مبنای کشتن غیر نظامیان توسط داعش چیست؟

۱۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۸ کد : ۱۹۸۵۴۶۹ سرخط اخبار

*سیدصادق حسینی، روزنامه نگار


ایمن دین، جوان میانسال احتمالا کویتی که در آستانه ی جوانی به مجاهدین عرب-افغان پیوست و در افغانستان، بوسنی، چچن و فیلیپین، خدمت و سرانجام با بن لادن رهبر القاعده در افغانستان بیعت کرد، در گفت و گوی مفصلش با روزنامه الحیات چاپ لندن نکاتی در باره مبانی فکری کشتن غیرنظامیان در عملیات های القاعده بیان کرده است. *

ایمن دین که  یک سال و نیم در بیعت بن لادن و پیک او بود و 9 سال علیه رهبر القاعده با سرویس اطلاعات خارجی انگلیس MI6 فعالیت کرد، توجیه کشتن غیرنظامیان توسط مفتی القاعده را چنین روایت می کند:

بعد از این عملیات{کنیا و تانزانیا} از شیخ ابوعبدالله المهاجر پرسیدم: از باب «لیطمئن قلبی» سوالی دارم. آیا آنچه در نایروبی رخ داد از لحاظ شرعی جایز بود؟ آیا فتوایی هست که بگوید می توانیم در جنگ هایمان مسلمانان و آفریقایی هایی که هیچ گناهی ندارند را هم بکشیم؟
شیخ ابوعبدالله المهاجر پاسخ داد: بله! یک فتوای شرعی هست که از آن با اصطلاح «تترُّس» یاد می کنند. این فتوا پایه فقهی اصلی برای عملیات جهادی و تا الان هم مورد استناد است. مفهوم فقهی این فتوا آن است که کشته شدن غیر عمدی تعدادی مسلمان در عملیات های نظامی حرام نیست.

برخی نظرات فقهی قدیمی تر هم این را تایید می کند و می گوید: اگر دشمنان اسلام به اسرای مسلمان تترس کنند، طوری که نتوان به دشمنان دست یافت مگر از طریق کشتن اسرای مسلمان، در آن صورت کشتن اسرا جایز است! شیخ الاسلام ابن تیمیه و برخی علمای دیگر هم این فتوا را تایید کرده اند!

با مطالعه نوشته های ابن تیمیه و فتاوایش و کتاب تاریخ ابن اثیر متوجه شدم، کارهای القاعده ابدا با فتوای تترس منطبق نیست. واقعیت این است وقتی مغول ها هجوم به سرزمین های اسلامی را آغاز کردند، از مسلمانان اسیر می گرفتند و از اسرا به عنوان ابزاری برای فتح شهرهای جدید استفاده می کردند. مثلا وقتی بر بخارا مسلط شدند، اسرایی از بخارا گرفتند و با خود به سمرقند بردند و آن ها را سپر خود کردند تا به دیوارهای شهر نزدیک شوند. از علما نظرخواهی و طلب فتوا شد. علما هم فتوا دادند که می توان آن مسلمانان را کشت و آن ها نزد خدا شهید محسوب می شوند، چون آن ها در هر دو حالت کشته خواهند شد. این یک حالت نادر در تاریخ بوده است.

شیخ ابوعبدالله المهاجر یا ابوالافغان المصری کیست؟

«عبدالرحمن العلی» اصالتا مصری بود. او بعد از انفجار سفارت مصر در پاکستان با 750 کیلوگرم مواد منجفره در 28 آبان 1374 توسط دستگاه اطلاعاتی پاکستان متهم شد که تسهیلات لجستیکی و خودرو برای عملیات را فراهم کرده به همین دلیل به افغانستان گریخت و در پادگان ابو روضه السوری در جلال آباد ساکن شد و در پادگان های مختلف به تدریس مسایل شرعی پرداخت.
ایمن دین درباره او می گوید:«المهاجر دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه اسلام آباد و به عبارتی می توان گفت فتوا دهنده ی القاعده بود... وقتی نیروهای{عرب} پادگان ابومعاذ{الخوستی} می خواستند دروس شرعی یاد بگیرند به پادگان روضه می آمدند تا از مباحثات «ابوعبدالله المهاجر» که از شیوخ مهم مصری بود استفاده کنند.»
 بر اساس گزارش ها  ابومصعب الزرقاوی نخستین رهبر القاعده در عراق که در طول سال های 1989 تا 1998 در افغانستان به سر می برد «4 سال شاگرد المهاجر بوده و علاوه بر احکام عملیات انتحاری در تکفیر شیعه و همچنین تاکتیک های وحشیانه کشتار مانند سر بریدن و استفاده از سلاح شیمیایی بسیار از وی متاثر بوده است.»
شیخ محمد وائل حلوانی عضو کمیته شرعی القاعده عراق می گوید: « المهاجر بعد از فروپاشی دولت طالبان به مرزهای ایران می آید و تا انقلاب ۲۰۱۱ مصر در ایران بازداشت بوده و سپس آزاد می شود و به مصر بازمی گردد و با آغاز نا آرامی سوریه به این کشور می رود و به صفوف یاران ابومحمد الجولانی در جبهه النصره می پیوندند.»


