ریشه رفتاری ایران

سیاست «اعمال فشار حداکثری» شکست خورده است

۲۸ آذر ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۰۶۸۷ اخبار اصلی آمریکا پرونده هسته ای خاورمیانه
به رغم «اعمال فشار حداکثری» دولت ترامپ، سیاست های ایران همچنان بدون تغییر باقی مانده است. دلیل اصلی ان هم این است که مباحثات و توجیه های مطرح شده برای این شیوه سیاست گذاری دونالد ترامپ از اساس اشتباه بوده اند و با حقیقت درباره ایران همخوانی ندارند.
سیاست «اعمال فشار حداکثری» شکست خورده است
User Image

نویسنده : پل پیلار

پل آر. پيلار استاد دانشگاه و عضو سابق آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) است كه 28 سال در اين نهاد ...

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: سیاست اعمال فشار حداکثری دولت دونالد ترامپ علیه ایران تا کنون به بروز هیچ شواهدی دال بر تغییرات مطلوب ایالات متحده در سیاست گذاری ایران منجر نشده است. دلایل زیادی برای این شکست در تاثیرگذاری وجود دارد. دولت ترامپ هیچ پیشنهاد واقع بینانه ای به نظام ایران نداده که بتواند به آن «آری» بگوید؛ بلکه یک فهرستی از خواست های گسترده و غیرواقع گرایانه ارائه کرده است که برای ایران عمل کردن به هیچ یک از آنها ممکن نیست.

تحریم هایی که دولت اعمال کرده، برخلاف تحریم های پیش از برجام، از حمایت بین المللی برخوردار نیستند و بیشتر به مردم ایران آسیب می رسانند تا به عناصر اصولگرا در نظام این کشور. تمایل به بازنویسی برجام به شدت اعتبار ترامپ را در چشم ایرانی ها به عنوان یک شریک مذاکراتی از بین برده است.

هر هفته ای که از اعمال فشار حداکثری ترامپ با حداقل نتیجه می گذارد، اشتباه دولت ترامپ در خروج از برجام آشکارتر می شود. اگر تلاش های دولت آمریکا برای از بین بردن کسب و کارهای اروپایی در ایران به موفقیت برسد و ایران را به جایی برساند که انگیزه ای برای ماندن در برجام نداشته باشد، آنگاه اقدام ایران در جهت تولید اورانیوم غنی شده مجددا به یک مشکل تبدیل خواهد شد و این به معنای بحران هسته ای برای دولت ترامپ خواهد بود. در همین حال، وسواس ذهنی ترامپ به منازعه با ایران می تواند به تنها و بزرگ ترین عامل آسیب رسان در روابط آمریکا و متحدانش تبدیل شود.

مخالفان سرسخت برجام همواره یک مبحث دیگر را مطرح می کرده اند که آن تغییر سیاست گذاری ایران نیست، بلکه ممانعت از اجرای آن چیزی است که ایران سیاست خود می داند. این رویکرد تا اندازه ای می تواند هدفی مشروع برای یک گونه خاص تحریم ها در نظر گرفته شود. برای نمونه، کشوری که برنامه های تسلیحاتی غیرمتعارف آن مورد نگرانی است، هدف یک سری محدودیت های تجاری قرار می گیرد که به منظور جلوگیری از دسترسی آن به مواد لازم و فناوری های ساخت تسلیحات مربوطه طراحی شده اند. آنچه منتقدان برجام درباره ایران مطرح می کنند این است که برجام بد است چون منابع مالی ای را در اختیار ایران می گذارد که از آنها در «رفتارهای بی ثبات کننده، ناسازگار و شرورانه» استفاده می شود. اما این بحث همواره یک سری مشکلات اساسی داشته است که به زمانی بر می گردد که از این توجیه در تلاش ها برای نابود کردن برجام استفاده شد. برخلاف آنچه عمدتا گفته می شود، در برجام به ایران هیچ چیزی داده نشده است. تسهیل نسبی تحریم ها در نتیجه حصول توافق، آزاد کردن برخی از دارایی های متعلق به ایران و لغو یک سری محدودیت های اعمال شده بر تجارت عادی با این کشور را شامل می شود. به علاوه، درباره مزیت های اقتصادی ایران از همین تسهیل نسبی تحریم ها هم عمدتا اغراق شده است.

