حملات جهادی امر عادی روزانه شده است

سرایت میکروب تروریسم در کل آفریقا

۰۹ شهریور ۱۳۹۴ | ۱۸:۳۰ کد : ۱۹۵۱۵۲۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
آنچه که تندروها را در آفریقا هدایت می‌کند صرفا خوش شانسی ایشان یا زور اسلحه‌شان نیست بلکه منبع اصلی قدرت آنها ایدئولوژی است.
سرایت میکروب تروریسم در کل آفریقا

دیپلماسی ایرانی: روند تغییر مراکز گردشگری در سواحل کنیا به مناطق مخروبه و بدون مشتری بسیار سریع بوده است؛ طی ماه های گذشته تنها خارجیانی که در سواحل کنیا حضور پیدا کرده اند جهادگران سومالیائی بوده اند. آنها بر مساجد محل مسلط شده و این مساجد را مملو از خطبائی کرده اند که سرگرم انجام سخنرانی های تحریک کننده و ترویج نفرت در میان مخاطبان بوده و پرچم های سیاه (در طرفداری از جهادگرایان) را بلند کرده اند.

صدها نفر از جوانان محلی به صفوف این جهادگران پیوسته اند؛ ده ها نفر از مسیحیان ساکن در این مناطق را مقابل چاه های آب به صف کشیده یا از اتوبوس ها پیاده کرده و با شلیک گلوله به قتل رساندند. «علی روبه» حاکم منطقه معروف به «مندره» که شامل بخش هایی از سومالی و کنیا است در توصیف اوضاع جاری می گوید که دیگر هیچ امیدی نیست؛ او اضافه می کند که در چنین اوضاعی سواحل کنیا نیز وضعیتی مشابه شمال نیجریه پیدا خواهد کرد. یکی از سفرای مقیم در نایروبی پایتخت کنیا در مورد تولد بوکوحرام در کنیا هشدار می دهد. بوکوحرام گروه جهادی خشونت طلبی است که فعلا در نیجریه فعالیت می کند.

اینک پس از عملیات های تروریستی اخیر در تونس، اروپائیان بابت امکان عبور تندروها از دریای مدیترانه و هدف گرفته شدن کشورهایشان نگران شده اند؛ با این حال احتمال بیشتر آنست که میکروب عملیات تروریستی به سمت جنوب یعنی به طرف منطقه ساحل تغییر جهت دهد؛ منطقه ای که مانند کمربند بر حاشیه صحرای خشک آفریقا قرار گرفته و از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ امتداد می یابد و البته این منطقه قبلا نیز با ویروس و تب جهادگرائی از ناحیه الجزایر و لیبی مواجه شده است. 

این روزها امکان رفتن به مناطق دیگری در آفریقای زیر صحرا دیگر میسر نیست از جمله در بخش هایی از کامرون، چاد، نیجریه و نیجر. شمال مالی با وجود دخالت نظامی فرانسه در سال 2013 که منجر به توقف پیشرفت جهادگرایان به سمت پایتخت کشور شد از زمان شورش مورد حمایت اسلامگرایان در سال 2012 از وجود افراد خارجی و بویژه غربی ها خالی شده است. در حملات اخیر بوکوحرام در نیجریه و چاد صدها نفر کشته شدند؛ موضوعی که باعث شد محمد بوهاری رئیس جمهور نیجریه اقدام به برکناری فرماندهان ارتش کند.

در کرانه شرقی آفریقا خشونت دینی از مرزهای استوا عبور کرده و به سمت جنوب یعنی در تانزانیا گسترش یافته است. در این مناطق خشونت گرایان خود را به بمب های دست ساز، تفنگ های دستی و بطری های اسید مسلح کرده و رهبران مسیحی و گردشگران را هدف می گیرند. تانزانیا همچنین تبدیل به نقطه رفت و آمد تندروهای اروپائی شده است. «جهادی جون» یک عضو بریتانیائی داعش که به عنوان جلاد گردن زن در مقابل دوربین های فیلمبرداری معروف شده است از مسیر دارالسلام یعنی بزرگترین شهر تانزانیا به سوریه رفته است.

