جبهه آمریکا - هند در برابر انگلیس - پاکستان شکل گرفت

جنگ قدرت بر سر افغانستان

۱۳ اسفند ۱۳۹۱ | ۱۳:۱۷ کد : ۱۹۱۳۱۹۷ آسیا و آفریقا گفتگو
محمد امین فروتن، از رهبران جهادی افغانستان و تحلیلگر مسائل افغانستان در گفتگو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به نشست سه جانبه هند و آمریکا و افغانستان و درخواست پاکستان از لندن برای محدود کردن نقش هند در افغانستان معتقد است هدف بریتانیا بازگشت معادلات افغانستان به پیش از 11 سپبتامبر است و مهم ترین مانع را حضور ارتش آمریکا در افغانستان می داند.
جنگ قدرت بر سر افغانستان

دیپلماسی ایرانی: نیروهای خارجی قرار است تا سال 2014 از افغانستان خارج شوند و قدرت های منطقه ای برای پر کردن این خلاء قدرت در افغانستان دندان تیز کرده اند. اما در این میان رقابت های تاریخی هند و پاکستان امروز در افغانستان سر باز کرده است. در روزهای گذشته دومین دور مذاکرات سه جانبه هند، آمریکا وافغانستان در دهلی نو برگزار شد. این در حالی است که پاکستان که همین چندی پیش در لندن در  مذاکرات سه جانبه پاکستان، بریتانیا و افغانستان شرکت کرده بود از بریتانیا خواسته که نقش هند در افغانستان را محدود کند. در مورد این رقابت ها با محمد امین فروتن، از رهبران جهادی افغانستان و تحلیلگر مسائل افغانستان گفتگو کرده ایم که در زیر می خوانید:

 به نظر می رسد که اختلافات هند و پاکستان این روزها خود را در افغانستان نشان می دهد.  به عنوان مقدمه علاقه مندم نگاهی به اختلافات هند و پاکستان بیندازیم و ببینیم که سابقه این اختلافات به کجا برمی گردد و آیا نشست اخیر بین آمریکا، افغانستان و هند به این اختلافات مربوط می شود؟

سابقه اختلاف و مناقشه میان هند و پاکستان بر سر کشمیر و دیگر مناطق مورد اختلاف به بیش از نیم قرن و در واقع به زمانی می رسد که  سرزمین پهناور هند در بستر استراتژی استعمار انگلیس به دوکشور تقسیم شد و مناطق جداگانه ای به نام هند و پاکستان در جغرافیای شبه قاره ظهور کردند. البته نباید فراموش کرد که هسته اصلی این اختلاف ها در دوران مبارزات استقلال طلبانه مردم هند به رهبری مهاتما گاندی فقید گذاشته شده است. هرچند بخشی از خاک هند کبیر با توجه به وضعیت فرهنگی و روان شناختی قسمتی از ساکنان و شهروندان هند بزرگ که پیروان دین مقدس اسلام بودند تحت نام « جمهوری اسلامی پاکستان » با  تمامیت ار ضی معیوب و سراپا ناقصی در همسایگی کشور هندوستان به استقلال رسید، اما نفوذ و سلطه ملیتاریستی بریتانیا بر مقدرات سرنوشت تاریخی کشوری به نام پاکستان سبب گردید که تا با همان جغرافیای ناقص و بُریده ای که با دو کشور پهناور و باستانی مانند افغانستان که درسا ل ۱۹۱۹ به استقلال رسیده بود و هند کبیر که تازه بخشی از آنرا با اقتضای منافع استراتژیک استعماری خویش همچون کشور اسرائیل در خاورمیانه اما این بار با همان انگیزه توسعه طلبانه در شبه قاره هند بنام « اسلامی جمهوریه پاکستان »  تأسیس و ایجاد نمودند و معضلات بزرگی که از دو سوی مرزها به نام دیورند و مسأله ای به نام جامو و کشمیر که به حیث یک خیطه تاریخی جداگانه در کنار هند کبیر بنام جامو وکشمیر موقیعت دارد  به مثابه معبر منافع استعماری و انتقام جویانه خویش مورد استفاده قرار داد . البته باید یاد آوری نمود که ازهمان زمان بدین سو چهار جنگ در سال های ۱۹۴۸، ۱۹۶۵، ۱۹۷۱ و ۱۹۹۹ در خط آتش بس که امروزه خطوط تحت کنترل نامیده می شود، بدون آنکه تغییری در شرایط خاصی را ایجاد کند، رخ داد. از همان زمان و از دیر بدین سو سازمان ملل متحد، پیشنهاد برگزاری یک همه پرسی پس از خروج سربازان پاکستانی از منطقه را داد. هند از انجام این همه پرسی پشتیبانی کرد. حزب کنفرانس ملی کشمیر که یک حزب مردم سالار و جنبشی عمل گرا بود، به رهبری شیخ عبدالله که از حمایت عمومی گسترده ای برخوردار بود، به حزب کنگره ملی هند به رهبری جواهر لعل نهرو، اولین نخست وزیر هند مستقل، نزدیک تر بود تا به حزب«مسلم لیگ» که در ایجاد کشور پاکستان در تبانی با آرتش بریتانیا که زیر چتر کمپانی شرقی در هند کبیر عمل می کرد نقش مهمی داشت. نهرو مطمئن بود که با انجام همه پرسی، هند پیروز خواهد شد. اما پاکستان با اطلاع از محبوبیت عمومی شیخ عبدالله و نگرانی که از جانب نهرو پیش آمده بود، قطعنامه سازمان ملل را نادیده گرفت و از عقب نشینی از سرزمین کشمیر سرباز زد. همه پرسی هیچ گاه برگزار نشد و مناقشات بر سر سرزمین کشمیر تا کنون ادامه دارد. بدون شک که این گونه نشست ها بویژه آخرین نشست سه جانبه میان امریکا – افغانستان و هند در راستای اهداف و منافع  کشور های شامل در این گونه نشست ها است .

