خاتمی و شوک سیستم فدرالی

یک پیشنهاد نا به هنگام

۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۰ کد : ۱۹۸۳۵۸۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: صادق ملکی
صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در روزهایی که بیش از همه زمان ها باید از وحدت حمایت کرده و برای تقویت انسجام ملی تلاش کرد، طرح پیشنهاد سیستم فدرالی به عنوان یک سیستم مطلوب از سوی خاتمی یک شوک سیاسی و قابل تعمق بوده است.
یک پیشنهاد نا به هنگام


دیپلماسی ایرانی: سیاسیون، آن هم در قامت رهبران جریانات سیاسی در سخن گفتن نه یک بار بلکه باید چندین بار فکر کرده و سخن بگویند. با این وجود در مورد هیچ کس نباید اسطوره سازی کرد و در سایه افراد و اندیشه ها ماند. کاریزمای افراد بعضا ما را از نگاه انتقادی دور می کند. عبور از نگاه کاریزمایی از رموز مهم توسعه پایدار است. در اینکه سید محمد خاتمی از پاک دست ترین روسای جمهور ایران بوده و در عین حال دولت او موفق ترین دولت پس از انقلاب بوده است، تردیدی وجود ندارد. اما این سخن نباید مانع از نگاه انتقادی شود.

در روزهایی که بایدها و نبایدهای جنگ و مذاکره در بحران ایران و امریکا دغدغه اصلی مردم است، رئیس دولت اصلاحات اعلام کرده که مطلوب ترین شیوه حکومت مردمی، سیستم فدرالی بوده که قانون اساسی ایران فاقد ظرفیت اجرایی آن است.

سیستم های داخلی کشورهای جهان به دو شیوه کلی دولت های مرکزی یا فدرالی اداره می شوند. در حالی که ایران به شکل متمرکز اداره می شود طرح مطلوبیت شیوه فدرالی به معنای تغییرات ساختاری است که نتایج آن علیرغم اظهارات خاتمی می تواند با مدنظر قرار دادن واگرایی ها، شرایط بین المللی و منطقه ای، برای ایران خطراتی در پی داشته باشد که هزینه آن تجزیه کشور باشد. ظهور اولین جمهوری کرد در مهاباد و دولت پیشه وری در آذربایجان در این ارتباط باید محل عبرت باشد. رهبران سیاسی می توانند عبرت نگرفته و در نهایت قربانی شوند، اما نباید آنان کشور را محل عبرت کنند، زیرا این عبرت قابل جبران نخواهد بود. ایران اگرچه پاکستان نیست اما سوئیس هم نیست که برایش نظام فدرالی تجویز شود. ایران کشور اقوام و مذاهب است. وجود تفاوت های قومی و مذهبی در آن یک واقعیت است. باید تلاش شود این اختلافات منجر به شکاف های قومی یا مذهبی نشود. 

طرح بدون محاسبه سیستم فدرالی در کشوری که هنوز از تعلقات قومی و مذهبی بطور کامل عبور نکرده است، می تواند بسیار خطرناک باشد. باید درک کنیم که ما کجا زندگی می کنیم. در کشوری که امام جمعه آن بخاطر قرار گرفتن یک روستا در استانی دیگر، اعلام می کند اگر این تصمیم اصلاح نشود، استانداری را تصرف خواهند کرد نباید پیشنهادی را مطرح کرد که سبب بازی با احساسات عامیانه درگیر در تعلقات قومی و مذهبی شود. 

همگان می دانند که سیستم متمرکز مشکلاتی دارد، اما چرا نباید در رفع این مشکلات کوشید. درست است، تهران این ابرشهر اگرچه عمده امکانات کشور را می بعلد، اما از سوی دیگر کاتالیزوری است که در آن اقوام و مذاهب با قرار گرفتن در محیط آن با عبور از تعلقات قومی و مذهبی تمرین شهروندی کرده و توسعه را تجربه می کنند. به سخنی دیگر تهران سبب خروج از پوسته قومی و ورود به تعلقات ملی می شود. بدانیم و نه خویش و نه دیگرفریبی نکنیم. سیستم فدرالی و سیستم متمرکز به تنهایی عامل توسعه یا دموکراسی نیستند. هر دو می توانند محل دیکتاتوری یا فساد باشند. آنچه باعث دموکراسی و ایجاد فضای دموکراتیک می شود، توسعه سیاسی است. 

