تنش های دهلی نو در محیط پیرامونی تشدید خواهد شد

چالش های فراروی هند بعد از لغو خودمختاری کشمیر

۱۲ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۵۹۶۱ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
حسن محسنی فرد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: برقراری ثبات در منطقه بدون حل مناقشه کشمیر آن هم به روش مسالمت آمیز و مبتنی بر اصول عادلانه و کسب رضایت طرفین منازعه خاصه طرف کشمیری، برای هند رؤیایی دست نیافتنی خواهد بود. در صحفه جدید مردم کشمیر (و نه پاکستان) نقش اصلی را بر عهده خواهند گرفت. چراکه مسئله کشمیر بیش از آنکه به تمامیت ارضی هند مربوط شود، به هویت کشمیر مرتبط است. به ویژه در شرایطی که هند به صورت یکجانبه اقدام و بزعم خود پاکستان را از پروسه حل منازعه کنار گذاشته، طبیعتاً کشمیری ها خود را در محوریت تصمیم سازی و تنها جریان مشروع مقابل هند می بینند.
چالش های فراروی هند بعد از لغو خودمختاری کشمیر

نویسنده: حسن محسنی فرد، کارشناس شبه قاره هند

دیپلماسی ایرانی: حزب فرا ناسیونالیست هندوگرای حاکم بر هند در روز پنج شنبه 25 مرداد، 73امین سالروز استقلال خود را در حالی جشن گرفت که 10 روز قبل خودمختاری کشمیر را لغو و بزعم خود مناقشه 70 ساله با پاکستان و کشمیری ها را یک روزه حل و فصل کرده بود. در باره عوامل مؤثر بر این تصمیم ناگهانی دولتمردان هند می توان به موارد متعددی اشاره کرد، لیکن به دلیل مجال کم به ذکر سه علت اساسی بسنده می کنیم.

اولین علت مشاهده نظم قدرت محور و هرج و مرج و بی اعتمادی حاکم بر نظام بین الملل بود که مودی را مصمم به گذاشتن پا در جای پای ترامپ و انکار تمامی تعهدات دوجانبه، بین المللی، به ویژه رد وعده های صریح و اقوال رهبران عالیرتبه اسبق و فعلی حزب بی جی پی (مبنی بر حل مسئله کشمیر طبق نقشه راه واجپایی منجمله رعایت اصول کشمیریت، عدالت و انسانیت)، و تمسک صرف بر ابزار قدرت کرد.

عامل یا محرک دوم بروز نگرانی جدی هند از احتمال معامله پاکستان و آمریکا بر سر کشمیر با دادن مابه ازاء آن در افغانستان بود که متعاقب سفر عمران خان به واشنگتن و پیشنهاد غیر مترقبه میانجیگری ترامپ برای حل و فصل مناقشه کشمیر اتفاق افتاد.

هندی ها از مدتها قبل از عصبانیت ترامپ از هزینه های چند صد میلیاردی در جنگ یک تنه با تروریسم و عزم جزم او برای خارج سازی آبرومندانه نیروهای نظامی اش از افغانستان مطلع بودند. بالطبع چنین رویدادی بدون معامله با پاکستان و طالبان میسور و متصور نبود. در این بین پیروزی مجدد و مقتدرانه تر مودی در دور دوم انتخابات سراسری و فشار رهبران ایدئولوگ حزب بی جی پی (سازمان آر اس اس) به مودی برای عمل به وعده های انتخاباتی اش (لغو خودمختاری کشمیر، یکسان سازی قوانین مدنی برای کل مردم هند، بازسازی معبد رام در محل مسجد بابری و نهایتاً هند از آن هندوها (پاکسازی دینی قومی) نیز سومین علت مؤثر بر در این تصمیم بود.

و اما عناصر اساسی در اجرای این تصمیم راهبردی مبتنی بر سیاست مشت آهنین شامل اعزام 37 هزار نیروی نظامی و تقویت ارتش هفتصد تا یک میلیون نفری (آمار کشمیری یک میلیون)، محاصره کامل کشمیر، برقراری حکومت نظامی، قطع ارتباطات، بازداشت یا حصر خانگی رهبران سیاسی، مذهبی (حتی سیاسیون طرفدار هند)، دستگیری بیش از 5 هزار فعال کشمیری و ...

برای حل قدیمی ترین و پیچیده ترین منازعه هند با رقیب دیرینه اش پاکستان بود جالب اینجاست که مقامات هند لغو موقعیت ویژه کشمیر را یک موضوع صرفاً داخلی برشمرده و هدف از این اقدام بی سابقه را حذف فساد، ریشه کنی تروریسم، و توسعه اقتصادی خوانده اند.

علی ایحال کشمیر در روزهای گذشته به رغم حکومت نظامیان و اتخاذ شدیدترین تدابیر امنیتی، لحظه ای آرام نبوده است. در همین مدت خبرهایی دال بر نقض حکومت نظامی، برگزاری تظاهرات، درگیری، کشته و زخمی شدن بسیاری از مردم از سوی منابع رسانه ای غربی (انگلیسی- آمریکائی) مخابره شده است.

