مردی که به کمال رسیده بود

به یاد استاد شهید کمال خرازی

۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۸۵۴۵ اخبار داخلی نگاه ایرانی
محمدرضا حاجی کریم جباری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: دکتر خرازی مجموعه‌ای بزرگ از صفات، دانش‌ها، مهارت‌ها و ارزش‌های دینی، اخلاقی، انسانی، معنوی، علمی، هنری و توانایی‌های سیاسی-دیپلماتیک و مدیریتی و اجرایی را در خود جمع کرده به کمال رسانیده بود.
به یاد استاد شهید کمال خرازی

دیپلماسی ایرانی:

گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام
گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند

زندگی‌نامه و شرح خدمات ملی استاد شهید، دکتر سیّد کمال خرّازی

تاریخِ پیدایش مردان و زنان بزرگ در ایران، همچون استاد شهید، دکتر سیّد کمال خرّازی، درس‌های آموختنی زیادی برای نسل‌های امروز و آینده این مرز و بوم در بر دارد. بزرگداشت چهره‌های شاخصی که نقش برجسته‌ای در پیشرفت و توسعه‌ی ایران عزیز ایفا کرده‌اند، راهنما و مشوّقی ارزشمند برای نسل‌ امروز است که بیاموزد چرا باید و چگونه در همان راه گام بردارد. استاد شهید خرازی، از جمله مردان بزرگی بود که به ندرت در میان ملل ظهور می‌کنند و با انتشار توأمان نور دانش و تقوی، رستگاری علمی و معنوی نوع بشر و مردم خود را تسهیل می‌کنند و به اسوه و الگوی بی‌بدیل و فناناپذیر یک ملت تبدیل می‌شوند. رشد و اعتلای جوامع و تحقق عدالت و ظهور انسانیت، جز در لوای آزادی و آزادمنشی محقق نمی‌شود. بزرگان تاریخ این سرزمین، آنان که به اعتلای بشریت اندیشیده و در رشد و تعالی جوامع خود تاثیرگذار بوده‌اند، زیستنی آزادمنشانه داشته‌اند و مبلّغ آزاداندیشی و آزادزیستی بشر بوده‌اند، چه تمدن حقیقی و عزّت واقعی، جز در پناه آزادی و آزاداندیشی صورت نمی‌پذیرند. استاد شهید، سیّد کمال خرّازی در چنین فضایی رشد یافته بود و روح آزادمنشی و صراحت لهجه را که با گفتار و کردارش عجین بود، به هزاران دانش‌آموز و دانشجو و همکار منتقل ‌کرد. هر آن چه در ذکر مناقب او بیاید، خود جلوه‌ی دیگری از شخصیت و جایگاه والای دنیوی و اخروی آن آزادمرد آزاداندیش را عیان می‌سازد. 

دکتر خرازی مجموعه‌ای بزرگ از صفات، دانش‌ها، مهارت‌ها و ارزش‌های دینی، اخلاقی، انسانی، معنوی، علمی، هنری و توانایی‌های سیاسی-دیپلماتیک و مدیریتی و اجرایی را در خود جمع کرده به کمال رسانیده بود. مجموعه‌ای که در تارک یک جامعه‌ی مسلمان ایرانی-شیعی می‌درخشید و نماد جامعه‌ا‌ی پویا و صاحبِ فرهیختگانِ تحول‌آفرین در پیشرفت و کمالِ یک ملت بود. گفتار، کردار و رفتارش، ظهور عینی اخلاق دینی و معنوی و روح بلند انسانی بود که نیازمند کلام نبود؛ پس ضرورتی نداشت به آموزش اخلاق بپردازد و یا پای درس اخلاق بنشیند، بلکه زندگی روزمره‌اش مکتب درس عملی اخلاقی و نشان واضحی از روح بلند و تکامل‌یافته‌ی بشری و یک مسلمان اخلاق‌مدار و اخلاق‌مند بود. معنویت، اخلاق و سلوک دینی نزد دکتر خرازی، نه از جنس دانستن که داشتن بود. رذایل اخلاقی همچون حرص و حسد و کبر و ریا و کینه و تهمت و غیبت و دشنام و لعن و نفرین در او مرده بود و حسنات اخلاقی چون گذشت و تحمل و بردباری و قناعت و ساده زیستی و کم‌گویی و گزیده‌گویی و دقت و نظم و سخت‌کوشی، نزد او بسان بهاری همیشه پُر ز گُل بود. شهید خرازی، بسیار خوش خلق و بذله‌گو بود، بذله‌گویی‌اش از جنس اخلاقی و تربیتی و آموزشی بود. چهره‌ی جدّی و همواره مصمم و آماده او، گاه باعث برداشت‌های نادرستی از روحیاتش می‌شد. برای رفع این سوء تفاهم‌ها، بارها در مصاحبه‌ها و گفتگوها تصریح کرد که آناتومی صورتش این گونه است. چهره‌ای که به عقیده‌ی بسیاری، دارای نفوذ و نورانیت و جاذبیت بود. انضباط از ملکه‌های رفتاری ایشان محسوب می‌شد. اگر نگوییم ثانیه‌ها، دقیقه‌ها نزد ایشان چون گوهری ذیقیمت بود. هیچ امری از امور کاری و روزمره زندگی نبود، مگر آن که برای آن برنامه و حساب و کتاب دقیق داشت. تنها کسی را که در طول عمرم شبیه به شهید خرازی در نظم و انضباط دیدم، مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی بود که اتفاقا دکتر خرازی مجذوب شخصیتش بود. 
استاد شهید سید کمال خرازی مجموعه‌ای از هنرهای پنهان داشت که در مناسبت‌های گوناگون رخ می‌نمود. خطاط بود و خط شکسته نستعلیق را که خطاطان نادری به آن مبادرت می‌ورزند، به زیبایی می‌نوشت. هدیه‌اش به دوستان و آشنایان در مناسبت‌ها، بیت شعری بود که با خط زیبای شکسته نستعلیق تحریر می‌کرد. در سخن گفتن و انتخاب کلمات و اصطلاحات دقیق و مناسب، استاد بود، در حالی که تلاش می‌کرد کمتر به نطق و خطابه بپردازد. متکلمی با بلاغت و خطیبی با فصاحت بود. شمرده، بدون اغلاط دستوری، با استفاده از کلماتی فاخر، با استحکام و اعتماد به نفس، با ایمان و صدایی شفاف و غرّاء سخن می‌گفت و تمام حواس و قوه ی سامعه‌ی حضار را مجذوب ترشحات علمی و معنوی سخنان خود می‌کرد. سخنش فصل الخطاب بود و بهترین جمع‌بندی قانع‌کننده را ارائه می‌کرد. در ترجمه زبان انگلیسی، استاد بود و بیست کتاب علمی در رشته روانشناسی و علوم شناختی به عنوان کتب درسی دانشگاهی به فارسی ترجمه کرد. به حدی این ترجمه‌ها استادانه و هنرمندانه‌اند که گاهی احساس می‌کنی اساسا به فارسی نوشته شده‌اند با این که کتبی علمی و مملو از کلمات جدید علمی هستند. همین بس که ایشان واژه‌نامه علوم شناختی را در ۴۰۰ صفحه تالیف کرد و ۹۰۰ اصطلاح علوم شناختی را معادل سازی فارسی کرده و به تصویب فرهنگستان رساند. کمتر رشته‌ی علمی در ایران هست که تمام اصطلاحات پایه‌ی آن در فارسی معادل‌سازی شده باشد. استاد، قلمی شیوا و بسیار ادیبانه داشت و تمامی مصوبات فرهنگستان را از باب نقطه‌گذاری و ویراستاری رعایت می‌کرد. از دیگر هنرهای بی‌بدیل شهید خرازی، تربیت کارشناسان و مدیران جوان بود. مسئولیت هر دستگاهی را برعهده گرفت، نیروهای جوان را به کار گرفت و صدها کارشناس و مدیر برجسته‌ تربیت کرد که برخی به سمت‌های وزیر و مدیران ارشد کشور رسیدند.     

