از تمهیدات انتخابات 2018 تا تغییر قانون اساسی

اصلاح‌طلب‌ها در کرملین چه می‌کنند؟

۲۸ آذر ۱۳۹۵ | ۱۳:۳۰ کد : ۱۹۶۵۵۳۰ اخبار اصلی اروپا
آنها نه تنها در عرصه سیاست خارجی هیچ قدرت و اختیاری از خود ندارند، بلکه در زمینه سیاست داخلی هم تا زمانی که رئیس جمهور موافقت خود را با موضوعی اعلام نکند، نمی توانند تغییراتی را ایجاد کنند.
اصلاح‌طلب‌ها در کرملین چه می‌کنند؟

نویسنده: کنستانتین گاز (Konstantin Gaaze)

دیپلماسی ایرانی: هنوز مشخص نیست که انتصاب دو تکنوکرات پشت پرده یعنی «سرگی کیرینکو» و «آنتون واینو» در کاخ کرملین با چه هدفی صورت گرفته است. آنها نه تنها در عرصه سیاست خارجی هیچ قدرت و اختیاری از خود ندارند، بلکه در زمینه سیاست داخلی هم تا زمانی که رئیس جمهور موافقت خود را با موضوعی اعلام نکند، نمی توانند تغییراتی را ایجاد کنند. به نظر می رسد که هر دو مقام جدید در انتظار صدور دستوراتی از سوی پوتین هستند و مأموریت خاصی همچون اجرای یک پروژه به آنها محول شده است. اما این مأموریت چه می تواند باشد؟

زمانی که «سرگی کیرینکو»، رئیس سازمان انرژی هسته ای روسیه موسوم به "روس اتم" (Rosatom) در پنجم اُکتبر سال جاری به عنوان معاون اول ستاد ریاست جمهوری منصوب شد، دو فرضیه برای توضیح این خبر غیرمنتظره مطرح شد: نخست این که کیرینکو به منظور اجرای برخی اصلاحات سیاسی به این سمت منصوب شده است. دوم این که او را برای سرپرستی و نظارت بر ادامه کار دستگاه سیاسی موجود انتخاب کرده اند. اما برخی از سؤالات ایجاد شده در رابطه با انتصاب کیرینکو گویای آن است که این امر ممکن است علتی بینابین این دو نظریه داشته باشد.

انتصاب کرینکو، نخست وزیر دوران زمامداری «بوریس یلتسین»، رئیس جمهور اسبق روسیه را نباید گامی در راستای صعود از نردبان ترقی شغلی دانست بلکه انتصاب وی بیشتر شبیه این است که او از نیمکت ذخیره ها دوباره به بازی فراخوانده شده باشد. به عبارت دیگر انتصاب کرینکو ترفیع سیاستمداری است که مجبور شده بود برای مدتی از صحنه اصلی سیاست به دور باشد. کناره گیری «ویاچسلاو ولودین»، دو ماه قبل از رسیدنش به مقام ریاست مجلس دوما مشخص شده بود؛ این بدان معنی است که ولادیمیر پوتین فرایند تصمیم گیری درباره انتخاب جایگزین ولودین را از تابستان آغاز کرده بود. اما سوال اول این است: با توجه به این که پوتین از دو ماه قبل، از رفتن ولودین اطلاع داشت چرا کرینکو را در یک ماه آخر برای تصدی این سمت انتخاب کرد؟

سوال دوم این است: آیا کرینکو مجبور به پذیرش این شغل شده است؟ تمامی شواهد موجود حاکی از آنند که اجباری در کار نبوده است. پس از خروج کرینکو از روس اتم، «الکسی لیخاچف»، دست نشانده و شاگرد وی ریاست این سازمان را به عهده گرفت و تاکنون نیز هیچ اختلال و مشکلی که توجه ناخواسته سرویس های امنیتی را به خود جلب کند، در عملکرد روس اتم بوجود نیامده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که چرا کرینکو این شغل را داوطلبانه پذیرفته است. در حدود یک دهه پیش، انتقال او به کرملین یک ارتقای شغلی به حساب می آمد. با این حال، این اقدام در حال حاضر هم برای برای پوتین و هم برای سرپرست جدید سیاست داخلی روسیه اقدامی خطرناک و مخاطره آمیز به نظر می رسد.

