نبرد آخر:

پوتین و ترامپ در برابر نظم نوین جهانی (بخش اول)

۲۰ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۹۰۵۹۰ اخبار اصلی آمریکا آسیا و آفریقا
ما در دوران جالبی زندگی می کنیم. ناشناخته ای که پیش روی ماست هم هیجان انگیز است و هم وحشتناک. در بلند مدت هیجان انگیز است، اما در کوتاه مدت ترسناک. همه امپراتوری ها روزی به پایان می رسند و ما اکنون مرحله پایانی نظم نوین جهانی هستیم که از بازی رولت روسی در حال اجرا جان به در نخواهد برد، چرا که ولادیمیر پوتین یک اسلحه پر به دست آن داده و آن هم ماشه را خواهد کشید.
پوتین و ترامپ در برابر نظم نوین جهانی (بخش اول)

نویسنده: سیلوِین لافارِست

دیپلماسی ایرانی: ما در دوران جالبی زندگی می کنیم. ناشناخته ای که پیش روی ماست هم هیجان انگیز است و هم وحشتناک. در بلند مدت هیجان انگیز است، اما در کوتاه مدت ترسناک. همه امپراتوری ها روزی به پایان می رسند و ما اکنون مرحله پایانی نظم نوین جهانی هستیم که از بازی رولت روسی در حال اجرا جان به در نخواهد برد، چرا که ولادیمیر پوتین یک اسلحه پر به دست آن داده و آن هم ماشه را خواهد کشید.

در چند هفته گذشته شرایط به طور کامل برای نبرد نهایی فراهم شد. واقعیت ها و اتفاقات چه در جناح چپ و چه راست، بسیار متفاوت هستند و همه توان خود را به کار خواهم گرفت تا در این افشای پیچیده به روش ها پایبند بمانم. 

افت دلار

لازم است اندکی به پس زمینه اتفاقات بپردازیم. مفهوم «نظم نوین جهانی» را می توان آرزوی شمار معدودی از بانکدارهای بین المللی دانست که می خواهند به عنوان یک خانواده شاد از نظر اقتصادی و سیاسی بر کل کره زمین حکمرانی کنند. این تفکر در سال 1773 آغاز شد و اگرچه در طی سال ها دستخوش تغییرات مهمی شده، اما مفهوم و هدف اولیه آن همچنان همان است. اما بانک های بین المللی که از سال 1944 میلادی سیاره زمین را از طریق دلار آمریکا غارت کرده اند، اکنون بیش از حد در معرض تهدید قرار گرفته اند چرا که دستگاه چاپ آنها سال ها کار کرده تا بتواند هزینه های بیهوده را پوشش دهد، قیمت نفت را ثابت نگه دارد و منابع مورد نیاز برای جنگ های بی پایان را تامین کند. آنها به منظور جلوگیری از ابرتورم پیش رو علیه چهار کشور (چین، ایران، ایتالیا و حالا هم ایالات متحده) یک حمله ویروسی انجام دادند تا با کمک گران بهای رسانه ها وحشت را در میان مردم گسترش دهند. با اینکه ویروس کرونا تفاوت چندانی با باقی ویروس های جدیدی که هر ساله مردم را مورد حمله قرار می دهند ندارد، اما وحشت ایجاد شده توسط رسانه ها مردم را به انزوای داوطلبانه وا داشته است. برخی شغل خود را از دست داده اند، شرکت ها در حال ورشکستگی هستند، وحشت موجب سقوط بورس شده و جیب ها را خالی کرده و دارایی ها را خشکانده و سبب شده چندین تریلیون دلار از بازار خارج و از فشار بر ارز کاسته شود.

تا اینجای کار به نظر می رسد که اوضاع خوب پیش رفته، اما در عین حال همه چیز نومیدانه است. بزرگ ترین ویروس شناس جهان تایید کرد که چینی ها از کلروکین برای درمان بیماران استفاده کرده و با افزودن عنصر جادویی یعنی آزیترومایسین به آن نتایج جالبی گرفته و در هزار نفر اولی که درمان روی آنها آزمایش شده، همه به غیر از یک نفر نجات یافته اند. دونالد ترامپ هم بلافاصله از طریق جنگ علیه اداره غذا و داروی کشور خود، همان شیوه درمانی را تجویز کرد. این اقدام سبب شد که همه به ناگاه درباره اکسیر معجزه گونه دکتر دیدیر رائولت صحبت کنند و حکم اعدام  اعتماد به همه دولت های غربی، آژانس های پزشکی آنها، سازمان بهداشت جهانی و رسانه هایی که سعی در تخریب شهرت این پزشک داشتند، امضا شود. چندی پیش دکتر ولفگاند وودارگ به این مساله اشاره کرد که وحشت مهندسی شده بی فایده است چرا که این ویروس هیچ تفاوتی با دیگر ویروس ها که هر ساله شایع می شوند، ندارد. این یک پیروزی شگفت انگیز برای ترامپ و عموم مردم در رسانه های اجتماعی بود که دروغ های آسیب شناختی کانال های رسمی ارتباطات همه کشورها در نظم نوین جهانی را افشا کردند. در حقیقت، اعتبار این دولت های دست نشانده دود شد و به هوا رفت و از منظر طوفان در جریان، انتظار می رود ایتالیا بلافاصله پس از بحران از اتحادیه اروپا خارج شود و یک تاثیر دومینو وار بر همه کشورهای عضو اتحادیه و اعضای ناتو بگذارد. جهانی گرایی مرده و آماده پوست اندازی است.

