واکنشها وچشم انداز پیش رو سیاست روس ها:

استمرار سیاست سلطه طلبانه کرملین درقفقاز

۲۶ آبان ۱۳۹۲ | ۱۴:۰۳ کد : ۱۹۲۴۵۰۱ آسیا و آفریقا یادداشت
دکتر افشارسلیمانی، کارشناس ارشد مسایل بین المللی و سفیر اسبق ایران در جمهوری آذربایجان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به بررسی سیاست روسیه در منطقه قفقاز می پزدازد.
استمرار سیاست سلطه طلبانه کرملین درقفقاز

دیپلماسی ایرانی: درطول دودهه ای که از استقلال جمهوری آذربایجان پس از فروپاشی شوروی سپری شده ، روسیه در مقاطع مختلف با استفاده از ابزارهایی که از گذشته در دست داشته همواره در راستای حفظ سیادت خود درقفقاز که آنرا حیات خلوت خود می پندارد بر سه کشور قفقاز جنوبی (آذربایجان،ارمنستان و گرجستان) سیاستهای سلطه طلبانه ای را اعمال کرده و کماکان به این سیاست ادامه میدهد تا این منطقه را درچنبره توسعه طلبی خود قراردهد .اینکه تا چه حد در پیشبرد این راهبرد خود موفق بوده و دراین مسیر با کدامین موانع و چالشها روبروست ، خود بحث جدا ومستقلی را اقتضاء میکند.
راقم این سطور بمنظور پرهیز از اطاله کلام و رعایت ضریب حوصله مخاطبان ،در این نوشتار قصد دارد با ختصار صرفا به سیاستهای مسکو در قبال باکو و ارزیابی وتحلیل میزان تحقق اهداف روسیه در این بزرگترین وقویترین کشور قفقاز جنوبی و ناکامیهای این کشور و چالشهای پیش روی مسکو در این راستا بپردازد.امیداست فرصت دیگری برای پرداختن به رویکردهای مسکو درقبال دوکشور دیگر قفقازی درآینده پدید آید .البته در مقاله حاضر نیز به دلیل در هم تنیدگی مسایل سه کشور با یکدیگر و روسیه به موارد مرتبط ناگزیر اشارت خواهدرفت.
سلطه طلبی روسیه در قبال آذربایجان دردوره پس از فروپاشی و استقلال آذربایجان شامل چند مرحله است هرچندکه ابزارهای مسکو عمدتا به شکل ثابت از جنبه های ژیو پولیتیکی ، امنیتی ،فرهنگی ،اجتماعی واقتصادی برخورداربوده است.
از فشارها،تبعیضها و اقدامات نظامی شوروی علیه آذربایجان که آخرین آن قبل از فروپاشی شوروی تهاجم ددمنشانه ارتش سرخ به مردم بی دفاع این کشور وشهادت تعداد کثیری از مردم در باکو در 20 ژانویه 1990 که بگذریم  از ابتدای استقلال این کشور درسال 1991ودر چهار دوره ریاست جمهوری ایاز مطلب اف،ابوالفضل علیف (الچی بی)،حیدر علیف و الهام علیف همواره با افت وخیزها وشدت وحدتهای متفاوت اما مستمر ،شاهد اعمال سیاستهای سلطه طلبانه و نفوذ گرایانه مسکو برباکو بوده وهستیم که کماکان نیز ادامه دارد.