اینک بیشتر از ده کشور در آفریقای زیر صحرا گرفتار گروه های جهادی محلی شده اند. از جمله می توان از این کشورها نام برد: کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، اریتره، اتیوپی، کنیا، مالی، موریتانی، نیجر، نیجریه، سومالی، سودان، تانزانیا و اوگاندا. حملات جهادی در اغلب جاها تبدیل به یک امر عادی روزانه یا هفتگی شده است. اسلحه هم بصورت فراوان در دسترس است؛ اغلب سلاح ها از زمان جنگ های داخلی سابق که بر سر مسائل غیرمذهبی اتفاق می افتاد و هزاران کشته بر جای می گذاشت بدست می آید.

سودان نقطه اتصال تندروها در آفریقا به همدیگر است زیرا در این کشور تعداد فراوانی از گروه های تندرو با همدیگر تماس گرفته و اقدام به مبادله نیرو، اطلاعات و امکانات می کنند. در کودتای 1989 گروهی از فرماندهان نظامی اسلامگرای همسو با اسامه بن لادن در سودان به قدرت رسیدند. دو دهه پیش، سودان میزبان اسامه بن لادن بود. از آن زمان تاکنون حکومت سودان از روند اسلامگرائی افسار گسیخته که هیچ حد و مرزی را نشناسد نگران شده است. با این حال این حکومت نمی تواند از روند یاد شده اظهار بیزاری نماید. دانشگاه خارطوم در پایتخت سودان تبدیل به مرکز جذب دانشجویان تندرو شده است. برخی از این جوانان در ادامه راه بن لادن به صحنه های جنگ در شمال و شرق رفته اند.

داعش و القاعده بعنوان دو گروه پرآوازه جهادی خشونت گرا برای جذب گروه های جهادی محلی در آفریقا با همدیگر رقابت می کنند. روابط میان این دو گروه پرآوازه پیچیده تر از آنست که صرفا محدود به وفاداری و بیعت اعضا با آنها باشد. روابط میان گروههای جهادی رقابت جو نه تنها در زمان قدرت یابی یک گروه بلکه حتی در زمان ضعف آنها نیز متعارض است. وقتی در سال 2009 بوکوحرام تار و مار شد بسیاری از رهبران آن به چاد، سودان و سومالی رفتند. از آن زمان تاکنون صدای عرب زبانان اهل سودان در تبلیغات ویدیوئی بوکوحرام شنیده می شود. گروه های اصلی سازنده بمب های جاسازی شده در اتومبیل ها در سومالی آموزش دیده اند. شیوه تاکتیک های نظامی زد و خورد با عنوان «جنگ و گریز تویوتا» که در چاد آموزش داده می شود اینک تبدیل به شیوه های جنگی بوکوحرام شده است. وقتی پارسال بوکوحرام در مرحله افزایش قدرت خود قرار گرفته بود منطقه نفوذ خود را در مرزهای شرقی نیجریه گسترش داده و تعداد بیشتری از اتباع کامرون را جذب کرد.

شکست های محلی گروه های اسلامی سبب می شود که بخاطر فرار اعضای این گروهها، روند پخش و گسترش سرطانی ایشان در سرتاسر قاره سرعت و شتاب بیشتری پیدا کند. سرطان جهادی در کشورهای آفریقای زیر صحرا احتمالا بر اثر تداوم منازعات در لیبی و نیجریه که این گروه ها را درگیر کرده است گسترش خواهد یافت. اعضای این گروهها به مناطق وسیع شنی که بخشهای گسترده ای از آفریقای بالای استوا را پوشانده است فرار خواهند کرد مانند نتایج حاصل از تلاش نیروهای فرانسوی در ریشه کن ساختن تندروها در شمال مالی در سال 2013.

یک افسر امنیتی در نیجریه می گوید: «در مناطق پست و صحرائی آفریقا مرزها هیچگاه اهمیت و معنای زیادی نداشته اند؛ در این مناطق سیاست همواره با تجارت و بازرگانی پیوند داشته است. گروه های جهادی نظیر انصار الشریعه، حرکه التوحید و الجهاد در غرب آفریقا و القاعده در مغرب اسلامی از طریق شبکه های قاچاق در کشورهای صحرائی آفریقا رشد یافته اند. افراد وابسته به چنین تشکیلاتی قادر هستند مسافت های طولانی را در مسیرهای بازرگانی ناشناخته در صحرا طی نمایند؛ مسیرهائی که برای قرن های متوالی مورد استفاده بوده است. نقشه های آنان برای پیمودن مسافت های طولانی برای کسی معلوم نیست.»

