وضعیت بحرانی کشور را دریابیم

ضرورت اجماع درونی و سازگاری برونی

۱۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۸۱۹۴ نگاه ایرانی خاورمیانه
افشار سلیمانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: هرچند اقدامات انصارالله یمن به پای ایران نوشته می شود اما درصورت عدم وجود مستندات متقن، احتمال کشیده شدن پای اروپا و آمریکا به این منطقه و طرح موضوع در شورای امنیت سازمان ملل متحد حداقل در مرحله کنونی اندک است.

نویسنده: دکتر افشار سلیمانی، سفیر دولت اصلاحات در جمهوری آذربایجان و تحلیلگر مسائل بین المللی   

دیپلماسی ایرانی: بعد از اظهارات اخیر حسن روحانی در سوئیس که از آن به عنوان تهدیدی برای انسداد تنگه هرمز از سوی ایران تلقی شد و حمایت اخیر رهبری نظام و برخی مقامات نظامی از این مواضع و تکرار سخنان مشابه در تهران از سوی رئیس جمهور، انصارالله یمن به گفته خودش به ناو جنگی عربستان و به گفته وزیر نفت عربستان به نفتکشهای این کشور در تنگه باب المندب دو فروند موشک شلیک کرد که منجر به تعلیق موقت کشتیرانی عربستان در این تنگه شد. متعاقبا حمله پهبادی ارتش یمن به فرودگاه ابوظبی نیز بر پیچیدگی تحولات خاورمیانه به ویژه در خلیج فارس افزود .

هرچند اقدامات انصارالله یمن به پای ایران نوشته می شود اما درصورت عدم وجود مستندات متقن، احتمال کشیده شدن پای اروپا و آمریکا به این منطقه و طرح موضوع در شورای امنیت سازمان ملل متحد حداقل در مرحله کنونی اندک است و به نظر می رسد تصمیم سازان و تصمیم گیران عرصه سیاست خارجی با علم به شرایط کنونی و تجربه چهار دهه اخیر برغم اتخاذ مواضع شفاهی رادیکال تاحدودی نیز رویکرد عملگرایانه ای نسبت به هرگونه اقدام نظامی در خلیج فارس دارند و قصد کشیدن ماشه قبل از اینکه آمریکا دست به ماشه بزند، ندارند، درعین حال احتمالا از توانمندیهای دوستان منطقه ای خود نیابتا بهره می برد تا هزینه های احتمالی را به طرف های مقابل گوشزد کند هرچند در صورت تشدید اوضاع، هزینه های آن برای ایران نیز بسیار خواهد بود و از سوی دیگر بحران و جنگ را به خارج نزدیک نکشاند، هرچند روشن نیست این گونه تاکتیکها تا چه میزان پاسخگو خواهد بود .

همزمان با این تحولات شرکت رنو فرانسه اعلام کرد از ایران خارج می شود و شرکت نفتی هند نیز اعلام کرد خرید نفت از ایران را قطع می کند، هرچند این اتفاقات در سایه خروج ترامپ از برجام محتمل الوقوع بود اما همزمانی آن پس از حمله موشکی به کشتیهای نفتکش عربستان موجب شد تا برخی محافل داخلی و جهانی  پیوندی میان این دو رخداد برقرار کنند .

در ادامه همین تحولات و کنش و واکنشها بود که چند روز پیش نیز اخباری مبنی بر ائتلاف جدی تر سیاسی، امنیتی و به خصوص نظامی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس در قبال مساله جنگ یمن و ایران که از آن به عنوان ناتوی عربی نام برده می شود و از دوره باراک اوباما عربستان درپی آن بوده این بار با حمایت ترامپ در حال شکل گیری است که برغم وجود برخی اختلافات میان کشورهای عربی می تواند سبب افزایش  خریدهای تسلیحاتی این کشورها از آمریکا و ایجاد وحدت در شورای همکای خلیج فارس که با شکاف جدی اعضا مواجه شده شود ودر صورت تشدید اوضاع  موجب افزایش  حضور  بازیگران فرامنطقه ای در خلیج فارس شود و محاصره ایران را تقویت کند و حتی بر کیفیت روابط ایران با کشورهای قطر و عمان و کویت که در مقایسه با دیگر کشورهای خلیج فارس، به درجات متفاوت دوستان نسبی برای ایران محسوب می شوند، تاثیر منفی برجای بگذارد .