عراق در خاورمیانه اگرچه از نظر ساختار اجتماعی، سیاسی و تاریخی قابل قیاس با ایران نیست اما کشوری است که رو به فدرالی شدن دارد. فساد حاکم بر ساز وکار اقلیم و وضعیت حاکم بر بغداد و بصره نشان می دهد که تا قبل از تحقق توسعه سیاسی سخن گفتن از شیوه های اداری کشور به بیراهه رفتن است. آنچه در مورد ایران باید گفت آن است که ایران، عراق و افغانستان نیست. ایران یک واقعیت مسلط و پایدار تاریخی است که با تغییر قدرت از قاجار به پهلوی توانست با پایان بخشیدن به ملوک الطوایفی، ایرانی بسازد که امروز در قیاس با همسایگان از انسجامی بالاتر برخودار بوده و به مفهوم مدرن دولت و ملت نزدیکتر از همیشه شده است.  

باید در نگاه به نظرات و شیوه دولت داری از پیش داوری ها و اتهامات کلاسیک نسبت به نظرات دور شد. نه همه  طرفداران سیستم فدرالی  تجزیه طلب اند و نه همه  طرفداران سیستم متمرکز اقتدارگرا هستند. فارغ از آن هیچ یک از این دو شیوه اداری به تنهایی نمی تواند عامل توسعه ایران شود. توسعه، اول باید در خرد فردی شکل گرفته و جمع حاصل آن در سیستم تمرکز یافته تا بتواند تاثیرگذار شود. 

ما بیش از بحث فدرالی و متمرکز امروز در کنار همدلی به خرد جمعی نیاز داریم که بتواند عقلانیت را تنها و تنها مرجع تصمیم گیری کند. لذا اول باید توسعه سیاسی متوازن و گسترده در سطح کشور ایجاد شود و بحث های فدرال یا متمرکز نباید قبل از آنکه توسعه صورت گیرد مطرح شود. آنانی که با طرح ممالک محروسه ایران و با اشاره به اصل انجمن های ایالتی – ولایتی مشروطیت، برای اندیشه های خود محل مانور ساخته و روی سیستم فدرالی مانور می دهند، بیش از ایران به هویت قومی و مذهبی خویش می اندیشند.

در حالی که شهروندی از هویت مرزی تبدیل به هویت جهانی می شود، طرح هویت های محلی بیش از آنکه به انسجام منجر شود گسست در جامعه ایرانی را سبب خواهد شد. 

سخن آخر این که به عنوان یک ایرانی آذری همیشه دغدغه هایم برای ایران بوده و تا ابد خواهد بود. این دغدغه ها در بخشی حاصل نوستالوژی جدایی سرزمین های قفقاز از مام میهن و نگرانی از تکرار آن بوده و به همین سبب خطر تجزیه چون همه ایرانیان، همواره همراهم بوده و هست. طرح بحث در مورد سیستم فدرالی را حداقل در این زمان نامناسب دانسته و اعتقاد دارم در طول تاریخ عامل ماندگاری ایران و ایرانی بیش از زبان و قومیت، فرهنگ غنی ایرانی و تبلورهای آن چون نوروز و عاشورا بوده و خواهد بود. در این میان یادآور می شوم زبان و  فرهنگ غنی فولکولوریک اقوام خود عاملی در جهت دوام و بقای ایران بوده و در حفظ آن نقش بنیادی داشته است و دارد. ویژه گی خاص روح ایرانی به کثرت در وحدت و وحدت در کثرت معنا بخشیده و سبب شده است در خاورمیانه ایرانیان در قیاس با همسایگان خویش، کمترین معضل قومی و مذهبی را داشته باشند.

آگاه باشیم عرصه سیاست و مشکلات کشورداری از جنس عرصه های روشنفکری نیست و محاسبات صحنه سیاست باید بسیار دقیق باشد. اهمیت و ارزیابی هر سخن و یا پیشنهادی در وضعیت های بحرانی با توجه به تبعات داخلی و خارجی آن مضاعف می شود. در شرایط بحرانی خاورمیانه اگر امنیت و وحدت ملی ایران و ایرانیان عامل حسد کشورهای پیرامونی نباشد، مسلما عامل غبطه است. در روزهایی که بیش از همه زمان ها باید از وحدت حمایت کرده و برای تقویت انسجام ملی تلاش کرد، طرح پیشنهاد سیستم فدرالی به عنوان یک سیستم مطلوب از سوی خاتمی یک شوک سیاسی و قابل تعمق بوده است. شاید خلاء احزاب به معنای واقعی در ایران از عوامل موثر در این رویکرد بوده است.

