ارزیابی مقایسه‌ای موانع اجرایی خطوط لوله‌های صلح و تاپی

۱۴ بهمن ۱۳۹۳ | ۱۹:۱۵ کد : ۱۹۴۳۹۱۷ سرخط اخبار

ایراس؛ در اجرایی شدن خطوط لوله انتقال گاز از کشوری به کشور دیگر عوامل و متغیرهای زیادی همچون ملاحظات سیاسی – امنیتی و اقتصادی نقش اصلی و اساسی را دارند. در ارتباط با خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند موسوم به صلح و خط لوله انتقال گاز ترکمنستان – افغانستان- پاکستان- هند به نام تاپی نیز همین متغیرها نقش اصلی و اساسی را ایفا می کنند. برای نمونه، در حالی که مدت ها از امضای موافقت نامه اجرایی خط لوله صلح می گذرد در حال حاضر به دلیل مشکلات سیاسی – امنیتی و اقتصادی نمی توان دورنمای روشنی را برای این خط لوله متصور بود و به جرأت می توان ادعا کرد ملاحظات سیاسی مهم ترین عامل اجرایی نشدن این خط لوله است. در ارتباط با خط لوله تاپی نیز همین مشکلات وجود دارد؛ اما وجود مشکلات کمتر سیاسی باعث شده کارشناسان از اجرایی شدن این پروژه علی رغم مشکلاتی که بر سر راه آن وجود دارد سخن بگویند.

هدف این پژوهش بررسی موانع پیش روی اجرایی خطوط لوله صلح و تاپی با لحاظ نگاه راهبردی هند به این دو خط لوله است؛ بنابراین در بخش اول به بررسی موانع تاثیر گذار بر اجرایی شدن خط لوله صلح اشاره خواهد شد، بخش دوم به بررسی عوامل و متغیرهای تأثیرگذار بر اجرایی شدن خط لوله تاپی می پردازد، در بخش سوم راهبرد هند در ارتباط با خطوط لوله صلح و تاپی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در آخر نتیجه گیری ارائه می شود.


1. متغیرهای تأثیرگذار بر عدم اجرای خط لوله صلح (ایران-پاکستان-هند)

در حال حاضر عوامل و متغییر اقتصادی و سیاسی – امنیتی بر اجرایی شدن خط لوله صلح تأثیرگذار است که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.


الف. متغیر اقتصادی

عوامل اقتصادی تأثیرگذار بر اجرایی شدن خط لوله صلح عبارت اند از:

-مشکلات مالی پاکستان

از زمان انعقاد قرارداد بخش ایرانی این خط لوله در مجموع با هزینه 2.5 میلیارد دلار ساخته شده و برای تکمیل آن نیز باید حدود یک میلیارد دلار دیگر نیز سرمایه گذاری شود اما بخش دوم این خط لوله در خاک پاکستان به طول 780 کیلومتر هنوز ساخته نشده و دولت پاکستان در تامین هزینه های ساخت این خط لوله در خاک خود با مشکلات بسیاری روبه رو شده است. حتی تلاش ایران برای تأمین بخشی از هزینه های ساخت خط لوله در قالب وام 500 میلیون دلاری نیز تاکنون کارساز نبوده است.

-توانایی پایین فناوری ایران

در حال حاضر برای استخراج گاز نیاز به داشتن فناوری هایی در سطح بالا است که ایران در این زمینه ضعف جدی دارد. از آن جایی که ایران با مشکلات مربوط به تحریم های بین المللی نیز روبرو است. در نتیجه ورود شرکت های بین المللی صاحب فناوری با توجه به محدودیت های ورود فناوری به ایران به یکی از مهم ترین دغدغه های هر سه کشور از جمله هند تبدیل شده است.

-مشکل مربوط به تعیین قیمت گاز

 مشکل تعیین قیمت گاز صادراتی یکی دیگر از موانع پیشرفت طرح بوده که منجر به طولانی شدن مذاکرات در سالهای گذشته شده است. واقعیت این است که خریداران می گویند گاز باید با قیمت های رقابتی وارزان به دست مشتری برسد و برای موفقیت این پروژه، باید قیمت ها با بازار هماهنگ باشد و در بلندمدت رقابت طرفین را بر انگیزد. به عبارتی آن ها خواهان گاز ارزان و قابل رقابت با دیگر حامل های انرژی در بازار داخلی خود هستند ولی برای ایران قیمت گذاری می بایست به گونه ای باشد که بهای گاز صادارتی به هند و پاکستان در سنجش با دیگر بازارهای رقیب همچون بازار اروپا پایین تر نباشد تا منافع بلندمدت ایران نیز تأمین شود.


