دیپلماسی فرانسه در رابطه با توافق هسته ای ایران و روابط با روسیه

ماکرون فرانسه را به عرش می برد؟

۱۳ مهر ۱۳۹۸ | ۰۸:۱۲ کد : ۱۹۸۶۶۶۵ اخبار اصلی اروپا
امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، پس از یک سری پیروزی ها در سیاست گذاری ها در اتحادیه اروپا در اواخر بهار و تابستان گذشته، اخیرا خود را در مرکز دیپلماسی برای نجات توافق هسته ای ایران و روابط اروپا با روسیه قرار داده است. اما باید دید که آیا توانایی دستیابی به اهداف خود را دارد یا خیر. خیلی زود مشخص می شود که ماکرون توانسته فرانسه را به یک مهره ضروری سیاست اروپایی و جهانی تبدیل کند یا اینکه فرانسه برای حل مشکلات جهان کافی و حتی ضروری نیست.
ماکرون فرانسه را به عرش می برد؟

نویسنده: جودا گرونشتاین

دیپلماسی ایرانی: امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، از آغاز دوره ریاست جمهوری خود بالا و پایین های زیادی را پشت سر گذاشته است. پس از محبوبیت قابل توجه او در فاصله کوتاهی از ورود به کاخ الیزه، گاهی اوقات دیده می شد که ماکرون در زمان اشتباهی و با همکاران اشتباهی، اما در جایگاه درست باشد. برنامه های اولیه او برای اصلاحات بلندپروازانه اتحادیه اروپا در ابتدا با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در پی رویکرد محتاطانه و محافظه کارانه مرکل با شکست نسبی مواجه شدند و بعدتر هم هر گونه امیدی به یک بسته توافقی در نتیجه سقوط سیاسی ناگهانی مرکل در انتخابات سپتامبر 2017 در آلمان از بین رفت. تلاش های ماکرون برای زمزمه در گوش دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، و ترغیب او به بازگشت به همکاری در زمینه های توافقنامه تغییرات اقلیمی پاریس و توافق هسته ای ایران در نتیجه برخورد با دیوار لجاجت ترامپ بی نتیجه ماند. و ماکرون در نتیجه یک سری اصلاحات شدیدالحن در قانون کار فرانسه در اولین سال ریاست جمهوری خود، محبوبیتش را از دست داد و مجبور شد به تظاهرات جلیقه زردها رسیدگی کند. اما از بعد از انتخابات پارلمان اروپا در ماه مه بخت مجددا با ماکرون یار شد. حزب او و متحدان اروپایی آن عملکرد خود و غیر قابل پیش بینی در انتخابات داشتند و ماکرون در موقعیت انتخاب نامزدها برای کمیسیون اروپایی قرار گرفت.

ماکرون در ادامه این روند دو ابتکار عالی دیپلماتیک در سطوح بالا را در پیش گرفت و درصدد ایفای نقش در تلاش ها برای نجات توافق ایران و حرکت یک جانبه در جهت بهبود روابط با روسیه برآمد. ناظران شروع به سخن گفتن از «زمان حیاتی برای ماکرون» و «زمان تاثیرگذاری فرانسه در اروپا» کرده اند، اما اینکه ماکرون خواهد بود در قمارهای دیپلماتیک خود به پیروزی برسد یا خیر، هنوز قابل پیش بینی نیست.