این دومین نشست از نشست های سه جانبه هند و آمریکا و افغانستان بوده است. اهداف سه کشور از برگزاری این نشست چه بوده است؟

بدون شک اهداف دومین نشست مشترک میان امریکا – افغانستان – هند را نیز باید در آئینه تغییرات و تحولات یک قرن گذشته در شبه قاره هند و حوزه غرب آسیا  بویژه بر جسد خون آلود افغانستان  جستجو و مورد مطالعه قرار داد که چگونه یک کشوربزرگی مانند افغانستان با تاریخ باستانی و فرهنگ غنی خود در آتش خشونت آرام آرام می سوزد و آب میگردد.

 حوادث چهار دهه دگرگونی ها و حضور ابرقدرت ها در منطقه این حقیقت را به اثبات می رساند که از دیرباز بدین سو شبه قاره هند منجمله افغانستان – پاکستان و هـــــنـــد و اکثر کشـــور های اسلامی در منطقه  ای که ما در آن زندگی می کنیم  مانند صفحه شطرنج صحنه رقابت های سیاسی و منافع استراتژیک ابرقدرت ها بوده است و می بینیم که از زمان های قدیم تا کنون در انباری از عواطف و مؤلفه هایی از تمدن و فرهنگ باستانی مردمان شرق بالخصوص ساکنان شبه قاره،  شعله های از آتش خشونت و دهشت افگنی شعله آور است. لهذا کاملأ طبیعی است که هر معادله ای از تغییر و تحول قدرت در این خیطه را باید درسیاست های هژمونی و امپریالیستی کشور های بزرگ صنعتی جهان معاصر یا همان وارثان استعمار کهن که تمامی هستی کشورهای عقب مانده شبه قاره را به یغما می بردند جستجو کرد. همچنان دومین نکته ای را که در این زمینه باید درنظر گرفت، مسأله  اسلوب غارتگری است که نظام سرمایه داری جهانی در عصر حاضر از آن میتواند در راه سرکوب و غارت ملت های عقب نگه داشته شده استفاده کند .  چنانچه به وضوح مشاهده می شود و می بینیم که نظام سرمایه داری کنونی با داشتن و پروردن لشکری از شبه متخصصان و کارشناسان علوم گوناگون که اسلاف و نیاکان شان در گذشته ای نه چندان دور توانسته بودند به کمک و یاری علم و ایمان بزرگترین قدرت های اشغالگر را از شبه قاره  و اکثر سرزمین های شرقی در جهان  وادار به عقب نشینی نموده بودند اما این مرتبه  با استفاد از تجارب گذشته راه پر خم و پیچ استیلا وغارت ملت های جهان سومی را که دارای ذخایر عظیم زیر زمینی اند با گُل های بی خاصیت و مصنوعی مشروعیت دهی که همانا دسته های از داعیه داران حقوق بشر، دموکراسی  غیر متعهد لیبرال، شوالیه ها ومذهبیون متحجر که توجیه کننده اشرافیت و نظام سرمایه داری اند رنگین ساخته است.  در یک جمع بندی سریع و دقیق باید گفت که وقتی هند کبیر از یوغ استعمار انگلیس به استقلال و آزادی رسید مأموران شرکت تجاری ای که بنام کمپانی شرقی شهرت داشت، مأموریت نگهداری منافع استراتژیک و نظامی امپراطوری بریتانیای کبیر را که قبلأ در کسوت کمپانی تجاری شرقی توسط وایسراهای انگلیس نگهداری می گردید به نیروهای بومی در جامه  کشور پاکستان به خصوص سازمان اطلاعات نظامی ارتش پاکستان I.S.I  واگذار کرد و تاریخ شاهد ایجاد کشوری است که بخش زیادی از عمرش با جنگ ها و جدالهای نیابتی مرزی با همسایه های صلح دوست و آرام  خویش سپری نموده است. البته باید گفت که هند نیز با داشتن ارتش قوی و مجهز با سلاح های پیشرفته در بسی  زمینه های تاریخ منطقه، فرصت های طلایی برای انکشاف و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را با توجه به منافع استراتژیک و سیاست های امنیتی خویش  در جنگ های بیهوده با پاکستان ضایع ساخته است.