آنچه در این شرایط مهمتر از تبیین واقعیات است، همانا شناسایی عوامل مؤثر بر شکل دهی به آینده تحولات کشمیر است. از آنجائی که کشمیر در هر دو حوزه تمدن ایرانی و اسلامی ما قرار دارد و به لحاظ تأثیرات آن در ایران، منطقه و جهان لازم است، لازم است، با تجزیه و تحلیل اطلاعات درصدد پیش بینی آینده تحولات برآئیم. امری که به واقع انگیزه اصلی نگارنده و هدف این نوشتار را از طرح چالش های فراروی هند بعد از لغو خودمختاری کشمیر تشکیل می دهد. فرضیه این نوشتار دلالت بر بروز و ظهور چالش های متعدد از جنبه های مختلف داخلی، منطقه ایی و بین المللی در برابر هند آینده دارد که در ذیل به طرح و بررسی هر یک می پردازیم.

1-چالش های هند از ناحیه کشمیری ها در دو عرصه داخلی و بین المللی الف: چالش هند از ناحیه کشمیری ها در داخل هند دره کشمیر بهشتی است که قرن ها مورد تاخت و تاز و سلطه فاتحان بزرگ تاریخ بوده است. در مقابل کشمیری ها نیز به همان قدمت تجربه مقاومت در برابر بیگانه و حفظ هویت خود را دارند. راجپوت های قدرتمند و ثروتمندتر از همیشه در هند لغو موقعیت ویژه کشمیر را در کمال سادگی و اقتدار یک موضوع داخلی برشمردند، اما پیچیده گی و دشواری چالش آنها در محیط کشمیر فراتر از حدی است که بتوان امیدی به حل آن در آینده قابل پیش بینی متصور شد. همچنانکه هندوها طی هفتاد سال گذشته کمترین توفیقی در نزدیکی به کشمیری ها، تسخیر قلوب و جلب اعتماد آنها بدست نیاورند. دولتمردان هندی همواره با نگاه امنیتی و حس بی اعتمادی مفرط به کشمیری ها نگریسته اند. بنابراین هیچ دلیل و نشانه ای برای رسیدن راجپوت ها به کشمیر در آینده نیز متصور نخواهد بود. به ویژه که آنها در کشمیر امروزی با نسلی جوان، تحصیل کرده و اکثراً طرفدار استقلال مواجه هستند. نسلی که بمراتب جلوتر از رهبران سیاسی و حتی جدائی طلبان وابسته به جناح های سه گانه کنفرانس حریت بوده و بیش از توسل به سلاح، از ابزار رسانه ای و شبکه های اجتماعی بهره می گیرند. تردیدی نیست که آنها در آینده با انگیزه ای بس مضاعف آماده ایثار و هر گونه فداکاری خواهند بود.

ناگفته نماند که امروز در کشمیر دهها هزار خانواده شهید، مفقود و جهادی زندگی می کنند و در بسیاری مناطق (مثل باراملا، پالواما، صوفیان و...) حتی یافتن یک خانواده بدون شهید، مفقود، یا جانباز و مجاهد بسیار بسیار دشوار است. از همه مهمتر خانواده های زیادی هستند که جنازه شهید خود را در حیاط خود دفن کرده اند. فرزندان و برادران کم سن و سال این شهداء هر روز در انتظار و آرزوی بزرگ شدن و ادامه راه شهدای و عزیزان خود هستند. بنابراین دولتمردان هندی در محیط کشمیر چنین چالشی مواجه هستند. چه بسا نگرانی بسیاری جوامع و سازمانهای حقوق بشری از بابت توسل هندوگراهای افراطی به نسل کشی در کشمیر ناشی از همین واقعیات صحنه است. چراکه اساساً ارتباط گیری هند با این خانواده ها در آینده به سختی قابل تصور است. مزید اطلاع، اگرچه امروز قاطبه مردم مسلمان کشمیر طرفدار استقلال (نه پیوستن به پاکستان) هستند، لیکن سایر اقوام و مذاهب ساکن در کشمیر خصوصاً سیک ها و حتی هندوهای بومی کشمیر مخالف لغو موقعیت ویژه کشمیر هستند. آنها در شرایط خودمختاری همچون مسلمانان از امتیازات ویژه و یکسانی برخوردارند.

چالش متصور دیگر از ناحیه کشمیر، ناشی از پیوستن و اضافه شدن احزاب و جریانات سیاسی هوادار هند در کشمیر به جمع مخالفان هند است. هندی ها بعد از لغو خودمختاری، حتی نزدیکترین شخصیت های سیاسی طرفدار هند را که پیش از این از نظر مردم و رهبران جدائی طلب و آزادیخواه خائن خوانده می شدند، را زندانی کردند. بالطبع آنها در شرایط فعلی، ناگزیر از پیوستن به جمع میلیون ها کشمیری بیگانه با هند خواهند بود. از سویی جذب مجدد آنها از سوی هند نیز چندان قابل تصور نیست. چراکه اساساً اقدام هند از نقطه نظر هیچ کشمیری اعم از مسلمان، یا غیر مسلمان، و سیاسی هوادار یا مخالف قابل دفاع نبوده و نخواهد بود.

از دیگر چالش هایی که برای هند بعد از اداره مستقیم کشمیر بدست دهلی نو بروز و ظهور خواهد کرد، عدم اطاعت پذیری نیروهای دولتی خصوصا پلیس کشمیر از فرماندهان مستقر در دهلی نو است. خبر قتل 5 نفر از نظامیان هندی بدست پلیس مسلمان کشمیری در ماجرای خروج یک بانوی باردار از منزل برای عزیمت به بیمارستان در شرایط حکومت نظامی و اذیت و آزار وی از سوی نظامیان شاهد مثالی دال بر صحت این مدعاست.