در رابطه با توافق ایران، ماکرون که همانند مقامات بریتانیا و آلمان در ترغیب ترامپ در به ماندن در توافق شکست خورد، مدت ها در جهت ترغیب ایران به متعهد ماندن به محدودیت های هسته ای تلاش کرد؛ اما با شکست این تلاش ها، تشدید تنش ها و حتی مطرح شدن تهدید جنگ در خلیج فارس، ماکرون مسیر خود را تغییر داد. او در اواخر ماه آگوست محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، را به حاشیه اجلاس گروه 7 در بیاریتز دعوت کرد تا شاید بتواند یک فرصت دیپلماتیک برای هر دو طرف ایجاد کند. سپس او در اوایل ماه سپتامبر پیشنهاد تخصیص خط اعتباری 15 میلیارد دلاری به ایران در ازای بازگشت آن به تعهدات هسته ای را مطرح کرد. تحقق این پیشنهاد مستلزم موافقت آمریکا با معافیت از تحریم های نفتی ایران بود. او در سفر به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در چندین فرصت برای میانجی گری دیدار یا تماس تلفنی بین ترامپ و حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، تلاش کرد که نتیجه این تلاش ها گزارش پولیتیکو مبنی بر توافق اولیه مشترک بر برنامه ای چهار مرحله ای بود؛ اما طبق گزارش ها، ماکرون به رغم انتظاری طولانی مدت پشت در اتاق روحانی در هتل، نتوانست او را پای میز مذاکره بکشاند یا حتی به تماس تلفنی با ترامپ راضی کند. ظاهرا ایران به این نتیجه رسیده بوده که ترامپ شریک مذاکره قابل اعتمادی نیست و فرانسه یا اروپا هم قدرتی برای تضمین معنادار حصول توافق احتمالی را ندارند. با توجه به اهمیت توافق هسته ای ایران برای اروپا، ماکرون گزینه ای غیر از موفقیت در روندی که در پیش گرفته بود نداشت، اما دیپلماسی ایران در قبال ترامپ هر گونه موفقیتی را غیرمحتمل کرد.

تلاش های ماکرون برای برقراری ارتباط با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، نیز یک قمار بلند مدت با مخاطرات بسیار و البته نتیجه قابل توجه به شمار می رود، اما امید چندانی به موفقیت آن نیست. ماکرون در ماه آگوست در اقدامی غیرمنتظره پوتین را به نشستی در فرانسه دعوت کرد. پس از آن هم یک سری برنامه های دوجانبه در رده های بالا از جمله نشست مشترک وزرای خارجه و دفاع برگزار شد که پس از الحاق کریمه به روسیه به تعلیق درآمده بودند. ماکرون ابتکارعمل اخیر خود در قبال روسیه را اقدامی واقع گرایانه نشان داده است. او معتقد است که اروپا نباید رفتارهای مشکل ساز روسیه را از یاد ببرد، اما با توجه به چالش فزاینده چین و غیرقابل اعتماد شدن آمریکا، اروپا نمی تواند رویکردی مقابله ای با روسیه داشته باشد چرا که چنین اقدامی می تواند روسیه و چین را به یکدیگر نزدیک تر کند. اما این خوانشی نادرست از روابط روسیه و چین و تاثیرگذاری اروپا بر این روابط است. روسیه از سال 2014 و در پی مواجهه با تحریم های ایالات متحده و اروپا، با چین به عنوان یک شریک اقتصادی ویژه خصوصا در بخش انرژی برخورد، اما در عین حال از روابط دفاعی خود با دیگر کشورهای آسیایی مانند هند و ویتنامدر برابر چین دفاع کرده است. به علاوه، نزدیکی اخیر روسیه با چین به دلیل فاصله گرفتن اروپا از آن نیست، بلکه به دلیل منافع مشترک پکن و مسکو بوده است که در صدر آنها هم مقابله با نفوذ واشنگتن و یافتن فرصتی برای تغییر نظم جهانی قرار دارد. ماکرون در تلاش برای برقراری ارتباط با پوتین اشتباه نمی کند، اما تا کنون پیشرفتی نداشته است و با توجه به مناقشات روسیه و اوکراین و مداخله سیاسی روسیه در انتخابات داخلی اروپا، نمی توان تصور کرد که ماکرون در آینده نزدیک به اهداف خود دست یابد. احتمالا ماکرون دریافته که تحریم ها تاثیری بر رفتار پوتین نداشته اند و زمان آن رسیده که شرکت های فرانسوی و اروپایی سود بردن از بخش انرژی روسیه را از سر بگیرند. اما مساله دیگری که دستیابی ماکرون به این هدف را دشوارتر می کند، این است که در این مسیر به تنهایی و بدون هماهنگی با دیگر شرکای اروپایی قدم برداشته است. این احتمال وجود دارد که کشورهای شرق اروپا از تهدید روسیه برداشت متفاوتی داشته باشند و ماکرون حمایت آنها را در دیگر ابتکارعمل های اروپایی از دست بدهد.