هند در سالهای اخیر سرمایه گذاری های چشمگیری در افغانستان انجام داده است و عملا به یکی از مهم ترین سرمایه گذاران خارجی در افغانستان تبدیل شده است. حضور و سرمایه گذاری هند در افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

”تاجران هندی نباید در مورد سرمایه گذاری در افغانستان مردد باشند. سرمایه گذاران چینی مدت ها پیش از شما به آنجا آمدند؛ ۵ یا ۶ سال پیش. اگر شما بر روی این فرش سرخ قدم نگذارید، این فرش را گرد و خاک خواهد گرفت. بنابراین عجله کنید و از فرصت های افغانستان بهره ببرید.” این اظهارات رئیس جمهور کرزی است که در آخرین بازدید از دهلی نو در تاریخ  ۱۰ نوامبر در دیدار با تاجران برجسته هندی در بمبئی اظهار داشته است. اما نباید فراموش کرد که هر نوع  مناسبات اقتصادی و سیاسی در منطقه به شمول بحران کنونی  افغانستان باید در سایه استراتژیی کشورهای بزرگ صنعتی، به ویژه استعمار انگلیس مورد مطالعه قرار داد. هرچند تا قبل از پایان جنگ سرد، برقراری چنین روابط به ظاهر دوستانه سیاسی هند با ایالات متحده بعید به نظر می رسید. زیرا برخی از مسائل بین المللی دو کشور را در تقابل با یکدیگر قرار داده بود؛ واشنگتن به مدت طولانی از رقبای منطقه ای هند (پاکستان و چین) حمایت می کرد و متقابلاً هند نیز با رقیب ایالات متحده (اتحاد جماهیر شوروی) متحد و وارد گفتگو شده بود.

