد انکار کنیم اما تاریخ را نمیشود از بین برد تاریخ به ما می گوید ما نمیتوانیم طفیلی باشیم و غرور ملی ما اجازه این کار را به ما نمیدهد ما هزاران بار در تاریخ مورد هجمه قرار گرفته ایم اما بزرگترین قدرتها و فرهنگها پس از چندی در تمدن و فرهنگ ایرانی حل شده اند و از ما تاثیر پذیرفته اند و هفت هزار سال دوام آورده ایم و این ویژگی منحصر به فردی است که امریکا را با ما دشمن میکند چون تمدن ما یک تمدن جریان ساز است
دوستدار اصالت ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۱
آقای احسان چه برای خودت داستانسرایی میکنی؟ وقتی در سال 1304 انگلیس نوکر بی سروپای خود رضاخان را بر این مملکت مسلط کرد و سلسله بومی با تاریخ پانصد سال مبارزه برای ایجاد و وحدت ایران را سرنگون ساخت این سلطه ناپذیری کجا بود تا از شاه دموکرات بی آزار مقید به قانون اساسی و از همه مهمتر دارای اصالت و پدر اندر پدر شاه خویش یعنی احمد شاه دفاع کند.؟