تداوم مانورهای سیاسی آمریکا در سوریه

چماق حمله نظامی همچنان پابرجاست

۲۶ شهریور ۱۳۹۲ | ۱۶:۲۹ کد : ۱۹۲۱۳۲۷ آمریکا گفتگو خاورمیانه
دکتر محمد علی بصیری، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل امریکا در گفتگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که در پشت پرده مانورهای سیاسی اوباما در سوریه تلاش برای برقراری هژمونی امریکا در خاورمیانه نهفته است
چماق حمله نظامی همچنان پابرجاست

دیپلماسی ایرانی: آمریکایی ها تغییر استراتژی داده اند. در شرایطی که پس از کشته شدن بیش از 1400 نفر در سوریه ناقوس جنگی دیگر در خاورمیانه به صدا درآمده بود اکنون با ابتکار عملی که گفته می شود ماحصل تلاش های روسیه است احتمال حمله نظامی به سوریه حداقل در آینده ای نزدیک کمرنگ تر شده است. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا و سرگئی لاوروف همتای روس وی ، روز پنجشنبه در ژنو با هم دیدار و دو طرف پس از مذاکراتی چند ساعته بر تلاش برای تحت کنترل درآوردن سلاح های شیمیایی سوریه و نابودی آن تاکید کردند. وزیر امور خارجه آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی با لاوروف که پس از دیدار آنها برگزار شد، به شدت به نظام سوریه حمله و تاکید کرد دولت سوریه تنها 30 روز وقت دارد تا مساله سلاح های شیمیایی خود را حل و فصل کند و مدارک مربوط به زرادخانه های شیمیایی خود را به سازمان ملل بدهد. این طرح چهار مرحله ای شامل پیوستن دمشق به کنوانسیون منع استفاده از سلاح های شیمیایی، بازرسی از انبارها و کارخانه های تولید سلاح های شیمیایی، اجازه دادن به بازرسان سازمان منع گسترش سلاح های شیمیایی برای تحقیق در مورد زرادخانه های موجود در سوریه و در پایان چگونگی نابودی سلاح های شیمیایی است. نماینده دائم سوریه در سازمان ملل اعلام کرد که کشورش رسما به معاهده منع استفاده از سلاح های شیمیایی پیوسته است.به دنبال پیوستن رسمی سوریه به کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی، وزارت خارجه آمریکا هشدار داد با وجود پیوستن دمشق به این معاهده گزینه دخالت نظامی همچنان در دستور کار خواهد بود. این وزارتخانه در بیانیه ای اعلام کرده است که هیچ تغییری در موضع آمریکا درباره بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه ایجاد نشده  و او نمی تواند بخشی از آینده سیاسی سوریه باشد. آخرین مانورهای سیاسی دولت اوباما در خصوص سوریه را با دکتر محمد علی بصیری، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل امریکا در میان گذاشتیم:

برخی گمانه زنی ها حاکی از این است که رئیس جمهور امریکا به دلیل ترس از عدم رای مثبت کنگره به گزینه نظامی خواهان به تعویق افتادن رای گیری شد. آیا این بار جمهوری خواهان آمریکایی مخالف جنگ هستند؟

در سیاست خارجی امریکا این مساله وجود دارد که جمهوری خواهان جنگ طلب تر از دموکرات ها هستند اما این امر بدان معنا نیست که جمهوری خواهان در هر شرایطی گزینه حمله نظامی را انتخاب کنند. معمولا اگر  شرایط داخلی و خارجی امریکا اقتضا کند اقدام و تشویق به انتخاب گزینه نظامی می کنند اما در حال حاضر این شرایط مهیا نیست. هزینه های سنگین دو جنگ عراق و افغانستان و عدم اجماع بین المللی از سوی شورای امنیت و متحدین امریکا  به گونه ای پیش رفته  که بخش عمده ای از جمهوری خواهان و دموکرات ها در کنگره نظر مثبتی نسبت به حمله نظامی در سوریه ندارند. مخالفان گزینه نظامی اعتقاد دارند که شاید حمله نظامی نه تنها نتیجه مطلوبی در پی نداشته باشد بلکه هزینه اضافی را به اقتصاد امریکا تحمیل کند و یا منجر شکست غیرقابل جبرانی شود که آثار منفی برای امریکا و متحدانش در منطقه رقم زند.

