چرا مستبدان امروزی ضعیف تر از آن هستند که به نظر می رسند

آخرین پایگاه دیکتاتورها (بخش دوم)

۲۷ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۶۳۰۵ اخبار اصلی خاورمیانه
دهه جاری میلادی دهه خوبی برای دیکتاتوری و در مقابل، برای دموکراسی وحشتناک بوده است. با این حال، وقتی شمار زیادی از مردم دریابند که به طور روز افزون آزادی های خود را از دست می دهند، اپوزیسیون قدرت خواهند گرفت و مشروعیت دیکتاتوری های پوپولیستی را به چالش خواهند کشید. نتیجه نهایی این مبارزه به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست، اما اگرچه یک دهه گذشته برای دموکراسی فاجعه آمیز بوده، دهه بعدی می تواند برای مستبدان و دیکتاتورها به شدت سخت باشد.
آخرین پایگاه دیکتاتورها (بخش دوم)

نویسنده: یاشا مونک

دیپلماسی ایرانی: دهه جاری میلادی دهه خوبی برای دیکتاتوری و در مقابل، برای دموکراسی وحشتناک بوده است. با این حال، وقتی شمار زیادی از مردم دریابند که به طور روز افزون آزادی های خود را از دست می دهند، اپوزیسیون قدرت خواهند گرفت و مشروعیت دیکتاتوری های پوپولیستی را به چالش خواهند کشید. نتیجه نهایی این مبارزه به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست، اما اگرچه یک دهه گذشته برای دموکراسی فاجعه آمیز بوده، دهه بعدی می تواند برای مستبدان و دیکتاتورها به شدت سخت باشد.

مشکل دشوار اردوغان

رهبران پوپولیستی در آمریکای شمالی و غرب اروپا ظرف چند سال گذشته بالاترین اهرم قدرت را به دست آورده اند؛ اما در ترکیه، رجب طیب اردوغان نزدیک به دو دهه است که قدرت را در دست دارد. از این رو، این کشور می تواند یک مورد ایده آل برای بررسی چگونگی قدرت گرفتن دیکتاتورهای پوپولیست و چالش های پیش روی آنها در نتیجه اعمال فشارها از سوی آنها و از بین رفتن مشروعیتشان، باشد.

اردوغان در سال 2003 با کمپینی با دستورکار پوپولیستی نخست وزیر شد. او آن زمان ادعا کرد که نظام سیاسی ترکیه حقیقتا دموکراتیک نیست؛ یک گروه کوچک از نخبگان کشور را کنترل می کردند و هر زمانی که شورشی علیه ترجیحات نخبگان صورت می گرفت، آنها خواست مردم را نادیده می گرفتند. اردوغان مدعی بود که تنها یک رهبر شجاع که واقعا نماینده ترک های عادی باشد، می تواند در برابر نخبگان ایستادگی کند و قدرت را به مردم برگرداند.

حق با او بود. در نزدیک به یک قرن پیش از آن نخبگان سکولار ترکیه این کشور را کنترل کرده و هر زمانی که در مسیر خود به مانعی برخورده بودند، دمکراسی را به حالت تعلیق درآورده بودند. این کشور بین سال های 1960 و 1997 شاهد 4 کودتا بود. اما حتی اگر تشخیص اردوغان تا اندازه زیادی درست بوده باشد، شیوه درمانی که برای این مشکل در نظر گرفته از اصل مشکل بدتر بوده است. او به جای انتقال قدرت به مردم، آن را مجددا در میان گروه جدیدی از نخبگان که خود تشکیل داده بود، تقسیم کرد. اردوغان طی 16 سال فعالیت خود در صدر نظام سیاسی ترکیه، اول به عنوان نخست وزیر و از سال 2014 هم به عنوان رئیس جمهوری، مخالفان خود را در ارتش پاکسازی، هم حزبی های خود را در سمت های ارشد در دادگاه ها و کمیسیون های انتخاباتی منصوب، ده ها هزار معلم، شخصیت دانشگاهی و کارمندان دولت را اخراج و شماری از نویسندگان و روزنامه نگاران را زندانی کرده است.