کرینکو در دوران جوانی خود توانست در عالم سیاست جایگاه خوبی را برای خود دست و پا کند. البته در زمان حضور وی در کابینه، دولت شاهد ورشستگی و بحران مالی سال 1998 بود، اما کرینکو در زمان مناسب از کابینه دولت بیرون آمد و با این کار از کانون توجهات دور شد. موفقیت کرینکو در مدیریت روس اتم برگ زرینی در کارنامه مدیریتی وی محسوب می شود اما در حال حاضر آینده او بستگی به برنامه های سیاسی مبهم و نامشخص پوتین دارد.

بنابراین اگر کرینکو این شغل را با میل و رغبت پذیرفته باشد، باید اهداف و چشم انداز مشخصی مد نظر داشته باشد. اینجا به سوال سوم می رسیم: در عمل نقش کرینکو به عنوان معاون اول ستاد ریاست جمهوری مستلزم چه چیزهایی خواهد بود؟ مسئول سیاست داخلی روسیه دارای دو عملکرد مرتبط اما در عین حال متفاوت است. از یک سو، او نظریه پردازی است که موظف است تا تفسیرهای مختلفی را برای قوانین و محدودیت های نظام سیاسی ارائه کرده و در عین حال تحولات مرتبط با الزامات و نیازهای سیستم را ارزیابی کند. از سوی دیگر، او اصلی ترین استراتژیست سیاسی در کشور محسوب می شود. در "زمان صلح" و پیش از انتخابات، وی مسئولیت دارد تا بحث های عمومی را مدیریت کند اما زمانی که وقت عمل فرا می رسد، او باید مطمئن شود که نتایج انتخابات همان چیزی خواهد بود که کرملین می خواهد. انتخابات بعدی ریاست جمهوری روسیه برای سال 2018 برنامه ریزی شده است. آیا کرینکو استخدام شده تا با نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری روسیه از پیروزی پوتین اطمینان حاصل کند؟ این امر تا حدی بعید به نظر می رسد چراکه او به طور قطع نمی تواند انتخابات ریاست جمهوری روسیه را به خوبی ولودین مدیریت کند؛ کسی که زمانی گفته بود "بدون پوتین روسیه ای وجود نخواهد داشت."

بیایید تصور کنیم که انتخابات 2018 عرصه ای باشد برای دیگر تکنوکرات های تازه منصوب شده از جمله «آنتون واینو»، رئیس ستاد ریاست جمهوری، و این که کرینکو نه صرفاً برای به دست گرفتن سکان نظام سیاسی موجود بلکه برای انجام پاره ای اصلاحات و ساماندهی مجدد امور به کار گرفته شده باشد. سوالی که در این جا مطرح می شود این است که آیا کرینکو می تواند جان تازه ای به سیاست های موجود ببخشد؟ این احتمال وجود دارد. کرینکو در حال حاضر مسئول رسانه های دولتی است، هرچند او تنها کسی نیست که از این دسترسی برخوردار است. اما کرینکو در این بخش چه اقداماتی را صورت خواهد داد؟ آیا قرار است که او برنامه ها را به گونه طرح ریزی و ساماندهی کند تا گاهی اوقات لیبرال ها در صحنه سیاسی حضور پیدا کنند؟ از نقطه نظر تکنیکی باید گفت که در حال حاضر لیبرال ها در صحنه حضور دارند، البته نه همه آنها.

در حال حاضر، محدودیت و مرزهای سیاست داخلی براساس سیاست خارجی تنظیم و مشخص می شوند و حوزه سیاست خارجی نیز خود بر اساس ایدئولوژی های رئیس جمهور شکل می گیرد. در شرایط فعلی نیز موضوع اصلی و اساسی سیاست خارجه روسیه این است که این کشور در تقابل با غرب قرار دارد و این مساله تا زمان ماندن پوتین در رأس قدرت و حتی تا مدتی پس از رفتن او باز هم تغییری نخواهد کرد.

