پنجاه و سومین بخش از کتاب "صدام از این جا عبور کرد"

معمار عراقی پایان جنگ ایران – عراق که بود؟

۱۷ بهمن ۱۳۹۳ | ۱۹:۰۳ کد : ۱۹۴۴۰۰۱ کتابخانه خاورمیانه
در دوران او در زمانی که ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت با پیشنهاد او به تغییر استراتژی رویارویی با ایران عملا جنگ متوقف شد.
معمار عراقی پایان جنگ ایران – عراق که بود؟

دیپلماسی ایرانی: خاورمیانه یکی از پیچیده ترین و بغرنج ترین مناطق جهان از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود. در این میان عراق، کشوری که در سال 1921 تاسیس شد، یکی از پیچیده ترین و در عین حال حساس ترین کشورهای این منطقه بوده است. کشوری که گذرش از پادشاهی به جمهوریت توام با سیری از تحولات بوده و تا رسیدنش به ثبات نسبی در دوران حکومت رژیم بعث نیز سرشار از اتفاقات بی نظیر بوده است. دوران حزب بعث را می توان از تلخ ترین و خون بارترین وقایع دوران تاریخ عراق توصیف کرد. دوره ای که سراسر در جنگ گذشت و خشونت بی اندازه هیئت حاکمه تاریخی بی نظیر را برای خاورمیانه رقم زد. اما این دوره به اندازه ای در خود رمز و راز دارد که با وجود کتاب های بسیار هنوز کنه بسیاری از مسائل غامض باقی مانده و بسیاری از حقایق بیان نشده است. برای همین انتظار می رود باز هم کتاب ها درباره عراق نوشته شوند و قصه های عجیب و غریب بی شماری از آن شنیده شود.

کتاب "عراق از جنگ تا جنگ/صدام از این جا عبور کرد" از جمله کتاب هایی است که تلاش دارد از چهار زاویه بر بخش هایی از دوران تاریک رژیم بعث و پس از آن نوری بتاباند و حقایقی را بر ملا کند. این کتاب که توسط غسان الشربل، روزنامه نگار مشهور لبنانی و سردبیر روزنامه الحیات نوشته شده در حقیقت مصاحبه با چهار مقام سابق عالی رتبه عراقی است که هر کدام از دیدگاه خود به توصیف تاریخ عراق در دوران مسئولیتشان پرداخته اند. دیپلماسی ایرانی در چارچوب سلسله مصاحبه ها و مطالبی که هر هفته منتشر می کند، این بار به سراغ این کتاب رفته است که در این جا پنجاه و سومین بخش آن را می خوانید:

]گفت و گوی سوم؛ نزار الخزرجی، رئیس سابق ستاد ارتش عراق[

مقدمه ابتدای مصاحبه؛

در سرمای سوگو، یکی از شهرهای آرام دانمارک، مردی در دهه شست عمر خود برای بازگشت به عراق خودش را به آب و آتش می زند. ارزش این مرد به این است که از کشوری آمده که در دهه های گذشته دوران سختی را گذرانده، اما بازگشت او به کشور نیازمند سقوط مردی است که سرنوشت همه افراد ساکن در آن سرزمین را در دست گرفته است. در عین حالی که تصمیم سختی نیز محسوب می شود.

این مرد کسی نیست جز ارتشبد نزار الخزرجی، رئیس سابق ستاد ارتش عراق.

او در سال 1955 وارد دانشکده افسری شد، یعنی در زمان حکومت پادشاهی و سه سال قبل از انقلاب 14 ژوئیه. در این دهه های پرآشوب که مخاطرات آن تا به امروز روز به روز افزایش یافته است، در صفوف ارتش بود. در مسئولیت های نظامی ارتقای درجه یافت و فرماندهی لشکرها و سپاه های متعددی را بر عهده گرفت. در دوران جنگ عراق – ایران در سال 1987 به عنوان رئیس ستاد ارتش عراق منصوب شد و شمار افرادی که تحت اوامر او کار می کردند به یک میلیون نفر می رسید. در دوران او در زمانی که ریاست ستاد ارتش را بر عهده داشت با پیشنهاد او به تغییر استراتژی رویارویی ]با ایران[ عملا جنگ متوقف شد. الخزرجی همچنین زمانی که نیروهای گارد جمهوری بدون ابلاغ به او کویت را اشغال کردند، نیز رئیس ستاد ارتش بود، او در این گفت وگو این قصه را به طور کامل تعریف خواهد کرد، همچنین تعریف خواهد کرد که چگونه صدام حسین تصمیم به برکناری او از سمتش گرفت برای این که در جلسه ای  در حضور او گفت «ما جنگ را خواهیم باخت».

بعد از آن تاریخ به عنوان مشاور ارشد نظامی رئیس جمهور و عضوی در دفتر نظامی حزب انتخاب شد، اما در این دو مسئولیت چندان فعالیت نکرد و در منزلش تقریبا به چیزی شبیه حصر خانگی خانه نشین شد. در سال 1996 تصمیم گرفت که به شکل سری از عراق خارج شود، برای این که دریافت سرنگونی صدام تنها شرط نجات کشور است. اما تلاش های او برای دریافت اسناد لازم برای ترک کشور به سمت شمال عراق با هدف سفر به دانمارک باعث شد تا علیه او به اتهام ارتکاب «جنایت های جنگی» در کردستان به ویژه در خصوص حمله هوایی به حلبچه با سلاح شیمیایی و حمله انفال، شکایتی در کپنهاگ تنظیم شود.

