چرا پمپئو در قبال تهران عقب نشست؟

تحلیل آخرین مواضع امریکا در مذاکره با ایران

۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۴۲۰۲ آمریکا پرونده هسته ای نگاه ایرانی خاورمیانه
محمد حسین ادیب در یادداشتی می نویسد: استراتژی امنیتی آمریکا برای ده سال آینده اعلام شده است. در استراتژی ده ساله امنیتی آمریکا آمده است که مرکز ثقل سیاست خارجی آمریکا از خاورمیانه به شرق آسیا منتقل می شود. لذا راهبرد آمریکا خروج از خاورمیانه است، ترامپ دارد مرحله به مرحله از خاورمیانه خارج می شود. ایجاد جنگ جدید در خاورمیانه، با راهبرد آمریکا برای انتقال مرکز ثقل سیاست خارجی به شرق آسیا سازگاری ندارد. مطالب پمپئو در سوئیس با استراتژی ده سال امنیتی آمریکا، انطباق دارد. امریکا طوری با ایران وارد مواجهه می شود که با استراتژی ده ساله امنیتی آن در خصوص خروج از خاورمیانه ناسازگار نباشد.
تحلیل آخرین مواضع امریکا در مذاکره با ایران

نویسنده: محمد حسین ادیب، اقتصاددان و استاد دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: قسمت اول و دوم این تحلیل به وسیله یک نفر از تیم تحقیق محمد حسین ادیب تدوین شده که تخصص علوم سیاسی دارد و قسمت سوم بوسیله بقیه تیم تحقیق تهیه شده است.

قسمت اول:

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا در سوئیس اظهار داشت :«ما از آنها می‌خواهیم تا از برنامه ساخت سلاح‌ هسته‌ای دست بکشند و برای همیشه مهر توقف بر آن بزنند. ما خواهان آن هستیم که آنها ساخت سامانه موشکی‌شان به شیوه‌هایی که تهدیدی برای نقاطی چون سوئیس است را متوقف کنند.»

جمله پمپئو در  خصوص سامانه موشکی ایران به چه معناست؟ اینکه سامانه موشکی ایران تهدیدی علیه کشورهایی مثل سوئیس نباشد چه مفهومی دارد؟

ایران با مصوبه شورای امنیت ملی، ساخت موشک با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر را ممنوع کرده است، تولید موشک با برد کمتر از ۲۰۰۰ کیلومتر، تنها خاورمیانه را در برد موشکی ایران قرار می دهد.

گفتار پمپئو یک عقب نشینی آشکار در مواضع امریکاست، چیزی را که ایران در خصوص آن، مصوبه شورای امنیت ملی دارد، پمپئو به عنوان خواسته آمریکا مطرح می کند، برای اینکه سامانه موشکی ایران، تهدیدی علیه کشورهایی مثل سوئیس نباشد، باید برد سامانه موشکی ایران به ۲۰۰۰ کیلومتر محدود شود که مصوبه شورای امنیت ملی دارد.

پمپئو قبلا ۱۲ خواسته مطرح می کرد و اکنون در یک عقب نشنینی آشکار آن را به دو خواسته تغییر داده است، خواسته اول که ایران سلاح هسته ای نداشته باشد، ایران در بالاترین سطح اعلام کرده که منع شرعی دارد. خواسته دوم، مصوبه شورای امنیت ملی دارد. آشکارا امریکا از همه مواضع ۱۲ گانه عقب نشسته است. پیشنهاد کلی ترامپ برای مذاکره فاقد جزئیات بود اکنون، پمپئو جزئیات را اعلام کرد. 

قسمت دوم:

استراتژی امنیتی آمریکا برای ده سال آینده اعلام شده است. در استراتژی ده ساله امنیتی آمریکا آمده است که مرکز ثقل سیاست خارجی آمریکا از خاورمیانه به شرق آسیا منتقل می شود. لذا راهبرد آمریکا خروج از خاورمیانه است، ترامپ دارد مرحله به مرحله از خاورمیانه خارج می شود.

ایجاد جنگ جدید در خاورمیانه، با راهبرد آمریکا برای انتقال مرکز ثقل سیاست خارجی به شرق آسیا سازگاری ندارد. مطالب پمپئو در سوئیس با استراتژی ده سال امنیتی آمریکا، انطباق دارد. امریکا طوری با ایران وارد مواجهه می شود که با استراتژی ده ساله امنیتی آن در خصوص خروج از خاورمیانه ناسازگار نباشد.

