در حاشیه حضور یک یهودی در لیست انتخاباتی النهضة

اسلام‌گرایی سیاسی در تونس به پایان راه رسیده است؟

۱۸ اسفند ۱۳۹۶ | ۱۵:۳۰ کد : ۱۹۷۵۴۴۲ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
محمدرضا عشوری‌مقدم در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آیا النهضة خواهد توانست خود را در ساختار سیاسی تونس تثبیت کند یا بیش این به مسیر بازنگری ادامه خواهد داد!
اسلام‌گرایی سیاسی در تونس به پایان راه رسیده است؟

نویسنده: محمدرضا عشوری مقدم، کارشناس و پژوهشگر مسائل گروه های اسلامی

دیپلماسی ایرانی: اعلام ثبت نام یک فرد یهودی در لیست حزب «النهضه» تونس برای انتخابات محلی این کشور بار دیگر اما و اگر ها درباره ماهیت اسلامگرایانه النهضة را در پی داشت. اینکه آیا همچنان النهضة به رهبری راشد الغنوشی را باید امتداد جریان اخوان المسلمین دانست؟ آیا این اقدام حاکی از آن است که «اسلامگرایی سیاسی» در تونس به پایان راه رسیده است؟

این اقدام البته اولین نشانه های تغییر در حزب اسلامی النهضه در سال های اخیر نیست. پس از وقوع تحولات «بهار عربی» که ابتدا برای اسلامگرایان بسیار خوش یُمن بود و سپس خیلی زود به خزان گرایید چنین تغییر رویکردی مشهود بوده است تا آنجا که مدل اسلامگرایی ترکیه که چه بسا بتوان آن را یک «سکولاریسم اسلامی» نامید به یک الگوی حکمرانی سیاسی در جریان اسلامگرایی سیاسی در «جهان عرب» تبدیل شد. با این حال واقعیت این است که تحولات در تونس و تغییر گفتمان جریان اخوانی این کشور بیش از دیگر کشورهای حوزه بهار عربی مورد توجه جدی قرار گرفت. از رویکردهای تسامحگرایانه النهضه در همراهی با جریان سکولار در قبال تحولات سیاسی تونس تا مواضع آشکار این حزب در اعلام برائت از جریان اخوان المسلمین و اسلام سیاسی مجموعه مسائلی بود که به ابهام در این باره دامن زده است. فهم ماهیت این تغییر نگرش در جنبش النهضة تونس البته ابعاد مختلفی می تواند داشته باشد؛ از اندیشه فکری متمایز رهبران این جنبش تا محیط منحصر به فرد و محدودیت های تاریخی شکل گیری این جریان در تونس. با این حال اما برای فهم این تحول یا تطور این ملاحظات باید مورد توجه قرار گیرد:

۱- النهضة به مثابه حزب سیاسی: در جریان تحولات مربوط به انقلاب های بهار عربی شاهد آن بودیم که جریان «اسلام سیاسی» در دو مرحله مورد ارزیابی عمومی قرار گرفت. یک بار در ابتدای این انقلاب ها که با پیروزی چشمگیر این جریان در انتخابات این کشور ها همراه بود و دیگری، بحران ها و اعتراضات عمومی که با رهبری جریان های سکولار و قدرت های منطقه ای به «انقلاب های معکوس» معروف شد. در جریان این تحول که در مصر با گونه ای از شبه کودتای نظامی، ضد دولت اخوانی و در تونس با فشار گسترده به النهضه همراه شد، شاهد آن بودیم که جریان اخوانی به شدت مورد حمله قرار گرفت تا آنجا که النهضة تونس در آستانه یک حذف تاریخی همانند اخوان المسلمین مصر قرار گرفت. در این شرایط النهضة، ناچار بر آن شد تا برای ابقاء در صحنه سیاسی از بسیاری از آرمان های ایدئولوژیک و اسلامگرایانه خود در پیگیری قوانین و شریعت اسلامی عقب نشینی کرده و بیش از همه خود را به عنوان یک «حزب تونسی» که می تواند مورد پذیرش تونسی ها واقع شود معرفی نماید. عقب نشینی که راشد الغنونشی در اظهاراتی آشکار از آن به «تنازلات دردناک» تعبیر کرده است.

در این چارچوب نکته مهم آن نبود که النهضة بار دیگر بتواند پیروز انتخابات تونس باشد و دولت تشکیل دهد بلکه مهم آن بود که بتواند در صحنه سیاسی تونس باقی بماند و به عنوان یک گروه تروریستی، معرفی و حذف نشود. در این شرایط، النهضة هم خود را باید به نهادهای حاکمیتی تونس اثبات می کرد و هم به افکار عمومی این کشور. النهضة از یک سو متهم بود که در ترور شخصیت های سیاسی سکولار تونس نقش ایفا کرده و هم اینکه از شعارهای اسلامگرایانه تنها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده می کند و در صورت پیروزی اجازه فعالیت آزادانه دیگر جریان ها را سلب خواهند کرد. النهضة حتی در ماجرای پیوست شریعت اسلامی در قانون اساسی تونس نیز در قامت یک حزب اسلامگرا ظاهر نشد. به عبارت دیگر آنگونه که رهبران این جنبش گفته اند آن ها «باید میان اهداف حزب و ثبات وطن یکی را انتخاب می کردند».

