آمریکا و از دست دادن فرصت ها

۱۳ اسفند ۱۳۸۵ | ۱۷:۳۵ کد : ۱۱۱۰۸ نگاه ایرانی
به نظر من ایران و آمریکا اشتراکات زیادی در منطقه خاورمیانه دارند. هر دو کشور می توانند در مبارزه با تروریسم تند و خشن و مواد مخدر با هم کار کنند.در مبارزه با القاعده و طالبان یک گونه نگرانی دارند.در حالی که اروپایی ها به منطقه خاورمیانه نگاه عربی – سنی دارند ، آمریکایی ها نگاهی شیعی به منطقه دارند و ایران را در میانه عمود خیمه ژئوپولتیک شیعه می دانند.
آمریکا و از دست دادن فرصت ها
User Image

نویسنده : سید محمد صادق خرازی

سید محمد صادق خرازی سفیر ایران در سازمان ملل متحد (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵) و کشور فرانسه (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶) و ...

مطالب بیشتر
به نظر من ایران و آمریکا اشتراکات زیادی در منطقه خاورمیانه دارند. هر دو کشور می توانند در مبارزه با تروریسم تند و خشن و مواد مخدر با هم کار کنند.در مبارزه با القاعده و طالبان یک گونه نگرانی دارند.در حالی که اروپایی ها به منطقه خاورمیانه نگاه عربی – سنی دارند ، آمریکایی ها نگاهی شیعی به منطقه دارند و ایران را در میانه عمود خیمه ژئوپولتیک شیعه می دانند.
 
آمریکایی ها ته دلشان هم می دانند تنها کشوری که در خاورمیانه دمکراسی دارد ، ایران است اگر چه نگاه ایران و آمریکا به دمکراسی متفاوت است . آزادی و حقوق بشر ابزار گزینشی ایالات متحده است اما آنها به تاریخ تمدن ایران واقف هستند به همین دلیل در عمق استراتژیک آمریکا جا دارد.ایران در منطقه خاورمیانه برای آمریکایی ها هیچگاه در حاشیه قرار نخواهد گرفت.
 
در دوران پس از جنگ سرد، ایران شاید در زمره معدود کشورهایی در منطقه باشد که به اهمیت استراتژیک آن اگر نگوییم افزوده شده، کاهش نیافته است. با فروپاشی شوروی، آسیای مرکزی و قفقاز و منابع انرژی هیدورکربنی آن در حوزه تمدنی، تاریخی، و فرهنگی ایران و در همسایگی ایران پدیدار شده است.
اینکه ما نتوانسته ایم آن طور که باید و شاید از این ظرفیت و فرصت بهره برداری کنیم و یا بعضا این فرصت ها به تهدیدی بدل شده اند از ارزش و انسجام استدلال من کم نمی کند. البته نباید به رایس وزیر خارجه ایالات متحده هم خرده بگیریم چون امروز شناخت آمریکا از ایران به دلیل فاصله 28 ساله ایی که داشتیم درک درستی نیست.
ایران هم اکنون همانند پلی است که بین دو حوزه عمده تامین کننده بالانس انرژی جهانی قرار دارد و این فقط پل ترانزیتی نیست و خود یکی از تولید کنندگان و بازیگران عمده منطقه است. آمریکا نمی تواند ربع قرن دیگر منتظر و معطل بماند و سیاست « یا همه و یا هیچ» را دنبال کند. آمریکایی ها مردان از دست دادن فرصت های تاریخی بوده اند.
 
ما بعد از یازدهم سپتامبر دو واقعه دیگر هم داشتیم . سیزدهم و بیست و دوم نوامبر سه روزی بود که آمریکایی ها قدر آن را نداستند.یازدهم سپتامبر روزی بود که تمام ملت ایران ، مقام معظم رهبری و دولت حادثه تروریستی را تقبیح کردند.در 13 نوامب نیرویهای شمال به مدد فرماندهی ایران ، کابل را فتح کردند.آمریکایی ها هیچ نقشی در فتح کابل نداشتند.آنها می ترسیدند حتی به دروازه کابل نزدیک شوند.چند روز پس از این واقعه در بیست و دوم نوامبر حامد کرزای وارد کاخ ریاست جمهوری افغانستان شد اما چه اتفاقی بین بیست و دو نوامبر تا هشت ژانویه افتاد که پرزیدنت بوش ایران را در محور شرارت قرار داد؟
 
هرگاه ایران و آمریکا در صدد تنش زدایی بر آمدند سه لایه لابی یهودی ، ضد انقلاب و عربی به صورت جدی وارد و مانع شدند. با این همه اگر آمریکایی ها در مقابل مردم،دولت و انقلاب ایران متواضع برخورد می کرند، اینگونه منزوی نمی شدند. ایالات متحده یک واقعیت در جهان است مثل ایران. اگر آنها کنار ایران بودند دچار مشکلات نمی شدند.
 
 
موقعیت خاص و حساس ایران در منطقه به گونه ای است که اگر بنا باشد طرح خاورمیانه بزرگ روزی به سامان برسد، اگر بنا باشد ترتیبات وسیع و جامعی برای امنیت منطقه ای تمهید شود و اگر بنا باشد که خاورمیانه فراتر از بازار مصرف کالاهای تولیدی جهان صنعتی و امانت دار دلارهای نفتی باشد و در تولید جهانی ـ که با افزایش جمعیت به عنوان یک معضل روبروست ـ نقش موثر داشته باشد، برای هر دو کشور آمریکا و ایران راهی به جز فکر کردن به طریقی متفاوت با آنچه در ربع قرن گذشته اندیشیده اند باقی نمی ماند.
 
طرفین باید با عزم و اراده راسخ، به آنهایی که طی ربع قرن گذشته با روحیه کاسبکارانه و مرکانتیلیستی از آب گل آلود ماهی گرفته اند، تفهیم کنند که از « نو عالمی باید ساخته شود و از نو آدمی »  و تقسیم کار جدیدی پی ریزی کنند که با الگوهای کلاسیک قرن بیستم تفاوت دارد و اما در مورد خاورمیانه بزرگ.
 
 در این زمینه سخن ها بسیار گفته شده است که روایت ها و قرائت های اروپایی و آمریکایی و حتی اسرائیلی آن با یکدیگر متفاوت است. با هر نسخه ای که برای خاورمیانه پیچیده شود بلاتردید ایران می تواند و باید یکی از عمودهای این خیمه باشد. چه به حسب تاریخ و جغرافیا و چه از لحاظ جمعیت و ترکیب و به ویژه کیفیت جمعیتی و یا ثروت خدادادی و ظرفیت های بالقوه دیگر نمی توان ایران را نادیده انگاشت. بگذریم که در مورد دور از دسترس بودن اصل موضوع خاورمیانه بزرگ و قابلیت تحقق آن سخن بسیار است.

نظر شما :