رهبران قاره سبز با انگیزه های اقتصادی به منطقه آمدند

تاریک سازی فضای منطقه ای علیه ایران

۱۹ آبان ۱۳۹۱ | ۱۷:۴۸ کد : ۱۹۰۸۷۲۹ اروپا گفتگو خاورمیانه
دکتر علی بیگدلی در گفتکوی خود با دیپلماسی ایران تاکید می کند که رهبران فرانسه و انگلیس با دستاویز قرار دادن برنامه هسته ای ایران، نقصان های اقتصادی خود را جبران می کنند
تاریک سازی فضای منطقه ای علیه ایران

دیپلماسی ایرانی: منطقه خاورمیانه با موقعیت استرتژیکی و اقتصادی خود هر روز بیش از گذشته برای غربی ها ارزشمندتر می شود. کشورهای اروپایی که امروزه در تنگنای اقتصادی قرار گرفته اند سعی دارند تا با نزدیک شدن به کشورهایی همچون عربستان و یا امارات خلاهای اقتصادی خود را پر کنند، ضمن آنکه در کنار این منافع مجالی برای اهداف سیاسی خود نیز باز کنند. دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس از روز گذشته تور منطقه ای خود را با سفر به امارات و عربستان آغاز کرده است. بازگشت انگلیس به منطقه ای که در دو دهه گذشته به شکل سنتی سهم آمریکایی ها بوده با بهانه فروش تسلیحات انجام گرفته است.  پیش از دیوید کامرون هم  فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه در نخستین سفر خود به لبنان به نوعی در مسائل سیاست داخلی این کشور دخالت کرده و در عربستان هم با آل سعود بحث پرونده هسته ای ایران و ناآرامی های سیاسی در سوریه را باز کرد. دیپلماسی ایرانی با رویکرد تحلیل اهداف سفر این دو نماینده مهم ترین کشورهای اروپایی به کشورهای منطقه با دکتر علی بیگدلی ، کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل و خاورمیانه گفتگویی داشته است که در زیر می خوانید:

اهداف اصلی سفر دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس به عربستان و امارات و فرانسوا اولاند به لبنان و سپس به عربستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

این سفرها در دو سطح قابل تحلیل است:

1.     مشکلات اقتصادی انگلستان که سبب شده تا کامرون با سفر به این منطقه بخشی از تسلیحات خود را به فروش برساند و از این طریق بتواند ایجاد اشتغال کرده و تا اندازه ایاز سطح فشارهای اقتصادی در داخل را بکاهد.

2.     با چنین سفرهایی قصد دارند به کشورهای منطقه ثابت کنند که همیشه حامی آنها بوده و در چنین شرایط حساسی نیز این حمایت را ادامه می دهند.حتی انگلیس اقدام به اعزام ناوگان های جدید کرده و تصمیم بر آن دارد تا پایگاه عظیمی را در ابوظبی راه اندازی کند. این مسائل در شرایطی اتفاق می افتد که کامرون پیش از سفر خود اعلام کرده بود که مساله حمله به ایران منتفی است و تصمیمی برای حمله نظامی به ایران نداریم. بنابراین به نظر می رسد از سوی دیگر قصد دارند تا فضای منطقه ای علیه را ایران را نیز تاریک تر کند.

در نتیجه این سفر هم از جنبه دیپلماسی و همچنین از نظر اقتصادی بسیار اهمیت دارد و باید منتظر انتخابات ریاست جمهوری امریکا باشیم و شاهد باشیم که امریکایی ها پس از انتخابات دست به کدام استراتژی های جدید در منطقه خواهند زد.

فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه نیز 488 ساعت پیش از دیوید کامرون انگلیسی به عربستان سفر کرده بود. انتخاب عربستان از سوی این دو کشور اروپایی معنای خاصی دربر دارد؟

سفر اولاند نیز بر اساس همان دو بعد اقتصادی و سیاسی است که در پاسخ سوال اول گفته شد. بدین معنا که هر دو کشور اروپایی یعنی فرانسه و انگلیس دچار مشکلات اقتصادی هستند و تنها کشوری که می تواند به آنها کمک کرده و وضعیت ناهنجار اقتصادی آنها را سامان ببخشد، پول های هنگفت حاصل از فروش نفت این کشورها به ویژه عربستان سعودی است تا از این طریق بتواند قراردادهای نظامی با کشورهای اروپایی امضاء کند. این امر هم نشان دهنده آن است که این روند می تواند تا اندازه ای فشار اقتصادی را در کشورهای اروپایی کاهش دهد.

بنابراین در این سفر هدف اقتصادی در اولویت قرار داشته و بهانه ای هم همانند تهدید ایران طرح کردند تا بتوانند دست به فروش اسلحه بزنند.

