در بررسی جنبه‌ های مختلف دموکراسی و جوامع دموکراتیک

محافظت از دموکراسی در جهان پس از نظم غربی (بخش اول)

۱۸ اسفند ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۲۱۴۹ اخبار اصلی
جوامع غربی و غیر غربی از نظر حمایت از دموکراسی در خارج از مرزهای خود خیلی بیشتر از تصور عمده افراد با یکدیگر شباهت دارند. باتوجه تغییر و تحولات در نظم جهانی و در شرایطی که دموکراسی در سراسر جهان با چالش ها و مخاطراتی مواجه شده، هماهنگی جهان غرب و غیر غرب حیاتی تر از همیشه به نظر می رسد.
محافظت از دموکراسی در جهان پس از نظم غربی (بخش اول)

  نویسنده: ریچارد یانگز (ریچارد یانگز کارشناس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ویژه در زمینه حمایت از دموکراسی است.)

 دیپلماسی ایرانی: بسیاری از تحلیل گران و سیاست گذاران غربی به طور فزاینده جهان را یک درگیری ژئوپولیتیک میان غرب و گروه متشکل از قدرت های مستبد و غیر غربی به ویژه چین و روسیه می بینند. بسیاری از این متفکران معتقدند که بخش های لیبرال نظم جهانی تقریبا به طور انحصاری از نفوذ بین المللی غربی به دست آمده است. این ذهنیت گاهی اوقات به مطرح شدن این دیدگاه می انجامد که مناقشات بین دموکراسی و اقتدارگرایی، یا لیبرالیسم و غیرلیبرالیسم، ذاتا غربی ها را در برابر غیر غربی ها قرار می دهد.

این دیدگاه به چگونگی تاثیرگذاری جهان غربی و غیر غربی بر دموکراسی و اقتدارگرایی در سراسر جهان  تحریف شده و بیش از اندازه ساده انگارانه است. بسیاری از قدرت های غیر غربی دموکراتیک هستند و این کشورها برای پشتیبانی از دموکراسی در خارج از مرزهای خود تلاش می کنند. آنهایی که این حقیقت و اهمیت تاثیرگذاری مثبت غیر غربی بر دموکراسی را نادیده می گیرند، در حقیقت چشم خود را به روی یک وجه مهم از نظم بین المللی و تکامل مداوم آن بسته اند.

حمایت جوامع غیر غربی از دموکراسی یک اقدام تجربی و آزمایشی است، اما لزوما تفاوت چندانی با هنجارها و شیوه های غربی ندارد. در حقیقت غرب و غیر غرب در ارتباط با سیاست های حمایت از دموکراسی با چالش ها و مشکلات مشابهی مواجه هستند و هر دو سعی دارند در برابر فشارهای مضاعف اقتدارگراها مقاومت کنند. این مشکلات مشترک همکاری حامیان دموکراسی ورای مرزها و بین کشورهای غربی و غیر غربی را مهم تر می کند. همکاری موفقیت آمیز در این زمینه نقشی تعیین کننده در حفظ جایگاه حمایت از هنجارهای دموکراتیک در نظم جهانی تغییر شکل یافته خواهد داشت. عقب نشینی دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده و دولت او از حمایت از دموکراسی همکاری موثر و هماهنگ دیگر دموکراسی ها در همه مناطق در دفاع از هنجارهای دموکراسی در سطح بین المللی را مهم تر کرده است.

برداشت نادرست از دموکراسی و نظم لیبرال

دو روند مهم جهانی به طور موازی در معرض خطر قرار گرفته اند. اصول اساسی نظم لیبرال بین المللی به طور فزاینده شکننده به نظر می رسد و در عین حال، دموکراسی در بسیاری از کشورهای سراسر جهان مورد حمله قرار گرفته است. در این رابطه، اکثر نویسندگان غربی اینطور تصور می کنند که آینده دموکراسی و سرنوشت غرب عمدتا به یکدیگر پیوند خورده اند. استدلال متداول این است که کاهش قدرت غرب، به علاوه روند غیرلیبرال فلج کننده در ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی، احتمالا در تضعیف دموکراسی نقش داشته است.

