در پوشش ستیز با تمامیت ارضی ایران

تهدید منافع شارجه از سوی ابوظبی

۲۷ فروردین ۱۳۹۱ | ۲۲:۴۲ کد : ۱۹۰۰۰۵۳ اخبار اصلی
محمدعلی بهمنی قاجار، کارشناس مسائل خاورمیانه در تحلیلی برای دیپلماسی ایرانی به موضع گیری های اخیر امارات در مورد سفر رئیس جمهور ایران به جزیره ابوموسی می پردازد و معتقد است این مواضع بیشتر از این که تهدیدی را متوجه امرحاکمیت ایران بر ابوموسی نماید، منافع شارجه را زیر سوال برده ومی تواند زمینه را برای دخالت های بیشتر حکومت ابوظبی در این شیخ نشین را فراهم بیاورد.
تهدید منافع شارجه از سوی ابوظبی
 

 دیپلماسی ایرانی: سخنان وزیر امورخارجه امارات علیه سفر ریاست جمهور ایران به شهرستان ایرانی ابوموسی و ادعا وی علیه حاکمیت ملی ایران بر ابوموسی اگرچه با پوششی ضد ایرانی ودر لعاب ارضای تعصبات به جای مانده از دوران فراموش شده ناصر و صدام  بیان شده است، اما در واقع بیشتر از این که تهدیدی را متوجه امری مسلم وبلا منازعی هم چون حاکمیت ایران بر ابوموسی نماید در حقیقت منافع شارجه را زیر سوال برده ومی تواند زمینه را برای دخالت های بیشتر حکومت ابوظبی در اموری که منحصرا در اختیار شارجه بوده است فراهم بیاورد. در مورد ماهیت این ادعاها و پیامدهای این سخنان خلاف عرف دیپلماتیک وحقوق بین الملل می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1.مالکیت تاریخی ایران بر ابوموسی

از دیر باز ابوموسی به همراه دوتنب وسیری بخشی از فرمانداری بندر لنگه بودند و این فرمانداری که هماره بخشی جدایی ناپذیر از خاک ایران بود بر این جزایر اعمال حاکمیت می کرد. نقشه های وزارات خارجه و وزارت دریاداری انگلیس نیز حاکمیت مطلق و بی چون و چرای ایران بر این جزایر را تایید می کند. این وضعیت تا سال 1904 میلادی بی وقفه ادامه داشت وحاکمیت ایران بی هیچ منازع ومعارضی ادامه پیدا کرد.

 

2. اشغال استعمار ورفع اشغال از آن

در سال 1904 استعمار انگلیس جزایر سه گانه را اشغال کرد. این اشغالگری از بدو تا ختم مورد اعتراض بی وقفه ایران قرار می گیرد. پس از اشغال جزایر، ایران بی درنگ این اقدام را اشغالگرانه دانست وبا تاکید برحاکمیت مطلقش بر این جزایرخواستار خروج استعمار از این منطقه گردید. متعاقبا ایران در فرصتهای گوناگون تلاش کرد تا استعمار انگلیس را وادار به خروج از مناطق اشغالی نماید. در این میان چندبار هم نیروی دریایی از جزایر بازدید کرد و مردم محلی تنب وابوموسی وحتی کدخدایان این دو منطقه با مخالفت با اشغالگری استعمار انگلیس بر مالکیت ایران بر این جزایر تاکید می وزرند. اما استعمار انگلیس مانع از این تلاش ها گردید و در عوض کوشش کرد که دو شیخ نشین شارجه و راس الخیمه را  به نوعی در امور جزایر دخیل سازد. امری که تا سال ها با بی اعتنایی این شیخ نشین ها مواجه شده بود.

اشغالگری استعمار انگلیس بر جزایر سه گانه تا خروج استعمار ازخلیج فارس ادامه پیدا می کند. به دنبال خروج استعمار براساس اصول حقوق بین الملل باید همه آثار به جای مانده از آن به عنوان آثاری نامشروع و مغایر با حقوق بین الملل از میان می رفت. رفع اشغال از جزایر سه گانه ایرانی و اعاده حاکمیت ایران بر این جزایر نیز در همین چهارچوب در دستور کار دولت ایران قرار گرفت و دولت ایران توانست حاکمیت خود بر این بخش از سرزمینش را که سال ها با  زور در اشغال  انگلیس ها قرار گرفته بود، اعمال نماید.