بحث پرونده هسته ای ایران یکی از موضوعاتی است که  در این دیدارها مطرح می شود، به نظر شما تا چه اندازه اروپایی ها و کشورهایی همچون عربستان نگران توافق ایران و امریکا بدون حضور آنها هستند؟

از سال 1940 که قرار داد تضمین امنیت و نظامی میان روزولت و ابن سعودی (امریکا و عربستان) امضا شد، این روند همچنان ادامه دارد، بدین معنا که امریکا هیچگاه عربستان را رها نخواهد کرد و عربستان نیز بیش از همه به امریکا امیدوار است. از سوی دیگر امریکا و اروپا نیز در یک جبهه حرکت می کنند، فضایی که اولاند و کامرون به منطقه سفر کردند، به طور قطع دور از نظر امریکایی ها نیست. چراکه اقتصاد امریکا نیز بدون حل مشکل یورو امکان سامان گرفتن ندارد و امریکایی ها این موضوع را می دانند که قوی ترین شریک تجاری آنها اتحادیه اروپاست و اگر بنا بر این است که اتحادیه اروپا سامان اقتصادی پیدا کند باید این بحران یورو از بین برود. امریکا نیز برای از بین رفتن این بحران ناچار است تا فضاهای اقتصادی جدیدی را برای این اتحادیه فراهم کرده تا اروپا از این فشار اقتصادی نجات پیدا کند. ممکن است در آینده امریکا و اتحادیه اروپا فشار خود را بر چین متمرکز کنند که چنین رویکردی در استراتژی های منطقه ای آنها وجود دارد.

اما این بدان معنا نیست که عربستان احساس تنهایی کند و به اروپا بپیوندد، به دلیل آنکه عربستان ملک امریکایی ها محسوب می شود. در نتیجه باید خلاصه کرد که سیاست این کشورها جدای از هم نیست.

مساله دیگر بحث بحران سوریه است که عربستان و امارات دو کشور حامی معارضین سوری هستند. آیا سفر این دو نماینده اروپا به کشور عربستان می تواند نشانگر اتحاد اروپا یا این کشورها در پرونده سوریه باشد؟

به باور من مساله سوریه از توان اتحادیه اروپا و حتی امریکا خارج شده است و به یک پدیده بین المللی و منطقه ای تبدیل شده است. به نظر می رسد راه حل مشکل سوریه به آسانی قابل حل نیست و بعید است که نشست قطر نیز برای امریکایی ها موفقیت چندانی داشته باشد.

مساله حل بحران سوریه باید به پس از انتخابات امریکا موکول شود، ممکن است امروز زمینه هایی فراهم شود  که نشان دهند مساله سوریه دچار فراموشی نشده،اما اقدام موثر به پس از انتخابات که رئیس جمهور جدید به کاخ سفید خواهد رفت، ارجاع داده می شود. به دلیل آنکه مشکل سوریه برخلاف کشورهای دیگر بهار عرب پیچیدگی های ذاتی دارد که حل آن بسیار مشکل است.

مساله دیگری که در بحث بحران سوریه مطرح است، سازش با روسیه است ، چراکه روسیه بسیار محکم و قوی پشت سوریه قرار گرفته است، به دلیل آنکه در تحولات شمال افریقا سوریه را به بازی نگرفتند و روس ها نیز از آن روند نا خشنود بوده، در نتیجه در مساله سوریه کوتاه نخواهد آمد. بنابراین امریکا باید به نوعی آشتی با روسیه در مساله سوریه برسد.

لبنان نیز محل رقابت ایران در حمایت از حزب الله با کشورهای عربستان و اروپایی است. با توجه به حمایت اروپا و امریکا از دولت کنونی لبنان، آیا سفر اولاند به لبنان و پس از آن به عربستان تلاشی برای تقویت دولت میقاتی و از سوی دیگر حامل پیامی برای این کشور منطقه خواهد بود؟

عربستان از ابتدا حامی جریان مخالف یعنی 14 مارس بود. بنابراین برای عربستان بسیار مهم است که جبهه سنی را در مقابل حزب الله تقویت کند و همانطور که می دانید قانون اساسی لبنان از سال 1947 که تصویب شد، قدرت را به سه بخش تقسیم کرد که رئیس جمهور باید مسیحی باشد، نخست وزیر سنی و رئیس مجلس نیز باید شیعه باشد. اما امروزه به دلیل آنکه شیعیان قوی تر شدند متقاضی قدرت بیشتری هستند، در نتیجه عربستان همیشه در تلاش بوده که این هلال شیعی را بشکند و هنوز هم خیلی موفق نشده است. ایران را نیز بسیار تحت فشار قرار دادند و اگر دولت سوریه تغییر کند ایران نیز اهرم های قدرت خود را در منطقه از دست خواهد داد و هلال شیعی نیز شکسته خواهد شد.

 امروزه شاهد هستیم که عراق نیز به تدریج در حال فاصله گرفتن از ایران و با افزایش فروش نفت خود کمبود تولید نفت ایران را جبران می کند، از سوی دیگر چند فروند هواپیمای ایران را متوقف کرده است. همین مسائل نشان دهنده آن است که عراق شیعی نیز در حال دور شدن از ایران است و اگر قصد داشته باشد به سمت نوسازی حرکت کند، قطعا به سمت کشورهای عربی خواهد رفت. اشتباهی که سوریه مرتکب و از دنیای عرب دور شد، اما عراق شیعی قصد ندارد تا خود را از دنیای عرب دور کند. هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق که سنی است، استراتژیست عراقی هاست و قصد دارد تا خود را به دنیای عرب نزدیک تر کند. بنابراین عربستان تلاش  می کند تا 14 مارس را تقویت کرده و با توجه به سوابق استعماری که فرانسه در لبنان داشته، آنها نیز از وضع موجود برای کاهش قدرت ایران در لبنان حمایت می کنند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14

انتشار اولیه:سه شنبه 16 آبان 1391 / بازانتشار: جمعه 19 آبان 1391

کلید واژه ها: انگلیسدكتر علي بيگدليفرانسهدیوید کامرونفرانسوا اولاند


نظر شما :