دولت روحانی رابطه با غرب را مورد بازنگری قرار دهد

ذکاوت اروپایی ها در برخورد دیپلماتیک آراسته با تهران

۲۶ مرداد ۱۳۹۲ | ۱۵:۳۰ کد : ۱۹۱۹۷۳۶ اروپا آمریکا خاورمیانه یادداشت
دکتر شهریار ثابت سعیدی، تحلیلگر مسائل اروپا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که روابط ایران و اروپا مشمول پارامترهای تخاصم بوده ولی اروپایی ها با ذکاوت این روابط را آراسته به لباس دیپلماسی کرده اند که در راستای تامین اهداف و منافع ملی این کشورها بوده است
ذکاوت اروپایی ها در برخورد دیپلماتیک آراسته با تهران

دیپلماسی ایرانی : نامه دیرهنگام اما حایز اهمیت نخست وزیر بریتانیا به رییس جمهوری اسلامی ایران دارای دو پیام مهم بود: نخست ارسال این پیام در عالی ترین سطح، در زمان نبود رابطه دیپلماتیک عملی غیر مرسوم است. با وجود اینکه متن کامل آن در دسترس نیست ولی آنچه منتشر شده  فاقد لحن توصیه گرانه و منتقدانه همیشگی است. در این نامه بریتانیا آمادگی خود را برای برای بهبود روابط اعلام کرده و  ظاهرا این امر مشروط به پرونده اتمی یا شروط دیگر در مورد سیاست های ایران نشده است.  برعکس بر نیاز به همکاری ایران در موضوع برنامه هسته ای و نیز سوریه تاکید شده که بسیار مثبت به نظر می رسد. اما جنبه دوم این نامه و پیام های مشابه ارسالی از پایتخت های اروپایی تامل رهبران اروپا و انتظار عکس العمل کاخ سفید می باشد. به جز کشورهای دوست و متحدین ایران چه بسا ایالات متحده اولین کشور غربی بود که پیامی رسمی به مناسبت آغاز کار رییس جمهور جدید صادر کرد و تحرکات و اظهار نظرهای محتاطانه اروپایی ها را تبدیل به پیام های رسمی و مثبت کرد که مهم ترین آن پیام دیوید کامرون بود. اهمیت این پیام ها و بررسی روابط دوجانبه مستلزم مقاله ای جداگانه ای است ولی آنچه که در اینجا می توان مختصرا به آن توجه کرد سیاست خارجی اروپا در قبال جمهوری اسلامی و نسبت آن با سیاست خارجی ایالات متحده است.

نگاهی به سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران نشان دهنده  وجود حالت تخاصم (hostility)  از آغاز انقلاب اسلامی می باشد. در روابط بین المللHostility معمولا به حالت تقابلی اطلاق می شود که دو کشور را تا سرحد جنگ پیش می برد و دارای چهار عنصر سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و سیاسی است. هر چهار عنصر تخاصم در روابط ایران و آمریکا وجود داشته است و تلاش های متقابل دیپلماتیک، تحرکات نظامی و بویژه تحریم های اقتصادی فراگیر در سه دهه اخیر نشانه های بارز این تخاصم هستند. وجود این تخاصم پایدار بر هیچ یک از دو کشور پوشیده نیست و نحوه تعامل هر دو در این سه دهه چه در عرصه سیاست داخلی و چه دیپلماتیک و نظامی بر مبنای وجود همین حالت تخاصم تنظیم شده  و نوسانات و بحران های مقطعی و یا نشانه های مثبت و آرامش نسبی دربرخوردهای دوجانبه هیچ گاه نتوانسته شرایط را تغییر دهد. هم اینک فرصت دیگری فراهم شده تا  دو کشور شرایط را سنجیده و سعی برای خروج از حالت تخاصم بکنند. خخروج از این وضعیت به معنای عادی سازی روابط نیست بلکه حرکتی است که جهت تعاملengagement  می باشد، درحالیکه خطر بازگشت به شرایط بحران و یا افزایش ناگهانی تنش escalation به دلیل رخدادی بین المللی یا دوجانبه همانند پیچیده شدن پرونده هسته ای همیشه وجود خواهد داشت. لذا شرایط فعلی تنها یک پنجره کوچک به افقی دوردست است که هر لحظه احتمال بسته شدن کامل آن وجود دارد.