 

3. اعاده حاکمیت

 دولت ایران تلاش کرد اعمال حاکمیتش بر جزایر با رعایت کلیه موازین حقوق بین الملل انجام گیرد. با وجود این که اصل دفاع از تمامیت سرزمینی وحاکمیت ملی به دولت ایران این اجازه را می داد که ولو با قوه قهریه حاکمیت خود را اعمال نماید ولی در عمل ایران تلاش کرد از هرگونه توسل به زور خودداری کند. در نتیجه به مذاکره با دولت انگلیس و دوشیخ نشین شارجه وراس الخیمه روی آورد. دولت انگلیس از رویه ایران استقبال کرد و شیخ نشین شارجه هم آمادگی خود را برای تفاهم با ایران ابراز کرد . اما شیخ نشین راس الخیمه از اتخاذ موضعی مشخص عاجز ماند و بیشتر تلاش کرد تا در ازای همکاری با ایران پولی دریافت نماید. با عدم علاقه ایران به پرداخت پولی به راس الخیمه این شیخ نشین مواضعی تبلیغاتی گرفت ولی دولت ایران بی توجه به این مواضع به سادگی بر دو جزیره تنب اعمال حاکمیت کرد و راس الخیمه بدون این که هیچ سودی از مواضع تند و سردرگم و باج طلبی های خود بگیرد، بعد از چند سال تنها در پی آن بود که چگونه مناسباتش با ایران را بهبود ببخشد و موضوع جزایر را در عمل فراموش کرد. در نقطه مقابل راس الخیمه، شارجه قرار داشت که از ابتدا بنا را بر همکاری و تفاهم قرار داد و سرانجام با درخواست شارجه دولت ایران با انعقاد توافقنامه ای با شارجه به اعمال حاکمیت بر ابوموسی پرداخت. بر اساس توافقنامه ایران وشارجه دو طرف بر ادعاهای خود برحاکمیت مطلق شان بر ابوموسی تاکید ورزیدند و ضمنا تصریح کردند که ارتش ایران وارد ابوموسی گردد و بر بخش گسترده ای از جزیره  اعمال حاکمیت کند و بخش کوچکتری از جزیره هم در اختیار حکومت شارجه قرار گرفت. متعاقبا ارتش ایران وارد جزیره ابوموسی شد و در بدو ورود مورد استقبال گرم و صمیمانه نماینده حکومت شارجه قرار گرفت. به دنبال اعمال حاکمیت ایران بر جزایر صدای اعتراض نه از شیخ نشین ها بلکه از عراق بعثی و لیبی قذافی برخاست. اما شورای امنیت در رسیدگی به این اعتراض ها موضوع را مسکوت گذارد و بدین ترتیب تنها نهاد حافظ وضامن نظم وامنیت بین المللی بر حقانیت مالکیت ایران برجزایر گواهی داد. چهار سال بعد، زاید، رییس دولت امارات هم با دیدار از تهران و عدم اشاره به موضوع جزایر در این سفر در عمل برحاکمیت ایران بر جزایر صحه گذارد.

 

 4. حاکمیت عملی ومطلق ایران بر سرتاسر جزیره

با وجود این توافقنامه که امتیازات مناسب اقتصادی هم چون شراکت در سهم نفت ابوموسی برای شارجه به بار آورد و اعتبار و و آبروی بین المللی که از چنین اقدامی برای این شیخ نشین حاصل گردید، در عمل شیخ نشین شارجه دریافت که اتفاقی که افتاده است به معنای حاکمیت مطلق ایران بر سرتاسر جزیره است. از این رو درحالی که ارتش که نماینده اقتدار و حاکمیت یک کشور است از طرف ایران در جزیره حاضر بود، شارجه به حضور پلیس خود در جزیره اکتفا کرد . پلیسی که به هیچ روی در اثبات حاکمیت یک کشور از وزن واعتبار ارتش برخوردار نیست. ضمنا ایران به هرگونه تصرفات مالکانه مبادرت می ورزد و کلیه ادارات دولتی در این جزیره افتتاح می گردند ولی شارجه برای کوچکترین اقدام حتی خانه سازی نیز خود را مکلف به کسب تکلیف از ایران دانسته است .ضمنا مساحت دراختیار شارجه صرفا 3 کیلومتر مربع از نزدیک به 13 کیلومتر مساحت جزیره بوده است. این بدین معنا است که فارغ از تعارفات مندرج در توافقنامه در عمل حاکمیت مطلق بر  سرتاسر جزیره به عنوان امری واقع مورد توجه قرار گرفته است.