حتی وقتی اردوغان همه قدرت را در دستان خود متمرکز می کرد، از توانایی خود برای پیروزی در انتخابات برای ادامه همان روایتی که باعث قدرت گرفتن او شده بود استفاده کرد: او رهبر جمهوری ترکیه بود که به صورت کاملا آزادانه انتخاب شده بود و منتقدان او خیانتکار یا تروریست هایی بودند که خواسته مردم را نادیده می گرفتند. در حالی که ناظران بین المللی انتخابات ترکیه را عادلانه و درست نمی دانستند و دانشمندان سیاسی اساسا این کشور را در میان رژیم های استبدادی رقابتی دسته بندی می کردند، این روایت به اردوغان کمک کرد تا حمایت گروه گسترده ای از مردم را به دست آورد. از آنجایی که در انتخابات پیروز شده بود، می توانست از شرایط لذت ببرد؛ چمبره او بر قدرت و تلاش هایش برای کنترل بر کل نظام سیاسی به حیطه انتخاباتی پیروزی مردمی را برای او آسان تر کرد و این پیروزی مردمی هم در مقابل، کنترل او بر نظام را تثبیت کرد.

اما اخیرا به نظر می رسد که داستان مشروعیت اردوغان و مجموعه ادعاهایی که از طریق آنها شیوه حکومتی خود را توجیه می کند، فرو پاشیده اند. اقتصاد ترکیه در سال 2018 نهایتا در نتیجه سوء مدیریت اردوغان دچار رکود شد. حزب عدالت و توسعه اردوغان  در انتخابات شهرداری ها در ماه مارس گذشته در آنکارا، پایتخت ترکیه، و استانبول ، بزرگترین شهر این کشور، شکست خورد. اردوغان برای اولین مرتبه از زمان به دست آوردن قدرت در ترکیه، با انتخابی دشوارمواجه شده است: یا باید بپذیرد که اندکی از قدرت خود را واگذار کند یا با رد نتایج انتخابات به داستان مشروعیت خود آسیب بزند.

اردوغان گزینه دوم را انتخاب کرد. چند هفته پس از انتخاب شهردار استانبول، هیئت مدیره انتخابات ترکیه نتایج انتخابات را باطل کرد و به برگزاری مجدد انتخابات در نیمه ماه ژوئن دستور داد. معلوم شد که این اقدام یک اشتباه محاسباتی بزرگ بوده است. شمار زیادی از مردم استانبول که پیشتر از اردوغان و حزب او حمایت کرده بودند، چنان از مخالفت علنی او با خواسته مردم به خشم آمدند که نامزد حزب عدالت و توسعه در انتخابات دوم شکستی بسیار بزرگتر از شکست اول را تجربه کرد.

اردوغان که سعی کرد خواسته مردم را نادیده بگیرد و شکست خورد، اکنون با چشم انداز سقوط از اوج قدرت خود مواجه است. از آنجایی که او بخش اعظم مشروعیت خود را از دست داده، برای نگه داشتن قدرت خود به اقدامات سرکوبگرانه شدیدتر روی آورده است، اما هرچه آشکارتر مردم را تحت فشار قرار می دهد، بیشتر با از بین رفتن مشروعیت خود مواجه می شود.

پیامدهای این تحول بسیار فراتر از ترکیه حس خواهد شد. پوپولیست های اقتدارگرا به طرز وحشتناکی ثابت کردند که توانایی پیروزی بر مخالفان خود به شیوه دموکراتیک را دارند. اما همانطور که پرونده اردوغان نشان می دهد، آنها نهایت با چالش های جدی مختص خود مواجه خواهند شد. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی

در اینجا می توانید بخش اول این مقاله را بخوانید.
 

کلید واژه ها: پوپولیست های اقتدارگرارجب طیب اردوغاناستبداد اردوغان در ترکیهمشکلات اقتصادی ترکیهمشروعیت اردوغاندولت های استبدادی


( ۶ )

نظر شما :

پارسی ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۴
و این راهی است که همواره پیموده شده و درسی است برای اقتدار گرایان و دیکتاتورها با نقاب دمکراتیک و مردمی که با نمایش حاکمیت مردم ولی در واقعیت تهی از رای واقعی مردم در نهایت محکوم به شکست هستند و همواره این گاندی ها و نلسون ماندلها هستند که درقلب تاریخ به عنوان انسان های شریف و مردی ثبت و ضبط میشوند .