درزمان صدارت ایاز مطلب اف که ابتدای استقلال این کشور و او رویکردضدروسی نداشت و خود از الیتهای وابسته به حزب کمونیست سابق و کرملین بود مسکونگرانی چندانی از باکو نداشت و برای مهار تحرکات احتمالی علیه روسیه ، مسکو با تحریک وحمایت ارامنه بصورت کنترل شده سبب زیاده خواهی آنها در قره باغ کوهستانی شده بود اما همین امر و حوادث 20 ژانویه  سبب شد  درپی اعتراضات مردمی برهبری جبهه خلق آذربایجان ایاز مطلب اف تن به استعفا دهد و رییس مجلس ملی وقت یعقوب محمداف کفیل ریاست جمهوری گردد تا زمینه انتخابات  ریاست جمهوری را
ظرف سه ماه فراهم نماید .مسکو که نگران شرایط جدید شده بود با ادامه حمایت از ارامنه وبا کمک ارتش روسیه، باعث گردید دردوره کوتاه محمداف شهر شوشا نیز باشغال ارامنه درآید این درحالی بود که در دوره مطلب اف قره باغ به تصرف ارامنه وارمنستان در آمده بود.نکته قابل تاجل اینکه شهر شوشا مشرف به قره باغ درحالی به تصرف روسها وارمنیها درآمد که محمداف کفیل ریاست جمهوری آذربایجان بمنظور انجام مذاکرات صلح در تهران حضورداشت و بیانیه ای ازسوی روسای جمهور وقت سه کشور ایران ،آذربایجان وارمنستان (هاشمی رفسنحانی،یعقوب محمداف و لیون تر پطروسیان)بامضاء رسیده بود وهمزمان با صدور این بیانیه شوشا ازسوی روسها وارامنه و همکاری ستون پنجم آذربایجان با مدیریت روسیه اشغال گردید ،درواقع مسکو به دلیل شکست مذاکرات تهران و اعمال سیاست سلطه طلبانه مبادرت به چنین اقدامی نموده بود.
به دنبال حوادث مذکور در خرداد ماه 1371 بود که انتخابات ریاست جمهوری در آذربایجان برگزار شد و ابوالفضل علیف  رهبر جبهه خلق این کشور که فردی پان ترکیست وضد روسیه وضد ایران بود به پیروزی رسید .وی در نخستین اقدامات خود از روسیه خواست نیروها وتجهیزات نظامی خودرا از خاک آذربایجان خارج کند .او همچنین از عضویت کشورش در اتحادیه کشورهای مشترک المنافع اجتناب نمود وتنها پایگاه راداری قبله (به فتح ق وب و کسر ل) کم وبیش دراختیار روسها باقی ماند که تا چندماه پیش نیزتحت اجاره آنها بود اما به دلیل افزایش میزان اجاره  ازسوی باکو و عدم
موافقت مسکو این پایگاه از ید اختیار روسها رها گردید.
در دوره ریاست جمهوری الچی بی نظامیون و تجهیزات نظامی روسیه از خاک این کشور خارج شدند و مناسبات باکو-مسکو به سردی گرایید اما مسکو توسط عوامل نفوذی خود در آذربایجان و با استفاده از اهرم مرزهایش با آذربایجان و قریب یک میلیون آذری مقیم روسیه و همینطور اهرم قره باغ به اعمال سیاستهای سطله طلبانه خود ادامه داد وسبب شد حکومت جبهه خلق در پایان یکسال ریاست جمهوری الچی بی ودرپی کودتای نظامی سرهنگ صورت حسین اف که از شهر گنجه شروع شد سقوط کند.الچی بی ناگزیر از حیدر علیف که رییس شورایعالی جمهوری خودمختارنخجوان از توابعآذربایجان بود تلفنی دعوت کرد تا برای کنترل اوضاع به باکو بیاید و با آمدن حیدرعلیف به باکو الچی بی بدون خداحافظی به زادگاه خود روستای کلکی از توابعش5هراردوباد نخجوان رفت.حیدرعلیف به دلیل عضویت درپارلمان آذربایجان به  ریاست مجلس ملی انتخاب شد و در نبود ریس جمهور کفیل ریاست جمهوری گردید و ظرف سه ماه زمینه انتخابات ریاست جمهوری را فراهم نمود ودرمهر ماه 1371 خود با اکثریت قاطع آراء بعنوان سومین رییس جمهور این کشور انتخاب گردید که 5سال بعد با انتخاب مجدد تا 1383 برمسند خود باقی ماند.