باید به این موضوع توجه کرد که همواره سایه ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در رابطه با جنگ سوریه و یمن همواه بر سر ایران سنگینی می کند و چندماه پیش نیز در بندی از قطعنامه پیشنهادی از سوی آمریکا به شورای امنیت در مورد یمن که در آن  از ایران نیز نام برده شده بود از سوی روسیه وتو شد، وجود دارد و اگر عربستان سعودی و یا امارات متحده عربی در تحقیقات خود در رابطه با حمله انصار الله به عربستان و امارات به مدارک و مستندات متقنی که مورد تایید سازمان ملل قرار گیرد، به احتمال قریب به یقین پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع می شود و اگر پرونده ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گیرد، احتمال صدور قطعنامه های تحریمی و غیره و  تشدید فشارها علیه ایران افزایش خواهد یافت. اگر چنین وضعیتی حاصل شود، ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا مورد شدیدترین تحریم ها قرار خواهد گرفت و فرصت محدود مذاکرات با اروپا و چین و روسیه برای حفظ برجام نیز از میان خواهد رفت.

 بر اساس سنت دیرینه ای که بر روابط و فضای بین الملل حاکم بوده است زمانی که مقامات نظامی کشور در زمینه سیاست خارجی  به اظهار نظر می پردازند بر التهابات و نگرانیهای داخلی و خارجی افزوده می شود ولی اگر مقامات سیاسی در هر شرایطی مواضع کشور را اعلام کنند نشان از این دارد که هنوز پنجره سیاست و درهای دیپلماسی باز است. لذا در این شرایط ایران در یک نقطه حساس تاریخی قرار دارد که باید دست به تصمیم گیری های سختی بزند. هر کدام از تصمیمات علاوه بر سختی هایش تبعات خاص خود را هم خواهند داشت. لذا به جای این دست از اظهارنظرها باید کار سیاست خارجی را به اهلش سپرد و نظامی ها در حوزه خود مشغول به فعالیت باشند و از دیپلماسی جلوتر عمل کنند. در غیر این صورت این دشمنان ایران خواهند بود که به نفع خود از چنین فضایی سو استفاده کنند.

ترامپ در اصل کشورهای دیگر را تحریم کرده و از آنها خواسته است به انواع تجارت و همکاری اقتصادی با ایران نپردازند، اگر این کشورها و شرکتهایشان توان ایستادگی در برابر آمریکا را نداشته باشند، ایران چگونه می تواند مانع این کار شود؟ در این مرحله که آمریکا سخن از تهدید نظامی ایران نکرده است که نظامیان، موضع نظامی اتخاذ می کنند. اگر ایران هم توان داشت می توانست پاسخ تحریم را با تحریم بدهد یعنی به همان کشورها اعلام کند اگر با آمریکا همکاری اقتصادی کنند از سوی ایران جریمه می شوند و دیگر با شرکت های ایرانی نمی توانند همکاری کنند، اینکه در برابر یک اقدام اقتصادی مانند تحریم، ایران سخن از تهدید نظامی می کند، سبب تضعیف دیپلماسی و ریختن آب به آسیاب دشمن می گردد، ایران باید مانند سایر کشورها، بر اساس توان و جایگاه خود در نظام بین الملل، بازیگری کند در غیر این صورت همه فرصتها به تهدید تبدیل می شوند و کشور، مردم و نظام را با خطرات جدی مواجه می سازد. 

اساسا در منطق روابط بین الملل هیچ کشوری، قابل اعتماد نیست. بعنوان مثال اینکه کشورهای پنج بعلاوه یک در بزنگاه های مختلف بازیهای متناقض از خود در قبال ایران نشان داده اند نمونه ای از همین ادعاست. از رای علیه ایران در شورای امنیت تا مشارکت برای رسیدن به برجام و خروج آمریکا از برجام و ماندن بقیه در آن و موارد متعدد فراوانی می توان عینیت این ادعا را مشاهده کرد. اخیرا وقتی در نشست اوپک در  وین مسکو با ریاض در رابطه با افزایش تولید نفت برای جبران کمبود ناشی از خارج شدن ایران از بازار فروش نفت درسایه فشار آمریکا  همسویی نشان داد و همچنین در موضوع سوریه به نفع اسراییل و امریکا تلاش کرد و از ایران خواست تا سوریه را ترک کند (که البته قابل پیش بینی بود) خلف وعده های کرملین در برابر ایران درطول دهه های اخیر را به ذهن نگارنده مجددا متبادر ساخت. 