آخرین چالشی که مقامات هندی از ناحیه کشمیری ها با آن مواجه خواهند شد، از نوع حقوقی و بواسطه رجوع آنها به دیوان عالی هند است. کما اینکه تا الآن نیز ده ها شخصیت و گروه سیاسی یا حقوق بشری علیه این تصمیم دولت به دیوان عالی هند شکایت کرده اند. دیوان نیز ضمن تأکید بر ادامه تلاش ها در جهت تداوم دموکراسی و عدالت در هند، زمان رسیدگی به این پرونده را در ماه اکتبر اعلام کرد. گرچه بعید است که قضات عالی عضو دیوان جرأت مخالفت با تصمیم مودی و جریان تندرو هندوگرا را داشته باشند؛ لکن به هرحال در تاریخ جدید هند مصدایقی از لغو تصمیمات دولت بدلیل تشخیص قضات بر تغایر آنها با قانون اساسی یافت می شود. از آنجائیکه ضدیت لغو خودمختاری کشمیر با قانون اساسی اظهر من الشمس است، لذا حمایت دیوان از دولت، یقییناً استقلال دستگاه قضائی هند و حیثیت قضات فعلی را با هم از بین خواهد برد.

ب: چالش هند از ناحیه کشمیری ها در خارج (لابی ذینفوذ دیازپورای کشمیری) نهضت استقلال طلبی کشمیر در طول تاریخ خود هرگز تا این حد برخوردار از لابی با نفوذ دیازپورای خود نبوده است. به طور کلی آمار کشمیری های خارج نشین رقمی بین پانصد هزار تا یک میلیون نفر برآورد می شود که اکثراً در ممالک توسعه یافته اروپایی و آمریکایی ساکن هستند. کشمیری ها در این کشورها عموماً از جایگاه و موقعیت اجتماعی بالایی برخوردارند. جالب است، بدانید که جامعه کشمیری های مقیم انگلیس امروز عنوان با سوادترین، شریف ترین و متنفذترین مهاجران آسیایی را از آن خود ساخته اند. بی شک یکی از علل توجه ویژه بی بی سی، گاردین، سی ان ان، اسوشیتدپرس و... نسبت به انعکاس واقعیات کشمیر و انتشار مطالب ضد هندی از نفوذ لابی کشمیر در بین اصحاب رسانه نشأت می گیرد. طی روزهای گذشته تشکل های مردم نهاد و آزادیخواه کشمیری چه در اروپا، (به ویژه انگلیس) و چه در آمریکا بصورت پیوسته اقدام به برگزاری تجمعات اعتراضی، مصاحبه، نشست خبری، صدور بیانیه و.... داشته که به هرحال در روشنگری بیشتر موضوع و افزایش فشار دولت ها به مقامات هندی بی تأثیر نبوده است. در نتیجه پیاده سازی طرح و برنامه های مقامات ناسیونالیست هندوگرا در کشمیر با وجود یک میلیون کشمیری با سواد، متنفذ و حاضر در صحنه های پر رسانه ایی چون اروپا و آمریکا کاری بس دشوار خواهد بود. و اما کشمیری ها جدای بهره مندی از حمایت های لابی قوی کشمیر در غرب، همزمان مستظهر به پشتیبانی بخش وسیعی از رهبران مذهبی، مراجع عظام، دانشگاه های اسلامی، انجمن های و تشکل های دانشجویی و ... در سرتاسر جهان هستند. گرچه مودی با زیرکی در 6 سال گذشته موفق به جلب نظر جریان های باصطلاح پر نفوذ عربی عبری شد، لیکن به هرحال جوامع اسلامی در راستای حمایت و حفاظت از دارالاسلام نص صریح قرآن را در پیش روی خود می بینند.

2- چالش داخلی از ناحیه احزاب و جریانات سیاسی مخالف اعلام ناگهانی تصمیم هند به حذف ماده 370 قانون اساسی بلافاصله با واکنش احزاب مخالف خاصه از طرف طیف های سیاسی سکولار، و چپ ها روبه رو شد. آنها اقدام بی جی پی را یک اشتباه تاریخی و بزرگ خواندند. در مقابل نیز احزاب طیف تندرو (مثل شیوسنا) از تصمیم دولت حمایت کرده و آن را یک پیروزی بزرگ برای مودی و هند برشمردند. ب

ه هرحال طی همین مدت شاهد مخالفت و جبهه گیری های آشکار حداقل 9 حزب سیاسی عمدتا سکولار و چپ (کنگره، کنگره ملی گرا، کنگره ترینامول، کمونیست ها) به همراه برخی احزاب متحد بی جی پی (جانتا دال یونایتد) بوده ایم. مخالفت های احزاب و تظاهرات طرفداران آنها به قدری تأثیرگذار بوده که رهبران بی جی پی را وادار به واکنش و راه اندازی کمپینی یک ماهه در سرتاسر هند برای دفاع از تصمیم دولت کرده است. اقدامی که نتیجه ای جز تشدید مخالفت ها و تعمیق کینه مخالفین در پی نخواهد آورد. البته ذکر این توضیح ضروریست که جریان سیاسی سکولار و در رأس آن حزب کنگره نیز کشمیر را بخش جدائی ناپذیر از هند می پندارند، لکن مخالفت آنها بر سر روش اجرای مودی بوده و در توجیه آن به ریسک بالای این روش و احتمال تشدید تنش و برهم خوردن صلح و ثبات در منطقه اشاره می کنند.