حفر یک پرتگاه

بانکداران بین المللی در سال 1991، پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی بر 95درصد از کره زمین مسلط شدند، نمی توانستند وقوع چنین اتفاقی را پیش بینی کنند. آن زمان به نظر می رسید که هیچ چیز نمی تواند در ماموریت نهایی آنها برای تحقق رویای اُروِلیانی اختلال ایجاد کند: چند کشور در خاورمیانه نابود شوند؛ اسرائیل گسترش یابد و بازار جهانی نفت تحت سلطه قرار بگیرد.

وقتی ولادیمیر پوتین مسئولیت روسیه را بر عهده گرفت، هیچ نشانه ای مبنی احتمال عملکرد بهتر او نسبت به نفر قبلی وجود نداشت. یک افسر سابق کا.گ.ب بیشتر انتخابی از روی نوستالژی به نظر می رسید و نه ایدئولوژی، اما پوتین یک سری خصوصیات داشت که در نگاه اول به چشم نمی آمدند: وطن پرستی، اومانیسم، احساس عدالت گرایی، مکاری روسی، یک دوست نابغه اقتصاددان به نام سرگئی گلازیف که آشکارا نظم جهانی نوین را تحقیر می کرد و مهمتر از همه، تجسم تناسخ ایدئولوژی از دست رفته روسیه درباره استقلال کامل سیاسی و اقتصادی. ولادیمیر پس از چند سال وقت صرف کردن برای تخلیه باتلاق روسیه از الیگارشی و مافیایی که پیشینیانش بر جا گذاشته بودند، دست ها را بالا زد و مشغول به کار شد.

از آنجایی که مخالفانش 250 سال از طریق استعمار تضمینی توسط یک سلطه نظامی به غارت سیاره زمین مشغول بودند، ولادیمیر می دانست که باید کارش را با ساخت یک ماشین نظامی شکست ناپذیر شروع کند و همین کار را هم کرد. او انواع مختلفی از موشک های هایپرسونیک ساخت که نمی شود متوقفشان کرد؛ بهترین سامانه های دفاعی روی کره زمین، بهترین سامانه های پارازیت الکترونیکی و بهترین هواپیماها را ساخت. سپس برای اطمینان از اینکه یک جنگ هسته ای در میان گزینه ها نخواهد بود، تجهیزاتی از کابوس ها ساخت که توقف ناپذیر هستند و می توانند هر کشوری را طی چند ساعت نابود کنند.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، اکنون با در اختیار داشتن یک زرادخانه جدید و بی همتا می تواند نیروهای ناتو یا نیروهای نیابتی آن را شکست دهد؛ این مساله را از سپتامبر 2015 با مداخله در سوریه اثبات کرد. او همچنین به همه کشورها اثبات کرد که استقلال از نظام بانکی نظم نوین جهانی اکنون یک موضوع انتخابی است. پوتین نه تنها در جنگ سوریه پیروز شد، که حمایت بسیاری از کشورهای نظم نوین جهانی را نیز به دست آورد؛ آنها ناگهان با درک اینکه روسیه شکست ناپذیر شده، طرف خود را تغییر دادند. در سطح دیپلماتیک حتی توانست همراهی چین قدرتمند را به دست آورد و موفق شد از تولیدکنندگان مستقل نفت مانند ونزوئلا و ایران محافظت کند و رهبرانی مانند اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تصمیم گرفتند با روسیه کنار بیایند.

خلاصه اینکه پوتین اکنون بازار قدرتمند نفت را کنترل می کند، منبع انکارناپذیر انرژی که چرخ اقتصادها و ارتش ها را می چرخاند و این در حالی است که بانکداران ناتو هیچ ابزاری برای مقابله با آن ندارند و مجبورند روند امور را به نظاره بنشینند. با توجه به نتایج باورنکردنی که پوتین در 5 سال گذشته بدست آورده، نظم نوین جهانی به ناگاه شبیه به خانه ای پوشالی در حال فروپاشی شده است. امپراتوری بانک ها که در 5 سال گذشته بیمار بود، اکنون به مورفین وابسته شده و حتی نمی داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. )(این مطلب ادامه دارد.)

منبع: اورینتال ویو / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34
 

کلید واژه ها: نظم نوین جهانیرقابت روسیه و آمریکاجنگ قدرت روسیه و غرب


( ۷ )

نظر شما :

ali ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ | ۲۰:۴۵
با اینکه ویروس کرونا تفاوت چندانی با باقی ویروس های جدیدی که هر ساله مردم را مورد حمله قرار می دهند ندارد!!!! این برداشت نگارنده این مقاله از این ویروس جدید کرونا یعنی جهل نادانی و عدم ارزش این مقاله هست. تمام کارشناس ها و مقاله های علمی معتبری تا به امروز در باب کرونای جدید امده نشان از همه گیری بالا و خطرناک بودن ان هست.
محسن ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ | ۲۲:۳۶
منظور از رویای اُروِلیانی را تشریح میکنید در وب این کلمه را سرچ کردم نتیجه ای نیافتم.
مجید ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۳:۱۲
در سرچ اینترنت این ارولیا .نام یک قبیله از نژاد گل است انها قبل از مهاجرت فرانک ها به فرانسه امروز حاکم مرکز اروپا بوده اند که مصادف است با جهانگشایی جولیس سزار .در پی چند نبرد انها رومی ها را شکست می دهند ولی در اخر با محاصره بزرگ جولیس سزار مواجهه می شوند.محاصره این قبیله خود داستان عجیبی دارد که در تاریخ رم مهشور است .دو محاصره در ان واحد.که در اخر پادشاه گل ها برای نجات مردم خود را تسلیم رم می کند .وبعد از چند سال او را در رم خفه می کنند