در این بازار عطاران نرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

باقیات الصاحات علمی، سیاسی، هنری، آموزشی و اجرایی این مرد بزرگ تاریخ ایران به حدی متنوع و گسترده است که هر بُعدی از ابعادش، خود نگارش کتابی مطوّل می‌طلبد. ایشان اغلبِ خدماتِ خود را نه تنها بیان نمی‌کرد که پنهان می‌ساخت. مع‌الوصف، از رهگذر سمت‌ها و بخش آشکار فعالیت‌های ایشان، شامل: مدیر برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران، معاونت سیاسی وزارت امور خارجه، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، رییس ستاد تبلیغات جبهه و جنگ (طی هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران)، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک، وزیر امور خارجه، رییس شورای راهبردی روابط خارجی و مشاور ارشد رهبری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ و تاسیس مجموعه‌ای عظیم از نهادهای علمی و دانشگاهی که همچون یک امپراتوری مستحکم و جاودان علمی باقی است، شامل: دانشگاه مجازی مهر البرز، موسسه آموزش عالی علوم شناختی، ستاد علوم شناختی ریاست جمهوری، کلینیک مغز و شناخت، مرکز ملی نقشه برداری مغز، شورای راهبری علوم شناختی در وزارت علوم، آزمایشگاه زیستی و چندین نهاد مهم علمی و دانشگاهی دیگر؛ و نیز شخصیت برجسته‌ی علمی و دانشگاهی ایشان که تقریبا به کلی مغفول مانده است، شامل: استاد تمام رشته روانشناسی دانشگاه تهران به مدت تقریبا چهل سال، استاد برجسته‌ی علوم شناختی، تالیف بیست جلد کتاب دانشگاهی در زمینه‌ی روانشناسی و علوم شناختی، از جمله واژه نامه جامع علوم شناختی و کسب جوایز گوناگون علمی و پژوهشی در داخل و خارج از کشور، تنها بخشی از خدمات ایشان آشکار می‌شود. 

از قلم نیافتد که دکتر خرازی فساد مالی و اخلاقی را موجب عقب‌افتادگی از کاروان ترقی جهان می‌دانست، از آلودن دین مبین اسلام به خرافات جدّاً پرهیز داشت و استعدادها و زحمات دیگران را صادقانه و مشفقانه ارج می‌نهاد. همین بس که در قبال ۳۴ سال تلاش برای پایه‌گذاری علوم شناختی در ایران و حتی برای تالیف و ترجمه‌ی بیست کتاب علمی در این زمینه، ریالی دریافت نکرد، بخشی از اموال و دارایی خود را در این مسیر وقف نمود و حتی از دریافت بخش عمده‌ی حقوق ارزی خود در دوران ماموریت نیویورک صرف نظر کرد. چه همسر مکرمه‌اش حتی با مال حلال، با وسواس و احتیاط فوق‌العاده برخورد می‌کرد به طوری که کمتر کسی با این درجه از احتیاط در برخورد با مال حلال دیده شده است.      

شهید استاد خرّازی بخش عمده‌ی خدمات و ارزش های عالیه‌ی خود را بیان و تبلیغ نکرد، چون مهم نزدش فقط پیشرفت ایران بود، بدون این که حتی رد پایی از خود باقی بگذارد. اگر شهادت به دست شقی‌ترین مردمان، حق این رادمرد خردمند و همسر فرشته‌گونه‌اش نباشد، پس چه کسی این شایستگی را داراست؟ این دو بزرگوار، همان گونه مُردند که آن گونه زیستند. شنیدم عزیزی در وصف ایشان گفته است «عاش سعیدا و مات شهیدا» و من معتقدم که ای بسا باید گفت «عاش شهیدا و مات شهیدا». زیرا زیست دنیایی دکتر خرازی همچون یک شهید بود. شهید زیست و شهید رفت. واقعا باید لااقل کتاب دیگری را برای بیان زندگی سراسر مبارزه و تلاش دینی و ملی شهیده، سرکارخانم منصوره رئیس قاسم، همسر فداکار دکتر سید کمال خرازی قلمی کرد که امیدوارم فرزندان بزرگوار ایشان روزی این اقدام واجب را برای معرفی یک زن و مادر نمونه به زنان این سامان به عمل آورند. مادری که در ردای یک دبیر دبیرستان، آموزش و پرورش چندین هزار دانش آموز دختر دبیرستان‌های کشور را عهده‌دار بود و دو فرزند شایسته را تربیت کرد که هر دو از اساتید برجسته‌ی معتبرترین دانشگاه‌های کشور هستند. بانویی که در مبارزات ضد رژیم پهلوی مجاهدت‌ها کرد، چهار دهه معلمی کرد، ۴۷ سال یار غمخوار همسرش در سمت‌ها و دوران‌های سخت در جمهوری اسلامی بود و هیچ نعمتی را از این دنیا جز باقی گذاشتن نامی نیک نخواست و نهایتا در کنار همسرش به شهادت رسید. 

استاد شهید دکتر سید کمال خرازی تا آخرین روزهای پیش از شهادت، واقعا روزانه ۱۲ ساعت کار می‌کرد. تمام وظایف محوله در شورای راهبردی روابط خارجی و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به نحوی شایسته انجام می‌داد و عاشقانه هفته‌ای لااقل بیست ساعت را صرف پژوهش، تالیف و آموزش علوم شناختی و نیز توسعه و پیشرفت موسسه آموزش عالی علوم شناختی می‌کرد. موسسه را با کمک ۳۰ خیّر در شهر پردیس بنا کرد و اکنون قریب ششصد دانشجوی ارشد و دکتری دارد. از سنین کودکی به پیاده‌روی‌های طولانی و ورزش عادت کرده بود. می‌گفت پدرم در زورخانه، عنوان پهلوان داشت. از همان کودکی دستم را می‌گرفت و به پیاده‌روی می‌برد و حتما مقصدش باید یک زیارتگاه و امام‌زاده می‌بود. در دورانی که وزیر بود، هر وقت به نیویورک می‌آمد، به مانند دوران سفیری، دو سه دوری به دور سنترال پارک، پارک مشهور عظیمی در وسط منهتن نیویورک، می دوید. محافظین آمریکایی از اف بی آی مجبور بودند به دنبال ایشان بدوند. با این که همه ورزشکار بودند، اما حالشان بد شده بود و افتاده بودند. لذا اف بی آی منبعد محافظینی را برای ایشان می‌گمارد که رشته ی ورزشی‌شان دومیدانی باشد. خدای متعال لعنت کند اسراییل و آمریکایی‌هایی که آن عزیز را ناجوانمردانه از ما گرفتند. در تهران، هفته ای سه تا چهار بار به کوه‌پیمایی و سه روز به شنا می‌رفت. در شنا بسیار ماهر بود. یادم هست که تا همین چند سال پیش، طول استخر بانک ملی را ۱۵ بار، رفت و برگشت، شنا می‌کرد. پیاده‌روی و کوه‌پیمایی ایشان، خصوصا جمعه‌ها تا همین روزهای آخر ادامه داشت.     