ب.متغیر سیاسی - امنیتی

-دشمنی پاکستان - هند و نگرانی هند از استفاده ابزاری از خط لوله توسط پاکستان

دو همسایه شرقی ایران، یعنی هند و پاکستان، از زمان تجزیه شبه قاره با یکدیگر اختلاف دارند به شکلی که تاکنون سه جنگ بین آنها رخ داده است. این اختلافات به حدی است که در دوره بعد از استقلال پاکستان از هند تمام سیاست های دو کشور را تحت الشعاع خود قرار داده است. اختلافات مرزی دو کشور به ویژه در جامو کشمیر همچنان به قوت خود باقی است. هند همواره از حمایت پاکستان از حملات تروریستی در این کشور گلایه دارد. همین امر هم منجر به یارگیری در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای از سوی دو کشور شده است. به طوری که اتحاد نانوشته ای میان چین و پاکستان با هدف مهار هند شکل گرفته است. از آن جایی که اختلافات کنونی میان دو کشور در کوتاه مدت قابل حل و فصل نیست در نتیجه هند از اینکه پاکستان از خط لوله صلح به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر این کشور در مواقع بحرانی استفاده کند نگران است.

-فشارهای بین المللی بر ایران به ویژه مخالفت امریکا با پروژه صلح

نگرانی جدی دیگر، از بابت مخالفت ایالات متحده با این طرح است. مقامات آمریکایی از این امر نگران هستند که طرح های دست یابی هند به منابع انرژی از طریق ایران، ضمن آن که منافع مالی زیادی را نصیب ایران سازد، این کشور را قادر سازد از طریق مزیت سازی امنیت خود را به شبکه منطقه ای جنوب آسیا گره زده و میزان فشار بر این خود را کم کند. در این رابطه رایس در کمیته روابط خارجی سنا در آوریل 2006، ابراز داشت که ما نگرانی خود را در مورد برقراری روابط با ایران، آشکارا به هند از جمله در مورد طرح خط لوله گاز و رأی جدید هند در آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده ایم. پاکستان نیز نقش تحریم ها در اجرایی نشدن خط لوله صلح را همواره به عنوان یکی از متغیرهای مهم مطرح کرده است. برای مثال، جم کمال از مقامات وزارت نفت پاکستان اعلام کرد که اسلام آباد قصد ندارد که پروژه خط لوله انتقال گاز ایران را کنار بگذارد اما فعالیت بر روی این پروژه به محض پایان یافتن تحریم های آمریکا علیه ایران آغاز می شود.


2. موانع اجرایی خط لوله تاپی (ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند)

-ذخایر محدود گازی ترکمنستان

اگرچه بر اساس بررسی های میدانی شرگن بی پی (BP) در حال حاضر میزان ذخایر گاز ترکمنستان بیش از 94 تریلیون مترمکعب است اما کارشناسان معتقدند که بخش زیادی از این برآوردها قابل اتکا نیست و کشورهای آسیای مرکزی از جمله ترکمنستان برای جذب سرمایه گذاری خارجی و بازار گرمی از طریق جنگ تبلیغاتی در پی وارد کردن رقبای جدیدی به میادین گازی خود هستند. از طرفی دیگر ذخایر گازی این کشور هرچقدر هم باشد توان پاسخگویی به نیازهای فزاینده هند، جین و اتحادیه اروپا را در بلندمدت ندارد.

-مخالفت روسیه با این طرح
از طرف دیگر، روسیه با احداث خط لوله تاپی مخالف است چراکه می خواهد تا گاز ترکمنستان تحت کنترل این کشور باقی بماند. ترکمنستان در حال حاضر، بخش اعظمی از گاز خود را از طریق خط لوله ای تحت کنترل گازپروم روسیه به اوکراین صادر می کند. گاز این میدان از طریق خط لوله گاز طبیعی آسیای مرکزی از مسیر ازبکستان و قزاقستان به روسیه فرستاده می­شود؛ بنابراین روسیه با هر طرحی که قصد انتقال گاز از مسیر غیر روسی را داشته باشد به مخالفت جدی روی خواهد آورد. این در حالی است که روسیه به طور کامل از خط  لوله صلح برای تأمین نیازهای انرژی جنوب و غرب آسیا حمایت می کند تا از این طریق گاز ایران را به این منطقه معطوف کند و بازار اتحادیه اروپا را در اختیار خود داشته باشد.