چالش های فراروی هند در سطح منطقه دو کشور پاکستان و چین از جمله اولین مخالفان تصمیم دولت هند برای لغو خودمختاری کشمیر بوده و به صراحت آن را محکوم کردند. پاکستان طی دو سه هفته گذشته، از هر روشی برای ابراز مخالفت خود استفاده کرده که از آن جمله می توان به اخراج سفیر هند و قطع روابط تجاری و فرهنگی، برگزاری راهپیمائی های بزرگ در تمامی شهرها و ایالت ها، بردن شکایت به شورای امنیت و موفقیت طرح موضوع کشمیر بعد از چندین دهه در جلسه این شورا، تماس های مقامات این کشور با مقامات سایر کشورها و رؤسای مجامع بین المللی، رجوع به دادگاه بین المللی لاهه و شورای حقوق بشر و.....اشاره کرد.

در این بین اظهارات برخی مقامات هند به ویژه راجنات سینگ، وزیر دفاع مبنی بر تمرکز به تسخیر کشمیر آزاد و تغییر قانون و امکان استفاده اول از سلاح هسته ای به تحریک بیش از پیش ارتش پاکستان انجامید تا جائیکه امروز حتی وزیر امور خارجه این کشور نیز از گزینه استفاده از ابزار نظامی در کشمیر صحبت کرده است. در آخرین دست از این دست اظهار نظرات شیخ راشد احمد، وزیر راه آهن پاکستان در روز چهارشنبه گذشته در مراسمی در شهر راولپندی از احساس خود مبنی بر آغاز جنگی تمام عیار و این بار تمام کننده در ماه های اکتبر و نوامبر گفته و پیش بینی کرده، که سرنوشت کشمیر نه به دست سازمان ملل که به دست کشمیری ها رقم خواهد خورد. او در نهایت از جامعه بین المللی خواسته که از ادامه سکوت درباره کشمیر اجتناب کنند.

علی ایحال بسیاری از ناظران آگاه به امور شبه قاره بر این باورند که چالش پاکستان برای هند سخت و درازمدت بوده و مرور زمان بر عمق و پیچیده گی آن خواهد افزود. کمااینکه سرویس هند اخیراً خبر از آغاز ثبت نام جنگجویان اسلامگرا برای اعزام به داخل کشمیر در پاکستان را فاش کرد. بنابراین انتظار می رود که پاکستان از این پس بر حمایت های خود از مجاهدین و جدائی طلبان بیفزاید.

و اما یکی دیگر از چالش های بزرگ منطقه ای در برابر لغو خودمختاری کشمیر، چین است. چین اولین کشوری بود که ضمن بازخوانی عین مواضع پاکستان، اقدام یکجانبه هند را محکوم کرده و آن را چالشی در برابر منافع خود و خطری برای صلح و ثبات منطقه خواند. در نتیجه، مادام که هند به اشغال نظامی کشمیر ادامه دهد، قطعا پاکستان و چین را در برابر خود خواهد دید. به سخن بهتر چالش چین در برابر طرح کشمیری هند همچون چالش پاکستان زنده و پویا باقی خواهد ماند. نباید فراموش کرد که اتحاد چین و پاکستان در دنیای کنونی و قرن حاضر واقعاً بی نظیر است و هر ناظری را به یاد اتحادهای قرن گذشته می اندازد. در چنین شرایطی که کشوری بزرگ همچون چین در کنار پاکستان قرار گرفته و همزمان آمریکایی ها تمایلی به اتخاذ موضع جانبدارانه ندارند، هند باید به تنهائی در مقابل چین و پاکستان ایستادگی کند.

ترکیه یکی دیگر از کشورهای مهم منطقه است که حمایت نسبتا صریحی از کشمیر و مواضع پاکستان داشته است. بدیهی است، همراهی ترکیه به عنوان مرکز قدرت جهانی اخوانی ها و کشوری تأثیرگذار در تحولات منطقه و جهان اسلام یک موفقیت بزرگ برای پاکستان و کشمیری ها محسوب می شود. مزید بر آن، مالزی نیز در بیانیه ای صریح طرفین مناقشه را به رعایت قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و گفت وگو فرا خوانده و بدین ترتیب نزدیکی دیدگاهش با پاکستان را فاش کرد.

واما به عنوان آخرین چالش در سطح منطقه می توان به ایران اشاره کرد. با توجه به علاقه متقابل مردم ایران و کشمیر و به لحاظ نفوذ معنوی و اخلاقی مراجع عظام در بین شیعیان و حتی اهل سنت کشمیر، تردیدی نیست که در آینده رفتار نظامیان هندی در کشمیر از سوی بخش وسیعی از طلاب علوم دینی، دانشجویان و اصحاب قلم با دقت زیر ذره بین خواهد بود. چالش های هند در عرصه بین المللی اگرچه برخی کشورها مثل روسیه، امارات و تا حدودی انگلیس از مواضع هند حمایت کرده، کشمیر را مسئله داخلی هند برشمرده اند، لیکن اکثریت قریب به اتفاق کشورها در مواضع اتخاذی خود به قطعنامه ها و توافقتنامه های دو جانبه با پاکستان اشارات صریحی داشته اند. امری که تلویحاً به معنای مخالفت آنها با هر گونه اقدام یکجانبه در کشمیر تعبیر می شود.