مسکو که همواره سیاست فرصت طلبانه و سلطه طلبانه خودرا در اولویت سیاست خارجی خود قرار میدهد از شرایط کودتا ی گنجه و دوره انتقال قدرت از الجی بی به حیدرعلیف استفاده کرد وبا افزایش حمایتها از ارمنستان
وارامنه و کمکهای نظامی مستقیم به آنان سبب شد شهرهای دیگری از آذربایجان به تصرف ارمنستان درآید بطوریکه تا آبانماه 1372 مزید برقره باغ 7 شهر دیگر آذربایجان به اشغالارمنستان درآمد.آخرین شهری که ازسوی  نیروهای اشغالگر تصرف گردید شهرزنگیلان بود که دوروز پس از خاتمه سفر هاشمی رفسنجانی رییس جمهور وقت کشورمان به آذربایجان صورت گرفت وتلاشهای ایران وترکیه برای جلوگیری ازاین اشغال به سرانجامی نرسید.قابل توجه اینکه این اشغالگری درحالی صورت گرفت که حیدر علیف تلاش کرد با عضویت در اتحادیه کشورهای مشترک المنافع و تلطیف روابط با روسیه  مانع از حمایت روسیه از ارمنستان و اشغال اراضی کشورش گردد اما این مساعی به جایی نرسید وتنها امتیازی که روسها به آذربایجان دادند این بود که با چراغ سبزی که نشان دادند بستر انعقاد قرارداد صلح بیشکک را با همکاری گروه مینسک سازمان امنیت وهمکاری اروپا در سال 1373 فراهم کردند وتاکنون نیز مانع از آزادی 20 درصد از اراضی اشغالی آذربایجان توسط ارامنه شده اند و تناقض آشکار در این است که روسیه که خود سبب ساز تصرف خاک آذربایجان گردیده یکی از روسای گروه مینسک است که مسولیت حل وفصل مناقشه قره باغ را برعهده دارد!
درطول 20 سال گذشته که اراضی آذربایجان تحت اشغالارمنستاتن وبه طریق اولی روسیه قرار دارد کرملین همواره به موازات تلاشهای ظاهریش برای حل مناقشه قره باغ در ورای پرده به باکو فشار می آورد تا امتیازات موردنظر خودرا دریافت کند وپس ازآن به حل مناقشه که مشخص نیست تا
چه میزان وفای به عهد خواهد داشت کمک نماید!
برغم عدم مساعدت مسکو نسبت به تامین تمامیت ارضی آذربایجان درطول 20 سال گذشته مناسبات روسیه وآذربایجان در دوره حیدر علیف (تاسال1383) و دوره الهام علیف (از سال 1383تاکنون) ازروند روبه رشدی درزمینه های سیاسی،امنیتی ،اقتصادی وفرهنگی وهمینطور در رابطه با دریای خزر برخورداربوده و چالشها وتنشهای دوطرف در مقاطع زمانی مختلف تا حدود زیادی زیرپوستی و درنهان بوده است. مورد اختلافی که در یکسال اخیر و تا چندماه پیش جنبه رسانه ای بیشتری یافت اجاره پایگاه راداری قبله بود که هرچند به سرانجامی نرسید و روسها این پایگاه را ترک کردند اما چالش زیادی درپی نداشت.شاید هم یکی از دلایل کاسته شدن از اهمیت استراتژیک پایگاه مذکور در شرایط کنونی بود که روسها را زیاد آزرده خاطر نکرد.