جای تعجب است که علی الرغم ختم جنگ سرد اکثر کشورهای بزرگ صنعتی و ممالک روبه انکشاف  جهان سومی مغایر با مقتضیات جهان امروز حداقل در حوزه اقتصاد و فرهنگ، سیاست ها و استراتژی های را به پیش می برند که در دنیای قبل از ختم جنگ سرد به مثابه عمق استراتژیک و سیاست های منطقوی  قالب ریزی گردیده  بود، روی همین اصل از پایان جنگ سرد، هند به سمت ایالات متحده امریکا متمایل شد. البته دولت های حزب دموکرات امریکا به شمول دولت های بیل کلینتون و بارک اوباما نسبت به هند دیدگاه مثبتی ندارند که علت عمده آن، توجه فراوان و تمرکز حزب دموکرات امریکا  بر معضل کشمیر و مسأله منع تکثیرتسلیحات هسته ای است. استراتژیست های حزب دموکرات مسأله کشمیر را یکی از بزرگترین "خطرات جهانی می دانند و بر ضرورت اتخاذ ”دیپلماسی پیشگیرانه“ در برابر آن تأکید می ورزند. کارشناسان و آگاهان امور منطقه این سیاست را نگاه  مشترک انگلیس  و استراتژیست های حزب دموکرات به قضایای منطقه و شبه قاره هند محسوب می کنند. بدون شک که سایه این نگاه برتمامی زوایای مناسبات اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی افکنده شده است و کاملأ طبیعی به نظر می رسد که درچنین  شرایط و پارامتر هایی که بحران درمنطقه شبه قاره هند ( افغانستان و پاکستان) را احاطه کرده و با لاینحل ماندن مسئله  تاریخی جامو و کشمیر بصورت ناخواسته و نامرئی  هند را نیز بخشی از بحران در منطقه ساخته است. بنابراین اگر قرار بر این است که در این خطه بحرانی و جنگ زده که تروریزم و دهشت افکنی از آن زبانه می کشند و هر روز با نگاه منفی به تبعیض مذهبی! از مردم درد دیده این سرزمین قربانی می گیرند، صلح پایدار و امنیت دائمی استقرار یابد در فرآیند صلح در افغانستان باید حل عادلانه ای از مسأله  کشمیر نیز در نظر گرفته شود که این معضلات به مثابه فرزندان دوقلوی استعمار بریتانیای کبیر در خیطه خاصی از تاریخ به دنیا آمده اند .

اخیرا پاکستان از بریتانیا خواسته که نقش هند در افغانستان را محدود کند و بر عکس، هند درباره نقش پاکستان در افغانستان در حال گفتگو با چین و روسیه است. رقابت های هند و پاکستان چه تاثیری بر روابط با افغانستان می گذارد؟

چنانچه قبلا اشاره شد این خواست پاکستان نه بلکه  دکترین امنیتی و نظامی بریتانیا است که  قصد دارد مناسبات دوستانه میان افغان ها و هندی ها را با طرح چنین مانورهای سیاسی و تبلیغاتی که گویا کشور هندوستان در امور داخلی افغانستان مداخله می نمایند لهذا  باید از نفوذ کشور هند در افغانستان کاسته شود !! این در حالی است که دکترین نظامی بریتانیا بر منطقه ای ساختن بحران با شعار «خروج نیروهای بیگانه» از افغانستان استوار است و طبیعی است که هدف از برگشت افغانستان به وضعیت قبل از یازدهم سپتامبر است وبس .

رقابت های منطقه ای بین هند و پاکستان تا چه اندازه به خروج نیروهای آمریکایی مربوط است؟

باید با صراحت و به وضوح به عرض رساند  که سیاست های دوگانه و مزورانه  انگلستان  به ویژه در زمان حاکمیت حزب دموکرات بر کاخ سفید زمینه را به رقابت های منطقه ای مساعد می سازد. چنانچه با پیروزی بارک اوباما و حزب دموکرات در ایالات متحده امریکا برای نخستین بار ارتش انگلیس که در ولایت (استان) هلمند مستقر بودند با راه اندازی تشریفاتی مشارکت نظامیان امریکایی در ولایت هلمند عملیات نمایشی را در ولسوالی مارجه آن ولایت راه اندازی کرد و پس ازانجام آن عملیات نیروهای امریکایی اجازه مشارکت در عملیات علیه تروریزم و القاعده را دریافتند. اما سیاست های دوگانه بریتانیا و پاکستان با تجارب فراوانی که از دوران دهه هشتاد دارند بزرگترین مانع را ارتش امریکا در منطقه به حساب می آورند و از پیروزیی خود برقدرت های منطقه ای اطمینان دارند .

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/16

انتشار اولیه: چهارشنبه 9 اسفند 1391 / باز انتشار: یکشنبه 13 اسفند 1391

 

کلید واژه ها: هندافغانستانپاکستانهند و پاکستانانگلیسمحمد امین فروتن


نظر شما :