مزید بر این، اذعان به نگرانی سازمان ملل از اعمال محدودیت ها و وخامت اوضاع حقوق بشری در کشمیر و درخواست از هر دو کشور برای خویشتن داری و عدم تغییر یکجانبه در مواضع و همزمان موضع گیری های مشابه از طرف رئیس وقت شورای امنیت (لهستان)، اتحادیه اروپا و آمریکا به طور محسوسی با دیدگاه های پاکستان نزدیک تر است. جالب اینجاست که هیچ یک قصد و نیتی برای پشتیبانی از پاکستان در مناقشه کشمیر نداشته اند.

در یک بررسی اجمالی در مواضع کشورها می توان محورهای مشترکی از جمله: لزوم خویشتنداری حداکثری طرفین، تمسک به قراردادهای دوجانبه شیملا و لاهور، رعایت قطعنامه ها و قوانین بین المللی، حل مسالمت آمیز و مبتنی بر گفت وگوی مستقیم هند و پاکستان را پیدا کرد و از این طریق به باور اکثر کشورها در ناکافی تلقی کردن اقدام یکجانبه هند پی برد. ناگفته پیداست که اقدام غیر انسانی هند در تبدیل کشمیر به یک زندان باز در کنار محدودیت ها، و محرومیت مردم از حقوق و آزادی های اولیه همچون قطع ارتباطات، عدم اجازه به حضور خبرنگاران و کلاً اعمال سیاست زور و ارعاب نهایتاًً هر گونه حمایت کشورهای غربی از دهلی نو را در نزد افکار عمومی و جامعه جهانی بسیار پر هزینه می سازد.

سایر چالش های محتمل در برابر هند -چالش های حقوقی: هند از سه زاویه نقض قرارداد با کشمیری ها، رد توافقنامه های دو جانبه با پاکستان و زدن زیر تعهدات خود به شورای امنیت سازمان ملل با چالش های حقوقی بزرگ و پیچیده ای مواجه خواهد بود. چالش هایی که هر یک به تنهای و در هر محکمه ای هند را بازنده آن خواهد ساخت.

اولین چالش از منظر نقض حقوق و شروط مصرح کشمیری ها در قرارداد انضمام به هند و تقریر آن در ماده 370 قانون اساسی است. هند بواسطه لغو ماده 370 عملاً اتصال و وابستگی قانونی کشمیر به هند را قطع کرده و در نتیجه کشمیر امروز هویتی مستقل پیدا کرده که به سهولت در هر محکمه ای حتی دیوان عالی هند قابل اثبات است. به سخن دقیق تر حاکمیت کنونی هند بر کشمیر بعد از اصلاح قانون اساسی و لغو ماده 370 صرفاً متکی بر اشغال نظامی است.

دومین چالش از ناحیه نقض تعهدات هند وفق قراردادهای شیملا و لاهور با پاکستان است. هند بعد از پیروزی در جنگ 1971 از شرایط شکست اسلام آباد بهره برداری و به نوعی توافق شیملا را به مقامات این کشور تحمیل کرد. در این قرارداد تصریح شد که حل تمامی مشکلات دو کشور از جمله مناقشه کشمیر در بستر دو جانبه انجام شود. مفاد این توافقنامه در شرایط مشابه بعد از جنگ کارگیل (سال 1999) مجدداً در اعلامیه لاهور تکرار شد. نکته مهم اینجاست که هند هم در کنار پاکستان در این دو قرارداد به صراحت تعهد داده که منازعه کشمیر باید به صورت دو جانبه بین هند و پاکستان (بدون مداخله سازمان ملل یا کشور ثالثی) و با ابزارهای مسالمت آمیز و مبتنی بر گفت وگو حل و فصل شود. هند در طی 50 سال گذشته با استفاده از قرارداد شیملا و بیانیه لاهور مانع از دخالت یا میانجیگیری طرف ثالث شده بود، لیکن بعد از اقدام یکجانبه و لغو خودمختاری، هم امکان رجوع به طرف ثالث و طرح دعوی در محاکم بین المللی وجود دارد و هم شکست هند در دعواهای حقوقی آتی قابل پیش بینی خواهد بود.

و اما سومین چالش حقوقی در برابر هند از منظر نقض تعهدات بین المللی دهلی نو مصرح شده در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، و همچنین چالش های آتی این کشور در نزد سازمان های وابسته مثل دیوان بین المللی دادگستری، شورای حقوق بشر و ...خواهد بود. ناگفته نماند که طرح مجدد پرونده کشمیر که از آغاز تا سال 1972 از دستور کارهای ثابت شورای امنیت بوده که منجر به صدور یازده قطعنامه و تعهد هند به احترام به حق تعیین سرنوشت و برگزاری رفراندوم در کشمیر شده، مجدداً و بعد از گذشت پنج دهه بنا به درخواست چین و پاکستان در دستور کار شورای امنیت قرار گرفت.