روسیه بسیاری از اسناد دوجانبه امضا شده با ایران را اجرا نکرده یا بصورت فرسایشی و ناقص اجرا کرده است، حال که آمریکا از برجام چندجانبه امضا نشده خارج شده، هرچند باقطعنامه 2231 شورای امنیت مورد تایید واقع شده ولی درکنگره آمریکا و همه کشورهای ذی مدخل هم باید به تصویب می رسید. تا دیگر کشوری نتواند به راحتی از آن خارج شود و این یکی از معایب برجام است که باید در آینده دولتمردان و دیپلماتها درس عبرت از آن بگیرند و دچار اشتباه تکراری نشوند.

پس باید همواره این نکته را درنظر داشت که کشورها برای یکدیگر قابل اعتماد نیستند و قدرت و منافع کشورها، محور تعیین کننده در روابط خارجی محسوب می شوند. ایران هم باید با هوشمندی شرایط را به نفع خود تغییر دهد و کم کاری خود را نباید به گردن مساله عدم اعتماد به دیگر کشورهای بیفکند، فلذا با اصرار بر مواضعی از قبیل اینکه  آمریکا و کشورهای غربی قابل اعتماد نیستند، زمان به زیان پیش خواهد رفت و خسارت مادی و معنوی زیادی به ملت و کشور وارد خواهد شد .

آنچه بیشتر حائز اهمیت است اینکه در سیاست خارجی، دیپلماتها و نظامیان با شناخت جایگاه خود و منافع ملی و ماهیت نظام بین الملل، به موقع سخن چون دٌر بگویند و سخن آخر را اول بر زبان جاری نکنند .

هرچند اصلاح روابط ایران با کشورهای منطقه من جمله عربستان ضرورت دارد اما بدون مذاکره با آمریکا حداقل بصورت همزمان، پیشبرد روابط با این کشور ومتحدانش که به نوعی پارکابی آمریکا در منطقه محسوب میشوند نتایج قابل اتکائی بدست نمیدهد چراکه اکثر کشورها از چالش میان ایران وامریکا سوٕ استفاده می کنند، از قدیم گفته اند در مثل مناقشه نیست، بدون قصد توهین به کشوری، ایران، خر را رها کرده با پالانهای خر قصد دوستی دارد یا بعضا هم به دلیل دوری از خر به پالانها باج می دهد و این استراتژی هیچ نتیجه مثبتی برای ایران نداشته و نخواهد داشت و هزینه های فراوانی بر ملت ایران تحمیل کرده و خواهد کرد.

اینک که ترامپ با اشتباه خروج از برجام و مواضع و رفتار نامتعارف در برابر متحدین آمریکا و نظام بین الملل سبب شده تا اروپا و چین و روسیه در حد توان خود حداقل از منظر سیاسی در کنار ایران بمانند، مناسب است همراه با همین بازیگران و به درخواست آنها، آمریکا را نیز به مذاکرات بطلبند و در راستای خروج از وضعیت وخیم کنونی و رسیدن به شرایطی مطلوب، با کارتهای موجود به مذاکره بپردازد .

در سایه تحریم های آمریکا (والبته مدیریت ناکارآمد جمهوری اسلامی) کدام کشور به تقابل با آمریکا پرداخته است؟ اصولا کدام کشور می تواند در این رابطه قد علم کند؟ پس تهران باید بازوی اروپایی مذاکره را برای باز کردن باب مذاکره با آمریکا حفظ کند و با یک برنامه ریزی منسجم به دنبال یک مذاکره دقیق و اصولی برود که می تواند در هر زمینه ای صورت بگیرد تا سناریوی برجام دوباره تکرار نشود. هیچ کشوری از مذاکره ضربه ندیده است. مذاکره فی نفسه یک وسیله است و در هر لحظه در صورت عدم رضایت از روند آن می توان میز مذاکره را ترک کرد .

 ترامپ و پمپئو ضمن تهدید ایران اعلام می کنند به دنبال مذاکره با ایران هستند و از ابراز آن هم هیچ ابایی ندارند. ترامپ اعلام کرد بدون پیش شرط آماده مذاکره با ایران است این می تواند فرصت خوبی برای شروع یک دیپلماسی هوشمندانه و معطوف به هدف باشد و به تغییر شرایط اقتصادی، معیشتی و امنیتی کشور در شرایطی که جامعه پتانسیل خیزش هایی را برای آینده پیدا کرده است، باشد. البته در گام های اول مذاکره با آمریکا باید با حضور دیگر اعضای برجام صورت گیرد .