اینجانب به هیچ‌وجه خود را در جایگاهی که بخواهم از صفات و خصوصیات و باقیات آن حکیم و مصلح بزرگ و خانواده‌ی محترم و والامقام خرازی بگویم، نمی‌دانم؛ ولی دستور جمع بزرگی از دوستان و آشنایان و سابقه‌ی تقریبا چهل سال تلمذ و خدمت در کنار ایشان، مرا مجاب ساخت که با همین قلمِ بی‌مقدارم، لااقل بخش کوچکی از سجایا و بقایای آن بزرگ مرد تاریخ ایران را که با وسع و بضاعت ناچیز خود شناخته و دریافته‌ام، بیان کنم. ان شاءالله در فرصتی دیگر، شرح مفصلی را از برخی سوابق و خصوصیات این شهید فرخنده به رشته‌ی تحریر در خواهم آورد. اینها همه در حالی است که غم جانسور از دست دادن آن استاد شهید سیّد کمال خرّازی، هرگز التیام نخواهد یافت و تا زنده‌ام با من است. 

چون من گدای بی نشان، مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان، با رند بازاری کند

دکتر سیّد کمال خرّازی

سیّدعلی‌نقی خرّازی، مشهور به سیّدکمال خرّازی، از سیاست‌مداران به‌نام در تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است. پدرش سیّد مهدی، از بازاریان سرشناس تهران و منشاء خدمات فراوان دینی و آموزشی بود. 

دیده ای خواهم که باشد شه‌شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس

دوران طفولیت و نوجوانی

سیّدکمال خرّازی در 10 آذر 1323 هجری شمسی در تهران متولد شد. تحصیلات دبیرستان را در مدرسه علوی گذراند، در سال 1347 کارشناسی رشته زبان و ادبیات عرب و در سال 1351 کارشناسی ارشد علوم تربیتی را در دانشگاه تهران به اتمام رسانید؛ سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و دکترای رشته مدیریت آموزشی را در سال ۱۳۵۴ از دانشگاه هیوستون دریافت کرد. دکتر خرّازی در سال ۱۳۶۲ عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در رشته‌ی روانشناسی شد و مدارج عالی را تا استاد تمامی دانشگاه تهران طی کرد و پس از تقریبا چهل سال خدمات علمی و آموزشی، به کسوت بازنشستگی از دانشگاه نائل آمد. 

دکتر خرّازی پس از اخذ مدرک کارشناسی، به پیشه‌ی مقدس معلمی روی آورد و به تدریس در دبیرستان علوی، دبیرستانی که از آنجا دیپلمه گرفته بود، پرداخت. مرحوم سیّد مهدی، پدر دکتر خرّازی که از تجّار سرشناس بازار تهران بود، کمک شایانی به مرحوم علی‌اصغر کرباسچیان، معروف به علّامه، برای تاسیس مدرسه علوی کرد، مدرسه ای که اولین و مهم‌ترین مدرسه اسلامی در تهران با سبک و سیاق مدرن و امروزی شناخته می‌شد. سیّدکمال در زمان تاسیس مدرسه‌ی علوی هفده سال سن داشت و دوش به دوش مرحوم علامه، در راه‌اندازی مدرسه یاری کرد و بنابراین ایشان خاطرات گفتنی زیادی در مورد مرحوم علامه داشت و گاه وقتی آن خاطرات را بازگو می‌کرد، مثل باران اشک می‌ریخت. هم‌کلاسی‌های دکتر خرّازی در مدرسه‌ی علوی، اغلب از چهره‌های مشهور در جمهوری اسلامی ایران هستند. همکاری و همیاری با مرحوم علامه و مشاهده‌ی از نزدیک روش‌های وی در جذب کمک‌های مردمی، برای سیّدکمال جوان، الهام‌بخشی ویژه‌ای داشت که بعدها به دفعات و مناسبت‌های گوناگون، از جمله در جذب منابع مالی خیّرین برای ساخت مجتمع ساختمانی موسسه آموزش عالی علوم شناختی در سال ۱۳۹۳ در شهر پردیس، از آن تجربیات بهره‌برداری کرد.

دکتر خرّازی طی چند سال، تعلیم و تربیت صدها دانش آموز را در مدرسه‌ی علوی عهده‌دار بود که جمع زیادی از آنها امروزه چهره‌های سیاسی، علمی و ادبی در داخل و خارج از کشور محسوب می‌شوند. از این جمع می‌توان به دکتر محمدجواد ظریف و دکتر علاقه‌بند راد که متعاقبا در مورد ایشان خواهیم گفت، اشاره کرد. بسیاری از جمع آن دانش‌آموزان، همچنان روابط خود را با آموزگار و استاد برجسته‌ی خود تا شهادت آن استاد حکیم حفظ کردند.

دکتر خرّازی درباره‌ی این برهه از زندگی خود می‌گوید: دوره‌ی دبیرستان را در مدرسه‌ی علوی و دوره‌ی دبستان را در مدرسه‌ی برهان طی کردم. آن موقع علوی هنوز دبستان نداشت و از سال اول دبیرستان آغاز می‌شد. در دوره‌ی دبیرستان به مباحث علمی و تدریس خیلی علاقه داشتم. به همین جهت در دوره‌ی دبیرستان، دستیار معلم فیزیک شدم و در آزمایشگاه به ایشان کمک می‌کردم. بعد از اخذ دیپلم متوسطه، همچنان به کار معلمی ادامه دادم و در دبیرستان علوی، فیزیک و آزمایشگاه فیزیک تدریس می‌کردم. متعاقبا به این نتیجه رسیدم که لازم است پایه‌های علمی خودم را در زمینه‌ی آموزش تقویت کنم و به همین دلیل، کارشناسی ارشد را در رشته علوم تربیتی اخذ و در آمریکا نیز دکتری را در همین رشته به اتمام رساندم.

آغاز مسئولیت‌های مهم ملی 

خاندان خرّازی چهره های علمی و دینی برجسته‌ای نظیر آیت الله سیّد محسن خرّازی را پرورش داده و به جامعه‌ی علمی و دینی پویای ایران تقدیم کرده است. آیت الله سیّد محسن خرّازی یکی از چهار برادر دکتر سیّدکمال خرّازی و از علماء و مدرسین حوزه‌های علمیه در قم هستند. مرحوم آیت‌الله مجتبی تهرانی در درس اخلاق خود می‌گفت که به پدر آیت‌الله محسن خرازی پیشنهاد کردیم که یکی از پنج پسر خود را به عنوان خُمس، برای کسب علوم دینی به قم بفرستد و حالا می بینید که آیت‌الله محسن خرازی از چهره‌های برجسته در قم هستند. سایر برادران دکتر خرازی نیز در رشته‌های مختلف علمی و پزشکی فارغ التحصیل شده‌اند. دکتر سیّدکمال خرّازی از همان دوران دبیرستان، به فعالیت‌های سیاسی اهتمام و اشتهار داشت؛ به طوری که در دوران دانشجویی در آمریکا، شخصیتی تاثیرگذار در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا بود و ماموریت‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی مهمی را از طرف این انجمن و نیز برخی تشکل‌های سیاسی مذهبی آن دوران با موفقیت به انجام رسانید. 