اما احتمالا بیشترین مشکلات در ارتباط با این توجیه ها به تعریف ارائه شده از رفتارهای شرورانه، ناسازگار و بی ثبات کننده مربوط می شود. در حقیقت منافع آمریکا ایجاب می کند که به مسائلی همچون ماهیت اقدامات ایران، چرایی آن یا تفاوت آن با اقدامات دیگر کشورها در منطقه و اینکه چرا با ایران متفاوت از دیگر کشورهای منطقه رفتار می شود، نپردازد. این مسائل درباره لفاظی ها و اتهامات علیه ایران نیز صدق می کند. قتل جمال خاشقجی گواه آشکاری درباره این مساله است که عربستان سعودی و نه ایران، در کشتن یک مخالف در خارج از مرزهای این کشور رفتاری شرورانه داشته است. اما ظاهرا دولت ترامپ همچنان ترجیح می دهد چشمان خود را به روی این نشانه های آشکار ببندد.

شناخت ضمنی از ایران

جدای از همه مسائل مطرح شده، انتقادی که از برجام مطرح شده این است که منابع مالی برای ایران فراهم آورده تا برای اقدامات شرورانه آن را خرج کند. تصویر ضمنی که از سیاست گذاری در ایران با چنین انتقادی منتقل می شود این است که سران ایران هیچ کار دیگری غیر از اقدامات شرورانه ندارند. اما مساله این است که دیگر سیاست گذاری ها نیز هم برای رئیس جمهوری منتخبی همچون حسن روحانی اهمیت دارد و هم برای آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم این کشور. ایران نیز همانند ایالات متحده سیاست گذاری حقیقی دارد و آسیب پذیری اقتصادی داخلی نشان دهنده آسیب پذیری سیاسی خارجی است که سیاست گذاران سعی می کنند از آن حذر کنند. مساله بعدی این است که بسیاری از اقدامات ایران که واکنش شدید شمار زیادی را در ایالات متحده برانگیخته، به منابع مالی چندانی نیاز ندارد. نمونه مشهود این مساله هم کمک های ایران به حوثی ها در یمن است که به شدت اندک است و اصلا قابل قیاس با جنگ تحت فرماندهی عربستان سعودی در این کشور نیست. یمن اهمیت چندانی برای ایران ندارد، اما اندک کمک به حوثی ها کافی است تا به آنها لذت مشاهده غرق شدن محمد بن سلمان را در باتلاقی که خودش برای خودش ساخته، بدهد.

امنیت بالاتر از پول

اما مشکل اصلی تصویر ضمنی انتقادهای آمریکا علیه ایران نادیده گرفتن این مسله است که اهمیت مسائل سیاسی و به ویژه امنیتی در چشم ایرانی ها خیلی بیشتر از مسائل اقتصادی است. این نکته به ویژه در جنگ بین ایران و عراق و زمانی که ایران تصمیم به ادامه جنگ به رغم آمادگی صدام حسین برای صلح گرفت، مشهود بود. عراق امروز برای ایران اهمیت دارد و علتش 900 مایل مرز مشترک بین دو کشور است. ایران به هر قیمتی که شده نفوذ خود را در عراق حفظ خواهد کرد. درباره سوریه نیز شرایط مشابهی وجود دارد چراکه این کشور یکی از قدیمی ترین متحدان ایران در جهان عرب به شمار می رود.

حتی اگر فرض بر این گرفته شود که مباحثات درباره اینکه برجام برای اقدامات ایران در خارج از مرزهای این کشور منابع مالی فراهم آورده درست باشد، آنگاه مساله ای که زیر سوال می رود ارتباط بین تحریم ها و تغییر رفتار ایران است. گروه بین المللی بحران اخیرا با انتشار تحقیقاتی اعلام کرده که چنین ارتباطی هیچگاه وجود نداشته است.

اما واقعیت مخالفان سرسخت برجام از جمله دولت ترامپ را از مطرح کردن مباحثات قدیمی بازنمی دارد. فقط هرچه که زمان بیشتری از سیاست اعمال فشار حداکثری ترامپ می گذرد، بی نتیجه بودن آن بیشتر آشکار می شود.

منبع: نشنال اینترست / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: تحریم ها علیه ایرانبرجامخروج آمریکا از برجامسیاست اعمال فشار حداکثری ترامپ علیه ایرانسیاست های ایران در منطقهتلاش آمریکا برای مقابله با نفوذ ایران در منطقهاشتباه ترامپ در خروج از برجام


نظر شما :

من ۲۸ آذر ۱۳۹۷ | ۱۱:۱۰
بگو عمو پیلار! رفت اون افریقایی (اوباما) از کأخ سفید زور نزن