در حال حاضر به نظر می رسد که ماکرون دست کم در رابطه با تصویر عمومی خود، از ایفای نقش فعالانه در صحنه بین المللی سود می برد؛ اما فعال بودن لزوما به معنای کارآیی یا موفقیت طرح های ماکرون نیست و هنوز نمی توان گفت که ماکرون واقعا می تواند به نتیجه ای برسد یا خیر.

منبع: ورد پالتیکز ریویو / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: تلاش ماکرون برای میانجیگری بین ایران و آمریکاتلاش ماکرون برای نجات برجامروابط فرانسه و روسیهجدایی اروپا از آمریکا


( ۴ )

نظر شما :

احسان ۱۳ مهر ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۷
مکرون نمونه شومن های خوش پوش سیاسی عصر جدید در اروپای در حال افول است کسی که همانند گرایشات سیاسی وزین اش دچار سرگشتگی است تا ثبات رفتاری گاهی یک سوسیال دموکرات دوآتشه است و گاهی خود را یک لیبرال مستقل معرفی میکند و با اصلاحات قوانین کار آن هم با روشی سنت شکن ده ها هزار شغل را در فرانسه به نفع نظام سرمایه داری به باد فنا داده است ودر نقطه مقابل سندیکاهای کارگری قرار گرفته است این رئیس جمهور تازه نه نگاه شیراک را دارد نه حتی هم وزن اولاند است در مورد رئیس جمهور های قبل تر فرانسه که دیگر قیاس مع الفارق است درحال حاضر این جوان دنبال راه فرار به جلو و بهره برداری از فضا جهت افزایش وزن سیاسی خود است به نظر میرسد بازی های مکرون در پرونده ایران بیش از آنکه یک حرکت سیاسی متناسب برای یک سیاست مدار با نیات مثبت باشد در همان قالب پیش گفته جا میگیرد و این رئیس جمهور نه نیت باز کردن کلافی چنین پیچیده دارد و نه البته توان آن را فقط از صدر اخبار بودن خودش و فرانسه خوشحال است متاسفانه در پرونده ایران همه طرفها بیشتر به فکر بهره برداری و امتیاز گیری هستند تا گره گشایی حقیقت این است که اروپای امروز با اروپای حتی یک دهه پیش قابل قایسه نیست در واقع رشد نفوذ آمریکا در ارکان اقتصادی و سیاسی اروپا و همچنین افول سیاست مداران مستقل در این قاره سبب شده که هر چه میگذرد حجم وابستگی و کانالیزه شدن اروپا در جهت منافع آمریکا بیشتر شود روندی که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده و اکنون به اوج خود رسیده است و اروپابه حق شده است نوچه ای گوش به فرمان که دیگر آن تاثیر گذری قبلی را ندارد یک نگاه گذار به حال اوضاع بازیگران اصلی اروپا کافی است که دریابیم دیگر نه از آن بریتانیای مستقل که توان بسیاری داشت خبری است و نه از آن فرانسه و آلمان مقتدر تقریبا همه مشغول پرونده های داخلی خود هستند و حتی توان بسیج کردن یک نیروی نظامی جهت حفاظت از کشتی رانی خود را ندارند بنابراین ابتکارات اروپا در تمامی مسائل بین المللی بیشتر شبیه اسفنج است، دهان پرکن اما توخالی که با تبلیغات به آن آب می بندند تا سوراخهایش پر شود اما با کوچکترین فشار آب خارج میشود و سوراخها نمایان میشوند بنابراین این شیک پوش جوان حداقل در پرونده ایران تا ابد الدهر بیش از لفاظی کار دیگری نخواهد توانست انجام دهد البته در صورتی که مقامات ایران گول ادکلن پاریسی و زبان خوش ایشان را فعلا نخورند!!!!!