بنابراین، در بدو تاسیس جمهوری اسلامی ایران، دکتر خرّازی خود شخصیت علمی شناخته‌شده با اندیشه‌های انقلابی و راهبردی برای رهبران دینی و سیاسی جمهوری اسلامی تلقی می‌شد و نیاز به معرفی نداشت. ایشان ابتدا مدیریت برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران را عهده‌دار شد و سپس از سال 1358 تا 1359 معاون سیاسی وزارت امورخارجه بود، اما به دلیل مخالفت با سیاست‌های صادق قطب زاده، وزیر خارجه‌ی وقت، از این سمت استعفا داد و به دلیل علاقه‌مندی خاص به فعالیت‌های آموزشی و پرورشی، مدتی مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. در سال 1359 سِمَت مهم و کلیدی مدیرعاملی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به ایشان سپرده شد، مسئولیتی که تا ۱۳۶۸ ادامه یافت. 

مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران 

دکتر خرّازی در دوران دفاع مقدس و هم‌زمان با مدیرعاملی خبرگزاری جمهوری اسلامی، عهده‌دار مسئولیت ستاد تبلیغات جبهه و جنگ بود. عبارت «دفاع مقدس» از یادگار‌های دکتر خرّازی در این دوره است. ناگفته نماند که ایشان ظاهرا در تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان «روز قدس» نیز نقش داشته است. در ستاد تبلیغات جنگ، با ابتکار ایشان، پنج آلبوم عکس‌های کم‌نظیر در تاریخ جنگ‌های قرن بیستم از دفاع مقدس تهیه شد. این آلبوم‌ها نقش به‌سزایی در افشاء و ثبت جنایت‌های صدام در سپهر جامعه‌ی جهانی، از جمله به کارگیری سلاح‌های شیمیایی علیه نظامیان و غیرنظامیان داشت. کمال خرّازی به دلیل فعالیت‌های فرهنگی در اوایل پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس، در سال 1393 نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر را دریافت کرد. تهیه و انتشار آلبوم‌های عکس دفاع مقدس، از جمله علل اعطاء این نشان بود. دکتر خرّازی عکاسان حرفه‌ای را به کارگرفته بود که با موتورسیکلت به مناطق جنگی و عملیاتی می‌رفتند و عکس‌های دسته اولی را تهیه می‌کردند که از بهترین نمونه‌های مستندسازی جنگ تحمیلی است. 

سفیر و نماینده دائم در نیویورک

با پایان جنگ تحمیلی، دکتر خرّازی برای سمت سفیر و نماینده‌ی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک پیشنهاد شد. از دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر اسبق امورخارجه شنیدم که گفت چندین شخصیت شناخته‌شده را حضور آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت، پیشنهاد کردم، ولی ایشان استقبال در خور توجهی نکردند تا این که از سیّد کمال خرّازی نام بردم. فورا موافقت کردند و با این مضمون گفتند که امیدوارم آقا کمال به نیویورک برود و کاری بکند. پس از صدور ابلاغ سفیری دکتر خرّازی، رحلت امام خمینی ره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پیش آمد و آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری و مرحوم آیت‌الله رفسنجانی به ریاست جمهوری رسیدند. لذا ابلاغ مجدد برای دکتر خرّازی توسط آیت‌الله رفسنجانی، رئیس جمهور وقت به امضا رسید و به این ترتیب، دکتر خرّازی از دو رئیس جمهور، ابلاغ سفیری دریافت کرد. 

دکتر خرّازی در فاصله سال‌های 1368 تا 1376 به مدت 8 سال به عنوان سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل ماموریت داشت. هشت سالی که با فعالیت‌های متنوع و بسیار فراتر از حد انتظار و وظایف ایشان همراه بود. در این دوره بود که با انتخاب چندین کارشناس جوان که عمدتا از میان فارغ‌التحصیلان دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه بودند، جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت، مجمع عمومی و تمام شش کمیته‌ی مجمع عمومی سازمان ملل، حضور مستمر یافت. این مهم که با گذشت یازده سال از عمر نظام شکل گرفت، سرآغاز عصر نوین حضور ایران در تمام بخش‌ها و زیرمجموعه‌های سازمان ملل در نیویورک شد. چه دیپلمات‌ها و مذاکره‌کنندگان برجسته‌ای که در این دوره تربیت نشدند. دکتر خرازی که تسلط به زبان انگلیسی و سابقه سیاسی کافی داشت، از همان ابتدا در نیویورک، در مذاکرات پیرامون موضوعات مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، حقوق بشر، زیست محیطی و ... در سازمان ملل شرکت و سخنرانی می‌کرد. علاوه بر مسئولیت‌ها و ماموریت‌های گسترده و متنوع سیاسی-بین‌المللی که در این دوره به دکتر خرّازی محول شد، ایشان برنامه‌های وسیع و کاملا ابتکاری را در زمینه‌های فرهنگی، آموزشی و جذب ایرانیان در ایالات متحده بنیانگذاری و اجرا کرد که منافع فراوانی برای کشورمان در بر داشت و هنوز آثار آن باقی است. از بین تمام این فعالیت‌ها می‌توان به راه‌اندازی بخش تاثیرگذار جذب متخصصین ایرانی در نمایندگی نیویورک و برقراری ارتباط گسترده با ایرانیان از تمامی اقشار، خصوصا چهره‌های فرهیخته علمی، ادبی و فرهنگی، تاسیس انجمن علمی ایرانیان، ساخت و راه‌اندازی مرکز فرهنگی، دینی، آموزشی امام علی ع و مدرسه‌ی رازی از سطح دبستان تا پایان دبیرستان با ساخت بنایی فاخر، انتشار فصلنانه ادبی، انتقال دانش فنی و فناوری ایرانیان مقیم آمریکا به ایران و اعزام ده‌ها استاد و دانشمند ایرانی برای برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی تحقیقاتی کشور اشاره کرد. آقای صادق خرّازی نیز نقش مهمی در این فعالیت‌ها ایفا کرد.  

توفیق داشتم به مدت چهار سال در نیویورک به عنوان نماینده در کمیته دوم مجمع عمومی سازمان ملل، در خدمت استاد شهید خرازی و کشور باشم. اگر عمری باقی باشد، ان شاءالله دستاوردهای استاد شهید را در این دوره، در قالب کتابی به ملت بزرگ ایران تقدیم خواهم کرد. 

