توضیح بر یادداشت "گزینه های راهبردی ایران..."

برجام همه دیپلماسی نیست

۰۹ تیر ۱۳۹۵ | ۲۱:۳۴ کد : ۱۹۶۰۲۰۳ نگاه ایرانی خاورمیانه
علیرضا اکبری، بنیان گذار موسسه پژوهش های راهبردی «تصمیم» در یادداشت خود برای دیپلماسی ایرانی به تبیین یادداشت پیشین خود پیرامون گزینه های راهبردی ایران طی یک سال آتی پرداخته است.
برجام همه دیپلماسی نیست

علیرضا اکبری، دانش آموخته صلح سازی و حفظ صلح و بنیان گذار موسسه پژوهش های راهبردی «تصمیم»

دیپلماسی ایرانی: در پی درج یادداشت " راه های پیش روی ایران برای یک سال آینده چیست؟ " عزیزانی خواستار تبیین و توضیح بیشتر راجع به "گزینه های ایران" شدند، از این رو متن ذیل برای تبیین موضوع ارایه می شود:

متن، اصولا در قواره یک بررسی راهبردی، تجویزی است:  شبه policy paper . از این نظر باید در بخش توصیفی، شرایط محیط را در عین اختصار، اما کامل و صحیح بیان کند. از این رو، مقدمات نسبتاً مفصل آمده، از میان فهرست بلندی از چالش ها و روند ها و جریانات امنیتی،سیاسی و اقتصادی، که محیط امنیت ملی و منافع ایران را شامل شده، قاعدتا به چند اولویت بسیار تاثیرگذار، برای ارائه راهکار و توصیه، اکتفا شده است. چون انتشار عام است، ناچار به تحفظ در ذکر کلیاتی از رویکرد ها و گزینه ها، شده ایم.

 و اما، گزینش های راهبردی،

در موضوع بستر منطقه ای، توصیه و تاکید به اشغال فضای تعامل و پیوستگی محیطی و افزایش سطح مناسبات به بیشترین تعداد ممکن کشورها، به عنوان "ضداستراتژی" در قبال سعودی، و "رویکرد استراتژیک" منطقه ای برای ایران است. این معنا، زمانی بیشتر نمایان می شود که دقت کنیم بیش از ٩٠ درصد از ظرفیت ها و توان دیپلماسی ما در طی سه سال گذشته بر مساله برجام و تبعات اجرایی آن متمرکز شده است. برجام و تحقق آن خوب است و سهم زیادی باید داشته باشد اما نه ٩٠درصد. همین ماه های اخیر را ملاحظه کنیم؛ سرنوشت وضعیت ملی ما مستقیم و غیر مستقیم در گرو بحران های پیرامونی ما قرار گرفته است اما به نظر می رسد که داریم عادت می کنیم بیش از ده سال با شرایط جنگی اطرافمان بسازیم و نوعی انفعال در مواجهه با روندهای امنیتی محاط بر خودمان داریم. جیبوتی و مالدیو فی نفسه مهم نیستند اما خیلی افت است برای پهلوان محله که مثلا ضعیف ترین آدم مجنون محل هم به او بی اعتنا بشود یا نوعی اهانت کند. پس "اشغال فضای مناسبات و تعامل با محیط تنفسی پیرامونی" یک گزینه است. (ببینید اروپا خیلی مهم است، شمال اَش، مرکز اَش، غرب اَش، و...، اما به نظرم وزیر امور خارجه ما هر هفته حداقل باید در دو پایتخت کشورهای پیرامونی و آنها که عمله سعودی شده اند، با طرح و برنامه و اختیار و امکانات تعاملی حقوقی سیاسی و حتی اقتصادی ، حاضر باشد)

و اما سعودی

سعودی زبان زور را بهتر از زبان دیپلماسی می فهمد. راه حل کنترل پرخاش و تهاجم سعودی، یک شوک است. اول باید پیوندهای پیرامونی و خارجی سعودی را گسست یا ضعیف کرد، (توصیه بالا) و بعد سوء محاسبه تخیلی آنها را برای توسعه جنگ تصحیح کرد. و الا آنها از یمن و سوریه و عراق به سمت آذربایجان و مجددا افغانستان و تا مرزهای ما آتش افروزی می کنند. سعودی را باید با تدبیر مهار کرد: سیاست بُرنده، و شوک بازدارنده.