به عنوان یکی از نمونه های جدید چنین استدلالی، می تواند به یاشکا مونک و روبرتو فوئا اشاره کرد که گفته اند ژئوپلیتیک جهانی یک نبرد میان «اتحاد دموکراتیک لیبرال» رو به افول کشورهای غربی و ظهور کشورهای اقتدارگرا مانند چین، روسیه و عربستان سعودی است. آنها اینگونه استدال می کنند که تمایل پیشین به دموکراسی و قدرت آن عمدتا ناشی از هژمونی اقتصادی غرب بوده است. آنها پیش بینی می کنند که با تضعیف و ناپدید شدن این هژمونی، دموکراسی نیز محبوبیت خود را در سراسر جهان را از دست خواهد داد. این نویسندگان به صراحت این مفهوم را که کشورهای دموکراتیک غیر غربی می توانند در این نبرد تاثیرگذار باشند، رد می کنند. به طور مشابه، رابرت کاگان هم در کتاب جدید خود اینگونه استدلال می کند که به محض اینکه ایالات متحده از ایفای نقش در محافظت از نظم لیبرال دست بکشو، «قانون جنگل» مجددا باز خواهد گشت. بیشتر کتاب های غربی درباره نظم جهانی در آینده عمدتا در این چارچوب شکل می گیرند که لازم است از ارزش های غربی در برابر باقی جهان که تنها می تواند تهدیدی برای دموکراسی باشد، دفاع کرد.

بیشتر ناظران در خارج از غرب این دیدگاه را که هرگونه نقش و تاثیرگذاری مثبت حغیر غربی بر دموکراسی جهانی را اندک می پندارد یا به کلی نادیده می گیرد، رد و محکوم می کنند. حتی زمانی که تحلیل گران از روی عمد به نقش احتمالی ارزش های غیر غربی بر تغییر شکل نظم جهانی سخن می گویند، عمدتا منظورشان تاثیرگذاری های غیردموکراتیک است. مساله دیگری که می تواند با چنین تفکری همخوانی داشته باشد این است که اگرچه نظام بین المللی آتی همچنان برخی از عناصر لیبرال یا نیمه لیبرال را حفظ می کند، اما به طور خاص دموکراتیک محسوب نمی شود. بسیاری از تحلیل گران غربی معتقدند که دموکراسی تنها در صورتی می تواند در سطح جهانی پیشرفت کند که قدرت های غربی از آن دفاع کنند و آن را اشاعه دهند.

این تحلیلگران از دیرباز بر این باور بوده اند که حمایت از دموکراسی در سطح بین المللی اقدامی مختص غرب است و قدرت های غیر غربی در قبال چنین سیاست هایی رویکردی خصمانه داشته اند. آنها از روی عادت اینگونه فرض می کنند که دموکراسی های غربی سیاست های حمایت از دموکراسی را در برابر مخالفت فعالانه قدرت های غیر غربی دنبال می کنند. این تفکر حاکی از آن است که با ادامه مقاومت غیر غربی و حتی پیشروی این جوامع، جایگاه دموکراسی در ژئوپلیتیک بین المللی و نظم جهانی بیشتر مورد تهدید قرار می گیرد.

این شیوه استاندارد و متداول در به تصویر کشیدن دموکراسی در سطح جهانی اگرچه تماما نادرست نیست، اما باتوجه به تلاش های نوظهور قدرت های غیر غربی برای پشتیبانی از اصلاحات دموکراتیک ورای مرزهایشان، تک بعدی و ناقص است. اصطلاح غیر غربی که در اینجا مورد استفاده قرار گرفته، به کشورهایی غیر از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی (و همچنین استرالیا) اطلاق می شود که طی سال ها سیاست هایی را در حمایت از دموکراسی به اجرا گذاشته اند. این گروه چندین قدرت بزرگ را شامل می شود که در 10 سال گذشته در جهت حمایت از دموکراسی اقدام یا فعالیت های پیشین خود را در این زمینه تقویت کردند. از نمونه این کشورها می توان به برزیل، هند، اندونزی، ژاپن، ترکیه و آفریقای جنوبی اشاره کرد. ممکن است مناقشاتی بر سر اینکه استفاده از واژه غیر غرب برای اشاره به برخی از این کشورها مناسب است یا خیر، وجود داشته باشد. اما این اصطلاح صرفا برای اشاره به کشورهایی به کار رفته است که به طور سنتی تمایلی به حمایت از دموکراسی نشان نمی داده اند، اما به تدریج شروع به چنین کاری کرده اند. حامیان نوظهور دموکراسی می تواند واژه ای جایگزین و کامل تر باشد. (این مطلب ادامه دارد)

منبع: کارنگی یوروپ / مترجم: طلا تسلیمی

 

کلید واژه ها: دموکراسینظم لیبرال جهانیدر بررسی جنبه های مختلف دموکراسی و جوامع دموکراتیکحمایت جوامع غیر غربی از دموکراسیتهدید ارزش های دموکراتیک در سطح بین المللیطرفداران نوظهور دموکراسیحامیان نوظهور دموکراسی


( ۱ )

نظر شما :