در بررسی جنبه های مختلف دموکراسی و جوامع دموکراتیک

دموکراسی و بی نظمی: تلاش برای به دست آوردن نفوذ در ژئوپولتیک جدید (بخش اول)

۱۰ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۲۰۱۹ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
در سال گذشته ۳۳ محقق موسسه بروکینگز چالش های اصلی برای دموکراسی در مناطق مختلف در جهان را مورد تحلیل قرار داده و تاثیرات این چالش را بر نظم بین المللی سنجیده اند. نتیجه این تحقیقات به صورت پروژه دموکراسی و بی نظمی برنامه سیاست خارجی بروکینگز درآمده که هدف از آن به تصویر کشیدن فاکتورهای محلی و بین المللی شکل دهنده چشم انداز دموکراسی در نظم جدید بین المللی است. در ادامه بخشی از این تحقیقات را می خوانید.
دموکراسی و بی نظمی: تلاش برای به دست آوردن نفوذ در ژئوپولتیک جدید (بخش اول)

نویسندگان: بروس جونز و توری تاسینگ (بروس جونز مسئول برنامه سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگز و یکی از اعضای ارشد موسسه پروژه نظم و استراتژی بین المللی است. او همچنین در موسسه فریمن اسپاگلی در دانشگاه استنفورد استاد مشاور است. زمینه تحقیقاتی او و تجاربش در سیاست گذاری به امنیت بین الملل باز می گردد. در حال حاضر بر استراتژی ایالات متحده، نظم بین المللی و روابط قدرت بزرگ متمرکز است. توری تاسینگ هم از اعضای برنامه سیاست خارجی در بروکینگز است. تاسینگ در حال حاضر روی موضوعاتی از جمله سیاست خارجی ایالات متحده، امنیت آسیایی و اروپایی، سیاست گذاری های مستبدان و روابط ایالات متحده و روسیه کار می کند. او سابقه فعالیت در وزارت خارجه آمریکا و شورای روابط خارجی را نیز در کارنامه خود دارد.)

دیپلماسی ایرانی: کشمکش بر سر نقش و نفوذ دموکراسی در نظم بین المللی در بطن عصر جدید رقابت ژئوپولتیک قرار دارد. این روند بعد از بحران مالی جهانی 2008 به سرعت آشکار شد. روسیه و چین در سال های اخیر قدرت منطقه ای و جهانی خود را گسترش داده اند. تلاش های بین المللی آنها معمولا اقدام برای ایجاد حوزه نفوذ را شامل می شود، اما خیلی گسترده تر است. رقابت میان قدرت های بزرگ در آینده بر چیزی کمتر از ویژگی دموکراتیک آینده نظام بین المللی نخواهد بود. روسیه و چین هر دو با استفاده از ابزارهای مختلف و با شدت های مختلف به دنبال سه هدف هستند: توسعه حوزه نفوذ نظامی و اقتصادی در منطقه؛ تضعیف نهادهای دموکراتیک و هنجارهایی که مشروعیت داخلی آنها را به چالش می کشند؛ و کاهش سلطه غربی در نظم بین المللی. تا به امروز، پاسخ غرب به این چالش مناسب نبوده است.

***

سال 2019 جهان دقیقا 3 دهه عاری از مخاطره درگیری مستقیم  قدرت های بزرگ را پشت سر گذاشته است. 30 سال پیش سقوط دیوار برلین و گشایش دموکراتیک در سراسر اروپای مرکزی و شرقی نه تنها پیش درآمدی بر سقوط اتحاد جماهیر شوروی شد، بلکه تمایل گسترده شهروندان به یک مدل دموکراتیک حکومت داری را در پی داشت. 25 سال بعد از آن در تاریخ جهان منحصر به فرد بود: دولت های دموکراتیک برای نخستین بار بر ساختار قدرت جهانی مسلط شدند بدون آنکه رقیب نظامی داشته باشند یا یک مدل رقیب حکومتی در مخالفت با آنها برآید. به ویژه ایالات متحده در سطح جهانی موقعیتی بی نظیر یافت.

امروز، دوره قدرتمندی آمریکایی بسیار دور به نظر می رسد و عمدتا بر گذشته نزدیک و جنگ های آمریکا در خاورمیانه تمرکز می شود. اما هر اندازه که به نظر برسد آن روزها پایان یافته، تاثیرگذاری آن بسیار گسترده و متنوع است. در این دوران بود که چندجانبه گرایی شکوفا شد و جنگ در تمام اشکال آن، کاهش یافت (گرچه اقدامات تروریستی رخ داد). تولید ناخالص داخلی جهانی افزایش و درصد آنهایی که در فقر مطلق به سر می بردند نسبت به جمعیت جهان کاهش یافت. خوش بینی های محتاطانه ای درباره گرایش های همکاری قدرت بزرگ و دوری از جنگ های نیاباتی به وجود آمد؛ اگرچه این خوش بینی در پی حمله 11 سپتامبر و جنگ عراق ناپدید شد و هرگز بازنگشت.

