در عصر فروپاشی ساختار هنجاری جهان

چرا اروپا نمی‌تواند با روسیه به توافقی مشابه یالتای برسد؟

۲۵ تیر ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۹۳۶ اخبار اصلی اروپا
در حالی که روسیه آماده نیست برای صلح بر اساس شروط اروپا مذاکره کند، همچنان ممکن است یا به دنبال آتش‌بس در اوکراین باشد یا مسیر تشدید تنش و تشدید درگیری را در پیش بگیرد. بروکسل باید برای هر دو سناریو آماده شود و این آمادگی را بر بحث‌های صرفا هنجاری و ارزشی در اولویت قرار دهد.
چرا اروپا نمی‌تواند با روسیه به توافقی مشابه یالتای برسد؟

نویسنده: کادری لیک، پژوهشگر مهمان در موسسه کارنگی اروپا است. حوزه تخصصی او سیاست داخلی و خارجی روسیه و موضع اتحادیه اروپا در قبال روسیه است.

دیپلماسی ایرانی: اروپایی‌ها زمستان گذشته را با نگرانی از این گذراندند که ایالات متحده ممکن است با روسیه به یک «یالتای جدید» دست یابد. بر اساس این نگرانی، چنین توافقی می‌توانست مرزها و نظم امنیتی قاره اروپا را به شکلی خودسرانه و بدون مشارکت مستقیم طرف‌های ذی‌ربط تعیین کند. سپس در بهار، بحث‌ها در اروپا بر این متمرکز شد که چه کسی باید نماینده اروپا در مذاکرات فرضی خود با مسکو باشد. هدف این مذاکرات نیز حل همان مسائل بود، اما به شیوه‌ای قابل ‌قبول‌تر برای اروپا و بر پایه قواعد و هنجارهای نظم رو به افول دوران پس از جنگ سرد.

اما این امیدها و نگرانی‌ها - و همچنین قیاس‌های تاریخی - در شرایط کنونی چندان با واقعیت همخوانی ندارند. کنفرانس‌های یالتا و پوتسدام که نقشه سیاسی اروپا را برای نزدیک به پنج دهه تعیین کردند، در پایان جنگ جهانی دوم برگزار شدند. مرحله بعدی شکل‌گیری نظم اروپایی نیز در سال ۱۹۹۰ در پاریس مورد مذاکره قرار گرفت؛ زمانی که جنگ سرد در حال پایان یافتن بود. هر دو توافق، توافق‌هایی پس از جنگ بودند که در شرایطی شکل گرفتند که پیروزان و بازندگان تا حد زیادی مشخص شده بودند.

امروز، توازن قدرت جهانی نامتعادل است، قواعد و هنجارهای بین‌المللی دچار آشفتگی شده‌اند و تحولات بزرگ تازه آغاز شده‌اند. در چنین شرایطی، دستیابی به توافق‌های پایدار و بلندمدت دشوار-و شاید حتی غیرممکن-است. بنابراین، اگر فرصتی برای پایان دادن به جنگ اوکراین وجود داشته باشد، بعید است این پایان از طریق یک توافق جامع و گسترده مبتنی بر یک چارچوب هنجاری حاصل شود. احتمال بیشتری وجود دارد که نتیجه، نوعی آتش‌بس شکننده و نامطمئن باشد؛ آتش‌بسی که شاید از مسیر تشدید تنش، نمایش قدرت و سیاست حرکت بر لبه پرتگاه حاصل شود. اروپا به جای تمرکز بر ظرافت‌های هنجاری یک توافق فرضی، باید خود را برای چنین سناریوهایی آماده کند.

روسیه، به‌ ویژه، مدت‌هاست از این دیدگاه پیروی می‌کند که جهان در آستانه یک تغییر بزرگ قرار دارد و به همین دلیل، ارزش سرمایه‌گذاری در ترتیبات بلندمدت را زیر سؤال می‌برد. مسکو بر این باور است که ۵۰۰ سال برتری غرب رو به پایان است، قدرت‌های دیگر در حال ظهور هستند و پیش از آنکه گردوغبار فروکش کند و نظم جهانی جدیدی شکل بگیرد، تحولات بزرگی رخ خواهد داد. حتی ممکن است همین تصور یکی از عواملی بوده باشد که کرملین را به آغاز جنگ تمام‌عیار علیه اوکراین سوق داد؛ اگر کسی معتقد باشد نظم بین‌المللی لیبرال در حال افول است، دیگر از نقض هنجارهای آن واهمه چندانی نخواهد داشت.

از نگاه روسیه، جریان اصلی سیاسی کنونی اروپا همچنان به هنجارهای دوران گذشته وابسته است؛ هنجارهایی که توانایی حفظ و اجرای آن‌ها را ندارد. بنابراین، از دید مسکو، اروپا در جایگاهی نیست که بتواند شرایط تعیین کند. روسیه همچنین ممکن است روی این حساب کرده باشد که در آینده، با تغییر جریان اصلی سیاسی در کشورهای بزرگ اروپایی مانند فرانسه و آلمان و قدرت گرفتن احزاب و سیاستمداران پوپولیست، شرایط برای دستیابی به توافقی مطلوب‌تر فراهم شود.