 و دیگر آنکه

نباید گذاشت جنگ در عراق و سوریه فرسایشی شود. فرسایش جنگ، خواسته سعودی و امریکا است و ما را در یک جنگ طولانی خسته و منفعل می کند. بنده قبلا هم عرض کرده ام که ما نیازمند یک استراتژی پیش برنده در عرصه سیاسی و یک تحول و تغییر جدی در استراتژی صحنه نبرد هستیم. ما اتاق هماهنگی عملیات با روسیه و ارتش سوریه و دیگر دوستانمان ایجاد کردیم، و این خیلی خوب است. اما این حتی نیاز تاکتیکی را هم جواب نداده است و ما به پلانی نیاز داریم که نیاز استراتژیک ما را هم پاسخ دهد. باید یک گزینش کنیم؛ تحول در رویکرد و تحول در استراتژی در دو سطح: صحنه عملیاتی و سطح بین المللی.  ورود به جزئیات این دو بحث، در این مجال چندان ساده نیست.

دو بحث مهم دیگر

یکی مساله روسیه و دیگری مساله ایالات متحده است. در باره روسیه، فکر کنم تقریبا واضح بیان شده که روس ها اصالت منفعت، اصالت عمل اند. ما هم باید با ایشان مثل خودشان برخورد کنیم. به نظر می رسد ژیروسکوپ تعادل بخش ما در تعامل با روسیه دچار اشکال است. از یک طرف بعضا بسیار بدبینی و از طرف دیگر گاهی بسیار خوشبینی و تخیلی. روسیه، روسیه است. ما باید پراگماتیسم روسی را خوب بشناسیم. ما در سوریه با هدف دیگری هزینه می کنیم و روس ها با هدفی کاملا متفاوت. مساله ما اصلاً رژیم اسرائیل و محور مقاومت است، در حالی که مسکو و تل آویو روزانه در سطح عالی با هم هماهنگ اند. مقصد ما با روس ها در خاورمیانه یکی نیست، دو تا است. اصولا ما در خاورمیانه مقصدی یونیک داریم. نه روسیه، نه اعراب، و نه اروپا و نه چین و نه امریکا مقصد ما را قبول ندارند. ما فقط زیر یک آسمان مشترک هستیم، والّا مقصد و هدف متفاوتی داریم. بنابراین باید یک انتخاب کنیم، در سوریه با دستور کار هماهنگ با روسیه نمی شود به مقصد رسید. "مساله تروریسم داعشی" هم حتی مساله همه نیست. سعودی و ترکیه و ابواب جمعی سعودی و اسرائیل و سازمان سیا که خود موتور محرک داعش اند. در اروپا کشورهای بیشتری هستند که واقعا از داعش نگرانند، پنتاگون دستور عملیاتی ساده تری در سوریه دارد. روس ها تا مرز حفاظت از "خارج نزدیک خودشان" حاضر به جنگ علیه داعش و دیگر گروه های تروریستی هستند. ما باید یک گزینش بکنیم، باید از خطوط فاصل و شکاف های فیمابین مذکور یک پلاتفورم عملیاتی بسازیم و استراتژی صحنه نبرد را برای ختم جنگ و مساله تهدید داعش و تروریسم، جهانی کنیم و پیش ببریم. در مورد امریکا نیز به نظرم آنچه در متن آمده، اگر چه کوتاه است، اما گویا باشد. امریکا، دوست ما نیست، همکار ما نیست، با ما دشمنی کرده و می کند و خط قرمز ما است. در مسایل دوجانبه، فقط یک مسله برای بحث داریم و آن هم رفع تهدیدات است. اما این نظر ما است. آنها هم برای خودشان نظر دارند. آنها هم از ابزار تحریم سود می برند و بنابراین برای رفع تحریم دستور کار دارند، و دستور کارشان با ما یکی نیست. خوب. از سوی دیگر ما هرجا هر کاری بخواهیم انجام دهیم، با حضور مزاحمت آمیز امریکا مواجه می شویم. پس باید از این پدیده ناخوشایند رفع مزاحمت کنیم. چگونه؟ آیا باید بجنگیم؟ اگر نه، راه دیگر چیست؟ اگر بخواهیم توسعه بیابیم، باید شرایط منطقه ای و جهانی و بین المللی خودمان را عادی کنیم، و برای عادی کردن آن باید سایه مزاحمت امریکا را از سر خود رفع کنیم. این یک گزینش می خواهد؛ ما حتی برای عداوت هم پلان و پلاتفورم می خواهیم. حال برای حل و فصل یک معضل که حتما پلان و پلاتفورم می خواهیم. این حرف مهمی است. ما برای حل این معضل آنچه را که ضروری است، در دستور کار نداریم. امروز، دیر است، فردا شاید ناممکن باشد. 

انتشار اولیه: شنبه 29 خرداد 1395 / انتشار مجدد: چهارشنبه 9 تیر 1395

کلید واژه ها: سیاست خارجی ایرانعلیرضا اکبری


نظر شما :