دلیلی که ایران ایالات متحده را دولتی متخاصم می بیند از دوران پیش از انقلاب اسلامی نشات گرفته و حمایت های آمریکا از رژیم پهلوی در مقابله با انقلاب و سابقه تاریخی این کشور در ایران پایه های این رودررویی را پدید آورده که اوج آن پس از انقلاب و اشغال سفارت آمریکا در تهران بود. حمایت های آمریکا از رژیم صدام حسین در جنگ علیه ایران، اختصاص بودجه برای مقابله با نظام نوپای جمهوری اسلامی، تحمیل تحریم های متنوع، حمایت از گروه های ضد انقلاب و تروریستی و مقابله دیپلماتیک با ایران در عرصه های بین المللی نمونه ای از پارامترهای رفتار متخاصمانه ایالات متحده در قبال ایران است. اما هدف از بیان این نکات رساندن خوانندگان به تحلیلی مقایسه ای از روابط ایران و اروپا است. روابط ایران و کشورهای اروپایی ملغمه ای از شکوفایی افتصادی، بحران های سیاسی، حقوقی، بهبود پرسرعت و سقوط ناگهانی به شرایط بحرانی است، اما در تمام این دوران کانال های ارتباطی باز و با وجود قطع مقطعی روابط در دوران های مختلف با مجموعه کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا یک عضو خاص روندی نسبتا طبیعی از لحاظ دیپلماتیک حاکم بوده است. برخی کشورها همچون آلمان یا فرانسه دارای روابطی با ثبات تر به ویژه به دلیل اهمیت روابط بازرگانی بوده و برخی همچون بریتانیا شاهد بحران های بیشتری بوده اند، اما در مجموع درک عمومی از روابط با اروپا مبتنی بر وجود یک تعامل کلاسیک دیپلماتیک بوده است. این درک ناصحیح از شرایط حاکم بر روابط با اروپا موجب ناپایداری و نابرابری روابط و از دست رفتن فرصت ها در رابطه با کشورهای دیگر از جمله ایالات متحده است.

مرور روابط ایران و اروپا و تطبیق آن با پارامترهایی که در بالا در باب تخاصم آوردیم می تواند حقیقتی تلخ را روشن کند و آن وجود تخاصم در روابط اروپا و جمهوری اسلامی در قالب کاذب دیپلماتیک است. کشورهای اروپایی در دوران جنگ تحمیلی بیشترین کمک را به عراق از لحاظ تجهیزات نظامی و فراتر از آن کشتار جمعی نمودند. فرانسه و آلمان مهم ترین این کشورها بودند و به ویژه آلمان که به طور منظم بالاترین تراز تجاری را با ایران داشته عمده ترین تامین کننده سلاح های شمیایی عراق بوده است. همچنین تمامی کشورهای اروپایی پایگاهی برای گروه های ضد انقلاب بوده اند و به ویژه گروهک منافقین با آزادی مطلق در تمام این کشورها فعال بوده  و بسیاری از عملیات های تروریستی این گروهک در این سرزمین ها طراحی شده و چه بسا از حمایت حکومت های اروپایی نیز برخوردار بوده اند. محکومیت مکرر ایران در مجامع بین المللی تحت عناوین گوناگون منجمله نقض حقوق بشر و نیز وضع تحریم های گسترده به ویژه تحریم های اخیر که بزرگ ترین ضربه را به نظام بانکی و اقتصاد کشورمان وارد آورده است از جمله دیگر سیاست های کشورهای اروپایی علیه ایران می باشد. همچنین قطع روابط دیپلماتیک ناگهانی در مقاطع مختلف ثبات را از این روابط گرفته و برنامه ریزی راهبردی ایران در قبال اروپا ناممکن ساخته است.

پس در یک مقایسه ساده ملاحظه می کنیم که روابط ایران و اروپا مشمول پارامترهای تخاصم بوده ولی اروپایی ها با ذکاوت این روابط را آراسته به لباس دیپلماسی کرده اند که در راستای تامین اهداف و منافع ملی این کشورها بوده است. در اینجا می توان یک قدم فراتر رفته و مدعی شد تخاصم اروپا با ایران فراتر از تخاصم آمریکا بوده و خسارتی که تعامل با اروپا بر ایران وارد کرده است ورای خسارت نداشتن روابط با ایالات متحده بوده است. تخاصم بین ایران و ایالات متحده هیمشه آشکار بوده و رهبران هر دو کشور مکررا بر این نکته تاکید داشته اند و هر آنچه در این روابط می گذرد در چارچوب تخاصم پایدار قابل تحلیل است. اما از آنجا که روابط با اروپا دارای قالب کلاسیک دیپلماتیک بوده موجبات نوعی اعتماد به روابط و در عین حال سردرگمی را در تهران فراهم کرده و دیپلمات های ایرانی را سه دهه مشغول به ترمیم و تجدید نظر و تعامل و مماشات با اروپا کرده در حالیکه در زیرپوست این رابطه تمام عناصر تخاصم به چشم می خورد. تفاوت عمده در اینجاست که نگاه دستگاه دیپلماسی ایران به آمریکا در چارچوب تخاصم تعریف شده ولی در رابطه با اروپا این موضوع یک طرفه بوده و تنها اروپایی ها راهبرد متخاصمانه را پی گرفته اند و در نتیجه این روند موجب تحلیل نادرست دستگاه دیپلماسی کشور از نحوه تعامل اروپا با ایران شده است. برای اثبات این مدعا مجددا مثال های بالا را می توان مرور کرد:

حمایت ایالات متحده در جنگ به طور عمده اطلاعاتی و مالی بود در حالیکه کشورهای اروپایی تامین کننده عمده تجهیزات نظامی عراق و گسترش برنامه موشکی و شیمیایی این کشور بودند. ایالات متحده در سال ۱۹۹۷ گروهک منافقین را در لیست کشورهای تروریستی قرار داد و اتحادیه اروپا پس از سال ها فشار از جانب آمریکا در سال ۲۰۰۲ اقدام به این کار نمود. عمده تحریم های آمریکا به دلیل فقدان روابط مالی بازرگانی با آن کشور محکوم به شکست بوده و در تمام این سه دهه با وجود وضع تحریم های متنوع اقتصاد ایران دچار بحران نگردید در حالیکه تحریم های هوشمندانه اروپا به دلیل وابستگی ایران به نظام مالی و بازرگانی اروپا بدترین ضربه را به اقتصاد ایران در سال های اخیر وارد ساخته و اصولا نظام بانکی ایران را مطلقا از سیستم بانکی بین الملل منقطع کرده است.همانطور ملاحظه  میشود اتحادیه اروپا بیشترین خسارت را از لحاظ دیپلماتیک و اقتصادی به ایران وارد کرده است و ایران را به صورت کجدار و مریز به سمت بحران و وابستگی بیشتر سوق داده است. در اینجا هدف کمرنگ ساختن دشمنی آمریکا با ایران و یا  طرح لزوم توقف تعامل با اروپا نیست بلکه روشن ساختن سیاست خارجی اروپا در قبال ایران و اهمیت بازنگری این روابط و تعیین راهبردی نوین است.  

دو عنصر عمده در سیاست خارجی اروپا را باید در نظر داشت: نخست سابقه استعماری کشورهای اروپایی بر خلاف آمریکاست که همچنان تعریف کننده روابط آنها با مستعمرات سابق یا کشورهای نوپای دوران پس از استعمار است. در این قالب عموما وابستگی عمیق میان این کشورها همچنان برقرار است و عدم حضور ایران در این حلقه موجب سیاستگذاری پیچیده در قبال ایران شده است. فقدان اراده تعامل برابر با ایران و نگاه به ایران به عنوان شریک استراتژیک مانع اصلی توازن در روابط اروپا با ایران است. دومین عنصر حایز اهمیت فقدان استقلال در سیاستگذاری خارجی به ویژه در قبال ایران است. کشورهای اروپایی عموما پیرو سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران بوده و به دلیل وجود روابط دیپلماتیک با پیچیدگی بیشتری به اعمال این سیاست ها پرداخته اند. بزرگ ترین خسارت نیز از همین جانب به ایران وارد شده چرا که فرضا در پرونده هسته ای تردیدات، تاملات و زیاده خواهی های اروپا مانع حل وفصل ماجرای هسته ای تا به امروز شده و سر منشا آن جایی نیست جز واشنگتن. اروپایی با بهره گیری از روابط خود با آمریکا و ایران نقش یک واسطه زیاده خواه را ایفا کرده اند که با تطویل و پیچیده کردن پرونده اتمی مانع پدیداری یک راه حل منطقی شده اند حال آنکه آمریکایی ها در مقاطع مختلف نرمش بیشتری نشان داده اند. سخنی که منسوب به رییس جمهور محترم است کاملا صحیح بوده که اروپایی ها کدخدایی دارند که بدون اجازه او نمی توانند تصمیم سازی کنند. مهم تر آن است که این مجموعه کشورها به شدت نگران خواهند بود که مبادا کدخدایان ایرانی با مذاکره با آمریکا این عنصر زاید را حذف کرده و پرده از سیاست موذیانه آنها برکشند. /14

انتشار اولیه: دوشنبه 21 مرداد 1392/ باز انتشار: شنبه 26 مرداد 1392

کلید واژه ها: اروپاآمریکادکتر شهریار ثابت سعیدی


( ۱ )

نظر شما :