صادق ملکی

نویسنده خبر

صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی است.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: فدرالیسمایرانمحمد خاتمی


( ۲۱ )

نظر شما :

sina ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۲
خاتمی که 8 سال ریس جمهور بود و خود رهبر جریان اصلاحات ومویش را سفید کرده هیچ وقت حرفی را به دون دلیل و تجربه نگفته تازه از پاکستان که هم واره در جنگ تنش با هندوستان هست که عقب افتاده تر نیستیم که نتوانیم اجرا کنیم مخصوصا که ما در دوران مشرطیت ما سیستم فدرال و ایالتی داشتیم و انجمنهای ایالتی و ولایتی و لی در دوران رضاشاه سیتم مرکزی و استانی اجرا شد اگر 100 سال پیش در ایران سیتم فدرال اجرا شده با ان امکانات و سواد مردم الان نمی شود ؟؟...
حسن ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۸
متاسفانه برخی برای جبران ناکارآمدی خود و دوستانشان و عدم توانایی مدیریت درست و رفع اشکالات تلاش دارند با دامن زدن به اختلافات سبد رای دوستانشان را پر کنند عافل از اینکه چنین آرایی در اینده ممکن است به ضدمنفعت تبدیل شوند.
خسرو ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۴
توسعه سیاسی چگونه اتفاق خواهد افتاد درحالی که حقوق فرهنگی واقتصادی بیشتر اقوام در محاق است ، چطور است که ملکی از فدرالی شدن میترسد در حالی که خاتمی که نه سر پیاز است ونه ته پیاز به فکر فدرالی افتاده است ،
یک ایرانی ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۵۸
کشورهای جهان سوم همیشه به دنبال راه میانبر(شورت کات) در همه چیز هستند (و شاید یکی از بزرگترین بازدارنده های پیشرفتشان هم همین باشد! ) آنها همه چیز را از ماشین ,ماشین آلات , کارخانه ,تکنولوژی !! و تا دیدگاههای فلسفی و دانش و سیاست و کشورداری و ... را وارد میکنند ولی راه بجایی نمیبرند ! همین کشور خود را بنگریم ببینید با اینهمه امکانات سخت افزاری چند ده درصد کشورهای پیشرفته کارایی دیده نمیشود ببینید با نشانه های پشرفت غربیها (خودرو ,موبایل و اینترنت ..) چگونه برخورد میکنیم و انها چگونه !اینها را گفتم تا به سخنان بسیار جالب !! خاتمی برسیم و به ایشان یادآوری کنیم که این سخنان شگفت آور و ناگهانی از سوی کسی که هشت سال رییس جمهور بوده و با چم و خم مدیریت کلان آگاه است پذیرفتنی نیست و یکی از همان شرت کاتهایی است که دربالا گفته شد یعنی بی آنکه زمینه وبستر فرهنگی و توسعه یافتگی ذهنی و فیزیکی و سیاسی و .. را پدید آوریم از پله ی یکم پریدن به پله ی دهم و سپس سقوط آزاد !!
مهندس مهراب لاهیجانی ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۳
درود بر فرزندان اذری ، لر ، بلوچ گیلک ، کرد ، عرب وفارس و سنی ، شیعه ، یهودی ، ارمنی ............ایران . اقوام ایرانی در هر قوم و مذهب ابتدا ایرانی هستند و ایران را جان جهان میدانند . شاهد این ادعا حمایت بی بدیل ملت و شهدای والاتبار از تمام ایرانیان در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران است.
احمد ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۳
با سلام من چون یک نظامی هستم به تجربه میدانم که همیشه در شرایط سخت و محاصره است که میشه فهمید یک فرمانده چند مرده حلاج است! به نظرم میشه سیاستمداران رو هم در شرایط بحرانی و پیچیده محک زد !
پویا علامه ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۴۴