وزیر امور خارجه

موفقیت‌های درخشان دکتر خرّازی در نیویورک در ابعاد گوناگون، زبانزد خاص و عام بود تا این که در سال ۱۳۷۶ به سمت وزیر امور خارجه دولت هفتم در دولت سیّد محمّد خاتمی برگزیده شد. دوران هشت ساله وزارت در دولت‌های هفتم و هشتم با حوادث و تحولات مهم بین‌المللی مانند جنگ‌های اول و دوم خلیج فارس، اشغال عراق و افغانستان، ظهور طالبان و برنامه‌ی هسته ای ایران همراه بود که سیاست خارجی پویا و عملگرای ایران در این دوره توانست به خوبی این بحران‌ها را مهار و مدیریت کند و مانع از بروز جنگ، فشارهای غیرقابل مهار بر اقتصاد کشور و معیشت مردم و توقف چرخ توسعه‌ی کشور شود. به زعم اینجانب، بهترین دوران مدیریت داخلی وزارت امور خارجه در دوران جمهوری اسلامی نیز دوران وزارت شهید خرازی بود. از خدای متعال درخواست دارم که عمر و سعادتی بدهد تا سیاست خارجی این دوره و خدمات و دستاوردهای بی‌شمار استاد شهید خرازی را در قالب یک کتاب به رشته‌ی تحریر درآورم. خوشبختانه بخش عمده‌ی مطالب این کتاب که حاوی درس‌های آموختنی بسیار برای علاقه‌مندان به مباحث روابط خارجی و خصوصا برای دیپلمات‌هاست، آماده است. خاطرات منحصر به فرد فراوانی از دوره وزارت استاد شهید خرازی دارم. 

از زبان شهید

خوب است این دوره‌ها از زندگی دکتر خرّازی را از زبان خود ایشان بشنویم: «با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران برگشتم و به دلیل نیاز کشور، به فعالیت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی پرداختم. البته بعد از اینکه در سال 1358 به سمت معاون سیاسی وزارت خارجه منصوب شدم، مدتی مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز بودم. با منفصل شدن از وزارت امور خارجه، فرصت بیشتری پیدا کردم تا به امور کانون بپردازم. سپس مسئولیت «خبرگزاری پارس» آن روز یا «خبرگزاری جمهوری اسلامی» امروز و همچنین ستاد تبلیغات جنگ را پذیرفتم و این مسئولیت در طول 8 سال جنگ تحمیلی ادامه داشت. در عین حال، همواره ارتباط خودم را با دانشگاه حفظ کردم و از سال 1362 رسماً به استخدام و عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران درآمدم.

بعد از پایان جنگ، به سمت سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک منصوب شدم. در آنجا نیز از فعالیت‌های علمی غافل نماندم و همواره مراقب بودم که انجام فعالیت‌های سیاسی و اجرایی، مرا به کلی از کارهای علمی دور نکند. به همین دلیل، با وجود این‌که بر اساس سیاست وزارت امور خارجه، پذیرش مسئولیت سفارت منوط به انتقال به این وزارت‌خانه بود، انتقال را نپذیرفتم و به وزارت امور خارجه مامور شدم و همچنان در استخدام دانشگاه تهران باقی ماندم. حتی بعد از پایان ماموریت نمایندگی در سازمان ملل و قبول مسئولیت وزارت امور خارجه، همچنان از دانشگاه، مأمور به هیئت دولت بودم و فعالیت‌های علمی در دانشگاه تهران را تا سال 1397 که بازنشسته شدم، ادامه دادم.

گویی ذاتا از همان ابتدا به کار معلمی خیلی علاقه‌مند بودم. منتها فعالیت سیاسی در خارج از کشور باعث شد که بعد از انقلاب، به دلیل شرایط کشور، درگیر مسئولیت‌های سیاسی شوم. کشور نیاز به افرادی داشت که تجربه‌ی سیاسی داشتند و من زمانی که خارج از کشور بودم، چنین تجربه‌ای را اندوخته بودم. ولی علاقه‌ی باطنی‌ام به تعلیم و تربیت همچنان محفوظ بود و از این روی، اوقات و فعالیت‌هایم را به نحوی تنظیم می‌کردم که در حین انجام وظایف اجرایی و سیاسی، از فعالیت‌های علمی و آموزشی محروم نمانم. زمانی که مسئولیت خبرگزاری را برعهده داشتم، به استخدام دانشگاه تهران درآمدم و این خود نشان می‌داد که علاقه‌مند به کار در دانشگاه هستم. در همین دوره، تقریر مقاله‌ها و ایراد سخنرانی‌هایی در محافل گوناگون علمی پیرامون مسائل تربیتی داشتم. 

در دوره‌ای که به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل انجام وظیفه می‌کردم، فرصت‌هایی پیدا شد که با اساتید و دانشجویان علوم شناختی به ویژه روانشناسی شناختی ارتباط داشته باشم. در بعضی از کلاس‌های «دانشگاه نیویورک» شرکت می‌کردم تا با روانشناسی شناختی آشنا شوم. به همین سبب، کتاب‌های منتشرشده در این زمینه را تهیه و مطالعه می‌کردم تا با مباحث این حیطه آشنا شده و خودم را برای فعالیت علمی پس از بازگشت به ایران آماده کنم. از جمله این کتاب‌ها، کتاب روانشناسی تربیتی، نوشته‌ی گلاور و برونینگ، چاپ سال 1990 بود. این کتاب که در واقع با رویکرد شناختی نوشته شده، فوق‌العاده نظرم را جلب کرد؛ لذا اقدام به ترجمه‌ی آن کردم. در جریان سفرهایی که از نیویورک به ایران می‌آمدم، برای پیگیری حروف‌چینی کتاب، به مرکز نشر دانشگاهی مراجعه می‌کردم. سرانجام این ترجمه چاپ شد و مورد استقبال شایانی قرار گرفت. ارتباط علمی و مطالعه‌ی منابع مرتبط با روانشناسی شناختی همچنان ادامه یافت تا جایی که با اصول و کاربردهای روانشناسی شناختی آشنایی پیدا کردم. در واقع جاذبه‌ی روانشناسی شناختی و آثار افرادی همچون رابرت استرنبرگ مرا ترغیب کرد تا به این حوزه ورود پیدا کنم. 

در سال 1376 ماموریت نیویورک خاتمه یافت و بدون فاصله زمانی، به عنوان وزیر امور خارجه مشغول شدم. گروهی از دوستان علاقه‌مند به حوزه‌ی علوم شناختی پیشنهاد کردند که مؤسسه‌ی مطالعات علوم شناختی را تأسیس کنیم که این اقدام در همان سال صورت گرفت. تأسیس این مؤسسه باعث شد که افراد علاقه‌مند به این حوزه کم‌کم دور هم جمع شوند. در نهایت در سال 1382 با تصویب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، پژوهشکده‌ی علوم شناختی تأسیس شد که به ارائه‌ی رشته‌های مختلف علوم شناختی در سطح تحصیلات تکمیلی پرداخت. اولین رشته‌ای که در پژوهشکده ارائه شد، دکتری علوم اعصاب شناختی بود؛ پس از آن کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی شناختی راه‌اندازی شد.
این فعالیت‌ها همچنان ادامه پیدا کرد، به طوری که امروز در پژوهشکده‌ی علوم شناختی، که عنوان مصوب آن به «مؤسسه‌ی آموزش عالی علوم شناختی» تغییر یافته، رشته‌های دیگری نیز مانند شناخت اجتماعی، رایانش و مغز، مدل‌سازی شناختی و فلسفه ذهن در سطح دکتری و آموزش و پرورش شناختی، طراحی و خلاقیت، توانبخشی شناختی و رسانه، در سطح کارشناسی ارشد ارائه می‌شود. رئیس هیئت امنای این مجموعه هستم و خوشبختانه به همت دوستان و همکارانم توانسته‌ایم نیروهای مستعدی را تربیت کنیم و با تالیف و ترجمه‌ی کتاب‌های این حوزه به سهم خود، به توسعه‌ی ادبیات این رشته در ایران کمک کنیم. 

