نقطه تحول

نقش و جایگاه عربستان سعودی در نظم جهانی چند قطبی پیش‌رو

۰۶ فروردین ۱۴۰۴ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۰۳۱۸۷۲ اخبار اصلی خاورمیانه
محمدرضا بابایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: نشست ریاض را می‌توان بخشی از نمود و نماد نظم جهانی آینده تعبیر کرد که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نوظهور دیگر صرفا بر بازیگری در سطح منطقه‌ بسنده نمی‌کنند بلکه به دنبال کنشگری در عرصه بین‌المللی هستند تا بتوانند در نظم‌سازی نوین ایفای نقش کنند. 
نقش و جایگاه عربستان سعودی در نظم جهانی چند قطبی پیش‌رو

نویسنده: محمدرضا بابایی، کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای خاورمیانه و شمال آفریقا از دانشگاه تهران

دیپلماسی ایرانی: ظهور محمد بن سلمان آغازگر یک سلسله تغییر و تحولات بنیادین در عرصه سیاسی، اقتصاد و فرهنگی و اجتماعی عربستان سعودی بود. در حوزه سیاست خارجه، عربستان از دیرباز به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. از آغاز دوران جنگ سرد تا کمتر از یک دهه قبل، سیاست خارجی عربستان سعودی به نوعی متاثر یا تابعی از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه بود. در دوران پسا جنگ سرد، شکل و ماهیت منازعات در منطقه به طور کلی تغییر کرد و منازعه میان اقمار غرب و شرق جای خود را به منازعاتی جدید با چاشنی بنیادگرایی، فرقه‌گرایی و قومگرایی داد که بازیگران منطقه‌ای دولتی و غیر دولتی فرا و فرو ملی، هر یک طرف‌های این تنش‌ها و درگیری‌ها هستند. فضای پسا جنگ سردی خاورمیانه در سایه ظهور قدرت‌های جدید در شرق و جنوب آسیا و اوراسیای مرکزی، نخبگان کشورهای عربی منطقه را بر آن داشت تا به باز تعریف جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود مبادرت ورزند.

نظم تک‌ قطبی پسا جنگ سردی با محوریت واشگتن توسط قدرت‌های نوظهور فرامنطقه‌ای به چالش‌ کشیده شد. هر یک از این قدرت‌های نوظهور در عرصه اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی با تکیه بر جنبه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری قدرت در سیاست خارجی خود، علاوه بر به چالش کشیدن نظم تک قطبی موجود، درصدد باز توزیع قدرت و تقسیم آن به نحوی هستند که برای رقبا بازدارندگی ایجاد کند. فضای حاکم در نظام بین‌الملل، بازیگران منطقه‌ای خاورمیانه و در راس آن عربستان سعودی را بر آن داشت تا خط و مشی جدیدی در سیاست خارجی خود ترسیم کند که با مقتضیات نظم جهانی چند قطبی آینده، همپوشانی داشته باشد.

در طول حدود یک دهه گذشته، سیاست خارجی عربستان سعودی نوعی گردش و چرخش به سمت شرق آسیا را شاهد بوده است. چالش‌های پیشروی نظام تک قطبی، ریاض را بر آن داشت تا با تنوع بخشید به شرکای سیاسی و اقتصادی خود از وابستگی صرف به آمریکا بکاهد. وزن و جایگاه ژئوپلتیکی و ژئواکونومی عربستان، این کشور را به یک بازیگر تجدید نظر طلب در قبال نظام تک قطبی در حال گذار تبدیل کرد؛ با این وجود ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی ریاض به او این اجازه را نمی‌دهد که برای تغییر آنی نظم موجود و ترسیم نظم دلخواه ریسک کند. از این رو، عربستان درعین سهم‌خواهی از باز توزیع  قدرت و منافع در فضای این نظم در حال گذار، اهداف خود را از طریق اتخاذ سیاست دنباله‌روی در قبال قدرت‌های نوظهوری پیش می‌برد که نظم موجود را به چالش می‌کشند. تعمیق و توسعه شراکت‌های سیاسی و اقتصادی عربستان با چین و هند در طول یک دهه گذشته از یک سو و توسعه روابط دیپلماتیک با روسیه از سوی دیگر جملگی شاهدی بر این مدعاست که ریاض از واشگتن فاصله گرفته است و دیگر تابعی صرف از سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه نیست. عربستان عهد بن سلمان کنشگری و بازیگری خود را تنها در سطح منطقه تعریف نمی‌کند بلکه درصدد است تا در سطح بین‌المللی برای حل منازعات سیاسی به عنوان میانجی ایفای نقش کند.