2 روز از سالگرد حادثه 11 سپتامبر می گذرد و برخی تحلیل گران ادعا می کنند که خاطره عدم موفقیت اوباما در افغانستان و عراق منجر به رای منفی افکار عمومی به ماجراجویی های نظامی جدید شده است. شما تا چه اندازه با این تعبیر موافق هستید؟

نتیجه اقدام نظامی مستقیم در افغانستان و عراق ثابت کرد که این قبیل حرکات نمی تواند امنیت امریکایی ها را در منطقه تامین کند.  اقدامات غیر مستقیم امریکا در لیبی و در حال حاضر در سوریه نشان می دهد که چنین رویکردی هزینه ای را ایجاد می کند که نتیجه مورد انتظار یعنی افزایش امنیت و بهبود اقتصاد برای امریکا در بر نداشته است . ماحصل حسابگری  افکارعمومی امریکا و نخبگان نیز این است که با توسل به گزینه نظامی نه تنها نتیجه مطلوب حاصل نمی شود بلکه نتیجه معکوس هم به دنبال خواهد داشت. درنتیجه همین امر بود که اوباما با شعار خروج نیروهای امریکایی از عراق و افغانستان رای آورده و در انتخابات پیروز شد . در حال حاضر با فشار لابی صهیونیستی  و یا سرمایه داران امریکایی اوباما یک بار با  تغییر موضع به فکر حمله به سوریه افتاده است.  این در حالی است که  افکارعمومی که به اوباما رای داده اند همچنان بر موضع پیشین خود یعنی عدم استفاده از گزینه نظامی پافشاری می کنند.

بنابراین به نظر می رسد که دموکرات ها در انتخابات آینده با این رویکرد موفق نخواهند بود.  تشتت آرایی که در  میان رهبران دموکرات ها و جمهوری خواهان به وجود آمده سبب شده است که اجماع لازم را برای حمله به دست نیاورند و از سوی دیگر  افکارعمومی هم دیگر  از آنها حمایتی نمی کند.   

آیا امریکا پس از تحولات جهان عرب ، گونه جدیدی از نظم منطقه ای را در خاورمیانه دنبال می کند؟

استراتژی کلی کاخ سفید این است که هژمونی امریکا را در دنیا ایجاد کنند.هژمونی که خاستگاه آن هم خاورمیانه است. پس از تحولاتی که در منطقه رقم خورده که  امریکایی ها آن را  دموکراسی خواهی می خوانند و از دید ما بیداری اسلامی است هدف تربیت جوانان  به گونه ای است که  سلطه امریکا را به دنبال داشته و جایگاه متحدان آن از جمله اسرائیل برتری پیدا کند. استراتژی امریکا در منطقه این است و اگر لازم باشد همانند لیبی اقدام نظامی هم می کنند.

 در حال حاضر در خصوص سوریه نیز قصد دارند که همین راه را ادامه دهند بدین معنا که روند بحران سوریه به گونه ای باشد که جریان و یا نیروهایی که به زور امریکا که با امنیت و حضور اسرائیل مشکلی ندارند در این تحولات حاکم شوند. هم اکنون امریکا با مدیریت جنگ داخلی در سوریه و با کمک متحدینی که در این کشور دارند همانند سلفی ها و وهابی ها به این جمع بندی رسیده اند که به تدریج توان دولت سوریه در حال تحلیل است و نهایتا تبدیل به سوریه ای خواهد شد که رژیمی مهار شده و تضعیف شده در محور مقاومت است و دیگر توان مقابله با اسرائیل را نخواهد داشت. اگر زمانی نیاز به دخالت نظامی باشد قطعا وارد عمل خواهند شد. امریکایی ها  قصد رها کردن اوضاع در سوریه را ندارند .

جان کری و اوباما صحبت از نظارت بین المللی بر تسلیحات شیمیایی سوریه کرده اند و از سوی دیگر روسیه نیز پیشنهاد دهنده این طرح بوده است. به نظر شما این روند چه تاثیری بر پرونده هسته ای ایران خواهد داشت؟

امریکایی ها نسبت به کشورهای مزاحم و یا محور شرارت همانند سوریه، ایران و کره شمالی اهداف طولانی مدت دارند. بدین معنا کشورهایی را که به نوعی با حضور امریکا در منطقه و یا هژمونی آن هماهنگ نیستند مهار کنند و پتانسیل خطرناک استراتژیک آنها را تحت کنترل درآورده و یا حتی آنها را خلع سلاح کنند. اگر سوریه توان هسته ای ندارد اما توان موشکی و شمیایی خوبی دارد در نتیجه امریکا به دنبال نابودسازی این توانمندی است تا نمونه ای باشد برای ایران که امریکا آن را مزاحم تحقق اهداف خود می داند. امریکایی ها بارها نیز اعلام کرده اند که مساله سوریه و خلع سلاح شمیایی این کشور درسی است برای بحث هسته ای ایران و کره شمالی. در حقیقت امریکایی ها از این نگران نیستند که تعدادی از سوری ها توسط سلاح های شیمیایی دولت و یا مخالفانش کشته شده اند، بلکه آنها بیشتر از این نگرانند که توازن قدرت با داشتن این سلاح ها به ضرر اسرائیل و هم پیمانان امریکاست. اگر جنگ گسترده شود ممکن است به سرزمین های اشغالی هم کشیده شود و از این سلاح ها در این مناطق اشغالی و یا حتی اروپا هم استفاده شود. امنیت آنها در این مساله است و اگر دامنه درگیری ها افزایش پیدا کند شاید بسیاری از کشورها را درگیر کند. در نتیجه هدف این است که دولت هایی همچون ایران، سوریه و کره شمالی خلع سلاح شده و توان آنها کاهش پیدا کند.

