معاون وزیر امور خارجه روسیه:

فقط یک مساله مانع از توافق نهایی شد

میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه در سفر به بیروت درباره سه محور مذاکرات هسته ای ایران، مساله فلسطین و موضوع سوریه توضحیات مفصلی ارائه داد.
فقط یک مساله مانع از توافق نهایی شد

دیپلماسی ایرانی: روسیه رفته رفته به سمتی می رود که همانند یک ابرقدرت در دنیا رفتار کند. این چیزی است که میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه در امور خاورمیانه به صراحت به آن اشاره می کند. او هیچ اشاره ای به بحران های اقتصادی روسیه نمی کند و کاهش برابری روبل در برابر دلار و کاهش قیمت نفت و تاثیر آن بر اقتصاد روسیه آن هم در عصر آغاز دوران جدید تزاری روسیه را کم اهمیت می داند. روسیه ای که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان غربی با گذشت نزدیک به یک و نیم دهه از دوران رهبری پوتین بر آن همچنان برنامه ندارد و تنها تلاش می کند به کمک منابع نفتی خود به یک ابرقدرت نفتی تبدیل شود. با وجود آن بوگدانوف که از روز جمعه به بیروت پایتخت لبنان سفر کرده تاکید می کند که سیاست کشورش در برابر قضایای منطقه ای کاملا روشن است و به دقت تحولات را زیر نظر دارد.

به گزارش روزنامه الاخبار، چاپ بیروت وی در سفر به لبنان سه موضوع را محور گفت وگوهایش قرار داده است: ایران، فلسطین و سوریه.

در مورد ایران بوگدانوف به میزبانان لبنانی اش می گوید: «تنها گره ای که همچنان باز نشده و باعث تاخیر در اعلام توافق نهایی میان تهران با 1+5 شد، مساله جدول زمانی برای امضای توافق نهایی و رفع تحریم ها بود. ایرانی ها می خواهند فورا از تحریم ها خلاص شوند، و امریکایی ها به طور خاص از آن طرف می خواهند که یک دوره زمانی میان امضای توافق نهایی با زمان اجرای آن وجود داشته باشد. این مساله سبب شد تا ماشین رو به جلوی حل پرونده هسته ای ایران متوقف شود و در این نقطه از حرکت باز ایستد. و الا بر سر مابقی چیزها همگی توافق شده است.»

وی بیش از این نمی گوید و به ذکر جزئیات توافقات ایران و 1+5 در زمینه های هسته ای از مسائل فنی گرفته تا موضوعات دیگر نمی پردازد. اما در ادامه می افزاید: «به اعتقاد من کاخ سفید در عمق خود دچار پیچیدگی هایی است که در نتیجه آن دو طرف مذاکره کننده درگیر سیاست داخلی خود شده اند. بر اساس آن چه ما فهمیده ایم تیم اوباما – کری نمی تواند به واشنگتن باز گردد در لحظه ای که رقابت انتخاباتی شدید داخلی وجود داشته باشد، در این موقعیت نمی تواند بیاید به افکار عمومی بگوید که می خواهد تحریم ها را از ایران بردارد برای این که چنین مساله ای برگه برنده را از کاخ سفید که چند هفته دیگر نیاز به یک حمایت مردمی برای آزمونی سخت تر دارد، می گیرد، عنوان این آزمون حکومت داری زیر سایه کنگره مخالفان است.»

بوگدانوف در ادامه می افزاید: « در مقابل مواضع تیم روحانی – ظریف هم بهتر نیست. بازگشت مذاکره کنندگان به تهران با برگه ای که به نوعی در آن آمده باشد "که ما با امریکایی ها توافقی را امضا کردیم در حالی که تحریم های غرب همچنان بر ما تحمیل شده است" باعث تغییر فوری دولت و ترکیب قدرت در ایران می شود، به رغم همه حمایت های علنی ای که رهبر انقلاب ایران، آیت الله سید علی خامنه ای از مذاکره کنندگان می کند، حمایتی که در روزهای اخیر سه بار اعلام شده است.»

وی سپس می گوید: «به این ترتیب هر دو طرف به نوعی اسیر مواضع تندروها در داخل کشورهایشان هستند. اما این مساله به دو طرف کمک کرد که هم زمان به یک توافق برسند. انگار که هر دو درک کردند که نمایندگان جبهه اعتدال در پایتخت هایشان هستند، علی رغم همه تفاوت های شناخته شده ای که میان آنها وجود دارد.»

بوگدانوف در ادامه می افزاید: «مهم این است که تفاهم موضوعی میان دو طرف حاصل شد که به آن چه اعلام کردند، انجامید بر این اساس که هر دو طرف نیاز به وقت دارند. و زمان می تواند مشکلات تندروها را در هر دو جبهه حل کند. به این ترتیب می توانیم بگوییم که سه سطح از تحریم ها وجود دارند: یک سطح به تحریم های اروپا باز می گردد که به یک زمان مشخص و محدود مرتبط می شود که به زودی هم به پایان می رسد و بعید است دوباره تجدید شوند که عملا باعث سقوط تحریم ها می شوند بدون این که ضرورتا نیاز به لغو یا رفع آنها باشد. سطح دوم تحریم ها به تحریم های بین المللی باز می گردد که از همان قاعده پیروی می کنند و سطح سوم تحریم های امریکا است که قرار است در دوره تعویق مذاکرات درباره آن گفت وگو شود. قرار است دو طرف تا ماه جولای دوباره به پشت میز مذاکره برگردند. در آن موقع انتظار می رود که امریکا بتواند توافق نهایی را امضا کند بدون این که نیاز به مراجعه داخلی برای رفع تحریم ها باشد. ایران هم به همین شکل، بدون این که نیاز به درگیر شدن با مطالبات غیر قابل تحقق داخلی ها باشد پای میز مذاکره برود و توافق نهایی را امضا کند، در تمامی این مراحل ما حاضریم و به دقت پرونده را پیگیری می کنیم و اصرار داریم که به صورت ایجابی پایان یابد.»