موضوع جالب توجه تر وقابل تامل تر اینکه مسکو درحالی جزیی از گروه مینسک برای حل مناقشه قره باغ است که با ایروان قراداد 49 ساله نظامی دارد و دارای پایگاه و نیروها وتجهیزات نظامی در ارمنستان است بطوریکه مرزهای ارمنستان با کشورهای همسایه این کشور توسط مرزبانان روسی کنترل میشود.ازسوی دیگر ارمنستان عضو پیمان امنیت دسته جمعی است که روسیه ،تاجیکستان ،قزقیزستان و بلاروس نیز عضو این پیمان هستند ودرمواقعی که مقامهای آذری هراز چندگاهی صحبت از این می کنند که درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات صلح قره باغ این کشور مجبور خواهد بود
با توسل به نیروی نظامی نسبت به آزادسازی اراضی اشغالی خود مبادرت خواهد ورزید مقامهای روسی صراحتا واکنش نشان داده و اعلام می کنند درصورت اقدام نظامی آذربایجان با نیروهای نظامی روسیه درحمایت از ارمنستان مواجه خواهند شد این درحالیست که به فرض بعید اگر آذربایجان دست به اقدام نظامی بزند قصد وارد شدن به خاک ارمنستان را نخواهد داشت و صرفا درصدد رهاسازی سرزمینهای اشغالی خود برخواهد آمد.قابل تاحل تر اینکه غربیها نیز مخالف هرگونه اقدام نظامی آذربایجان بمنظوربتامین تمامیت ارضی این کشورند.اینگونه مواضع روسیه وغربیها درحالی صورت می گیرد که شورای امنیت سازمان ملل متناوبا با صدور4 قطعنامه قره باغ و سایر شهرهای اشغال شده آذربایجان را متعلق باین کشور دانسته و اراضی مورد نظر زمانیکه آذربایجان پس از استقلال مورد شناسایی جامعه جهانی واقع و به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شد در ترکیب آذربایجان بوده است.مزید براینها اخیرا نیز مجمع پارلمانی اتحادیه اروپا براجرای قطعنامه های مورد اشاره شورای امنیت سازمان ملل تاکید نمود.درهمین حال سفیر روسیه در ایروان چندروز پیش باردیگر ضمن حمایت از ارمنستان وقره باغ تاکید نمود که جمهوری ) خودخوانده) قره باغ را به عضویت اتحادیه گمرکی مشترک المنافع درخواهدآورد که موجبات نارضایتی باکو را فراهم نمود.به موازات چنین تحرکاتی اخیرا باردیگر موضوع تصویب استقلال جمهوری باصطلاح قره باغ در پارلمان ارمنستان مطرح گردیده است.هرچندکه بعید بنظر میرسد موضوعات مذکور جامه عمل به خود بپوشد اما پرواضح است که
مسکو از این موارد بعنوان اهرم فشار علیه باکو بمنظور عضویت آذربایجان در اتحادیه های  آورآسیا و اتحادیه گمرکی که مبتکر آنها شخص پوتین است بهره می برد.موضوعی که پوتین در جریان سفر اخیر پیش انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان به باکو درمذاکرات پشت پرده با همتای آذری خود برآن تاکید نموده بود.
دربرابر فشارهای مسکو ،باکو با رویکرد همگرایی با غرب اعم از امریکا و اروپا و با عضویت در ساختارهای اروپایی از قبیل شورای اروپا وهمکاری انفرادی و همکاری برای مشارکت در صلح ناتو و مبارزه با تروریسم با امریکا و اعزام افسران وسربازان آذری به عراق وافغانستان و مشارکت در انتقال محموله های ناتو از طریق فرودگاههای نظامی آذربایجان به مناطق مذکور  با این کشور نیز همکاری نموده ومی نماید.باکو همچنین بمنظور ایجاد توازن در سیاست خارجی خود شرکتهای روسی، غربی و امریکایی را در کنسرسیومهای نفتی وگازی مشارکت داده است هرچندکه سهم غربیها در این پروژه ها بیشتر از سهم روسهاست .مزیر براین آذربایجان با احداث خطوط لوله نفت وگازباکو-تفلیس-جیحان وباکو-تفلیس -ارضروم و پی گیری خط لوله تاناپ با مشارکت غربیهادرراستایی خروج از وابستگی به مسیرروسیه و ایفای نقش در تامین نیازها و امنیت انرژی غرب و خروج اروپا وترکیه از وابستگی به روسیه و کاستن از نقش روسیه در این رابطه و درانزوا قراردادن ارمنستان و درنهایت حل بحران قره باغ ، آزادسازی اراضی اشغالی خود وتامین تمامیت ارضی اش اقدامات قابل توجهی نموده است.اما
برغم همه این اقدامات مسکو از پی گیری سیاست سطله طلبانه علیه این کشور دست برنداشته و کماکان از اهرمهای خود درراستای تحت سیطره قراردادن آذربایجان بهره می برد و موثرترین اهرم همانا اراضی اشغال شده آذربایجان توسط ارمنستان است که با کمکهای مستقیم وغیرمستقیم روسیه صورت گرفته و ادامه دارد.هرچند که امریکا وغرب تا حدود زیادی مانع از سیادت روسیه در آذربایجان شده اند اما در زمینه بازگردندان تمامیت ارضی این کشور اقدامی ملموس وموثر انجام نداده اند.
