آمریکا روی منافقین حساب نکند

قمار از پیش باخته کاخ سفید روی منفورترین اپوزسیون ایرانی

۲۶ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۸:۴۹ کد : ۱۹۸۲۷۷۱ اخبار اصلی آمریکا
دولت ترامپ که بارها از تغییر نظام در ایران سخن گفته، چندین مرتبه با گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) که از ایران رانده شده اند ارتباط برقرار کرده است. اما شرط بندی کاخ سفید روی این گروهک جواب نمی دهد چون حتی ایرانی هایی که از دولت و شرایط فعلی ناراضی هستند، تروریست های مجاهدین خلق را نمی خواهند.
قمار از پیش باخته کاخ سفید روی منفورترین اپوزسیون ایرانی

نویسنده: مایکل روبین

دیپلماسی ایرانی: دولت ترامپ هیچ ترسی از نادیده گرفتن خرد و عرف سیاست خارجی ایالات متحده ندارد. در رابطه با خاورمیانه شاید این رویکرد چندان بد هم نباشد، چراکه سیاست ایالات متحده در این منطقه در چندین دهه گذشته هیچ دستاورد قابل توجهی نداشته است. برای نمونه، به رغم هزینه چند میلیارد دلاری دولت های متمادی ایالات متحده در روند صلح اسرائیل و فلسطین، هنوز هیچ نتیجه ای در این زمینه حاصل نشده است. دیپلماسی قدیمی و سنتی آمریکایی همچنین در ممانعت از افزایش نفوذ ایران در سراسر منطقه هم بی فایده بوده است.

با این حال، گاهی اوقات نادیده گرفتن عرف ها می تواند نتیجه عکس دهد. خارج کردن نیروهای آمریکایی از سوریه می تواند عواقب بدی داشته باشد و شرایط در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خوب نیست. اما بدتر از همه اینها هرگونه همکاری یا هماهنگی با گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) یا حتی حمایت از آنهاست که یک فاجعه تمام عیار به شمار می رود.

اما به نظر می رسد ایالات متحده در دیپلماسی خود درباره وضعیت گروهک تروریستی مجاهدین خلق تجدید نظر کند. باربارا اسلاوین تحلیلگر آمریکایی که اغلب از جمهوری اسلامی حمایت می کند، درباره رویکرد ایالات متحده برای جایگزینی دولت جمهوری اسلامی ایران با گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) ابراز نگرانی کرده و در این زمینه خق کاملا با اوست.

تنفر ایرانی ها از گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)

ایرانی ها درباره مشکلات کنونی کشور، شرایط بعد از انقلاب، زمان شاه، ساواک و بسیاری از دیگر مسائل نظرات متفاوتی دارند، اما همه ایرانی های ساکن ایران در یک زمینه کاملا هم نظر هستند و آن تنفر مطلق از گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) است. گروهک مجاهدین خلق به طور خلاصه از واکنش خشمگینانه به دستورکار شاه و به ویژه مواردی که در آنها دموکراسی و برابری مذهبی به دستورات اسلام شیعه اولویت داده می شد، برخاسته اند. پس از سقوط شاه در سال 1963، میان مخالفان اسلام گرای او اختلاف پیش آمد. در حالی که عناصر مسن تر از ملی گراهای جناح چپ و محمد مصدق نخست وزیر برکنار شده الهام می گرفتند، عناصر جوان تر به این نتیجه رسیدند که اصلاحات سیاسی غیرممکن است و به همین دلیل به سمت درگیری مسلحانه پیش رفتند. همین اعضای جوان از جمله یک دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران به نام مسعود رجوی بعدها گروهک (تروریستی) مجاهدین خلق را تشکیل دادند؛ اگرچه این گروه 7 سال بعد خود را به صورت رسمی به جهان معرفی کرد.

ایدئولوژی این گروهک ملغمه ای از مارکسیسم و اسلام گرایی است. آنها هم باور دارند که خدا جهان را خلق کرده و هم به تکامل اجتماعی معتقدند که در آن طبقات جامعه بر نابرابری سرمایه فائق می آیند. رجوی و پیروانش همچنین معتقد بودند که اسلام تروریسم را توجیه می کند. آنها می گفتند مرگ در زمان درگیری مسلحانه همان شهادت است. بسیاری از آنها در آن زمان تحت رهبری معمر قذافی در لیبی آموزش دیدند و خیلی زود هم این آموزه ها را به کار بستند. در سال 1972 اندک زمانی پس از آنکه ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری ایالات متحده از ایران دیدن کرد، گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) یک سری حملات علیه اهداف دیپلماتیک و تجاری آمریکا از جمله پپسی کولا و جنرال موتورز انجام داد. آنها در سال 1973 خطوط هوایی پن آمریکن و شل اویل را مورد حمله قرار دادند و معاون فرمانده نظامی آمریکا در ایران را کشتند. اما آنها ایرانی ها را نیز مورد حمله قرار می دادند.