در همین دوره هم بود که تخم چالش های امروز کاشته شد. پیشرفت ها در زمینه فناوری و جهانی سازی ناشی از کاهش موانع تجاری، به افزایش تولید ناخالص داخلی جهانی و در عین حال جابجایی طبقه متوسط در بسیاری از جوامع غربی شد و تنش های سیاسی را به وجود آورد.

اکنون، پس از بحران مالی جهانی، دو اتفاق حیاتی به طور همزمان در حال وقوع است. اولی این است که دموکراسی های قدرتمند در دو سوی اقیانوس اطلس (که سنگ بنا و حامی نظم تحت رهبری غرب هستند) با آشفتگی های سیاسی داخلی مواجه شده اند و در زمینه کیفیت لیبرال دولت های خود پس رفت داشته اند. دومی این است که دموکراسی ها در حال از دست دادن جایگاه بین المللی خود به قدرت های اقتدارگرا هستند.

همزمانی این دو اتفاق به این پرسش اساسی می انجامد که دموکراسی های پیشرو و خود دموکراسی چه نقشی در نظم بین المللی در حال تغییر ایفا خواهند کرد؟

در سال گذشته، 33 محقق بروکینگز ارتباطات بین چالش های داخلی و بین المللی برای دموکراسی در کشورهای و مناطق مهم را مورد بررسی قرار دادند. یافته های کلیدی این پروژه آنها را به مطالبی چالش برانگیز برای شهروندان و سیاست گذاران متعهد به دفاع از فضا برای دموکراسی در امور بین المللی تبدیل کرد، اما همچنان می توان به برخی مسائل خوش بین بود و اقدام کرد.

در این مقطع حساس ژئوپلیتیکی، کشورهای دموکراتیک با یک مجموعه درهم تنیده از چالش های داخلی- یعنی چالش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- مواجه هستند. مناطق کلیدی و کشورهای سراسر جهان رکود در لیبرالیسم دموکراتیکی را تجربه می کنند که از به اوج رسیدن چالش های بلندمدت از جمله دولت های ناکارآمد، نابرابری اقتصادی و تحولات اجتماعی و فرهنگی ناشی شده است. این پس رفت در میان دموکراسی های پیشرفته در سراسر غرب، اصلی ترین بحران لیبرالیسم به شمار می رود چراکه نارضایتی های اقتصادی و درگیری های مبتنی بر هویت به ظهور جنبش های پوپولیستی در در هر دو طیف ایدئولوژیک چپ و راست شده است که برخی از آنها گرایش های اقتدارگرا دارند. در دموکراسی های نوظهور و غیر غربی، چالش های داخلی عمدتا در حوزه های ارائه خدمات برجسته تر هستند چراکه آن دولت ها توان یا تمایلی به کاهش فساد و جرایم خشونت آمیز ندارند. اگرچه همه دموکراسی ها- پیشرفته و نوظهور- همواره با یک سری ضعف های داخلی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی درگیر بوده اند، اما این مشکلات در کشورهای دموکراتیک مدرن به ویژه پس از بحران مالی جهانی تشدید شده است.

نتیجه این شده که تحلیلگران و سیاست گذاران هر دو به این ادراک برسند که پس از چند دهه پیشرفت، زمان اوج دموکراسی رو به پایان است. اما همه شرایط هم منفی نیست: تثبیت دموکراسی در بخش هایی از آسیا و آفریقا به این معناست که در سطح جهانی، امروزه در قیاس با هر زمان دیگری در تاریخ، مردم بیشتری در دموکراسی ها زندگی می کنند. با این حال، چندتا از قدرتمندترین دموکراسی های جهان در برهه حساس زمانی قدرت خود را از دست داده اند. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: بروکینگز / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: در بررسی جنبه های مختلف دموکراسی و جوامع دموکراتیکدموکراسیظهور نیروهای اقتدارگرا و پوپولیستیچالش های داخلی و خارجی برای دموکراسینظم لیبرال تحت رهبری آمریکانظم لیبرال تحت رهبری غرببحران مالی جهانینفوذ ژئوپولتیک


نظر شما :