قسمت سوم:

آمریکا ۴۴ میلیون بازنشسته دارد، تامین زندگی ۴۴ میلیون بازنشسته آن هم با استاندارد زندگی در آمریکا، اقتصاد آمریکا را تضعیف کرده است. اقتصاد آمریکا حبابی شده است. استیگلیز برنده جایزه نوبل در رشته اقتصاد می نویسد از  جنگ جهانی اول تا کنون اقتصاد آمریکا ده بار حبابی شده و هر ده بار فدرال رزرو با افزایس نرخ بهره حباب را تراکانده است.
اکنون نیر فدرال رزرو با  افزایش نرخ بهره حباب را می ترکاند. تراکاندن حباب با افزایش نرخ بهره حاصل می شود و افزایش نرخ بهره نیز با کاهش حجم دلار کاغذی در آمریکا تحصیل می شود.

به زبان بسیار ساده، برای بالابردن نرخ بهره باید حجم پول در اقتصاد را کم کرد، برای کم کردن حجم پول باید تراز بانک مرکزی آمریکا را نزولی کرد، تراز بانک مرکزی نشان می دهد که چقدر دلار کاغذی در دنیا وجود دارد، سال گذشته ۴۴۰۰میلیارد دلار در دنیا دلار کاغذی بود و اکنون ۳۸۵۱میلیارد دلار موجود است. عدد ۴۴۰۰میلیارد دلار ماهانه رو به کاهش است این یعنی؛ فدرال رزرو به سمت تراکاندن حباب خیز برداشته است. اگر تراز به ۳۵۰۰ برسد چراغ خطر سقوط اقتصاد جهانی روشن شده است.


–  نخست وزیر قبلی انگلیس وقتی تراز اولین کاهش خود را تجربه کرد گفت چراغ خطر سقوط اقتصاد جهانی روشن شده است. مخالفین حزب محافظه کار در انگلیس (حزب کارگر) گفتند چراغ خطر سقوط حزب محافظه کار روشن شده، رهبران حزب کارگر نفهمیدند نخست وزیر چه گفته است.

–  یک هفته بعد رئیس قبلی بانک مرکزی انگلیس، در کتاب جدیدی که منتشر کرد گفت اگر نظام بانکی غرب اصلاح نشود بحران دیگری در پیش است.

عدد ۳۵۰۰ را به خاطر داشته باشید. غیر ممکن است تراز به سمت ۳۵۰۰ حرکت کند و الویت های سیاست خارجی آمریکا، بر اساس الویت های عربستان تعیین شود. عربستان برای امریکا ارزشی بیشتر از یک گاو شیرده ندارد. حرکت تراز به سمت ۳۵۰۰، سیاست خارجی آمریکا را تحت الشعاع سیاست داخلی قرار می دهد. 

درست زمانی که به سبب تامین زندگی ۴۴ میلیون بازنشسته، اقتصاد آمریکا به نفس افتاده است و خیز برداشتن برای تراکاندن حباب، به آمریکای ضعیف می انجامد، ایجاد یک بحران سنگین با ایران، به تضعیف بیشتر آمریکا انجامیده و بعید است که آمریکا به آن ورود کند.

