چرا مستبدان امروزی ضعیف تر از آن هستند که به نظر می رسند

آخرین پایگاه دیکتاتورها (بخش پنجم و پایانی)

۱۲ مهر ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۸۶۶۴۶ اخبار اصلی
دهه جاری میلادی دهه خوبی برای دیکتاتوری و در مقابل، برای دموکراسی وحشتناک بوده است. با این حال، وقتی شمار زیادی از مردم دریابند که به طور روز افزون آزادی های خود را از دست می دهند، اپوزیسیون قدرت خواهند گرفت و مشروعیت دیکتاتوری های پوپولیستی را به چالش خواهند کشید. نتیجه نهایی این مبارزه به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست، اما اگرچه یک دهه گذشته برای دموکراسی فاجعه آمیز بوده، دهه بعدی می تواند برای مستبدان و دیکتاتورها به شدت سخت باشد.
آخرین پایگاه دیکتاتورها (بخش پنجم و پایانی)

نویسنده: یاشا مونک

دیپلماسی ایرانی: دهه جاری میلادی دهه خوبی برای دیکتاتوری و در مقابل، برای دموکراسی وحشتناک بوده است. با این حال، وقتی شمار زیادی از مردم دریابند که به طور روز افزون آزادی های خود را از دست می دهند، اپوزیسیون قدرت خواهند گرفت و مشروعیت دیکتاتوری های پوپولیستی را به چالش خواهند کشید. نتیجه نهایی این مبارزه به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست، اما اگرچه یک دهه گذشته برای دموکراسی فاجعه آمیز بوده، دهه بعدی می تواند برای مستبدان و دیکتاتورها به شدت سخت باشد.

بحران اقتدار مردم

بسیاری از دیکتاتوری های پوپولیستی دیر یا زود با بحران جدی مشروعیت مواجه می شوند. سوال این است که بعد از آن چه اتفاقی رخ می دهد؟ نیکولو ماکیاوِلی در کتاب خود تحت عنوان «شاهزاده» هشدار می دهد حاکمی که در شهری که به آزادی عادت دارد بر تخت می نشیند، هرگز خوابی آسوده نخواهد داشت: «وقتی شورش شود، مردم همیشه به روح آزادی متوسل خواهند شد که نا با مرور زمان فراموش می شود و نه در نتیجه مزایایی که حاکم جدید ارائه داده است... اگر حاکم اختلاف های داخلی را حل و فصل یا عاملان آنها را متفرق نکند، آنها هرگز آزادی از دست رفته و نهادهای قدیمی را فراموش نخواهند کرد و در هر فرصتی فورا برای بازیابی آنها تلاش خواهند کرد.»

دیکتاتورهای پوپولیستی باید به هشدار ماکیاولی توجه کنند. به هر حال، بیشتر شهروندان کشورهایی که این دیکتاتورها در آنها بر مسند قدرت نشسته اند، هنوز می توانند زندگی در آزادی را به یاد بیاورند. برای نمونه، ونزوئلا تا اواخر دهه 1990که هوگو چاوز به قدرت رسید، برای حدود چهار دهه یک کشور دموکراتیک بود. اینکه شهروندان کشورهایی که تا همین اواخر از آزادی فردی و خواست جمعی برخوردار بودند مجددا احیای همین اصول اساسی را خواستار می شوند، چندان جای تعجب ندارد.

اما اگرچه شواهدی دال بر لزوم نگرانی دیکتاتورهای پوپولیستی درباره مردم وجود دارد، نمونه های زیادی هم در تاریخ هستند که نشان می دهند رژیم های استبدادی می توانند مدت طولانی پس از نابودی داستان مشروعیت خود همچنان در قدرت بمانند. برای نمونه، می توان به دیکتاتوری های کمونیستی قرن بیستم در اروپای شرقی اشاره کرد. برای نمونه، رژیم های کمونیستی در چکوسلواکی و آلمان شرقی به یک ظلم وحشتناک و فراتر از شرایط کنونی پوپولیست های مجارستان یا لهستان وابسته بودند. اما این رژیم ها هم مانند پوپولیست های امروزی مدعی بودند که تنها برای ایجاد دموکراسی های «واقعی» قدرت را متمرکز می کنند و همین ادعا در چند دهه اول فعالیتشان به آنها کمک کرد تا هواداران زیادی به دست آورند. اما نهایتا این توهم که قرار است بی عدالتی های فزاینده این رژیم ها به ساخت بهشتی برای کارگران بینجامد، پایان یافت. در چکسلواکی، تلاش های محتاطانه در جهت آزادی به حمله شوروی در سال 1968 و سرکوب وحشیانه مخالفان منجر شد و داستان مشروعیت رژیم به کلی از بین رفت. اما بسیاری از این رژیم های کمونیستی به رغم از دست دادن مشروعیتشان در اواخر دهه 1960، همچنان از طریق سرکوب های وحشیانه برای حدود 2 دهه دیگر قدرت خود را حفظ کردند.