همچنین پرونده کشمیر در آینده ای نزدیک در هر سه محکمه دیوان عالی هند، دادگاه بین المللی لاهه و شورای حقوق بشر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نکته آخر در باب چالش حقوقی که ذکر آن لازم به نظر می رسد، از منظر تنازع بین دو اصل حقوقی شناخته شده بین المللی یعنی اصول تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت است. به رغم تفوق اصل تمامیت ارضی و حمایت غالب کشورها از آن، اما در تاریخ معاصر مصادیقی را می توان یافت که حمایت بازیگران باعث غلبه حق تعیین سرنوشت شده است. به سخن ساده تر هر جا قدرت برتر جانب حق تعیین سرنوشت را گرفته، پیروزی از آن مردم بوده است.

در همین رابطه کوزوو و کریمه دو مصداق بارز است. در مورد اول، حمایت آمریکا از مردم کوزوو به استقلال سهل و آسان آن از صربستان انجامید. در مورد دوم نیز انضمام کریمه به روسیه، زمانی تثبیت شد که مردم کریمه در رفراندوم به الحاق به روسیه رأی دادند. اما منازعه کشمیر چه بلحاظ ماهیت و چه از نقطه نظر طرف های مناقشه کاملاً متفاوت و متمایز است. هند از منظر نظامی دست به اشغال کشمیر زده و مادام که آرامش قبرستانی بر آن حاکم باشد، به ظاهر برنده میدان است، لیکن کشمیری ها در هیچ رفراندومی حاضر به حمایت از پیوستن به هند نخواهند شد. اساساً علت عدم موافقت دهلی نو با اجرای قطعنامه های سازمان ملل در طول تمامی این سالها به تردید جدی آنها از نتیجه آراء مربوط بوده است. کمااینکه اصرار آر اس اس و تصمیم مودی به لغو خودمختاری نیز متأثر از اطمینان آنها از عدم امکان دستیابی به حل مطلوب این مناقشه در شرایط استمرار تفوق جمعیتی با مسلمانان بوده است.

از این رو مردم کشمیر بخوبی واقفند که تثبیت و کنترل اوضاع، منتج به احداث شهرک های هندونشین، اعزام میلیونی هندوها و تغییر دموگرافی کشمیر خواهد شد. - چالش هند در تقابل با رسانه های آزاد و سازمان های مردم نهاد حقوق بشری منازعه کشمیر سالیان درازی بود که کمتر در کانون توجهات اصحاب رسانه های مطرح بین المللی قرار داشت. مختصر اینکه مناقشه کشمیر در نتیجه اقدام هند در کانون توجه عالیترین مراکز رسانه ای - تحلیلی و نهادهای حقوق بشری بین المللی قرار گرفته و گویی این منازعه زیر خاکستر مجدداً احیاء و شعله های آن همچون امواجی خروشان پهنه کل گیتی را فرا گرفته است.

طی همین مدت دهها نشست تخصصی، مقاله توصیفی تحلیلی برگزار شده و شاهد انتشار مقالات عدیده ای در رسانه های بزرگ بوده ایم. نتیجه گیری و سمت وسوی تحلیل های منتشره عموماً در جهت تقبیح اقدام هند بوده است. بالطبع اداره مستقیم کشمیر از دهلی نو در برابر چشمان بیدار رسانه های بین المللی در آینده چالشی بس بزرگ برای بی جی پی خواهد بود. -چالش مذهبی سیاسی: (محور مقاومت، اخوانی یا سازمان جماعت اسلامی).

اشتباه بزرگ بی جی پی در نگاه دینی به مسئله کشمیر و باز کردن پای سازمان آر اس اس (که از نقطه نظر نیروی انسانی سازماندهی شده، گستره نفوذ و ثروت بزرگترین تشکل دینی سیاسی و شبه نظامی جهان محسوب شده، و در پرونده خود سوابق متعددی از ترور، خشونت، و ده ها سال ممنوعیت و فعالیت زیرزمینی در هند دارد و در عین حال داعیه هندو سازی جهانی در سر می پروراند،) به کشمیر، و گسترش منازعه سیاسی هند با پاکستان و کشمیر به عرصه تقابل دینی بین هندوئیزم و اسلام بود. امری که دخالت سازمان های دینی سیاسی مثل اخوان، جماعت و جمعیت اسلامی، و همزمان ورود تشکل های افراطی شبه نظامی مثل طالبان، القاعده، در کنار مجاهدین کشمیری را در پی نداشته باشد.

نتیجه گیری: *اقدام یکجانبه هند در لغو خودمختاری کشمیر نتیجه ایی جز تقویت انگیزه و گرایش بیشتر مردم و جوانان کشمیر (که در ساختار سیاسی فعلی خود را مستعمره داخلی و تحت اشغال نظامی هند می بینند)، به سمت مقاومت جدی تر در برابر هندوها و همچنین پیچیده گی بیشتر منازعه با کشیده شدن بحث کشمیر به سطوح منطقه ای- بین المللی و باز شدن زمینه دخالت ها، ایفای نقش بازیگران و در نهایت مفتوح شدن برگ و فصلی نو و متفاوت در تاریخ کشمیر به همراه نخواهد داشت.