کلید واژه ها: ایران و امریکادفاع موشکی


( ۱۱ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۲۳
ایران وامریکا هردو صحبت ها وتهدید هائی عملی همدیگر را میکنند که با مواضع اعلام شده انها مغایر است.امریکا اعلام میکند از خاورمیانه خارج میشود ولی بیشترین پایگاههای کوچک وبزرگ ودر گیری های نظامی را در خاورمیانه رقم میزند.امریکا در شرایط فعلی درقریب به اتفاق کشورهای خاومیانه بجز ایران حضور وفعالیت نظامی فعالانه دارد.پس اینکه امریکا از خاور میانه میخواهد خارج شود با رفتار امریکا در ست بنظر نمی رسد. خاور میانه هیچگونه تهدید نظامی برای امریکا نمیتواند داشته باشد.ازنظر اقتصادی امریکا به دلارهای کشورهای نفتی خاورمیانه که حاصل فروش نفت به اسیای جنوب وشمال شرقی است نگاهی بسیار بسیار خواهانه دارد.امریکا جهت فائق شدن بر مشکلات اقتصادی خود که نتیجه کم کاری وزیاده خواهی است به این دلارها نیاز مبرمی دارد.در شرق اسیا با رشد اقتصادی وتکنولوژیکی کشورهای شرق اسیا امریکا از نظر امنیتی با هراس نگاه میکند. امریکا با شرق اسیا با یک اقیانوس فقط با رقبای هم ورقیب هم طرار نظامی خود فاصله دارد در صورتیکه فاصله امریکا با خاورمیانه یک اقیانوس واروپا باکشورهائی است که توان نظامی منطقهای محدود دارند .خاورمیانه با توان نظامی بسیار محدود خطری وسواسانه نه واقعی برای متحدان امریکا که اروپا واسرائیل است با توجه به توان نظامی انها تا حدودی میتواند باشد ولی برای امریکا نیست. حضور درخاوورمیانه تامین کننده نیازهای اقتصادی امریکا و حضور در شرق اسیا تامین کننده نیازهای امنیتی خود امریکا است. هزینه نیازهای امنیتی امریکا از درامدهای خاورمیانه تامین میشود.لذامیتوانیم بگوئیم سیاست های اجرائی امریکا با سیاست های برنامه ریزی اعلام شده ان مغایرت دارد. ایران عضوی از ان پی تی ومتعهد به ان است.از نظر مقام های رسمی ایران ایران نه اجازه شرعی ونه اجازه حکومتی دارد که وارد فعالیت های هستهای نظامی گردد.ولی از نظر تبلیغاتی غیر دولتی همواره تهدیدهای تغلیظ خارج از محدوده نیازهای غیر نظامی میکند. علاقمندی تبلیغاتی غیر واقعی برخلاف سیاست های اعلام شده دولتی میکند.امریکا با تهدید های نظامی ایران در واقع علاقمند به ورود ایران در محدوده ممنوعه است تا مجوزهای لازم برای فعالیت های گسترده تر در منطقه که از نظراقتصادی ونظامی برای ان مطلوب تر است برسد.کاهش تنش ها در خاور میانه ضربه سنگینی به توانهای اقتصادی ونظامی امریکا است. لذا میتوانیم بگوئیم که علت اساسی خروج از برجام نه توانهای هستهای ایران بلکه ایجاد تنش برای علاقمندیهای واقعی اقتصادی ونظامی امریکا برای حفظ منافع اقتصادی در منطقه واسیااست.
ﻓﺪﻭﻱ ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۷:۴۴
ﺣﺎﻻ ﺧﻮﺑﻪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻮﺳﻄ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ! و ﺗﻴﻢ ﻣﺘﺨﺼﺼﻴﻦ! ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ و ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺮاﻛﺰ ﺁﻛﺎﺩﻣﻴﻚ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﻮﺿﻪ ی ﺳﻴﺎﺳﺖ , ﺑﻲ ﺳﻮاﺩﻱ ﻣﻮﺝ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ. ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﺮﻛﺰ ﻛﺮﻩ ی ﺯﻣﻴﻦ اﺳﺖ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻴﭻ ﻏﻮﻝ ﻧﻆﺎﻣﻲ ﻳﺎ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮاﻱ ﺳﻴﺎﺩﺕ ﺑﺮ ﻛﺮﻩ ی ﺯﻣﻴﻦ ﭼﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﺭا ﺑﻬﺘﺮ اﺯ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ. ﺭﻓﺘﻦ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻭﺭ ﺩﻭﺭ ( ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻻﻥ ﻫﻢ ﺣﻀﻮﺭ ﺩاﺭﺩ ) و ﺧﺮﻭﺝ اﺯ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﭙﺮﺩﻥ ﻗﻠﺐ ﮊﻳﻮﭘﻮﻟﺘﻴﻚ ﻛﺮﻩ ی ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﺭﻗﺒﺎ. اﻣﺎ ﻣﻮﺷﻚ ... اﻳﻦ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺎ ﻣﻮﺷﻚ ﺑﻴﺶ اﺯ 2000 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺪاﺭﻩ ﺑﺮاﻱ اﻳﻨﺴﺖ ﻛﻪ اﻟﻘﺎ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ اﻳﺮاﻥ, ﻫﺴﺘﻪ اﻱ ﺭﻭ ﺑﮕﺬاﺭﻱ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻧﻤﻲ ﻣﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻪ ﻭاﺳﻂﻪ ی ﺁﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻴﺮ ﺑﺪﻫﺪ ﻛﻪ ﻏﻠﻄ اﺳﺖ و ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ اﺳﺎﺳﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺳﻼﺡ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﻮﺷﻚ ﻣﺸﻜﻞ ﺩاﺭﺩ ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﺑﺮﺩ ﺁﻥ 100 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﺧﺘﻢ ﻛﻼﻡ ; ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﺪ و ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ اﻓﺮﻭﺯﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ اﺩاﻣﻪ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﻧﻴﺮﻭﻳﻲ ﻗﻮﻳﺘﺮ اﻭ ﺭا ﻭاﺩاﺭ ﻛﻨﺪ اﺯ ﺧﺎﻭﺭ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﺩ. اﻣﺎ
خسرو ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۴۴
یک بحران سبک چی؟ مثلا مراکز نفتی را بمباران کند؟ برای امریکا سبک و کم هزینه وپرسر وصدا وبرای ایران بسیار سنگین