آن چه مسلم است این است که کرینکو مجبور به پذیرش این پست نشده، اما هنوز نه به درستی می دانیم که چرا پوتین کرینکو را انتخاب کرده و نه این که چه مأموریتی را به وی محول کرده است. سوال منطقی بعدی این است: انتصاب او به چه معنا است؟ برای یافتن پاسخ این سوال، نگاهی به دوران تصدی ولودین می تواند مفید و کمک کننده باشد؛ کسی که سیستم سیاسی مختص به خودش را ایجاد نکرد اما کاری را که «ولادیسلاو سورکف» آغاز کرده بود را به پایان رساند. ولودین در مقایسه با سورکف به وضوح استراتژیستی ضعیف تر بود. سورکف با مدل روسی معروف خود یعنی مدل "دموکراسی با اقتدار" خود این توانایی را داشت که تقریباً در هر وضعیتی که مافوق هایش به بن بست می رسیدند اوضاع را تغییر داده و آن را به یک طرح هوشمندانه تبدیل کند. اما ولودین هیچ گاه طرح های بزرگ یا برنامه های استراتژیک گسترده ای را از خود ارائه نداد. زمانی که مافوق های وی به بن بست می رسیدند، او به سادگی یک استراتژی را رها کرده و به سراغ استراتژی دیگری می رفت.

یکی از تفاوت های عمده میان ولودین و سورکف، درک ضعیف ولودین از ارتباط میان برنامه های اقتصادی و سیاسی بود. ولودین قادر به توسعه و ارتقاء ایده های اقتصادی کرملین نبود. شاید به همین دلیل است که اهداف استراتژیک پوتین در دوره سوم ریاست جمهوری اش، علی رغم تمامی تلاش ها و تبلیغات در این زمینه هیچ گاه به نماد اصلی این دوره تبدیل نشد. شاید عمده ترین علت این امر نیز آن بود که ولودین نمی دانست چطور باید ایده های کرملین را به مردم بقبولاند.

­­با این حال اقدامات مفید و مثبت ولودین موجب شد تا بسیاری از رسانه ها و اندیشکده ها او را به عنوان سومین یا چهارمین سیاستمدار بانفوذ روسیه در سال های اخیر معرفی کنند. اما شایعه ای که همواره در مورد او وجود دارد این است که میل و علاقه شدید وی برای ارتقای مقامش در نهایت به برکناری او انجامید. در نشست محرمانه ولادیمیر پوتین با روزنامه نگاران در ماه سپتامبر، پوتین در پاسخ به یکی از روزنامه نگارانی که علت برکناری ولودین را جویا شده بود، علت آن را "مسئله اعتماد" عنوان کرد.

گمان می رود که انتصاب این دو سیاستمدار شایسته یعنی کرینکو و واینو با هدف حل دو مشکل عمده صورت گرفته است: نخست، ناکارآمدی رئیس سابق این ستاد یعنی «سرگی ایوانف» و دوم، ناتوانی ولودین در زمینه توجیه افکار عمومی. کرینکو و واینو هردو، در زمینه مدیریت بحران با تجربه هستند و به نظر می رسد که با وجود آنها "مسئله اعتماد" نیز برطرف خواهد شد. واینو رئیس جدید ستاد ریاست جمهوری، به پوتین بسیار نزدیک است و علاقه ای به جلب نظر عمومی ندارد. معاون اول وی یعنی کرینکو اگرچه از روابط نزدیکی با رئیس جمهور برخوردار نیست اما تجربه بسیار بالایی دارد و در چند دهه گذشته نیز تا حد زیادی از کانون توجهات عمومی دور بوده است.

اما انتصاب دو تکنوکرات پشت پرده یعنی کیرینکو و آنتون واینو که دارای سبک مدیریتی مشابهی هستند با چه هدفی صورت گرفته است؟ آنها در عرصه سیاست خارجی هیچ قدرت و اختیاری از خود ندارند و آخرین سخنرانی پوتین نیز نشان می دهد که وی هیچ تمایلی به تغییر سیاست خارجی خود ندارد. کرینکو و واینو در زمینه سیاست داخلی هم تا زمانی که رئیس جمهور موافقت خود را با موضوعی اعلام نکند، نمی توانند تغییراتی را ایجاد کرده و راه به جایی برند. به نظر می رسد که هر دو مقام جدید در انتظار صدور دستوراتی از سوی پوتین هستند و مأموریت خاصی همچون اجرای یک پروژه که به آنها محول شده است. آیا مأموریت آنها انتخابات آتی ریاست جمهوری در روسیه است یا ایجاد تغییراتی عمده در قانون اساسی؟ پاسخ به این سوال را به زودی خواهیم فهمید.

 

منبع: اندیشکده کارنگی/ مترجم: زهره شهریاری

کلید واژه ها: کرینکوولودینروسیهاصلاحات در روسیهولادیمیر پوتین


نظر شما :