به‌علاوه، یکی از اقدامات مهم در این سال‌ها، تدوین سند علوم شناختی بود که در پژوهشکده تنظیم کردیم و به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد دادیم و خوشبختانه تصویب شد تا به توسعه‌ی این حوزه در کشور کمک کرده و تلاش علمی در سطح ملی، فراتر از فعالیت‌های پژوهشکده، گسترش یابد. بر اساس این سند، ستاد توسعه‌ی علوم و فناوری‌های شناختی تحت نظارت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری تشکیل شد که پنج سال مسئولیت آن را برعهده داشتم و هنوز پس از بازنشستگی، به عنوان مشاور عالی معاون علمی و فناوری رئیس جمهور با آن مجموعه همکاری دارم. این ستاد از همه‌ی دانشگاه‌هایی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، در زمینه تأسیس آزمایشگاه، حمایت از پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها، حمایت از پژوهش‌ها و توسعه‌ی ابزارهای مورد نیاز این رشته و امثالهم حمایت می‌کند.» ناگفته نماند که دکتر خرّازی در کوران حوادث خارجی و مسئولیت طاقت‌فرسای وزارت امور خارجه، موفق به تاسیس موسسه مطالعات علوم شناختی و متعاقب آن، پژوهشکده‌ی علوم شناختی و نیز دانشگاه مجازی مهر البرز شد. دانشگاه مهر البرز که موفق‌ترین دانشگاه مجازی در کشور است، امروزه بیش از ۱۵۰۰ دانشجوی ایرانی و خارجی در رشته‌های گوناگون دارد. 

ریاست شورای راهبردی روابط خارجی

پژوهشکده شروع به پذیرش دانشجو کرده بود که دوران وزارت در سال ۱۳۸۴ به پایان رسید و دکتر خرّازی توسط مقام معظم رهبری در خرداد ۱۳۸۵ به عنوان موسس و اولین رئیس «شورای راهبردی روابط خارجی» منصوب شد و تا هنگام شهادت به مدت بیست سال عهده‌دار این سمت بود. از ایشان شنیدم که «در پایان دوران وزارت، رهبری از من خواستند که نسبت به تاسیس نهادی برای مشورت راهبردی به رهبری اقدام کنم. ایشان گفتند که جای چنین نهادی که بتواند فارغ از مسایل جاری و روزمره به مسائل درازمدت و راهبردی نظام و کشور بیاندیشد و به رهبری مشورت بدهد، خالی است. حدود یک سال گذشت و ایشان روزی از من گلایه کردند که چرا نسبت به راه‌اندازی چنین نهادی اقدام نکردم. عرض کردم که مشغول مشق و درس بودم.» دکتر خرازی با کمک جمعی از کارشناسان و نخبگان، از جمله آقای امیرسعید ایروانی که اکنون سفیر ایران در سازمان ملل در نیویورک هستند، طرحی را تهیه کرد که منتهی به تاسیس شورای راهبردی روابط خارجی شد. در ابلاغ رهبری، دکتر خرازی به عنوان رییس و شهید شمخانی و آقایان دکتر ولایتی، طارمی و شریعتمداری به عنوان اعضای شورا منصوب شدند. آقای ایروانی به عنوان دبیر شورا و من هم به عنوان مدیرکل حوزه ریاست شورا کار خود را آغاز کردیم. در سال ۱۳۹۲ با تغییر دولت، شهید شمخانی و آقای ایروانی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، آقای شریعتمداری به وزارت بازرگانی و دکتر ولایتی به مرکز مطالعات مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتند و اعضای جدیدی از چهره های به‌نام کشور توسط رهبری منصوب شدند. اکنون سومین نسل از اعضای شورای راهبردی در این شورا اشتغال دارند. رهبر شهید هر پنج سال، ابلاغ ریاست دکتر خرازی را تجدید می‌کردند. 

سیاست دکتر خرازی در شورا به مانند روشی که در سایر دستگاه‌ها داشتند، استفاده از حداقل نیروی انسانی و هزینه و تاکید بر کوچکی و چابکی بود. با این که شورا از همان ابتدا چهار کمیسیون سیاست خارجی، دفاعی امنیتی، فرهنگی و اقتصادی داشت و کمیسیون‌ها بسیار فعال عمل می‌کردند، اما جمع کارکنان ثابت شورا فقط پنج نفر بود و این وضع تا هفت سال اول که به شورا مامور بودم، باقی بود. شورا در یک ساختمان سه طبقه مستقر بود و از سال ۱۳۹۴ یک ساختمان برای فعالیت‌های تحقیقاتی و کارشناسی به آن اضافه شد. شورا بسیار فعال بود و مشورت‌های مهمی را به رهبری ارائه می‌کرد، ولی اصلا تبلیغات و سروصدا نداشت. اینها همه ناشی از خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد، فارغ از حب دنیا بودن و مدیریت خاص شهید خرازی بود. شورا با کمترین هزینه، توانست مشورت‌های خوبی به رهبری بدهد. یادم هست رهبر شهید در ذیل برخی از متون شورا مرقوم داشتند که این راهبرد نظام است. متونی که ارائه می‌شد، حداکثر در سه صفحه و مستقیما خطاب به رهبری بود. 

عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام

ایشان در سال ۱۴۰۲ با ابلاغ رهبری به عضویت مجمع تشخیص مصلحت درآمد. از ایشان شنیدم که اصلا در جریان نبوده و خبر انتصاب را از اخبار صدا و سیما شنیده است. اما دکتر خرازی با انضباط خارق‌العاده‌ و تعهدی که نسبت به انجام مسئولیت‌های خود داشت، این وظیفه را نیز به نحو احسن انجام می‌داد و حضور فعالی در جلسات مجمع داشت. 

موسسه آموزش عالی علوم شناختی

گفتیم که دستاوردها و باقیات شهید دکتر خرازی در زمینه علوم شناختی به مانند یک امپراتوری وسیع است که هر گوشه آن وصف حال خود را دارد. این دستاوردها به حدی گسترده است که به نظرم تنها عشق، انضباط، پرکاری، ایثار، دقت نظر و مدیریت کاملا اختصاصی استاد شهید خرازی می‌توانست این شهر عظیم علمی را ایجاد و توسعه ببخشد. ایشان در رابطه با علوم شناختی، مجموعه‌ای بزرگ از نهادها را تاسیس کردند. قبول مسئولیت‌های نهادهای مذکور در ابتدای شروع کار هر کدام، به دور از هر گونه تبلیغات و صرفا به منظور تاسیس و راه‌اندازی و تکامل این نهادها بود، کما این‌که مدیریت آنها را به‌مجرد اطمینان یافتن از استقرار و استحکام نهادهای مذکور، به متخصصین و مدیران برجسته‌ی دیگری سپرده‌اند. مهم است ذکر شود که قبول این مدیریت‌ها و فعالیت‌های گسترده، به صورت کاملا افتخاری بوده و ایشان هیچ‌گاه وجهی بابت هیچ‌یک از این مسئولیت‌ها دریافت نکردند.  