اینک که ایران با اقدامات منطقه ای خود قدرتش و با اجرای برجام تعهداتش را به رخ رقبا کشانده است، دستش در میز مذاکره پر است. اما ادامه نمایش قدرت می تواند مانند زمان گروگانگیری و پس از آزادی خرمشهر یا تاخیر در پذیرش قطعنامه 598 اگر نظام به این رفتار ادامه دهد، احتمال اینکه اقدامات ایران نتیجه عکس دهد افزایش می یابد و به جای افزایش قدرت چانه زنی سبب وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی مردم و کشور می شود و احتمال اینکه پای ایران به یک جنگ کشیده شود نیز وجود دارد .

اکنون با ضعف عربستان، امارات متحده عربی، مشکلات داخلی آمریکا و نیز نمایش قدرت از سوی ایران، تصمیم گیرندگان نظام می توانند از این فرصت ها بهترین بهره برداری را در زمین دیپلماسی بکنند. اما  ادامه نمایش قدرت همزمان با تشدید بحران اقتصادی در داخل و نفی هر گونه مذاکره با آمریکا به ضرر کشور است، اگر کشورهای قوی تر از ایران توان ایستادگی در برابر آمریکا را ندارند و هرگونه مقاومت را در قالب های دیپلماتیک پیش می برند، پس ایران هم باید همین  رهیافت را برگزیند. 

هرچند حداقل در کوتاه مدت احتمال  تنش نظامی  وجود ندارد یا اندک است اما اگر اقدامات نیابتی علیه عربستان موجب تزلزل موقعیت این کشور و امنیت آبهای آزاد شود احتمال وقوع رویارویی آمریکا با ایران افزایش می یابد هرچند که ترامپ قصد دارد بدون شلیک یک گلوله شرایط را به سمت خود تغییر دهد زیرا از هزینه های آن باتوجه به تجارب حاصله از حمله به افغانستان و عراق و حضور آمریکا در خاورمیانه آگاه است. اما علیرغم این مساله یقینا واشنگتن چینش نیروهای نظامی اش در خاورمیانه و به خصوص در خلیج فارس را تغییر خواهد داد و در این راستا اخیرا آمریکا یک ناوشکن هم به دریای سرخ روانه کرده است که نشان از آغاز این تغییر در آرایش نیروهای نظامی در منطقه دارد. اگر حضور نهایی نیروهای نظامی و دریایی آمریکا در دریای سرخ منجر به باز شدن تنگه باب المندب شود، وضعیت در منطقه به سمت حادتر شدن پیش خواهد رفت از سوی دیگر  تهدیدهای لفظی در خلیج فارس هم باتوجه به اینکه در محاصره پایگاه های نظامی آمریکا قرار دارد و دوستان قابل اتکائی هم در این منطقه و حتی در جهان اسلام هم ندارد پس کاهش تنش و  انجام مذاکره با پنج بعلاوه یک بویژه  آمریکا که ترامپ نیز  آماده مذاکره بدون شرط با ایران هم شده، بهترین راهبرد در شرایط فعلی است .