آنها در انقلاب اسلامی هم نقش داشتند چراکه آیت الله روح الله خمینی، رهبر فقید انقلاب، رهبری جنبشی را بر عهده داشت که ائتلافی از نیروهای مجزا به شمار می رفت که تنها در مخالفت با شاه با یکدیگر اشتراک داشتند. به محض سقوط دشمن مشترک، پاکسازی های داخلی آغاز شد و آیت الله خمینی ترکیب مارکسیسم و اسلام از سوی تروریست های مجاهدین خلق را غیر قابل قبول دانست و بر رجوی و پیروانش برچسب «مرتد» زده شد. آنها به طور خشنی واکنش نشان دادند و برخی از وحشتناک ترین حملات تروریستی پس از انقلاب را در ایران برنامه ریزی و اجرا کردند. اما آنچه حقیقتا به تنفر ایرانی ها از این گروهک تروریستی منجر شد، همدستی آن با صدام حسین طی جنگ ایران و عراق بود. از نظر بیشتر ایرانی ها این رابطه هنوز هم نابخشودنی است.

اشتباه آمریکا در شرط بندی روی (گروهک تروریستی) مجاهدین خلق

گروهک تروریستی مجاهدین خلق پس از آنکه در جلب حمایت ایرانی های داخل کشور شکست خورد، به طمع کاران و زودباوران روی آورد. آنها آفتاب پرستان سیاسی هستند. وقتی در ایران بودند، ترکیبی از اسلام گرا و جنگجویان عدالت اجتماعی به شمار می رفتند و در عراق سکولار شدند و به بعثی هایی بدون هویت عربی تبدیل شدند. در فرانسه دموکرات شدند و این در حالی بود که در واقعیت، کوچک جزئیات زندگی اعضا را به آنها دیکته می کردند.

امروز، به نظر می رسد وزارت امور خارجه ایالات متحده دیگر این گروهک تروریستی را تروریستی نمی داند، اما این تصور نمی تواند این گروه را به شریکی مسئول تبدیل کند. سیاستمداران دو حزب در برنامه های گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) شرکت می کنند و در صدر طرفداران آنها می توان نام جان بولتون، مشاور امنیت ملی و رودی جیولیانی، وکیل ترامپ را مشاهده کرد. اما اعضای این گروهک تروریستی در گفتن حرف هایی که مقامات می خواهند بشنوند، خبره هستند و بیشتر مقامات ارشد و منتخب آمریکایی اطلاعات کافی درباره ایران یا توانایی سنجش اطلاعاتی که آنها ارائه می دهند را ندارند. برخی می گویند که گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) نفوذ خود در ایران را با ارائه اطلاعاتی همچون گزارش درباره تاسیسات هسته ای در نطنز یا فردو اثبات کرده، اما مشکل این دیدگاه این است که در عمده موارد خبرهای پر سر و صدای مجاهدین خلق (منافقین) اشتباه بوده اند. بیشتر از نفوذ در ایران، این احتمال وجود دارد که آژانس های اطلاعاتی اسرائیلی اطلاعات را در اختیار آنها گذاشته باشند.

اما جدای از رفتار اعضای این گروهک تروریستی، آنچه در همکاری با این گروهک یا وارد کردن آن در مباحثات درباره آینده ایران آسیب رسان به نظر می رسد، این است که ایرانی ها از این گروهک تروریستی به دلیل تاریخچه و اقدامات پیشین آن متنفر هستند و حتی اگر مشکلی هم با شرایط کنونی در کشور داشته باشند، هرگز حاضر نخواهند شد روی کار آمدن گروهک تروریستی مجاهدین خلق را بپذیرند. این گروهک ادعا می کند که این اظهارات تبلیغات منفی علیه آنهاست، اما اگر روزی شرایطی پیش می آمد که آنها در انتخابات حضور یابند، هیچ شکی وجود ندارد که حتی نمی توانستند 0.001 درصد از آراء را به دست آورند.