درباره محور دوم گفت وگوها یعنی قضیه فلسطینی بوگدانوف می گوید: « به هم ریختگی روابط اوباما – نتانیاهو در سطحی است که سبب شده همه چیز به هم بخورد. طرف اسرائیلی تصمیم گرفته است که اجازه ندهد طرف امریکایی کارش را انجام دهد بلکه حتی می خواهد هر گونه تلاش آن را ناکام بگذارد. مابقی هر چه می شود تصادفی است. والا قضیه بسیار پیچیده و مزمن شده است. طرف دوم یعنی اوباما – کری در این که گامی جدی در این رابطه برداشته شود، بسیار جدی بودند. اما وضعیت به گونه ای بود که به آنها کمک نکرد که بتوانند کاری از پیش ببرند. طرح تشکیل دو کشور مستقل در سایه سیاست های صهیونیست ها عملا از هم فرو پاشیده است و دیگر امکان حیات ندارد. نمی توان چیزی درباره آن گفت جز اعلام یهودی بودن رژیم صهیونیستی که آن هم واشنگتن را تحت فشار قرار می دهد در حالی که تلاش دارد طرف های فلسطینی را راضی کند که با پیشنهادهای احتمالی کنار بیایند.»

درباره محور سوم لحن بوگدانوف بیشتر جنبه سوسیالیستی به خود می گیرد. وی در این باره می گوید: «ما بر سر دمشق دائما با واشنگتن هماهنگ هستیم اما بر اساس قرائت های ممکن و غیر ممکن ما در سوریه. هدف اعلام شده ما این است که همه طرف های قدرت در سوریه اعم از مخالفان و حکومت به یک راه حل مسالمت آمیز در سوریه برسند، آن هم بر اساس مذاکره و گفت وگو. اما در این جا مشکلی پیش آمد: چه کسی نماینده حکومت است؟ و چه کسی نماینده مخالفان؟ نظر ما به طرف های مخالف کاملا روشن بود: آن چه مطلوب است مخالف مسالمت آمیز، ملی، نمادین و فعال است. به این ترتیب بارها از مخالفان سوری در مسکو استقبال کردیم. برخی طرف های منطقه ای تلاش کردند که طرف های دیگری از مخالفان را تحمیل کنند. بعضی از طرف های تندرو و تروریست حمایت می کردند. اما ما همه اینها را رد کردیم. خودمان را در موقعیتی قرار دادیم که به سوری ها کمک می کنیم که حکومتشان را اصلاح کنند. در حالی که اهداف دیگران متفاوت است. آنها می خواهند افراد را سرنگون کنند و افراد وابسته به خود را جایگزین آنها کنند. حتی اگر حکومت برآمده از چنین وضعیتی بدتر از حکومت فعلی باشد. عربستانی ها نزد ما آمدند و فقط خواستند رئیس جمهور بشار اسد سقوط کند و لاغیر. آنها به روشنی و به صراحت به ما گفتند که هیچ مشکلی نیست حتی اگر رئیس جمهوری علوی دیگری به جای اسد بیاید. فقط مهم این است که اسد برود. به ما گفتند که با رئیس جمهور حافظ اسد به عنوان یک فرد علوی ساختند. مشکلی با این موضوع ندارند. حکومت سقوط کند، یاران آنها قدرت را بگیرند اما علوی دیگری بر راس دولت باشد. ما این منطق را رد کردیم. در مقابل، بعضی از طرف های غربی به ما می گویند که طرف گفت وگو از سوی نظام نباید از طرف اسد باشد. اما ما به آنها گفتیم که اسد در حال حاضر در سوریه حاکم است. علاوه بر آن تا این لحظه او رئیس جمهوری قانونی سوریه است. او از سوی مردم انتخاب شده است. این صحیح است که بخشی از مردم سوریه در انتخابات شرکت نکردند اما اگر آنها شرکت نکردند به دلیل مسائل امنیتی بود. همان طور که در اوکراین رخ داد. در آن جا هم انتخابات ریاست جمهوری با حمایت و اشراف غربی ها برگزار شد و پترو پوروشنکو رئیس جمهور شد. به رغم این که همه مردم مناطق شرقی اوکراین در انتخاب او شرکت نکردند. در حالی که غرب او را رئیس جمهور قانونی و مشروع می داند. برای همین گفتیم که اسد رئیس جمهور قانونی و مشروع سوریه است همان طور که پوروشنکو رئیس جمهور اوکراین است. در هر دو حالت راه حلی جز گفت وگو نیست.

مهمان روسی لبنانی ها هنوز درباره لبنان صحبت نکرده است. البته هنوز سفر او به پایان نرسیده و به گفته مقام های آگاه فعلا در لبنان می ماند و قرار است کارهای بسیار انجام دهد.

 

ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

انتشار اولیه: یکشنبه 16 آذر 1393 / انتشار مجدد: دوشنبه 24 آذر 1393

کلید واژه ها: میخائیل بوگدانوفايران و سوريهايران و روسيهسوريهروسيه و سوريهمذاكرات ايران با 1+5


نظر شما :