*هند با دست خود پرونده کشمیر را از سطح دو جانبه با پاکستان به عرصه بین المللی بازگردانده است. در نتیجه این امر بزرگترین فرصت و قویترین برگ برنده را در اختیار پاکستان و کشمیری ها قرار داده است. از این پس هم دیپلمات های پاکستانی و هم نمایندگان و لابی کشمیری این پرونده را با انگیزه ای مضاعف و قدرت مانور بالاتر در هر سکو و تریبونی با طرح ادعای جدید و مستندی چون اشغال غیر قانونی کشمیر و حفظ سلطه با زور سر نیزه مطرح خواهند کرد. به علاوه جنبه های انسانی و حقوق بشری مترتب بر تصمیم هند، قدرت مانور کشمیری ها و پاکستان را در صحنه های جهانی بمراتب تقویت خواهد کرد. از سویی اعطای حقوق و آزادی های مشروع به مردم کشمیر، از طرف نظامیان هندی بعید است، در آینده نزدیک میسر گردد.

*هند از این پس مردم کشمیر را به عنوان یک هویت مستقل و ملت منسجم و یکدست ضد اشغالگری هند خواهد دید. هند برای حل نهایی مشکل کشمیر باید هویت کشمیر و اکثریت جمعیتی دره را در برابر چشمان بیدار مردم مسلمان، رسانه های آزاد، مجامع بین المللی و سازمان های حقوق بشری و... تغییر دهد. در این رابطه توجه به اظهارنظر شخصیت های سیاسی و دولتمردان با سابقه ای چون مانی شانکار ایار (از رهبران عالیرتبه حزب کنگره و سیترام یچوری رهبر حزب کمونیست، در داخل و همچنین مستقیم نوام چامسکی دانشمند مشهور آمریکائی مبنی بر احتمال تبدیل کشمیر به فلسطینی دیگر قابل تأمل و بررسی جدی است. آنها باتفاق اظهار کرده اند که هند به دنبال ایجاد شهرک نشین های هندونشین در کشمیر طبق طرح اسرائیل در کرانه باختری است. بالطبع تمسک به اینگونه راهکارها تنها منتج به تغییر شیوه مبارزه کشمیری ها از مقاومت مسالمت آمیز و سیاسی به سمت اقدامات مسلحانه، توسل به عملیات های انتحاری و نهایتاً اعزام گروههای تندرو اسلامی به کشمیر و بی ثباتی کل منطقه خواهد شد. اگر صهیونیست ها تاکنون برغم حمایت های صریح قدرت های بزرگ من جمله خیانت برخی از رهبران ممالک اسلامی موفق به حل مسئله فلسطین اشغالی شده اند، هندوگراهای افراطی نیز خواهند شد.

*بعد از لغو خودمختاری تا مدتهای مدیدی شرایط برای توسعه اقتصادی کشمیر فراهم نخواهد شد. در نبود امنیت، نه سرمایه گذاران بخش خصوصی حاضر به بردن سرمایه های خود به کشمیر خواهند شد، و نه دولت اختصاص بودجه توسعه ای و هزینه آن را به مصلحت خواهد دید.

*در عرصه سیاست داخلی هند نیز وجود اپوزیسیون قسم خورده (و پدرکشته)، شانس رسیدن به اجماع داخلی در بین احزاب کاملا غیر محتمل می نماید. بالطبع حمایت رهبران احزاب از تصمیم مودی، بمنزله امضای حکم پایان عمر سیاسی آنها خواهد بود. امروز برای مردم هند روشن شده که سازمان «هندو محاسابا» پدر معنوی هندوگراهای امروز در پس ترور شخصیت های بزرگی چون گاندی، ایندیرا و راجیو قرار داشته و مادام که این جریان تندرو به تقدیس و بزرگداشت ناتورام گودسه قاتل مهاتما گاندی می پردازند، بالطبع هیچ دلیل و انگیزه ایی برای حمایت خانواده نهرو از هر اقدامی که به تقویت بی جی پی در هند منتج گردد، باقی نمی گذارد. لذا دستیابی به اجماع سیاسی در قضیه کشمیر امری نامحتمل خواهد بود.

*در عرصه بین المللی، فعلاً هیچ یک از اقطاب اصلی قدرت تمایلی به حمایت علنی از اقدامات هند در کشمیر نداشته اند. بلعکس این اقدام غیر منتظره و بدون مشورت، آمریکای ها را بنا به دلایلی به سمت و سوی گرایش به حمایت از شرایط قبلی کشمیر و اتخاذ مواضع متوازن سوق داده است. حمایت آمریکا در حال حاضر از هند در حالی که چین در جبهه مخالف قرار دارد، عملاً رویاروئی و رقابت این کشور با چین را به سطحی جدید ارتقاء خواهد داد. به علاوه، در فضای موجود بین المللی که آمریکای ترامپ با اغراض سیاسی- اقتصادی سوار بر اسب یکجانبه گرایی و تثبیت سلطه هژمونیک خود در عرصه جهانی گشته و در این راه به دلایلی معلوم (نیاز همزمان و یکسان به هند و پاکستان در راهبرد آسیایی) منافع خود را در اتخاذ موضع بینابینی، گفت وگوی دهلی نو - اسلام آباد و میانجیگری می بیند، طبعاً هندی ها به رغم شراکت استراتژیک، (بخوانید حرف شنوی) با آمریکا و نزدیکی به اسرائیل، خود را محروم از حمایت واشنگتن می بینند.