این مسئله بیش از همه حاکی از تلاش های رهبران این جنبش به منظور ارائه نوعی «تضمین» به جامعه سیاسی تونس و همچنین دولت های تاثیرگذار بر محیط سیاسی اقتصادی این کشور همانند فرانسه بوده است که اسلامگرایی سیاسی تونس مانعی در روند توسعه این کشور و مراودات خارجی آن نخواهد بود.

۲- خروج از اسلامگرایی سیاسی: یک ویژگی مشترک جنبش های اخوانی در مصر، تونس و ترکیه آن است که در شرایطی رشد و نمو یافتند که دهه های متمادی، ساختاری سکولار در آن حکومت و جامعه حاکم بوده و چنین «علمانیتی» همواره یک ارزش و خط قرمز محسوب می شده است. در ترکیه این مسئله باعث شد تا جریان اسلامگرا چاره ای جز این نداشته باشد که در قالب های سکولار به ایفای نقش پرداخته و در نتیجه الگویی از اسلامگرایی ارائه دهد که بیش از همه به یک «سکولاریسم اسلامی» شباهت دارد. تحولات دومینوی سال ۲۰۱۱ فرصتی را فراهم کرد تا ترکیه خود را به عنوان الگویی اثرگذار در جهان عرب از خاورمیانه تا شمال آفریقا مطرح کند. در تونس هرچند النهضه به عنوان یک شاخه اخوان المسلمین بار دیگر احیا شد اما رهبران این گروه هیچگاه در قامت یک جریان اسلامگرا ظاهر نشدند و با اعلان «پذیرش سکولاریسم» درصدد برآمدند آنگونه که غنوشی می گوید همانند احزاب مذهبی مسیحی در اروپا فعالیت کنند. در دهمین کنگره النهضة در سال ۲۰۱۶ شاهد این بودیم که شرایط عضویت در حزب تسهیل می شود تا آنجا که بسیاری از افرادی که هیچ سابقه اسلامگرایی نداشتند به سهولت می توانستند عضو این حزب شوند. مهم ترین نتیجه اعلامی این کنگره تشکیل یک حزب سیاسی «مدنی دموکراتیک» و پایان کار النهضه به عنوان یک جنبش «اسلامگرای سیاسی» بود. النهضه به گفته راشد الغنوشی «از جریان اسلام سیاسی خارج و از یک جنبش عقیدتی به یک حزب سیاسی» تبدیل شد. «ما صراحتا از اسلام سیاسی خارج می شویم و وارد دموکراسی مسلمان می شویم ما مسلمانان دموکرات هستیم و خود را جزئی از اسلام سیاسی نمی دانیم.» (مصاحبه با لوموند)

این تغییر نگرش در یادداشت راشد الغنوشی با عنوان «از اسلام سیاسی به دموکراسی مسلمان» که در سپتامبر ۲۰۱۶ در فارن پالیسی منتشر شد نیز مورد تاکید قرار گرفت. غنوشی عنوان کرد که سازمانی که پیش از این هم به عنوان جنبش اجتماعی و هم حزب سیاسی بوده بعد از این تمام فعالیت های فرهنگی و مذهبی خود را پایان خواهد داد و از این پس تنها بر مسائل سیاسی متمرکز خواهد بود. این مسئله بیش از همه می تواند یک فصل تمایز جدی درباره مفهوم «شهروندی» در اندیشه اسلامگرایی نوین در منطقه باشد.

۳- بازنگری جامع در اندیشه اخوانی: آنچه بیش از «عملگراییِ» تاریخی اخوان می تواند درباره تحولات اخیر این گروه مورد توجه قرار گیرد نوعی تلاش برای «بازنگری» است که در محافل فکری و رسانه ای این جنبش در نگاه به آینده مشاهده می شود. واقعیت آن است که تعابیری همچون «خروج از اسلام سیاسی» و ورود به «سکولاریسم اسلامی» تنها عباراتی ساده نیستند که بتوان خیلی راحت از کنار آن گذشت. نکته قابل تامل آن است که کودتای ضداخوانی در مصر، تلنگر و فرصتی را برای گروه های اسلام سیاسی فراهم کرد تا به بازنگری عملکرد، راهبرد ها و جهانبینی خود بپردازند. حدود و مرزهای این بازنگری البته به درستی قابل احصاء نیست با این حال اما این مسئله، بازاندیشی در مفاهیم بنیادینی همچون مفهوم «شهروندی»، «حکومت اسلامی»، «اسلامگرایی» و «جامعه مدنی» را مد نظر دارد.

این رویکرد البته به هیچ عنوان منحصر به اخوان تونس نیست و می توان آن را یک بازنگری جامع در اندیشه اخوانی دانست. در میان طیف هایی از اخوانی های مصر، اردن، لیبی، فلسطین و.. نیز چنین دغدغه ای مطرح است و به نظر می رسد که در این موارد نیز غنوشی پیشتاز بوده است.

واقعیت آن است که اکنون طیف های مختلف اخوان با اندیشه ها و رویکردهای مختلف در حال رشد و در عین حال نوعی رقابت برای تحمیل رویکردهای خود هستند. این روند سیال حاکی از آن است که اخوان اکنون در مرحله «انتقال» قرار دارد. مرحله ای که ویژگی بارز آن، بازنگری دوباره در مفاهیم، عملکرد ها و راهبردهاست. با این حال باید دید با استمرار این روند، آیا جنبشی همانند النهضة خواهد توانست خود را در ساختار سیاسی تونس تثبیت کند یا بیش این به مسیر بازنگری ادامه خواهد داد!

کلید واژه ها: تونس النهضه راشد الغنوشی


نظر شما :