دیکتاتوری پوپولیستی در کشورهایی مانند ترکیه یا ونزوئلا هم احتمالا به زودی وارد مرحله مشابهی می شوند. اکنون که بر شمار زیادی از مردم این کشورها آشکار شده که داستان مشروعیت حاکمان آنها تو خالی است، ثبات آنها در برابر درگیری چند ساله بین دولت مرکزی و نارضایتی مردمی دوام نمی آورد. اخیرا یک سری از نویسندگان به این مساله اشاره کرده اند که فناوری دیجیتال شرایط رقابت را به نفع نارضایتی بیشتر مردمی تغییر می دهد. مارتین گوری، تحلیلگر پیشین سیا، در کتاب خود تحت عنوان «شورش عموم مردم و بحران اقتدار در هزاره جدید» نوشته اینترنت از شبکه ها در برابر سلسله مراتب، مرز در برابر مرکز و از گروه های کوچک فعالان خشمگین در برابر ماموران بوروکراتیک حمایت می کند. این پویایی به توضیح اینکه پوپولیست ها در وهله اول چگونه قادر توجه نیروهای سیاسی معتدل و استقراریافته را جلب کردند، کمک می کند، اما در عین حال نشان می دهد که ماندن پوپولیست ها در قدرت پس از مواجهه آنها با خشم مردم توانمند شده در فضای دیجیتال دشوار خواهد بود.

با این حال، در این مباحثات اشاره درستی به تفاوت ها در نحوه استفاده دیکتاتوری ها و دموکراسی ها از قدرت نشده است. دیکتاتوری ها برای خنثی کردن یک شورش مردمی از همه منابع موجود در یک دولت مدرن استفاده می کنند، اما دموکراسی ها متعهد شده اند که همواره در مواجهه با مخالفان خود از استفاده از همه قدرتشان خودداری کنند. دیکتاتورها می توانند رهبران مخالف را زندانی یا دستور آتش گشودن به روی جمعیت معترضان در تظاهراتی صلح آمیز را صادر کنند، اما رهبران دموکراتیک در بهترین حالت تنها می توانند به استدلال و ارزش های مشترک متوسل شوند. این عدم تعادل چشم اندازی تیره و تاریک را در پی دارد که در آن فناوری دیجیتال به شبکه های افراطی اجازه می دهد سلسله مراتب میانه رو را از بین ببرند. این جنبش های افراطی پس از رسیدن به قدرت ممکن است بتوانند به دولت های سلسله مراتبی تبدیل شوند و در مواجهه با مخالفان خود از خشونت استفاده کنند. از این رو، فناوری ممکن است در ابتدای ورود پوپولیست های اقتدارگرا به صحنه سیاست به انتشار داستان های مشروعیت آنها کمک کند، اما وقتی که فریب داستان مشروعیت آنها آشکار می شود، دیگر فناوری کمکی به آنها نخواهد کرد.

برای نتیجه گیری درباره اینکه دیکتاتوری های پوپولیستی که در سال های اخیر در بسیاری از نقاط جهان ظهور یافته اند، تا چه زمانی قدرت خود را حفظ خواهند کرد، بسیار زود است. احتمالا مردمانی که اکنون تحت سلطه این رژیم های استبدادی هستند، نهایتا در صدد بازیابی آزادی خود بر خواهند آمد؛ اما تاریخچه طولانی و خشونت آمیز استبداد نشان می دهد که آنها در این مسیر با مشکلات بسیاری مواجه خواهند بود. بنابراین، بهترین راه برای مقابله با یک عوام فریب با جاه طلبی های اقتدارگرا شکست دادن آنها در صندوق های رای پیش از به قدرت رسیدنشان است.

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی

در اینجا می توانید بخش های اول، دوم، سوم و چهارم این مطلب را بخوانید.
 

کلید واژه ها: ظهور پوپولیست هاپوپولیست های اقتدارگرادیکتاتوری های پوپولیستی


نظر شما :