ایران؛ تحکیم‌کننده روابط عقلانی مسکو و واشنگتن در دوران جدید

۲۶ بهمن ۱۳۸۷ | ۱۹:۴۵ کد : ۱۱۲۵۱ نگاه ایرانی
گفتاری از دکتر بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل روسیه
ایران؛ تحکیم‌کننده روابط عقلانی مسکو و واشنگتن در دوران جدید
User Image

نویسنده : بهرام امیر احمدیان

استادیار جغرافیای سیاسی، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

مطالب بیشتر
خانم کلينتون، وزیر خارجه ایالات متحده امریکا که روز سه شنبه همراه با کارل شوارتزنبرگ، همتاى چک خود در يک کنفرانس خبرى شرکت کرده بود،تصميم نهايى در باره طرح سپر دفاع موشکى در اروپاى شرقى و مرکزى را منوط به توقف برنامه های هسته ای ايران دانست.
 
جو بایدن، معاون رئیس جمهور امریکا نیز پیشتر با اشاره به آغاز لحنی تازه در سیاست خارجی کشورش گفته بود که واشینگتن قصد دارد برگ تازه‌ای را در رابطه‌اش با مسکو آغاز کند.  سرگی ایوانف، معاون نخست وزیر روسیه در مقابل، از پیشنهاد باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا، برای گفت‌وگوی مستقیم با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور استقبال کرد و تمایل به تغییر در رویکرد های دولت جدید امریکا را مایه خوشبینی دانست.
 
این در حالی است که برخی صاحب نظران هشدار مى‌دهد که توافق مسکو و واشنگتن بر سر ايران دشوار خواهد بود. حال جای این سوال باقی است که تهران چه جایگاهی در بهبود روابط کرملین و کاخ سفید دارد و رویکرد جدید امریکا در برابر ایران چه تاثیری بر مسائل مطرح در روابط روسیه و امریکا می گذارد؟
 
گفتاری از دکتر بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل روسیه برای دیپلماسی ایرانی:
 
ایران به عنوان یکی از همکاران یا همسایگان نزدیک روسیه که سال هاست با این کشور در زمینه های مختلف از مناسبات تجاری و اقتصادی گرفته تا روابط فنی و استراتژیک ارتباط دارد؛ نقش مهمی در منطقه دارد و مسکو به این نکته به خوبی پی برده است.
 
مسکو درک کرده زمانیکه ایران به عنوان عضو ناظر در پیمان منطقه ای شانگهای پذیرفته شده و قرار است به سطح عضو دائم این پیمان نیز ارتقا یابد، قطعا جایگاه مهمی در مناسبات منطقه و برای روسیه خواهد داشت.
ما باید این مسئله را در نظر بگیریم که روسیه در مناسبات بین المللی خود طبیعتا بر اساس منافع ملی حرکت می کند و اگر احساس کند منافع ملی اش از طرق دیگری تامین می شود، ممکن است به سوی هر کشور دیگری تغییر نگرش دهد.
 
دوستان و دشمنان دائمی در سیاست خارجی وجود ندارند و آنچه مطرح است، منافع ملی است، به همین دلیل روسیه نیز به مانند هر کشوری دیگری می تواند در روابط خارجی خود تغییراتی دهد.
 
از سوی دیگر زمانی که بحث استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی و مرزهای غربی روسیه از سوی امریکا مطرح شد؛ یکی از بهانه ها، کنترل فعالیت های موشکی ایران و کره شمالی بود، روسیه این موضوع را تهدیدی علیه منافع ملی خود ارزیابی کرد و بدنبال ان روابط خود را با واشنگتن تیره کرد، اما اکنون که آقای اوباما بر سر کار آمده، به نظر می رسد امریکا با احساس کاهش تهدیدات و یا وجود مسائل دیگر، رویکرد متفاوتی را پیش خواهد گرفت، همانطور که این کشور اخیرا اعلام کرده که استقرار سپر دفاع موشکی را با همکاری روسیه پیگیری خواهد کرد.
 