-تعهد ترکمنستان به چین

چین، دیگر کشوری است که واردات گاز از ترکمنستان را از سال ٢٠٠٩ میلادی آغاز کرده است و انتظار می رود با افزایش ظرفیت خطوط لوله و سطح تولید ترکمنستان عرضه گاز به چین افزایش پیدا کند. در ژوئیه سال ٢٠٠٧، چین یک قرارداد ٣٠ ساله برای خرید سالانه ٣١,٢ میلیارد متر مکعب گاز (حدود ٨٥ میلیون متر مکعب در روز) با ترکمنستان امضا کرده است. شرکت بین المللی نفت چین (CNPC)، تنها شرکت خارجی با دسترسی مستقیم به توسعه میادین خشکی ترکمنستان است که طی توافقنامه مشارکت ٣٥ ساله، در پروژه بختیار لیک در نزدیکی آمودریا در حال فعالیت است. این پروژه در پایان ٢٠٠٩، با تولید ٥,١٥٤ میلیارد متر مکعب گاز در سال وارد مدار شد و شروع به تغذیه گاز در خط لوله مرکزی آسیا - چین کرد. در سال ٢٠١٢ ظرفیت تولید میدان بختیار لیک برای عرضه گاز به چین، به ١٣ میلیارد مترمکعب در سال (٣٥ میلیون متر مکعب در روز) افزایش یافته باشد. در سال ٢٠٠٦، ترکمنستان از کشف ذخایری در یولتان جنوبی واقع در شمال میدان دولت آباد خبرداد که برابر برآوردهای انجام شده در اکتبر ٢٠١١، ذخایر بالقوه این حوزه حداقل ١٣ تریلیون متر مکعب است. در سال ٢٠٠٩، جهت کمک به تأمین منابع مالی توسعه این میدان، بانک توسعه چین یک وام ٤ میلیارد دلاری برای فاز اول پروژه ارائه داد و در سال ٢٠١١ نیز این بانک ٤,١ میلیارد دلار را برای فاز دوم متعهد شد. انتظار می رود تولید گاز این میدان در سال ٢٠١٣ وارد مدار شده و از طریق خط لوله آسیا_ چین مرکزی صادر شود.

- بی ثباتی سیاسی احتمالی ترکمنستان؛

ترکمنستان به عنوان یک دولت - ملت تازه تأسیس و ناکارا در اداره امور داخلی از ظرفیت بی ثباتی در آینده برخوردار است. به ویژه آنکه این کشور همچنان به صورت قبیله ای اداره می شود و فرایند دولت - ملت سازی آن چنان که در بقیه کشورها اتفاق افتاده به خوبی در این کشور به انجام نرسیده است. نتیجه این وضعیت اداره قدرت توسط یک نفر یعنی شخص ریاست جمهوری همچون دیگر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است. فعال شدن مخالفت های توده ای در این کشور ممکن است باعث فروپاشی رژیم کنونی شود چیزی که به چالشی جدی در نزد سیاستمداران هندی و آینده پروژه تاپی را از نظر هندی ها با تردید روبرو ساخته است.

-ناامنی در افغانستان:

هر جای دنیا که اختلافات مرزی وجود دارد بلافاصله نام انگلستان به ذهن می آید زیرا این کشور در عصر استعمارگری با استفاده از مرزبندی های مصنوعی و بدون توجه به منافع قومیت های دو سوی مرز به تعیین این خطوط مبادرت می کرد. خط مرزی افغانستان و پاکستان تحت عنوان «دیوراند» نیز از این قاعده مستثنی نیست. در دوران تسلط انگلستان بر شبه قاره، یک هیئت انگلیسی بدون توجه به مرزهای قومی، مرزهای سرزمینی هند و افغانستان را تعیین حدود کرد که حاصل آن پشتون ها به عنوان یک اقلیت قومی در دو سوی مرز قرار گرفتند. بعد از استقلال پاکستان از هند در سال 1947 این نقطه مرزی به کانون درگیری های دو کشور تبدیل شده که البته بر اجرایی شدن خط لوله تاپی به خاطر عبور از این مناطق ناامن نیز تأثیر خواهد گذاشت.