محیط پویای بین‌المللی: بزنگاه سیاسی و فرصت تاریخی

سه سال از حمله نظامی روسیه به اوکراین می‌گذرد، اسباب و دوافع این جنگ را می‌توان در ذیل فضای منتشنج و پرچالش نظام تک قطبی در حال گذار تعریف کرد. مسکو با آغاز یک جنگ فراگیر درصدد آن بود تا به سهم و جایگاه ژئوپلتیکی ویژه‌ای در نظم جهانی در حال شکل‌گیری دست یابد تا امنیت و قدرت خود را در برابر رقبا تقویت کند. 

باز گردیم به خاورمیانه، روسیه دهه‌ها از نوسانات قیمت انرژی، به خطر افتادن جریان انرژی در منطقه و تحریم اقتصادی برخی کشورهای خاورمیانه توسط غرب، نهایت بهره را برد و توانست نقش اصلی‌ترین هاب انرژی را برای کشورهای اروپای غربی ایفا کند. بعد از جنگ اوکراین، تحریم‌های شدیدی علیه روسیه اعمال شد که بخش قابل توجهی از آن جریان صادرات انرژی روسیه را هدف قرار داده بود؛ تحریم‌های اعمال شده غرب علیه روسیه، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به مقصد جذاب مسکو برای دور زدن تحریم‌ها تبدیل شدند. در مقابل، کشورهای عربی منطقه و در راس آن عربستان سعودی نه تنها سیاست‌های همسو با غرب را در قبال روسیه اتخاذ نکردند بلکه روابط دیپلماتیک خود را با روسیه تقویت کردند تا ضمن افزایش قدرت چانه‌زنی خود با آمریکا از این فرصت به عنوان یک برگ برند در برابر واشگتن استفاده کنند.

برگ برنده دیپلماسی عربستان

در طول چند دهه گذشته خصوصا در دوران فضای پسا جنگ سرد، عربستان سعودی به عنوان یکی از بازیگران سنتی خاورمیانه تلاش‌های دیپلماتیک قابل توجهی را برای حل اختلافات و منازعات منطقه‌ای انجام داد اما اغلب این ابتکارهای دیپلماسی ناکام ماند و به نتیجه نرسید. البته توافقنامه صلح طائف در 1989 یک استثناء بود که به حل اختلافات میان جریان‌های سیاسی و نظامی لبنان و در نهایت پایان جنگ پانزده ساله این کشور منجر شد. توافقنامه طائف که با میزبانی عربستان انجام شده بود، یک پیروزی دیپلماتیک برزگ برای ریاض در سطح منطقه بود. سیاست خارجی امروز عربستان با دهه‌های گذشته تفاوت چشمگیری دارد؛ نسل جدید نخبگان ریاض، معمار سیاست خارجی جدیدی هستند که افق و چشم‌انداز آن ایفای نقش میانجی‌گری و میزبانی برای حل منازعات فرامنطقه‌ای و بین‌المللی است. در طول جنگ اوکراین، عربستان بارها رغبت و تمایل خود را برای میانجی‌گری میان روسیه و اوکراین و اتخاذ مساعی دیپلماسی لازم برای پایان دادن به این جنگ ابراز داشت. با گذشت زمان و فرسایشی شدن جنگ برای طرفین درگیر و به بن‌بست رسیدن راهکارهای نظامی، امروز بیش از پیش زمزمه‌های توافق برای صلح و پایان جنگ شنیده می‌شود و بالطبع، خلاء ابتکار دیپلماتیک عربستان بیش از پیش احساس شد و گفت‌وگوهای دوجانبه وزرای امور خارجه روسیه و آمریکا در ریاض و با میانجی‌گری آن، پاسخی به این خلاء بود.