*برقراری ثبات در منطقه بدون حل مناقشه کشمیر آن هم به روش مسالمت آمیز و مبتنی بر اصول عادلانه و کسب رضایت طرفین منازعه خاصه طرف کشمیری، برای هند رؤیایی دست نیافتنی خواهد بود. در صحفه جدید مردم کشمیر (و نه پاکستان) نقش اصلی را بر عهده خواهند گرفت. چراکه مسئله کشمیر بیش از آنکه به تمامیت ارضی هند مربوط شود، به هویت کشمیر مرتبط است. به ویژه در شرایطی که هند به صورت یکجانبه اقدام و بزعم خود پاکستان را از پروسه حل منازعه کنار گذاشته، طبیعتاً کشمیری ها خود را در محوریت تصمیم سازی و تنها جریان مشروع مقابل هند می بینند.

*حفظ دارالاسلام موضوع شیعه- سنی نیست و کل امت اسلام را درگیر خواهد ساخت. بنابراین در صورت هندو سازی کشمیر و علی الخصوص چنانچه خدای ناخواسته این روند با مهاجرت اجباری، خشونت و خونریزی همراه شود، قطعاً سکوت امروز جهان اسلام به خروش مسلمانان در سرتاسر جهان خواهد انجامید.

نکته آخر، برای انضمام کشمیر به هند راهکارهایی بمراتب کم چالش تر برای طرف هندی وجود داشت. راهکاری که مبتنی بر انصاف، رعایت حقوق کشمیری ها بویژه تأمین حداقل هائی برای حفظ هویت کشمیر باشد و در نزد افکار عمومی کشمیر و ملل مسلمان تداعی کننده اتحاد صهیونیسم - هندوئیزم افراطی و پیروزی آنان بر مسلمین در کشمیر نباشد. با توجه به حضور صهیونیست ها و خط دهی آنها در کشمیر باید دعا کرد که هندوها در هر شرایطی به خشونت و خونریزی رو نیاورند، که این چنین اقدامی منجر به واکنش اعتراضی مردم مسلمان خاصه بخشی از جریان های مذهبی اصولگرا در ایران را در پی خواهد داشت. امید است مقامات هند اظهارات مشفقانه مقام معظم رهبری را نصب العین خود قرار دهد.

کلید واژه ها: هندکشمیرپاکستانچیننارندرا مودی


( ۲ )

نظر شما :

یاگورا ۱۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۰:۴۲
نوام چامسکی بیجا کرده که گفته کشمیر فاسطینی دیگر خواهد شد. کشمیر متعلق به هند است حتی کشمیر تحت سلطه پاکستان، و نیروی اشغالگر پاکستان بایست تمام کشمیر را به هند تحویل دهند ، این راه حل عادلانه و مناسب است. در این صورت مسئله حل خواهد شد
خسرو ۱۴ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۶
نوشته وزین و واقع گرایی بود ، فراموش نکنیم که درهند فقط کشمیریها مسلمان نیستند ، 300 میلیون مسلمان در هند زندگی می کنند و300 میلیون مردم مسلمان پاکستان و بنگلادش قوم وخویش نزدیک کشمیریها هستند در ضمن وجدان های بیدار همیشه طرفدار مظلوم خواند بود مضاف براین اصرار هند بر دشمنی با مسلمانان دیگر مردم مسلمان هند را بسوی جدایی خواهد برد
در جواب فدوی ۱۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۶:۲۴
یواتر راجو. قرار نیست منافع ایران قربانی هند بشه. برو از جیب خودت مایه بذار. به نظر من ایران در این مورد باید چراغ خاموش بره، نه اینطور که این جناب یاگورای هندی میگه یه دردسر تازه واسه خودمون درست کنیم. خلاصه، خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.
ایراندوست ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۰:۲۴
پاکستان نشان داده که یا به ضرر ایران کار میکنه یا در بهترین حالت بی طرفه. انواع حمله های مرزی و داخلی سیستان و بلوچستان توسط گروهک ها که با پول عربستان و امارت و حمایت فنی پاکستان و سازمان اطلاعاتش انجام میشه رو یادمون نمیره. ابتدای جنگ یمن فرمانده ارتش پاکستان ایران رو تهدید به حمله اتمی کرد (فیلم و گفتگوش موجوده) همینجور فرمانده ایتلاف عربستان تو یمن فرمانده سابق ارتش پاکستانه بهترین راه کنترل پاکستان اهرم هند و افغانستانه در ضمن هند جزو اقتصادهای پیشرو که خیلی میتونیم باهاش کار کنیم. همچنین کشور تاریخی و بررگ هند ثابت کرده تروریست پرور نیست تو تحریم ها به ایران خیلی کمک کرد. اگه ایران قدرتمند نبود تازه میفهمیدید که پاکستان چه شرارت هایی مییتونه انجام بده. اکثریت افغان ها در نقش پاکستان در بدبختی و نابودی افغانستان هم نظرند. تو جنگ خلیج فارس هم عمده نیروی زمینی ایتلاف آمریکا تو حمله به عراق، پاکستانی ها بودن. پشت پرده ایجاد پاکستان و تجزیه کشور بزرگ هند انگلستان بود که با ایجاد کشورهای جعلی، این منطقه رو گرفتار دشمنی های بی پایان کرد. هند هیچ زمانی دشمن ایران و ایرانی نبوده و تاریخش ثابت کرده جنگ طلب نیست و تو عصر معاصر هم که دوست ایران عزیز بوده. با سپاس از سایت دیپلماسی ایرانی