بنابراین می توان گفت این چماق حمله از سوی امریکا نمادین بوده و به دلیل آنکه سلاح های شیمیایی در یک قدمی اسرائیل قرار داشته، ترس استفاده آنها علیه رژیم صهیونیستی سبب شده  تا بحث حمله نظامی مطرح شود؟

خواه این حرکت از سوی تروریست ها ساختگی بوده و یا اینکه توسط دولت بشار اسد از این سلاح ها استفاده شده هدف پیشنهاد امریکا این بوده است که جرات و توان استفاده از این سلاح ها را از سوریه سلب کرده و یا افکارعمومی را مجاب کنند که برای تحت کنترل در آوردن سوریه باید این گام برداشته شود. در این شرایط  دولت سوریه به اندازه ای دچار وحشت می شود که در صورت گسترش درگیری ها به فکر استفاده از این سلاح ها علیه اسرائیل نباشد. اگر دولت سوریه خلع سلاح شده و جرات استفاده از آن گرفته شود گام موفقیت آمیزی برای امریکا محسوب می شود.

اگر در میانه راه نظارت بر تسلیحات شیمیایی، بشار اسد مخالفت کند، تا چه اندازه احتمال آن داده می شود که بار دیگر مساله گزینه نظامی با وجود مخالفت افکار عمومی و متحدان امریکا مطرح شود؟

سناریویی که امریکا در منطقه دنبال می کند خاورمیانه جدید با متحدین آنهاست. این مساله واقعیت دارد دولت های پیشینی که وابسته و یا مخالف غرب بودند مزاحمت هایی را برای آنها داشته که باید به تدریج آنها را تغییر دهند. دخالت مستقیم آنها در عراق و افغانستان با بهانه برپایی دموکراسی جواب نداد و بنابراین سعی کردند این روند را در لیبی به طور غیر مستقیم دنبال کنند، روش آنها در لیبی به این صورت بود که با وارد کردن گروه مزدور تروریست و پول و سلاح اعراب دیکتاتوری قذافی را پس از 40 سال ساقط کردند  و در دقیقه نود با حمله  موشکی زیرساخت های این کشور را مورد حمله قرار دادند که این کشور به طور کامل فلج شده و به چندین سال پیش خود بازگردد. در حال حاضر هم قصد دارند تا همین سناریو را در سوریه  پیاده کنند که اگر  موفق باشند در ایران، عراق، چچن روسیه و پس از آن منطقه سین کیانگ  مسلمان نشین چین نیز همین استراتژی را دنبال کنند.  اگر در تجربه سوریه به نتیجه مطلوب دست پیدا کنند قصد دارند تا دولت های مزاحم را در این مناطق از سر راه بردارند و یا تحت کنترل درآورند. بنابراین تهدید حمله نظامی در سوریه منتفی نشده و همچنان در حال بررسی است، گرچه دولت های مدافع بشار اسد سقوط وی را با این روش تهدید امنیتی مستقیم برای خود تلقی می کنند، بدین معنا که روسیه و چین و جمهوری اسلامی ایران با تمام توان ایستاده اند تا این سناریو عملیاتی نشود و آثار خطرناکش را به مرزهای آنها منتقل نکند.

در این میان ما شاهد شکل گیری نزاع های شیعه و سنی در منطقه هستیم.آیا برخی کشورهای عربی مانند عربستان وکیل سیاست های امریکا در این خصوص در منطقه هستند؟

بله. هدف دیگری که غربی ها و امریکا در منطقه دنبال می کنند تضعیف محور مقاومت است. تا پیش از انقلاب اسلامی اعراب در درگیری نیم قرنی با اسرائیل شکست خورده بودند. اما  پس از انقلاب اسلامی ایران ورق برگشته و جایگاه رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه تهدید و البته بی اعتبار شد. آنها در این تحولات سعی کردند تا به این درگیری ها سمت وسوی شیعه و سنی داده و محور مقاومتی که از آن با عنوان هلال شیعی یاد می کنند را نابود کنند. امریکایی ها این شیطنت را در حال حاضر در مساله سوریه و یا پیش از آن در عراق و گام های اولیه آن را در افغانستان و پاکستان برداشته اند. آتش بیار این معرکه نیز عربستان، قطر، امارات و تا حدودی ترکیه است که در جبهه سنی در مقابل جبهه شیعه فعالیت می کنند چرا که منافع آنها در این مورد به یکدیگر نزدیک است و اهداف مشترکی پیدا کرده اند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14   


انتشار اولیه: جمعه 22 شهریور 1392/ باز انتشار: سه شنبه 26 شهریور 1392

کلید واژه ها: امریکااسرائیلدکتر محمدعلی بصیری


نظر شما :