 

5.سواستفاده ابوظبی از موضوع جزایر

 از هنگام تفاهم ایران وشارجه، حکومت ابوظبی تلاش کرده است تا از رهگذر این تفاهنامه به حکومت شارجه اعمال فشار نماید. در مقابل شیخ نشین شارجه حتی تا سال ها پس از تشکیل امارات هم ازپذیرش هرگونه دخالت ابوظبی و حکومت امارات در امور مربوط به ابوموسی جلوگیری می کرد وهرگونه مداخله حکومت امارات در مناسبات ایران و شارجه بر سر ابوموسی با ابراز انزجار حکومت شارجه مواجه می گردد. با این وجود حکومت ابوظبی که هدفش امحا استقلال و خودمختاری سایر شیخ نشین ها بوده است، به موضوع ابوموسی به مثابه دستاویزی برای اعمال فشار به شارجه نگاه کرده است. حکومت ابوظبی به خوبی می داند که ادعاهایش بر خاک ابوموسی نمی تواند خدشه ای به حاکمیت ملی ایران بر ابوموسی وارد سازد اما می تواند امتیازاتی را که شارجه بر اساس تفاهنامه 1971 بدست آورده است از میان ببرد اگر دولت ایران به صبر ومماشات خود پایان داده و به استناد سخنان وزیر خارجه امارات توافقنامه 1971 را لغو شده بپندارد، این شیخ نشین شارجه است که امتیازات گران بهای اعطایی دولت ایران به این شیخ نشین در توافقنامه یاد شده را به کلی از دست می دهد و به سرنوشتی هم چون راس الخیمه دچار می گردد. نتیجه چنین اقدامی ضعف شارجه در برابر دشمن سنتی اش یعنی ابوظبی می گردد. شیخ نشین های شش گانه امارات هماره به ابوظبی به چشم یک نیروی مزاحم ومتجاوز نگریسته اند که دشمن پیشرفت وآبادی سایر شیخ نشین ها است و می خواهد آنان را به خود وابسته کرده و با تضعیف قدرت اقتصادی وسیاسی آنان آزادیهای داخلی شان را از میان ببرد. بنابراین اقدامات خصمانه ابوظبی علیه ایران نیز جدا از پوشش ایران ستیزانه اش اهدافی داخلی یعنی تضعیف شیخ نشین شارجه را مد نظر دارد.

 

6. طرف ایران شارجه است یا امارات؟

بر اساس توافقنامه 1971 طرف ایران درباره مسایل ابوموسی صرفا شارجه است. اگر وضعیت هنوز به همین منوال است، شیخ نشین شارجه باید با ابراز بیزاری از سخنان وزیر خارجه امارات بر اعتبار قراراداد دوجانبه اش با ایران تاکید ورزد .اگر ابوظبی در پوشش حکومت امارات استقلال شارجه را به کلی از میان برده ونمی خواهد به تعهدات شارجه پای بند باشد دلیلی ندارد ایران هم بر این توافقنامه پای بند بماند.

 

7. وضعیت موجود

با وجود مالکیت تاریخی و چهل و دوسال تصرفات مالکانه مستمر ایران بر جزیره ابوموسی، بازهم ایران مصمم بوده است که بر توافقنامه 1971 با شارجه پای بند باشد ولی در صورت عدم پای بندی طرف مقابل دلیلی بر ادامه تعهد ایران به این توافقنامه وجود ندارد و ایران به استناد مالکیت تاریخی وعدم ارزش اشغالگری استعمار انگلیس و رویه شورای امنیت سازمان ملل متحد، بعد از اعاده حاکمیت ایران بر جزایر وچهل ودوسال تصرفات مالکانه بدون وقفه ایران بر جزایر می تواند به طور انحصاری بر سرتاسر ابوموسی اعمال حاکمیت نماید. در این صورت شارجه از امتیازات اعطایی ایران به این شیخ نشین محروم خواهد ماند و البته ریشه این کار را نباید درایران جستجو کند بلکه باید ناشی از اقدامات مداخله جویانه حکومت ابوظبی بداند. زیرا ایران همواره دوست مردم شیخ نشین ها و متحد بیشتر حکومت های آنان بوده است. ایران در اتحاد این شیخ نشین ها و تشکیل امارات نقشی بسیار پررنگ وسازنده داشته است و تلاش کرده که این هفت شیخ نشین را که روزگاری نه چندان دور همدیگر را به دویل باهم فرا می خوانند در کنار یکدیگر قرار داد و اتحادی هر چند لرزان میان آنان برقرار کند. اما گویا حس برتری طلبی وپدر خواندگی ابوظبی بر سایر شیخ نشین ها آن چنان شعله ور گردیده است که در پرتو آن منافع این شیخ نشین ها نیز بر باد می رود.
 

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی / 16

 

نظر شما :