امیدوارم منتشر کنید از ده هفتاد روزنامه می‌خوانم تقریبا هر روز سال هاست که تقریبا هر رزو از ابتدای دهه نود سایتهای خبری به ویژه همین دیپلماسی ایرانی صادقانه می گویم" بدتر از چپ‌ها" در این مملکت ندیدم. اگر هم منتشر نکردید، خوب است نظرات همه خوانندگان خود را بدانید.
بولدوزر ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۹:۳۸
انتحابات مجلس نزدیک است ، متاسفم برای کسانی که برای چند رای بیشتر حاضرند به هر طناب سستی چنگ بزنند. از خود می پرسم برخی افراد که صاحب منصب نیز بوده و هستند آیا واقعا نسبتی با این کشور و ملت دارند؟
یحیی ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۹:۴۴
چندین سال پیش در جمع ایرانیان مقیم امریکا گفته بود وطن خاک نیست بلکه اندیشه و باورها و ارمان هاست! کسی که چنین اعتقاداتی دارد نباید به مناصب مدیریتی یک کشور برسد.
ابراهیم مبارکی ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۰
درود بر شما. بسیار از دغدغه های پخته و میهن پرستانه شما احساس غرور کردم. پاینده باشید آذری عزیز
کردستانی ۰۲ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۳:۱۲
به راستی که جای تأسف است که هنوز دیدگاههای متعصبانه اینقدر در این مملکت ریشه دارد.قبلا مقالاتی از این نویسنده راجع به کردهای خارج ایران خوانده بودم بنظرم با نیت خوبی نوشته شده بود ولی زهی خیال باطل! آقای ملکی و آقای پویا علامه طباطبایی پیشنهاد میکنم یک سال در کردستان زندگی کنید. پنج شش ماه است در تورم نقطه به نقطه در صدر ایران هستیم. فساد مالی در اکثر نهادها بیداد می‌کند. روزی نیست کولبرها بر سر لقمه‌ای نان کشته نشوند، به اصطلاح صادرات مواد غذایی به کردستان عراق نفس مردم را بریده است. حال فقط یک پرسش مطرح میکنم اگر ما یک استاندار منتخب و در هر شهر هم یک فرماندار منتخب داشتیم این وضع و روزنامه بود؟ آقای محترم استانی که درآمد سرانه‌اش نصف درآمد کشور است اگر مسئول منتخب داشت با این همه معدن طلا و با این طبیعت بکر و توریستی این حال و روزش بود؟ شماها چگونه به خود اجازه می‌دهید این‌گونه بی‌مهابا در مورد یک حرف منطقی آقای خاتمی حرف می‌زنید؟ من از اصلاح‌طلبان خوشم نمی‌آید ولی حضرت علی می‌فرمایند به گفته بگر نه به گوینده؛ شما حضرات مرفهان بی‌درد آغاز دولت‌ملت‌سازی را از ابتدای رضاشاه می‌دانید و براستی جای تأسف است که آغاز بدبختی ایران را از آن وقت نمی‌بینید. اگر با توسعه تدریجی سیاسی پادشاهی قاجار ادامه و تشریفاتی‌تر می‌شد و رضاشاه حداکثر یک نخست‌وزیر قدرتمند می‌گردید این اوضاعمان بود؟ ما در طول صد سال چندین شروع از صفر ویرانگر را تجربه کرده‌ایم و حتی الان هم ته‌مانده تعصبات بیهوده قرن‌هجدهمی و نوزدهمی در اذهان دانشگاهی ما دیده می‌شود در پایان و برغم امیدوار نبودنم برای انتشار نظرم این را می‌گویم که ارزش و ناموس واقعی جان عمر و شرافت انسانهاست نه مرزهای بشرساخته، شماها که با یک کلمه فدرال از زبان یک فرد این‌گونه به هم ریخته‌اید هیچگاه فکر نکرده‌اید که الگوبرداری از سیستم بسیط فرانسه در یک قرن اخیر تا چه حد این کشور را به عقب برده است؟ تجزیه‌طلب و واگرا شما هستید نه کسانی که دلسوزانه ایده فدرال مطرح می‌کنند..
سورنا ۰۲ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۴:۴۲
با اینکه همیشه به آقای خاتمی ارادتمند بوده و هستم ولی این عبارت اخیر ایشان ، ابهت این مرد را در ذهنم شکاند . فدرالیسم قومیتی اسم رمز تجزیه ی ایران است و باید با هر حرکت تجزیه طلبانه ای به شدت برخورد کرد