با این حال، روسیه همچنان به‌ وضوح علاقه‌مند به مذاکره با ایالات متحده است. هرچند نبود پیشرفت در گفت‌وگوها برای مسکو ناامیدکننده بوده، اما تحریک خشم رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، و تبدیل شدن به هدف واکنش‌های احساسی او، تنها مشکلات روسیه را افزایش خواهد داد. روسیه همچنین تلاش کرده است در گفت‌وگوهای خود با واشینگتن پس از بازگشت ترامپ به قدرت، نوعی دستاورد دیپلماتیک را تثبیت کند؛ از جمله درباره نظم سیاسی اروپا و جایگاه اوکراین در آن، موضوعاتی که مسکو آن‌ها را «ریشه‌های اصلی» جنگ می‌داند. با این حال، همه این تلاش‌ها ماهیتی موقتی دارند، زیرا روسیه به‌ خوبی می‌داند که توافق‌های حاصل‌شده ممکن است دوام چندانی نداشته باشند؛ چرا که جایگاه قدرت بزرگ ایالات متحده نیز در حال تغییر و تضعیف است.

با وجود این، حتی در شرایطی که ساختار هنجاری جهان در حال فروپاشی است، برای نخستین بار در طول این جنگ، راهبرد موفق اوکراین در استفاده از پهپادها شرایطی ایجاد کرده است که در آن هم اوکراین و هم روسیه می‌توانند به ‌طور جدی از یک آتش‌بس سود ببرند. اوکراین از آتش‌بس سود خواهد برد، زیرا شهرهای این کشور همچنان شب ‌به ‌شب در معرض ویرانی ناشی از حملات روسیه قرار دارند. این کشور همچنین برای بازسازی زیرساخت‌های انرژی خود تلاش می‌کند تا بتواند با اطمینان بیشتری با فصل زمستان روبه‌رو شود. روسیه نیز می‌تواند از آتش‌بس سود ببرد، زیرا کمبودهای کنونی سوخت نه‌ تنها موجب تحقیر دولت و فلج شدن زندگی غیرنظامیان شده است، بلکه اگر بدون توقف ادامه یابد، ممکن است تلاش‌های جنگی این کشور را نیز با مشکل مواجه کند. افزون بر این، با توجه به اینکه خطوط مقدم جنگ عملا بدون تغییر باقی مانده‌اند، مسکو ممکن است بار دیگر با چشم‌انداز یک بسیج نیروی انسانی جدید روبه‌رو شود.

در مسکو نشانه‌هایی از تغییر فضا و نگرش دیده می‌شود. در ماه مه، مجله «روسیه در امور جهانی» (Russia in Global Affairs)  مقاله‌ای از یک کارشناس برجسته نظامی منتشر کرد که در آن راهی برای خروج کرملین ارائه شده بود؛ بدین معنا که اهداف عملیات نظامی تا حد ممکن محقق شده‌اند و بنابراین ادامه جنگ دیگر ضرورتی ندارد. اخیرا نیز رئیس بزرگ‌ترین بانک خرده ‌فروشی روسیه اعلام کرده است که اقتصاد کشور نمی‌تواند برای مدت طولانی با نرخ‌های بهره کنونی ادامه دهد و پایان سریع جنگ اکنون به دغدغه‌ای عمومی تبدیل شده است.
با این حال، این دیدگاه‌ها در میان نخبگان عمدتا تکنوکرات روسیه الزاما نشان‌دهنده مسیر تصمیم‌گیری بعدی کرملین نیست. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، تاکنون هر چیزی کمتر از تسلیم و پذیرش خواسته‌های مسکو از سوی اوکراین را رد کرده است؛ هرچند آتش‌بس می‌توانست از نظر سیاسی به نفع او باشد، زیرا احتمالا به شکاف میان کشورهای اروپایی دامن می‌زد و برای رقیب او، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، مشکلات داخلی ایجاد می‌کرد.

در مقابل، آخرین باری که روسیه در وضعیت مشابهی از فشار نظامی قرار گرفت، در پاییز ۲۰۲۲ بود؛ واکنش پوتین در آن زمان تشدید جنگ از طریق بسیج نسبی نیروها بود. بنابراین، تشدید تنش-چه به شکل عمودی (افزایش شدت درگیری) و چه به شکل افقی (گسترش دامنه درگیری)-همچنان می‌تواند گزینه مطلوب او در شرایط کنونی باشد.

برای اروپا، هر دو سناریو مشکل‌ساز خواهند بود. تشدید تنش علیه اروپا می‌تواند سطح آماده‌باش امنیتی را در سراسر قاره به ‌شدت افزایش دهد، در حالی که تشدید درگیری در اوکراین، کشورهای اروپایی را وادار خواهد کرد برای یافتن راه‌های جدید حمایت از کی‌یف تلاش کنند. در مقابل، آتش‌بس در امتداد خط مقدم نیز اروپایی‌ها را با این پرسش مواجه خواهد کرد که آیا این آتش‌بس صرفا مقدمه‌ای برای جنگی دوباره است یا خیر. نقض توافق‌های مینسک در سال ۲۰۱۵ توسط روسیه و همچنین نقض توافق پایان ‌دهنده به جنگ روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸ نمونه‌های امیدوارکننده‌ای در این زمینه نیستند. اروپا در هر صورت باید راه‌هایی بیابد تا یک آتش‌بس احتمالی را پایدار نگه دارد.

در نهایت، به نظر می‌رسد اروپا باید به جای بحث درباره توافق‌های هنجاری و ارزشی که می‌توانند به جنگ پایان دهند، خود را برای مدیریت شرایط موجود آماده کند. توافق‌های مبتنی بر هنجارها اهمیت دارند و امیدواریم زمان آن‌ها فرا برسد؛ اما هنوز زمان آن نرسیده است.

منبع: موسسه کارنگی/ ترجمه: معین نیک طبع

کلید واژه ها: روسیه اتحادیه اروپا اروپا روسیه و اروپا اروپا و روسیه امریکا و اروپا امریکا و اروپا و روسیه ناتو


( ۱ )

نظر شما :