اولین تلاش جهت معرفی علوم شناختی در ایران را باید به نام مرحوم دکتر کارو لوکاس قوکاسیان استاد برجسته دانشکده فنی دانشگاه تهران ثبت کرد. وی مهندس برق و الکترونیک، استاد دانشگاه تهران، چهره ماندگار و دانشمند ایرانی ارمنی‌تبار بود. وی توجه دانشجویان را به این حوزه جدید دانش و فناوری جلب و شاگردان برجسته‌ای تربیت کرد. به همّت آن مرحوم «پژوهشکده سیستم‌های هوشمند» در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی در سال ۱۳۷۵ تاسیس شد. در سال ۱۳۸۱ پژوهشکده سیستم‌های هوشمند به «پژوهشکده علوم شناختی» تغییر نام یافت که هنوز با همین نام به فعالیت خود ادامه می‌دهد و دوره دکتری علوم اعصاب شناختی (گرایش مغز و رایانش) را ارائه می‌کند. 

اما بدون اغراق باید دکتر خرازی را بنیانگذار این رشته در ایران دانست، زیرا ایشان علوم شناختی را به عنوان یک رشته مستقل علمی معرفی و در ۱۲ زیرشاخه علوم شناختی، دانشجوی ارشد و دکتری تربیت کرد. همچنین از طریق کلینیک مغز و شناخت، علوم شناختی را وارد مرحله درمان در کشور کرد. این سطح آموزش متمرکز در رشته‌ی شناختی و درمان و تحقیقات پیرامون مغز از طریق آزمایشگاه ملی نقشه‌برداری مغز، در کمتر از ۱۰ کشور پیشرفته‌ی جهان سابقه دارد و در منطقه‌ی جغرافیایی ما از غرب آسیا تا شمال آفریقا و تا بخش های وسیعی از آسیا و حتی اروپا بی‌سابقه و بی‌بدیل است. امروزه ایران تبدیل به یکی از قطب‌های علوم شناختی در جهان شده در حالی که قرن ۲۱ را قرن فناوری نانو، بایو و شناختی می دانند. با ابتکار دکتر سیّد کمال خرّازی و تنی چند از اساتید روان‌شناسی و روان‌پزشکی، موسسه مطالعات علوم شناختی به عنوان یک موسسه غیرانتفاعی، با هدف انجام پژوهش در زمینه علوم شناختی در سال ۱۳۷۷ تأسیس شد. اولین مدیر این موسسه، دکتر جواد علاقه‌بند راد بود که با تشویق دکتر خرازی، مدتی از آمریکا به ایران آمد. با گذشت ۲۸ سال از آغاز این فعالیت، پژوهشکده به موسسه آموزش عالی علوم شناختی تبدیل شده و هم‌اکنون قریب ششصد دانشجو در مقاطع کارشناسی‌ارشد و دکتری دارد. بیش از ۱۵۰ دانشجو در مقطع دکتری و قریب ۳۵۰ دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد، فارغ‌التحصیل شده‌اند. رئیس موسسه توسط وزیر علوم منصوب می‌شود که در حال حاضر این مهم برعهده‌ی استاد، جناب آقای دکتر حاجی‌زاده است. 

حضور دکتر خرازی به عنوان رئیس هیئت امنا در این مجموعه بود و طبق اساسنامه‌ای که خود ایشان تهیه کرده بود، ریاست موسسه را وزیر علوم تعیین می‌کرد. تاسیس نهادها و مراکز گوناگون مرتبط با علوم شناختی، از دستاوردهای ایشان در این دوران محسوب می‌شود که از جمله می‌توان به ستاد توسعه‌ی علوم و فناوری‌های شناختی در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، کمیته علوم شناختی در وزارت علوم، کلینیک درمانی مغز و شناخت، کاگنوتک COGNOTEC، آزمایشگاه ملی نقشه‌برداری مغز، دوره کارشناسی و آزمایشگاه‌های حیوانی و انسانی شناختی در چندین دانشگاه معتبر و مهم کشور و نیز دو آزمایشگاه ملی زیستی در حال ساخت اشاره کرد. دکتر خرّازی در این دوران، ۲۰ عنوان کتاب پیرامون علوم و فناوری‌های شناختی تالیف و ترجمه کرده که تمامی آنها به عنوان کتاب درسی دانشگاهی مورد استفاده اساتید و دانشجویان قرار می‌گیرد. 

موسسه علوم شناختی از همان بدو تاسیس، فعالیت‌های گسترده بین‌المللی داشت. سفرهایی به کشورهای ژاپن، کره‌جنوبی، چین، هند و اتریش انجام و همکاری‌ با مراکز شناختی این کشورها شکل گرفت. توفیق داشتم در این سفرها دکتر خرازی را همراهی کنم. طی ۲۰ سال گذشته به صورت پیوسته و ناپیوسته و کاملا افتخاری، با امور بین‌الملل موسسه همکاری داشتم. در اواخر سال ۱۴۰۴ و پس از یک سال تلاش سخت، تحت مدیریت و راهنمایی دکتر خرازی، موفق شدیم موافقت یونسکو در پاریس را برای استقرار «کرسی یونسکو در زمینه علوم شناختی» در موسسه علوم شناختی به دست آوریم که این افتخاری به افتخارات موسسه افزود و زمینه‌ی ورود مستحکم موسسه را به عرصه‌ی بین‌آلمللی باز کرد. این در حالی است که در سنوات ماضیه، مقام مشورتی شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد ECOSOC را به مدت چهار سال برای موسسه کسب کرده بودیم.  

دکتر خرّازی بخشی از دارایی شخصی خود را وقف پیشرفت و توسعه‌ی علوم و فناوری‌های شناختی در کشور کرده و هرگز وجهی بابت سه دهه فعالیت بی‌وقفه و حتی تالیف، ترجمه و انتشار کتب خود دریافت نکرد. نام برخی از آن کتاب‌ها بدین شرح است:

۱. تغییر ذهن‌ها، کمال خرّازی (مترجم)، ناشر: نشر نِی، ۱۳۸۶

۲. مقدمه‌ای بر روان‌شناسی سیاسی، مارتا کاتم، بث دیتزاولر، النا مسترز، توماس پرستون، جواد علاقبندراد (مترجم)، کمال خرّازی (مترجم)، ناشر: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۶

۳. تفکر کودکان «روان‌شناسی رشد شناختی»، رابرت زیگلر، مارتاواگنر آلیبالی، کمال خرّازی (مترجم)، ناشر: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۶

۴. کاوش در رشد شناختی: کودک همچون حل‌کننده مسئله، آلیسون گارتن، کمال خرّازی (مترجم)، ناشر: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۶

۵. مقدمه‌ای بر آموزش و پرورش شناختی: نظریه و کاربرد، آدریان اشمن، رابرت کانوی، کمال خرّازی (مترجم)، ناشر: سنا، ۱۳۸۴