هر چند گروه های تندرو از جانب نخبگان ثروتمند حمایت می شوند اما آنها قادر نیستند بدون حمایت های مردمی دوام پیدا کنند. هر کدام از این گروه ها قادرند از ذائقه ها و سلیقه های متنوع محلی که در این مناطق وجود دارد استفاده نمایند. از مالی و نیجریه تا کنیا و تانزانیا داستان به همین صورت است. تندروها از میان مسلمانانی بر می خیزند که که تاکنون در حاشیه نگه داشته شده بودند؛ کسانی که دهه های متوالی شاهد بی توجهی، تبعیض و بدرفتاری از جانب مسئولان کشور خود بوده اند. نیروهای جهادی قادرند از تنش های دینی موجود برای منفجر کردن اوضاع استفاده نموده و بدین ترتیب به درون جوامع ناراضی مسلمان رخنه نمایند.

علاوه بر اینها درگیری هایی که این گروهها راه می اندازند سبب افزایش تعداد آوارگان و پناهندگانی می شود که همین افراد آسیب پذیر، قابلیت گرایش به تندروی دارند و بدین ترتیب آتش تندروی در آفریقا فراهم می شود.

آنچه که تندروها را در آفریقا هدایت می کند صرفا خوش شانسی ایشان یا زور اسلحه شان نیست بلکه منبع اصلی قدرت آنها ایدئولوژی است. بنابراین خلافت اسلامی که از موصل در شمال عراق تا شمال شرقی نیجریه گسترده شده صرفا بر روی زمین شکل نگرفته است بلکه فراتر از آن رایحه تفکرات مسموم از فراز هزاران مایل وزیدن گرفته است. اسلام اینک تبدیل به ایدئولوژی نوین اعتراضات در آفریقا شده است و همین موضوع سبب شده تا اسلامگرائی قدرتی استثنائی پیدا کند.

سیاست در آفریقا تمایل به گرایشات قبیله ای و تعهد به نژاد دارد و همین موضوع سبب بوجود آمدن خلا سیاسی گسترده ای شده است. گروهی مثل «الشباب» در سومالی قادر است خود را به عنوان تشکیلاتی برتر از قبایل ارائه نماید. تنها یک رقابت سیاسی سازنده می تواند اوضاع را تغییر دهد اما بندرت رهبران قبیله ای و نژادی برای واگذاری قدرت تمایل نشان می دهند. دولتهای آفریقائی و غربی اغلب در فکر مقابله نظامی با جهادگرایان هستند. فرانسه 3000 نیروی نظامی واکنش سریع به همراه شش فروند جت جنگنده و 20 فروند بالگرد نظامی در چاد مستقر کرده و آمریکا نیز پایگاه پهپاد در آفریقا درست کرده است. صرفا تکیه بر چنین شیوه هایی برای مقابله با جهادی ها شانس کمی برای موفقیت دارند. در سومالی کمک های غرب برای مبارزه با جهادگرایان دستاوردهایی داشته است ولی اینها کافی نیست. بر اثر این درگیریها الشباب تعداد زیادی از نیروها و بخش های وسیعی از قلمروی خود را از دست داد؛ چنین راهکارهائی صرفا نابودکننده است و به تنهایی کافی نیست زیرا تشکیلاتی که قبلا فقط محدود به سومالی بود اینک از مرزها عبور کرده و به کنیا رسیده و حتی در میان نیروهای دولتی کنیا متحدانی پیدا کرده است! در کنیا مانند هر جای دیگری در دنیا، وحشیگری رسمی و دولتی تبدیل به بهترین ابزار برای جذب نیرو به نفع گروههای تندرو شده است. نظامیان در کنیا هزاران نفر را بدون دلیل دستگیر و شکنجه کرده اند. بنابراین هر یک از این افراد خود را قربانی می دانند. طی دو سال اخیر بیش از 20 روحانی مسلمان در سواحل کنیا کشته شده اند. هر چه دولتها بیشتر احساس خطر کنند دست نظامیان را برای سرکوب بازتر می گذارند؛ چنین فرایندی نه تنها مخالفان را بیشتر به جوش می آورد بلکه سبب پیدایش دولت های شکننده و نهادهای شکننده و ناکارآمد خواهد شد.   

منبع: اکونومیست/ مترجم: سید قاسم ذاکری

کلید واژه ها: کنیاآفریقانیجریهسومالیسودانبوکوحرامچادتانزانیا


نظر شما :