3. بررسی نگاه هند به خط لوله های صلح و تاپی

شاید به جرأت بتوان گفت منافع هند حضور جدی در پروژه تاپی است زیرا اجرایی کردن این پروژه بدون این کشور باعث افزایش نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پاکستان در آسیای مرکزی به ویژه ترکمنستان می شود. به علاوه عبور یک خط لوله از افغانستان باعث درآمدهایی برای این کشور می شود و باعث ثبات در افغانستان می شود چیزی که منافع راهبردی را برای هند در پی دارد به خاطر ترس از بازگشت بی ثباتی به افغانستان دارد؛ بنابراین ملاحظات راهبردی هند باعث خواهد شد این کشور اجرایی کردن خط لوله انتقال گاز تاپی را جدی بگیرد. به علاوه هندی ها از نقشی که امریکا در مخالف با پروژه خط لوله انتقال گاز صلح انجام می دهد آگاه است. در نتیجه منافع کوتاه مدت این کشور به اجرایی شدن خط لوله تاپی گره خورده است. اگرچه در بلندمدت و به خاطر افزایش نیاز هند به منابع انرژی به ویژه نفت و گاز و ظرفیت اندک داخلی هند که حدود 8 دهم درصد از ذخایر نفت و گاز دنیا را دارا است، در حالی که این کشور بر طبق برآوردهایی که توسط موسسه رند یا گلدمن ساکس انجام شده تا سال 2035 به دومین مصرف کننده دنیا تبدیل می شود و ذخایر گازی گسترده ایران باعث خواهد شد نگاه هند به پروژه خط لوله انتقال گاز صلح بلندمدت باشد تا کوتاه مدت؛ بنابراین از نظر منطقی و بلندمدت بین خط لوله صلح و خط لوله تاپی آنچه برای هند اهمیت دارد خط لوله اولی است؛ زیرا تنها از یک کشور (پاکستان) عبور می کند و از نظر جغرافیایی اهمیت ایران کمتر از افغانستان نیست. به علاوه پاکستان مایل به حضور هند در خط لوله تاپی نیست زیرا باعث نفوذ هند می شود.


نتیجه گیری

در اجرایی شدن خطوط لوله انتقال نفت و گاز از جمله خطوط لوله انتقال گاز صلح و تاپی صرفاً ملاحظات اقتصادی تعیین کننده نیست و عوامل سیاسی نیز دخیل هستند؛ بنابراین بازی های ژئوپلیتیکی در این میان مهم ترین نقش را ایفا می کنند. برای مثال، در اجرایی نشدن خط لوله انتقال گاز صلح بیشتر از آن که عوامل اقتصادی نقش داشته باشد عوامل سیاسی همچون نقش امریکا در اعمال فشار بر هند و پاکستان و تحریم های بین المللی بر ایران تأثیرگذار بوده است؛ بنابراین در اینجا وزن ژئوپلیتیک بر وزن ژئواکونومیک چربیده است. در پروژه تاپی نیز مخالفت هایی همچون مخالفت روسیه وجود دارد اگرچه به به اندازه فشاری که امریکا برای جلوگیری از اجرایی شدن خط لوله انتقال صلح وارد می آورد نیست. با این وجود به نظر می رسد در بلندمدت منافع هند در اجرایی کردن خط لوله صلح است.

نویسنده: ابراهیم طاهری، دانشجوی دکتری مطالعات آسیای مرکزی دانشگاه تهران و عضو شورای نویسندگان ایراس؛


منابع:

-Kiani, Khaleeq (2015), "Tapi pipeline & suspicions"(Observed: 25/1/2015) at: http://www.dawn.com/news/1155267
-Price, Gareth (2013), "India’s Policy towards Afghanistan", London: Chatham House.
-Sikiri, Rajiv (2013), Challenge and Strategy: Rethinking India's foreign policy, New Delhi: Sage.
-Shahin, Arshad (2013), " IP project: US threatens curbs if Pakistan pursues Iran deal, says PM (Observed: 27/1/2015) at: http://tribune.com.pk/story/586623/ip-project-in-jeopardy-us-threatens-curbs-if-pakistan-pursues-iran-deal-says-pm/
 
 

کلید واژه ها: هندتاپیترکمنستانخط لوله صلحخط لوله تاپیخط لوله انتقال گاز


نظر شما :