عربستان سعودی از متحدان سنتی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه است؛ اگر چه با ظهور بن سلمان، ریاض به تدریج از واشگتن فاصله گرفت و به دنبال یافتن متحدان و شرکای سیاسی و اقتصادی جدیدی در شرق آسیا و اوراسیای مرکزی رفت؛ اما با این وجود هنوز از نظر امنیتی به آمریکا متکی است. نخبگان ریاض علی‌رغم سرد شدن روابط دوجانبه آمریکا و عربستان و تضاد منافع در رابطه با برخی مسائل، هنوز بر نقش و جایگاه آمریکا در نظم‌ جهانی در حال گذار واقف هستند و در مقابل تصمیم‌سازان کاخ سفید هم به خوبی می‌دانند که کلید حل منازعات منطقه‌ای و چه بسا فرامنطقه‌ای در ریاض وجود دارد. روابط استراتژیک قدیمی با آمریکا از یک سو و روابط دیپلماتیک عربستان با روسیه، یکی از دلایلی بود که مسکو و واشگتن، ریاض را به عنوان میانجی پذیرفتند. از لحن طرفین گفت‌وگو چنین بر می‌آید که علاوه بر وجود برای سوءظن‌های متقابل، توانستند بر سر بسیاری از مسائل مرتبط با جنگ اوکراین و آینده سیاسی این کشور به تفاهم برسند. فارغ از سناریوها و نتایج محتمل این نشست، محل نشست خود محل بسیاری از سوالات در رابطه با نقش و وزن بین‌المللی عربستان در جهان چند قطبی آتی است. میانجی‌گری عربستان میان روسیه و آمریکا یک نقطه تحول و جهش بزرگ در سیاست خارجی ریاض است که خود می‌تواند مقدمه‌ای برای کنشگری این کشور در حل اختلافات و منازعات بین‌الملی باشد.

چشم‌انداز خاورمیانه در سایه نظم جهانی چند قطبی پیش‌روی

نشست ریاض را می‌توان بخشی از نمود و نماد نظم جهانی آینده تعبیر کرد که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نوظهور دیگر صرفا بر بازیگری در سطح منطقه‌ بسنده نمی‌کنند بلکه به دنبال کنشگری در عرصه بین‌المللی هستند تا بتوانند در نظم‌سازی نوین ایفای نقش کنند. 

در خاورمیانه این تنها عربستان سعودی نیست که با توجه به وزن و جایگاه ژئوپلتیکی خود به دنبال بازتعریف جایگاه خود در نظام بین‌الملل است بلکه رقبای سنتی ریاض، به خصوص ابوظبی و دوحه نیز به نوبه خود از خلاء‌های نظم جهانی موجود به منظور باز تعریف نقش و جایگاه بین‌المللی خود نهایت بهره را بردند تا بتوانند سهم بیشتری از منافع و قدرت در معادلات سیاست جهانی از آن خود کنند. 

نکته شایان ذکری که در رابطه با نظم جهانی در حال شکل‌گیری وجود دارد، مسئله تعدد بازیگران و کنشگران جهانی که هر یک از آن‌ها جزئی از عناصر نظم‌ساز بین‌المللی محسوب می‌شوند. در چنین فضایی یک جانبه‌گرایی جای خود را به چند جانبه‌گرایی می‌دهد و بالطبع برای حفظ نظم موجود هر یک از بازیگران با توجه به وزن و جایگاه بین‌المللی خود، درصدد رسیدن به سطحی از قدرت و منافع خواهند بود تا ضمن حفظ امنیت و بقای خود، توازن و بازدارندگی در برابر رقبا و عناصر تهدیدزا تضمین کند. مفهوم و ماهیت قدرت و منافع در نظام چند قطبی آینده بر حسب وزن و جایگاه بازیگران و کنشگری آنان در این فضای جدید بین‌المللی تعریف می‌شود؛ اما به طور کلی این نظم جدید هندسه مناسبات سیاست و قدرت در خاورمیانه فعلی را تغییر خواهد داد و چه بسا به تشدید تضاد منافع میان بازیگران منطقه‌ای امروز و عناصر نظم‌ساز آینده، دامن بزند. تنها در صورت دستیابی به سطحی از قدرت و امنیت توسط هر یک از بازیگران با توجه به منافع و جایگاه‌ آنان می‌توان به توازن و بازدارندگی دست یافت؛ همان عناصری که در نظم تک قطبی در حال گذار تنها توسط ایالات متحده، به عنوان یگانه قطب نظم‌ساز تعریف می‌شد و از این رو می‌توان گفت که نظم چند قطبی می‌تواند فرصت عادلانه‌تری را برای بازیگران خاورمیانه فراهم می‌کند تا در عرصه نظام بین‌الملل کنشگری کنند. 

کلید واژه ها: عربستان عربستان سعودی محمدرضا بابایی سیاست خارجی عربستان نظم نظم جهانی نظم تک قطبی نظم ساز نظم موجود روسیه عربستان و اوکراین عربستان و روسیه روسیه و عربستان عربستان و امریکا


( ۶ )

نظر شما :