اکنون در شرایطی که کشور با بی ثباتی اقتصادی و تورم تازنده و کاهش شدید ارزش پول ملی و تشدید بیکاری و تبعات ناشی از آنها مواجه شده و می تواند منجر به بی ثباتی سیاسی نیز شو این سوال مهم از سوی آحاد ملت مطرح است که تا چه زمانی کشور می تواند در چنین شرایطی به سر ببرد؟ لذا نه فقط دولت بلکه کل نظام باید برای برون رفت از چنین وضعیتی و جلوگیری از بدتر شدن آن در رابطه با حل بحران خارجی از طریق مذاکره با همه بازیگران جهانی ازجمله آمریکا که رئیس جمهورش اعلام کرد بدون هیچ گونه پیش شرطی آماده مذاکره با ایران است اما وزیر خارجه اش برخلاف رئیس خود مجددا شروط قبلی را برای آغاز مذاکرات مطرح کرده و وزیر دفاع امریکا نیز اعلام کرده که کشورش برنامه تغییر رژیم در ایران را ندارد به بهانه اظهارات شخص ترامپ اعلام کند آماده مذاکره بدون قید و شرط با آمریکاست و از این طریق پمپئو را نیز که پیش شرطهایی برای مذاکرات تعیین کرده تحت فشار قرار دهد. باتوجه به مواضع متناقض ترامپ و پمپئو بهترین فرصت برای ایران است که با مذاکرات بدون شرط ترامپ   موافقت کند و توپ را به زمین کاخ سفید بیندازد در غیر این صورت به دلیل درهم تنیدگی اقتصاد ایران با مسائل جهانی ومنطقه ای هر تصمیمی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور با شکست مواجه خواهد شد چرا که هر فعالیت اقتصادی در کشور در گرو ثبات اقتصادی و امنیت اجتماعی و سیاسی داخلی خواهد بود و بخش عمده ای از ثبات اقتصادی در گرو تنش زدایی در روابط خارجی است که اکنون به شدت ملتهب است و با بدتر شدن وضعیت داخلی هر لحظه امکان دارد منجر به وقوع اتفاقات غیرقابل پیش بینی و خسارت باری شود .

البته به موازات حل بحران خارجی با واقع بینی و عقلانیت و در نظر داشتن مولفه های عینی موثر در روابط خارجی و توجه به جایگاه ایران و سایر کشورها در هرم سیستم بین المللی قدرت محور و غیرعادلانه، باید نسبت به انجام اصلاحات عمیق در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره درتمام سطوح و زمینه ها که بتواند فساد فراگیر مالی و اداری را از میان بردارد و قانون اساسی و قوانین عادی را بصورت کامل و صحیح باجرا بگذارد، اقدام عاجل بعمل آورد.

در یایان این نوشتار با بهره گیری از اندوخته های ناچیز علمی و تجربیات چهل ساله ام با حسن نیت و با دغدغه منافع ملی به مجموعه ساختار تصمیم گیری نظام  چند توصیه می کنم:

  1. از تاریخ روابط بین الملل، تاریخ ایران بویژه تاریخ معاصر و تحولات چهاردهه پسا انقلاب اسلامی درس بگیرید.
  2. واقعیات و شرایط وخیم موجود کشور و نارضایتهای داخلی اکثریت مردم ایران بویژه منبعث از بحران اقتصادی را مشاهده و تجزیه و تحلیل کنند.
  3. واقعیات نظام بین الملل قدرت محور و ناعادلانه و رفتار و توان بازیگران را بصورت دقیق مشاهده و ارزیابی کنند.
  4.  منافع ملی ایران را وجه المصالحه قدرت های بزرگ قرار ندهند و بدانند این فقط آمریکا نیست که غیر قابل اعتماد است سایر بازیگران برتر بین المللی هم غیر قابل اعتمادند و اسناد تاریخی نشان می دهد کارنامه روسیه تزاری، شوروی و فدراسیون روسیه و همچنین بریتانیای کبیر در روابط با ایران سیاه تر از آمریکاست، چرا امریکا در مقاطعی از تاریخ ایران در کنار ایران بوده است، بویژه در لغو قرارداد استعماری 1919 که انگستان با ایران امضا کرده بود و زمانی که در سال 1915 روسیه و انگلستان ایران را میان خود تقسیم کرده بود، آمریکا سیاست استعماری اعمال نمی کرد، گرچه آمریکا با کودتای 28 مرداد 1332 و ساقط کردن دولت ملی مرحوم دکتر محمد مصدق که آن نیز به کمک انگلیس صورت گرفت ظلم بزرگی در حق ملت ایران کرد و پس از آن نیز در امور داخلی ایران و سرنوشت ملت ایران دخالتهای زیادی کرد.
  5.  راهبرد برد - برد در نظام بین الملل چه در دوره جنگ سرد و چه اکنون به معنی راهبردهای برابر - برابر نبوده و نیست،اعتقاد به چنین راهبردی  از سوی تصمیم سازان و تصمیم گیران می تواند به حاصل جمع جبری صفر یا منفی را بر کشور تحمیل کند هر گونه تصمیم گیری باتوجه واقعیات موجود نظام بین الملل و مولفه های قدرت داخلی می تواند جمع جبری مثبت را با ارقام متفاوت حاصل کند. پذیرش واقعیات موجود و رفتن به مذاکره به معنی ترسیدن و وابستگی نیست، می توان راهبرد میانه (خیر الامور اوسطها) را که هم شرع، هم عقل، هم علم توصیه می کند برگزید و با ابرقدرت دنیا، نه جنگید و نه وابسته شد، بلکه تنشها را کاهش داد از هزینه ها کاست، ادامه را به زمان واگذار کرد .
  6. از فرصت باقیمانده تا  انتخابات کنگره آمریکا که همزمان با شروع مرحله دوم و مهم تحریمهاست و احتمال پیروزی دموکراتها نیز پیش بینی می شود، استفاده کرد و با شروع مذاکرات با آمریکا تا یک ماه آینده و رسیدن به تفاهمی پیرامون زمینه ها و اصول مذاکراتی، بستری برای کاهش التهابات بازار مهیا ساخت (روشی که رهبر جوان کره شمالی در پیش گرفت) و تاریخ بعدی را برای یک ماه بعد در نظر گرفت و مذاکرات را ادامه داد و لغو تحریم ها را هدف قرارداد، اگر هم زمان با مذاکرات دموکراتها در انتخابات کنگره پیروز شوند فرصت جدیدی برای ایران پیش خواهد آمد، زیرا برغم وجود مواضع منفی آنها به ایران، به هرحال برجام محصول دوره صدارت آنها در کاخ سفید است و چه بسا احتمال تصویب آن در کنگره ای که اکثریت قاطع آن با دموکراتها باشد و با دوسوم آرا هم تصویب شود که حق وتو تراکت را هم وتو کند، فرصت طلایی برای ایران خواهد بود. ضمن اینکه احتمال استیضاح ترامپ نیز در چنین شرایطی وجود دارد. به هر این احتمالا ت و شرایط کشور و فرصتها و تهدیدهای موجود انجام چنین مذاکره ای را ضروری می سازد.
  7. باید توجه کرد حضور ایران در خلیج فارس و یمن و باب المندب و لبنان در زمان پهلوی دوم با حضور ایران در این مناطق به کمک انصار الله و حزب الله و امثالهم که با مخالفت آمریکا و کشورهای منطقه مواجه است بسیار متفاوت، هزینه بردار و بحران آفرین است.
  8.   در این شرایط که میان آمریکا و اروپا نیز اختلافات و شکاف‌هایی پیش آمده است ایران باید از این فرصت به نفع مردم استفاده کرده و بالعکس شرایطی را فراهم نیاورد که روابط تهران-بروکسل نیز دچار تنش شود. در نهایت اکنون ایران باید با استفاده از اهرم دیپلماسی به گونه‌ای سیاست‌هایش را پیش ببرد که بتواند امتیازهای لازم را در جهت تامین منافعش کسب کند و به دنیا نیز نشان دهد که اهل صلح و عدالت است.
  9.  ایران، امروز بیش از هر چیزی به وحدت در درون با رعایت حقوق مردم و تنش زدایی در برون برای برقراری ثبات همه جانبه نیاز دارد و باید بداند هبچ کشوری دوست و دشمن ثابت ندارد، آنچه ثابت است منافع  ملی کشور است و امنیت ملی و توسعه در سایه تدبیر، واقع بینی، دموکراسی و برقراری عدالت و قانونمندی و کاهش هزینه های سیاست خارجی و تنش زدایی در روابط خارجی و افزایش رضایتمندی داخلی و دوستان منطقه ای و فرامنطقه ای حاصل می شود.
  10.  بهترین راهبرد تکیه بر ایده ها و منافع مشترک، تلاش برای کنار نهادن اختلافات تا حد امکان و همکاری متقابل در سایه احترام و اعتماد متقابل است. با فزونی اعتماد، سطح و زمینه همکاری ها افزایش و روابط تعمیق و تحکیم می یابد که به نفع ملتها بوده و ضامن امنیت وصلح منطقه ای و جهانی نیز است اما تاخیر در تصمیم گیری درست، هزینه های جبران ناپذیری برجای می گذارد.