 

کتاب فقه الدماء  مانیفست تروریسم تکفیری
 
معروف ترین اثر ابوعبدالله المهاجر یا ابوالافغان المصری کتاب «مسائل من فقه الجهاد: 20 مساله مهم که یک مجاهد به آن نیاز دارد» است که مرداد سال 1393، 2 ماه بعد از حمله داعش به موصل منتشر شد. این کتاب579 صفحه ای که به «فقه الدماء» مشهور است، مانیفست توجیه خشونت داعش و گروه های تکفیری است.  

محمدرضا عشوری‌، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای درباره «فقه الدماء» نوشت: «بخش قابل توجه و متمایز کتاب این است که المهاجر ده‌ها صفحه از کتاب خود را به احکام جنگ با شیعیان به مثابه «کفار رافضی» اختصاص داده است.

وی در این باره بر قتل شیعیان تاکید دارد و می‌گوید: «شیعیان از تمامی دشمنان برای امت اسلام خطرناک‌تر هستند. عالمان به خوبی می‌دانند که رافضیان همواره به دشمنان دین گرایش داشته‌اند.

مهاجر در این باره به نقلی از ابن تیمیه استناد می‌کند که می‌گوید: «هیچ یهودی و نصرانی و مشرکی با مسلمانی نمی‌جنگد؛ مگر آنکه یک رافضی با آن‌ها همراه شده باشد.»

همچنین می‌گوید: «کشتن تمامی اقشار کفار حتی زنان و کودکان و سالخوردگان جایز است».

المهاجر به بحث «مثله کردن اجساد» نیز می‌پردازد و مدعی است که این کار نه تنها جایز، بلکه مستحب نیز هست. مسائل مختلف مربوط به «عملیات انتحاری»، «ربایش» و «ترور» و تاکتیک‌های مختلف ایجاد ترس و وحشت از دیگر سرفصل‌های کتاب ابوعبدالله المهاجر است. وی در بخشی از کتاب خود بر این اعتقاد است که کشتن دسته‌جمعی یک طائفه اسیر شده بلامانع است.»  

روزنامه گاردین با بیان این که «فقه دما؛ انجیل داعش، القاعده و بوکو حرام است» درباره این کتاب نوشت:«استفاده از سلاح های کشتار جمعی، نسل کشی، کشتن غیرنظامیان، بردگی زنان برای رابطه جنسی و گروگان گیری را مشروعیت می بخشد.»


سرانجام مفتی توحش

در نهایت، پیتر کوک، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد: جمعه 28 آبان 1395(18نوامبر2016)، در حمله ی یک پهپاد آمریکایی ابوالافغان المصری، سرکرده‌ی جبهه فتح الشام از شاخه های گروه تروریستی القاعده در سوریه کشته شده است. المصری با گروهای تروریستی در سراسر خاورمیانه در ارتباط بود و  از مدت‌ها قبل هدف ما بود. حمله هوایی آمریکا در نزدیکی شهر سرمده در استان ادلب در شمال غرب سوریه رخ داد.

جالب این که هیچ یک از رهبران گروه های تروریستی و تکفیری از جمله ایمن الظواهری رهبر القاعده و ابوبکر البغدادی رهبر داعش پیامی برای این عضو بلندپایه سابق القاعده منتشر نکردند.

عبدالرحمن العلی یا ابوعبدالله المهاجر یا ابو الافغان المصری،  2 سال بعد از انتشار کتاب جنجالی اش در توجیه خشونت و کشتار، به قتل رسید اما دستاورد فکری او،  چنین خود را در بیانیه داعش نشان می دهد:«ما جهاد با مشرکین را به خاطر کشتن یک مسلمان مجاور تعطیل نمی کنیم.»
 
(پ.ن- کتاب «روزی روزگاری القاعده»، ترجمه وحید خضاب، انتشارات نارگل)

کلید واژه ها: داعشالقاعده


( ۲ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۰۰
یکی از مقاله های بسیار بسیار جالب وروشنگرانه سایت شما در این مورد بود.به اینگونه ادعا ها و انحرافات مذهبی باید توجه عمیق تر و روشنگرانه تر توسط و سایل ارتباطات جمعی و علمای مقبول گردد.تفاوت بین یک انقلابی وجنایت کار انقلابی نما برای بسیاری از مردم عادی روشن نیست. مگر انکه هدایت لازم توسط علما و وسائل ارتباط جمعی صورت گیرد.حضرت امام وجمهوری اسلامی در مقابل اینگونه انحرافات در محدوده خود ایستادگی قابل توجهی نشان داد. من همواره یک سئوال در مورد فتاوی علمای مذهبی با توجه به تعدد انها دارم. زمانیکه عالم مقبول نزد مردم وعلما یا کسی که به نوعی تصور میکند عالم است ومقبولیت عالمانه نزد علماندارد ولی پیروانانی در بین مردم داردفتوائی میدهد ویا میدهند وظیفه سایر علما در مقابل این فتاوی مقبول ونامقبول چیست؟ایا سایرین نباید نظر خود را در مقابل فتاوی دیگر علما اعلام نمایند.نظر علمای تشیع در مقابل چنین شخصیتی مشخص است.ایا سایر علمای تسنن در مقابل چنین شخصی با چنین دیدگاههای سبعانه ای در محدوده مذهب نباید موضع گیری وارشاد عالمانه وفتاوی لازم اعلام میکردند.مطمئنا فتاوی سیاسی وحربی این شخصیت بیمار پشتوانه های سیاسی شناخته وناشناخته ای دارد.علمای راستین تسنن تحلیل دقیقی از چرائی وشروع وعلل اینگونه پیدایش ها وموضع گیری یموقع وارشاد مردمان در مقابل ان نکردند.