در آپارتمان ساده اش، الخزرجی دفتر خاطرات حال و گذشته اش را گشود، در حالی که خیلی چیزها می داند. درباره جنگ عراق – ایران گفت و درگیری هایی که منجر به پایان جنگ شد و استفاده متبادل سلاح های شیمیایی. همچنین در حد فاصل میان آتش بس با ایران و جنگ کویت و تغییرات شگرفی که بر شخصیت رئیس جمهور مانده در دالان های تاریخ و به شدت معتقد به ژوزف استالین درنگ کرد. تعریف کرد که چگونه صدام حسین کشور و نهادهای نظامی را اداره می کرد، و در دوره هایی چگونه افراد ضعیفی که تنها وفاداری کامل به او داشتند، حلقه پیرامونی او شدند. همچنین داستان چگونگی ایجاد ساختار نظامی و ساخت سلاح های کشتار جمعی و «شکوه و عظمتی» که در دوران زمامداری دو سردمدار، صدام حسین و دامادش، حسین کامل وجود داشت را نیز بیان می کند. همچنین شورش هایی که برای سرنگونی حکومت توسط ارتش تدارک دیده شدند و ناکام ماندند و در پی آنها سلسله طولانی ای از اعدام ها صورت گرفتند را نیز بیان می کند. به اعتقاد او راه حل نجات عراق از تنگنایی که در آن دچار شده باید راه حلی عراقی باشد و با شورش ارتش و ملت به همراه فشارهای امریکا و غرب و جامعه جهانی صورت بگیرد. او نسبت به آغاز جنگی علیه عراق که در پی آن ارتش و کشور فرو بپاشد و به دنبال آن درگیری های قومی و طایفه ای و مذهبی وحشتناکی در بگیرد، هشدار می دهد.

قصه سلاح های کشتار جمعی چیست؟

این پرونده از زمانی که هیئت ساخت تسلیحاتی نظامی که به طور مستقیم با فرمانده کل قوا یا همان رئیس جمهور در ارتباط مستقیم بود، وجود داشت. وزیر دفاع یا رئیس ستاد ارتش هیچ ارتباطی با آن نداشتند. ما هیچ فکری درباره سیر برنامه هسته ای نداشتیم. و به هیچ وجه به دنبال گسترش تسلیحات شیمیایی یا میکروبی نبودیم، و چنین مسائلی در جلسه های افسران ارشد مطرح نمی شد و هیچ کس هم به آنها اشاره ای نمی کرد.

آیا اعتقاد داری که صدام برای ساخت بمب اتمی تلاش کرد؟

بله تلاش کرد. اما می دانیم که تاسیسات اصلی در 1981 به دست نیروی هوایی اسرائیل نابود شدند. بعد از آن به سراغ ابزارهای کمتر پیشرفته ای رفت اما با وجود خرید بعضی تجهیزات و قاچاق آنها از خارج ساخت آنها نیز چندان آسان نبود.

درباره سلاح های شیمیایی اسکات ریتر گفت که بازرسان بیش از 59 درصد از تاسیساتی که صدام با هزینه های سرسام آور ساخته و خریده بود را نابود کردند. به اعتقاد من بخش بزرگی از این تسلیحات شیمیایی ویران شدند. و حتی اگر انباری هم بود عامل زمان باعث شد تا این انبارها بی ارزش شوند برای این که فاسد شدند. البته سلاح شیمیایی تاثیر بزرگی در جنگ های نظامی یا بر ارتش ها نمی گذارد اما برای مردم ترسناک است. وانگهی باید در حجم بسیار زیاد استفاده شود و اصلا باید آن را نیروهای هوایی استفاده کنند. من شک دارم اگر جنگ جدیدی در بگیرد حتی یکی از هواپیماهای صدام حسین بتوانند در آسمان پرواز کنند. سلاح های موشکی که عملا ویران شدند. برای همین شک دارم که می تواند عملا حملات شیمیایی ]جدیدی[ انجام دهد. سلاح میکروبی مساله دیگری است، می توان آن را در آزمایشگاه های خاصی ساخت و حتی در یک آزمایشگاه کوچک هم می توان به آن رسید. برای همین تعجب آور نخواهد بود اگر سلاح میکروبی داشته باشد. اما سلاح هسته ای فکر نمی کنم که امکانات و زمان لازم برای تولید آن را داشته باشد کما این که شک دارم که انبارهای بزرگی برای سلاح های شیمیایی داشته باشد و بتواند آن را به شکل آزاردهنده ای استفاده کند.

البته نمی توان موضوع سلاح های کشتار جمعی را از ذهنیت صدام حسین که فکر می کند حرف آخر را در قدرت می زند، جدا کرد. او پیش خودش فکر می کند که پیشوایی استثنائی است و عراق قدرتمند به رهبری او می تواند نقشی بزرگ در منطقه بازی کند. علاوه بر آن صدام می دید که عراق در جوار دو کشور بزرگ تر از آن از لحاظ جمعیت به سر می برد، یکی ترکیه که یک کشور عضو پیمان ناتو است و دیگری ایران که میان آن با عراق تاریخی طولانی برقرار است. این روابط باعث می شد که صدام خود را در چارچوب منازعات میان اعراب و فارس ها ببیند. او رویای قدرت را در ذهن می پروراند که جنگ عراق – ایران آغاز شد، که در آن موقع برنامه طولانی توسعه سلاح های کشتار جمعی را آغاز کرد که بی حساب برای آن پول خرج کرد.

 

ادامه دارد...

ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: صدامصدام حسینالخزرجیسلاح های کشتار جمعی


( ۱ )

نظر شما :