۶. فرهنگ توصیفی روان‌شناسی شناختی، مایکل آیزنک | علینقی خرّازی | محمد کریمی‌زنجانی‌اصل، سال نشر: ۱۳۷۹، ناشر: نشر نی

۷. روان‌شناسی شناختی برای معلمان، جان گلاور | رویس رانینگ | راجر برونینگ | علینقی خرّازی | نیّره توکلی، سال نشر: ۱۳۷۷، ناشر: مرکز نشر دانشگاهی

۸. روان‌شناسی شناختی، تألیف رابرت استرنبرگ، ترجمه خرّازی و حجازی، انتشارات سمت، چاپ پنجم ۱۳۹۳

۹. راهنمای روان‌شناسی شناختی و علم شناخت، علینقی خرّازی | نجف‌علی دولتی، سال نشر: ۱۳۷۵، ناشر: نشر نی

۱۰. راهبردهای یادگیری و یادسپاری: مهارت‌های مطالعه در طول برنامه درسی، مری‌آن رفوث | لیندا لیل | لئونارد دوفابو | علینقی خرّازی، سال نشر: ۱۳۷۵، ناشر: نشر نی

۱۱. مغز یادگیرنده، تألیف بلیک مور و فریث، ترجمه خرّازی، انتشارات سمت، ۱۳۸۸

۱۲. کاربرد روان‌شناسی در آموزش مدیران، تألیف دیوید استات، ترجمه خرّازی، انتشارات سمت، چاپ دوم، ۱۳۸۸

۱۳. علوم اعصاب، علوم تربیتی و مغز: از بستر تا عمل، تألیف هوارد- جونز، ترجمه خرّازی، انتشارات سمت، ۱۳۹۰

۱۴. درآمدی بر آگاهی، تألیف پاپینیدو و سلینا، ترجمه خرّازی، انتشارات سمت، ۱۳۹۰

۱۵. مبانی آموزش و پرورش شناختی، تألیف خرّازی و تلخابی، سمت، ۱۳۹۰

۱۶. مبانی علوم اعصاب شناختی، تألیف بارس و گِیج، ترجمه خرّازی، سمت

۱۷. روان‌شناسی تربیتی: اصول و کاربرد آن، راجر برونینگ، جان گلاور، علینقی خرّازی (مترجم)، ناشر: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۸

۱۸. واژه‌نامه علوم شناختی-انگلیسی فارسی: سید کمال خرازی، ناشر: فرهنگ معاصر، ۱۳۹۶

دریافت نشان عالی دانش

دکتر سیّد کمال خرّازی، موسس و رئیس هیئت امنای موسسه آموزش عالی علوم شناختی و استاد دانشگاه تهران در تاریخ یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳ به عنوان یکی از ۱۱ استاد برگزیده کشور، نشان عالی دانش دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را دریافت کرد. دبیرخانه‌ی نهاد اعطا کننده‌ی نشان در خبر خود آورده است: «این نشان توسط دانشگاه مرجع و نماد آموزش‌عالی اعطا می‌شود. ملاحظات سیاسی در امر انتخاب استادان برگزیده و اعطای نشان به ایشان در نظر گرفته نمی‌شود. در کنار دکتر سیّد کمال خرّازی، استادان ارجمندی چون جواد فیض، محمدعلی آذرشب، باقر ساروخانی، علی‌اکبر صبوری، سیّد حمیدرضا صادقی، یحیی عقیقی، علی خیرالدّین، محمدرضا حافظی، محمدرضا واعظ مهدوی و علی‌اکبر صالحی به عنوان ۱۱ برگزیده دومین آئین اعطای نشان عالی دانش شناخته شدند. از جمله شاخص‌ها برای اعطای نشان عالی دانش، حرکت استاد در مرزهای دانش، کمک به گفتمان علمی کشور در جهت تحقق تمدن نوین اسلامی، کمک به تحقق چشم‌انداز ۱۴۰۴، کمک به تحقق سند تحول و نقشه جامع علمی کشور، کوشش در جهت معرفی کشور در سطح بین‌المللی، توان شبکه‌سازی در علم و ایجاد انگیزه هم‌افزایی در دانشمندان دیگر، جامعه‌نگری برگزیده و توجه به نیازهای اساسی جامعه، شاگردپروری و توجه به جنبه‌های فرهنگی و تربیتی دانشجویان، ایجاد و توسعه فضا و بستر کارآفرینی، نوآوری علمی و فناوری، همکاری و مشارکت موثر با دانشمندان موفق در داخل و خارج از کشور و داشتن شخصیت وارسته، متین و مورد وثوق استادان و دانشجویان است. بر اساس این شاخص‌ها، ضوابط کمّی از قبیل: عضویت در هیات علمی یکی از دانشگاه‌های کشور، داشتن اثر یا آثار نوآورانه برجسته علمی، پژوهشی و فناوری در سطح ملی و بین‌المللی در مرزهای دانش و همچنین ایجاد موج نو، دارا بودن جایزه بزرگ بین‌المللی در زمینه‌های علمی فناوری و پژوهشی در رشته مورد نظر، شهرت جهانی و منطقه‌ای در زمینه علمی و فناوری، دارا بودن اثر یا آثار علمی فناوری و پژوهشی مرتبط با رشته استاد، تاسیس و هدایت شرکت‌های دانش بنیان در گستره ملی برای انتخاب استاد دریافت‌کننده نشان عالی دانش در نظر گرفته می‌شود. دکتر سیّد کمال خرّازی استاد تمام دانشگاه تهران در رشته مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی و معرّف و مروّج حوزه بین‌رشته‌ای علوم و فناوری‌های شناختی در ایران و اولین دبیر ستاد توسعه علوم و فناوری‌های شناختی است. مؤسس پژوهشکده علوم شناختی، موسسه آموزش عالی علوم شناختی و موسسه مطالعات علوم شناختی، عضو هیات ‌امنای آزمایشگاه نقشه‌برداری مغز و مسئول کمیته علوم شناختی در وزارت علوم از دیگر سوابق ایشان است.»

سخن پایانی

آن چه اندر احوالات آن بزرگ‌مرد والاگوهر گفته آمد، در حد بضاعتِ اندکِ قلم و بیان و حافظه‌ی این شاگرد ابتدایی مکتب متعالی استاد شهید دکتر سیّد کمال خرّازی بود و صرفا فتح بابی است تا تعلیم‌یافتگان این دانشگاه بزرگ، در باره‌ی آن بزرگ‌مرد تاریخ ایران که در زهد و تقوی، علم و دانش و ملت‌پروری و وطن‌دوستی نظیر نداشت، بنویسند و کام ملت ایران را با یاد چنین فرزند رشیدی که در دامان ایران و ایرانیان پرورش یافت، شیرین کنند.    

باقی این گفته آید بی زبان
در دل آنکس که دارد نور جان

حافظ حاجی کریم جباری، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی روابط بین‌الملل، مدرس دانشگاه و سفیر اسبق ایران در کشورهای سوئیس، لیختن‌اشتاین، ساحل عاج، گابن و لیبریا و تحلیلگر مسائل بین المللی، اروپا ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: کمال خرازی سیدکمال خرازی شهید کمال خرازی شهادت کمال خرازی محمدرضا حاجی کریم جباری


( ۲ )

نظر شما :