ابراهیم قدیمی ۰۳ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۲۱
دراسیا با توجه به قدمت طایفه گری و سعی در پیشرفت منطقهای ونه عمومی و تفاوت در زبان ولهجه وفرهنگ های مختلف چنانچه فئودالیته ای مورد توجه قرار گیرد چیزی جز فئودالیته قومیتی ومذهبی نیست. جدا شدن هند وپاکستان مذهبی بود و فئودالیته هند را میتوان یک فئودالیته قومیتی دانست. شما حتی در کانادانشانهای از فدراتیو قومیتی میبینید. کبک نمونه ان است.
ریو ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۳
سلام چقدر خوب بود و هست که در مورد هر مطلبی دقایقی در موردش تحقیق و بررسی کنیم.گوگل کنیم...مثلا در همین بحثی که اینجادر گرفته اگر به ویکی پدیا مرجعه بفرمانید دوستان به روشنی متوجه خواهند شد که : نه فدرالیسم و نه تمرکز گرایی ( وجود تنها یک دولت مقتدر مرکزی ) هیچ یک بخودی ی خود و در ظرف مباحث تئوریک ارجحیتی بر دیگری ندارد و چنین نیست که پنداشته شود طرح هرگونه اندیشه ی مبتنی بر ارجحیت فدارلیسم به معنا و مساوی ی تجزیه طلبی است یا منجر به نتایج تجزیه بار ! خواهدشد (ویکی پدیا:در کانادا فدرالیسم نوعاً در مقابله با جنبش‌های جدایی طلب اعمال می‌شود)!! .چنانکه تمرکز گرایی به تنهایی به خودی ی خود هم مزیتی به شمار نمی اید که اگر بود در طول تاریخ شاهد تجزیه های بی شمار در کشورهای مصر بر اداره ی اموربه شیوه ی سیستم ( مرکزی) نبودیم. اصل موضوع دیدن و انطباق مباحث تئوریک در ظرف شرایط و زمان و محل مد نظر هست و بر همین اساس شاید که فدرالیسم در محلی ( بر خلاف تصور عمومی) حتی مانعاز (تجزیه) از طریق تفویض بعض اختیارات از( مرکز ) یک کل واحد به اجزاء کوچکتر اما در رفاه تر و راضی تر بشود یا برعکس یعنی هرگونه فشار در جهت حفظ تمرکز نتایج فاجعه بار معکوس در جهت تجزیه شدگی را در پی داشته باشد .در یک کلام موضوع اصلا بر سر ارجحیت فدرالیسم بر سیستم مرکزی یا برعکس نباید باشد چون هریک از اینها در جغرافیای سیاسی و قومی و فرهنگی ی متفاوت نتایج موفقیت آمیز یا ناموفقی در پی داشته اما بحث بر سر ((محاسبه ی نتایج )) نیروهایی ( مبتنی بر اندیشه یا عمل) که در جهت واگرایی ( رو به بیرون شدگی و تجزیه ) عمل می کنند در مقایسه ی با نیروهایی که در جهت همگرایی ( رو به داخل و تجمیع و یکپارچه گی) عمل می کنند باید باشد و اصل موضوع بررسی ی نحو ه ی تعامل بین این دو نیرو است به طریقی که در نتیجه ی نهایی به ( موازنه) ای دست یافت که بر اساس ان بهترین نتایج برای رفاه و بهروزی ی مردمان آن سرزمین ها حاصل اید .پس بحث ارزش گذاری بین فدارلیسم و سیستم متمرکز از پایه بحث اشتباهی است مگر آنکه بشود در باره ی آنها بر اساس (نتایج شا احتمالی ی شان) ن در یک -جغرافیای خاص- به یک (پیش آگهی ی نسبتا دقیق) از اینده ی احتمالی دست یافت نظر شخصی و ای بسا اشتباه با مهر
ابراهیم قدیمی ۰۴ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۶
ارسطو در سیاست زمانی که نوع حکومت را بررسی میکند جمله زیبائی دارد.او حکومت هارا به خوب وبد تقسیم میکند. میگوید نوع خوب همه نوع حکومتی خوب است. نوع حکومتی خوب است که اگر بد شد بدان بهترین باشد.دیکتاتوری نوع خوب ان بسیار خوب است ولی نوع بد ان غیرقابل تحمل وبد ترین است.شمابگوئید حکومت بد متمرکز بدتر است یا حکومت بد فدراتیو.. مطمئنا بد فدراتیو بهتر وپایدار تر است.