منبع: نشنال اینترست / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

کلید واژه ها: گروهک تروریستی مجاهدین خلقتلاش آمریکا برای تغییر نظام ایران


( ۱۰ )

نظر شما :

رضا پارسا ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۳
با سلام و تشکر از زحمات همگی شما عزیزان ترجمه خوبی همراه با موضوعی خوبتر بود. اگر مترجم عزیزی که زحمت کشیده و آنرا ترجمه کرده اند، کمی روانتر ترجمه میکردند، در برخی موارد مطلب بیشتر و بهتر قابل فهم بود. صلوات
احسان ۲۷ فروردین ۱۳۹۸ | ۰۶:۱۵
طرف معامله قرار گرفتن این گروهک طنز تاریخی است و اثبات کننده این مسئله است که تعاریف در عرف بین الملل و به ویژه در نظر آمریکا ابزار هستند و در جهت اهداف قدرت های بزرگ به کار گیری میشود تحت این شرایط است که قاتلین سعودی طرفداران حقوق بشر معرفی میشوند و گروهک مجاهدین خلق که زاده تروریسم است طرف معامله قرار میگیرد و از لیست تروریسم خط میخورد قاتلین وافراطیون سوریه و کلاه سفید ها ارتش آزادی بخش میشوند و گروههای محور مقاومت تروریستی قلمداد میشوند،برکسی پوشیده نیست که گروهک مجاهدین خلق نه تنها یک سازمان تروریستی که دارای ایدولوژی برتری جو و افراطی و خطرناک است، این سازمان علاوه بر اعضایی که کاملا شستشوی مغزی شده اند دارای منابع هنگفت مالی بسیاری است که در زمان صدام بر اثر همکاری به آن داده شده همچنین در نتیجه غارت اموال در اوایل انقلاب و یا در نتیجه دست و دل بازی سعودی ها و سرویس های جاسوسبی خارجی بدست آمده که خود منبع نگرانی است جای شگفتی است که آمریکا چگونه چشم روی پرداخت های این گروهک به امثال بولتون جولیانی و سایر سناتورها میبندد و روی گروهکی شرط بندی میکند که دستش به خون دست کم هفده هزار ایرانی آغشته است و در حال حاضر نیز در حال ضربه زدن به منافع ملی است و مزدور بودنش را هم پنهان نمیکند و دموکراسی را حتی در قالب نیم بند هم قبول ندارد و با اعضای خود هم مانند زندانیان بند باز رفتار میکند که خدایشان یک زن دیوانه به تمام معنا است که حتی خودش هم به افکارش میخندد حمایت از این گروه دیوانه گان خود حماقتی مثال زدنی است و مثل شرط بندی روی یک اسب دیوانه است که حتی سوار را هم بر زمین میزند چه رسد که به خط پایان هم برسد حمایت از این گروه از طرف عربستان طبیعی است چون بهرحال دیکتاتورهای کم عقل هم پیاله هایشان را در شب تار هم پیدا میکنند اما پذیرش این گروه حتی بصورت تاکتیکی هم از سوی آمریکا خود شکست پرستیژ و صورتک حمایت از دموکراسی است ومردم ایران را به آمریکا بد بین تر میکند و کاملا احمقانه و ناشی از عدم شناختی است که سیاست مداران آمریکا از ایران دارند
ابراهیم قدیمی ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ | ۲۱:۴۴
مجاهدین قبل از انقلاب و منافقین بعد از انقلاب دوراه بیشتر ندارند یا یک خودکشی جمعی است که حرکتی مطمئنا غیر انسانی و غیرقابل مطالعه است ویا یک عذر خواهی از مردم وجمهوری اسلامی ایران وباز گشت به اصل خویش . این گروه وبهتر از همه سرکار خانم مریم عضدانلو میدانند نه صدام ونه امریکا ونه عربستان ونه دیگران جز سوئ استفاده از این نیروی هرز رفته و مخرب شده در جهت زیان رسانی به مردم وحکومت ایران اهدافی را تعقیب نمیکنند.خانم عضدانلو در خدمت این وان بودن که شما ماهیت انها را بهتر میدانید اینقدر اسان ویک عذر خواهی از اشتباهات از مردم خود ویک حکومت نه چندان با فاصله زیاد از خود اینقدر سخت است؟ سرکار عضدانلو شما بهتر از همه میدانید هر حاکمیتی ناخالصی دارد.این عیار است که کیفیت را تعیین میکند ونه وجود ناخالصی.عیار جمهوری اسلامی ۲۴ نیست ولی مقبول است. بشنو ازنی چون حکایت میکند از جدائی ها شکایت میکند از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد وزن نالیده اند........ هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگاروصل خویش هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من.......بند بگسل باش ازاد ای پیرزن چند باشی بند صدام وبند پمپئو کوزه چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد.....