به نظر می رسد که آنچه آقای بوش در سیاست خارجی خود دنبال می کرد اکنون در دوران اوباما تاحدودی بازنگری شده است، سپر دفاع موشکی مسئله ای دو منظوره بود تا در سایه آن هم مرزهای غربی روسیه تحت کنترل قرار گیرد و هم تحرکات موشکی ایران را محدود کند، اما اکنون فضا تغییر کرده است.
 
در دوران بوش، امریکا هیچ نوع همکاری را با روسیه در استقرار سپر دفاع موشکی نپذیرفت اما اکنون این کشور اعلام کرده که حاضر به همکاری با مسکو در این خصوص است، این یک تغییر جهت اساسی است و اینجاست که معادله ایران وارد بازی می شود، چراکه از یک طرف امریکا اعلام می کند که قصد مذاکره مستقیم با تهران را دارد و از طرف دیگر روسیه نیز اعلام می کند که تمایل به همکاری با واشنگتن را دارد.
 
اکنون فضای متصلب دوران جرج بوش تغییر کرده و تا حدی فضای دیالوگ به شیوه مسالمت آمیز جایگرین شده است، ایران باید از این فضای ایجاد شده بهره گیرد چراکه هز زمان که از فرصت استفاده نشود، موقعیت های تکرار نمی شود.
 
علاوه بر این با توجه به قرار داشتن برنامه هسته ای ایران در چهارچوب مقررات بین المللی و کنترل های آژانس، همواره باب مذاکره باز است، در این فضا روسیه می تواند با در نظر گرفتن منافع ایران از یک سو و منافع ملی خود در ادامه همکاری های دراز مدت و همه جانبه با تهران از سوی دیگر، خواسته های ایران را در همکاری هایش با امریکا مطرح کند و به عنوان یک واسط در این میان بازی کند، چراکه تهران و واشنگتن هر دو از شرکای نزدیک مسکو هستند.
 
به نظر می رسد در این میان آقای مدودف، رئیس جمهور روسیه با توجه به تحول سیاست خارجی روسیه، با افق بازتری به موضوع نگاه می کند، اکنون همه اعضای شانگهای برای بازی در برابر واشنگتن با یکدیگر هماهنگ شده اند و مسکو هماهنگ کننده این کشورها در چهارچوب شانگهای است.چنین به نظر می رسد که این پیمان منطقه ای که متشکل از کشورهای مسلمان است به خوبی می تواند با امریکا برای ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان همکاری کند.
 
برای این کار باید وظایف از ناتو به ساختارهای منطقه ای از جمله پیمان شانگهای بازگردد، به این ترتیب امریکا می تواند امید به موفقیت در افغانستان داشته باشد چراکه در شانگهای کشورهای مسلمان عضو هستند و اگر نیرویی از سوی آنها به کمک افغانستان می رود، به لحاظ دینی با افغان ها مشترک است و عکس العمل افغان ها به مراتب متفاوت با آن چیزی است که در مقابل نیروهای غربی ناتو نشان می دهند.
 
این تحولاتی است که در حال رخ دادن در منطقه ماست و این شرایط بهترین زمان برای تاثیر گذاری ایران است، تهران می تواند در چهارچوب پیمان شانگهای در ترتیبات امنیتی مشارکت کند و در این راستا توان زیادی به نسبت روسیه و چین که دور از منطقه هستند و هم نسبت به کشورهای آسیای مرکزی که از نیروهای نظامی قدرتمندی برخوردار نیستند.
 
بر این اساس ایران می تواند تحکیم کننده روابط معقولانه تر روسیه و امریکا در دوران جدید باشد و این در حالی است که روسیه نیز به عنوان بستر ساز همکاری های منطقه ای، نقشی مشابه ایران دارد اما تحقق این امر بستگی به توسعه همکاری های منطقه ای و سازمان های منطقه ای است، ایران نمی تواند مستقیما با امریکا درگیر شود اما می تواند از طریق روسیه در ترتیبات منطقه ای مشارکت داشته باشد.

نظر شما :