بنظر می رسد روسیه تا زمانیکه امریکا سرگرم حل مشکلات داخلی و بحرانهای موجود در خاورمیانه است ازفرصت بهره برده و سیاست کنونی در قفقاز را ادامه خواهدداد.درشرایط کنونی دو منطقه ابخازیا واوستیای جنوبی گرجستان باحمایت تمام عیار مسکو از سال 2008 باصطلاح مستقل شده و عملا تحت تسلط روسیه قرار دارد .هرچندکه اکثریت قریب باتفاق کشورها استقلال مناطق مذکور را مورد شناسایی قرار نداده اند اما این مناطق از حیطه حاکمیت گرجستان رها شده و توسط روسها اداره می شود.همچنین ارمنستان  بصورت تمام عیار تحت سطله روسیه قرار دارد و عدم دسترسی خاکی روسیه به ارمنستان سبب گردیده تاحضور فیزیکی روسها دراین کشور قابل توجه باشد، مزیدبرآن به دلیل عبور خط لوله گاز روسیه به ارمنستان هز طریق گرجستان و تاثیرگذاری گرجستان بر تحولات قفقاز شمالی که در داخل فدراسیون روسیه قرار دارد کرملین بارویکرد حیات خلوتی به این کشور همواره درپی حفظ حضور خود در گرجستان بوده است.
با توجه به شرایط منطقه و نظام بین الملل بنظر میرسد روسها علاوه بر استفاده از ابزارهای مورد اشاره درصورت لزوم از اهرم طالشها و لزگیها و مرزهایش با آذربایجان و دریای خزر بمنظور افزایش نفوذ خود دراین کشور  و اخذ امتیازات مورد نظر بهره برداری خواهد نمود .اینکه تا چه حد موفق خواهد بود بستگی به کم وکیف مناسبات باکو با مجموعه غرب و درراس آنها آمریکا و ترکیه خواهد داشت.ازآنجا که روسیه در مناطق قفقاز شمالی اش با نگرانیهای امنیتی ،جنبشهای مردمی واسلامی و تجزیه مواجه است و تثبیت استقلال کشورهای قفقاز جنویی تاثیر مستقیم بر قفقاز شمالی دارد و نگران گسترش ناتو به این مناطق است همواره تلاش حداکثری خواهد نمود تا کشورهای قفقاز جنوبی توسعه همه جانبه نیابند و بحران دراین منطقه استمرار یابد.اما با توجه به گسترش  و تحکیم تمدن الکترونیک جهاتی بنظر نمی رسد دربلند مدت بتواند شوروی سابق را احیا و سلطه خود را براین مناطق فزونی بخشد.با درنظر داشت چنین شرایطی  دولت تدبیر وامید ضرورتا باید مبادرت به تجدید نظر در سیاست خارجی خود در قبال کشورهای مشترک المنافع و تنظیم استراتژی نوینی که منجر به تامین حداکثری منافع ملی کشورمان گردد ،نماید تا مانع ازاین شود که فرصتهای باقیمانده از دست نرود تا نسل فعلی وآتی زیان دیده و آزرده خاطر نشوند.

کلید واژه ها: روسیهارمنستانقره باغباکوقفقازگرجستانارامنهافشار سليماني


نظر شما :