جان کلام و سخن آخر این است که شرایط کشور و وضعیت اکثریت ملت ایران مساعد نیست اما بحرانی است و این بحران همه جانبه با سرعت زیادی در حال تشدید است و بیماری به بخشهای عمده ای از نظام متاستاز داده است، زمان شنیدن سخنان مردم و دلسوزان کشور است، هرچند قدری هم دیر شده است و زمان سخن گفتن یک سویه مسؤلان به مردم و از سوی مردم سپری شده، حداقل این است که به اتفاق واقع بینانه سخن بگوئیم، تصمیم بگیریم و عمل کنیم و رهیافتی جز اجماع حداکثری در داخل کشور برای انجام اصلاحات همه جانبه و استقرار مردم سالاری، شایسته سالاری و قانونمندی و زدودن همه مفاسد و مفسدان اداری و اقتصادی و سازگاری حداکثری در نظام بین الملل با محوریت منافع ملی براساس شناخت واقع بینانه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل قدرت محور و مولفه های اقتدار ملی ایران و بازیگران جهانی و منطقه ای و محاسبه دقیق هزینه و فایده هر گونه اقدامی پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار ندارد .

کلید واژه ها: ایران و امریکاتنش دیپلماتیکتنش سیاسیبحران ارزی


۴ رای

نظر شما :

حسینی ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۵۱
زمان شنیدن سخنان مردم و دلسوزان کشور است، هرچند قدری هم دیر شده است و زمان سخن گفتن یک سویه مسؤلان به مردم و از سوی مردم سپری شده، حداقل این است که به اتفاق واقع بینانه سخن بگوئیم، تصمیم بگیریم و عمل کنیم و رهیافتی جز اجماع حداکثری در داخل کشور برای انجام اصلاحات همه جانبه و استقرار مردم سالاری، شایسته سالاری و قانونمندی و زدودن همه مفاسد و مفسدان اداری و اقتصادی و سازگاری حداکثری در نظام بین الملل با محوریت منافع ملی براساس شناخت واقع بینانه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل قدرت محور و مولفه های اقتدار ملی ایران و بازیگران جهانی و منطقه ای و محاسبه دقیق هزینه و فایده هر گونه اقدامی پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار ندارد .
علیرضا. ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۵۵
درود. سپاس فراوان. از خواندن متن شما بسیار لذت بردم. جناب آقای دکتر گمان می کنم هنگام بارگذاری نوشته اشکالی پیش آمده باشد و بخشی از نشانه های نگارشی جا افتاده باشند. با سپاس و احترام. پی نوشت: برای نمونه: اگر حضور نهایی نیروهای نظامی و دریایی آمریکا در دریای سرخ منجر به باز شدن تنگه باب المندب شود، وضعیت در منطقه به سمت حادتر شدن پیش خواهد رفت از سوی دیگر تهدیدهای لفظی در خلیج فارس هم باتوجه به اینکه در محاصره پایگاه های نظامی آمریکا قرار دارد و دوستان قابل اتکائی هم در این منطقه و حتی در جهان اسلام هم ندارد پس کاهش تنش و انجام مذاکره با پنج بعلاوه یک بویژه آمریکا که ترامپ نیز آماده مذاکره بدون شرط با ایران هم شده، بهترین راهبرد در شرایط فعلی است
امیر ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۶:۰۴
در شرایطی که تمامی اهرم مذاکره ایران در برجام خرج شد، مذاکره بیشتر به تسلیم منافع و امنیت ملی منجر خواهد شد. این مانند مذاکره با طرف مقابل است در حالیکه یک تفنگ را روی شقیقه شما قرار داده است. اول وضع فساد داخل را سازماندهی کنید. منبع
مهمان ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۷:۰۷
متاسفانه تحلیل بلندبالای ایشان حاوی تناقص های فراوان و بلندبالایی است که در حوصله این چند جمله بنده نمیگنجد. کوتاه سخن اینکه همه تجربه تاریخی ملت ایران، این تحلیل را غیرقابل قبول می داند.
مهمان ۱۲ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۷:۱۰
غیر از این است که پیروی جمهوری اسلامی از تحلیل هایی از این دست ما را به اینجا رساند. برجام نسخه عمل شده و تست شده از دستورالعمل این تحلیل است.
حسین ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۹
به نظر میرسد ایشان از نام آمریکا نیز هراس دارند و آیات قرآن را به فراموشی سپرده اند و در جبهه خودی ایستاد و به نفع دشمن دل دوستان را خالی می کنند. نمونه آیات این است. لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ * إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‏ [امّا] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏اند، باز نمى‏دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد. * فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى‏دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‏هایتان بیرون رانده و در بیرون‏راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده‏اند. و هر کس آنان را به دوستى گیرد، آنان همان ستمگرانند.