نگاهی به کتاب "ظهور پوپولیسم ملی نو، اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی"

اسلام قربانی پوپولیسم نوین

۲۸ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۷۹۰۳۳ اخبار اصلی اروپا کتابخانه
کتاب "ظهور پوپولیسم ملی نو، اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی"بر این مساله تاکید دارد که اگر چه گفتمان راست کلاسیک ضد کمونیست و ضد یهودیت استوار بود، اما این نگرش در دوران جدید به سمت اندیشه های ضداسلام گرایانه و ضد جهانی شدن سوق پیدا کرده است؛ مساله ای که پیر آندره تاگیف و رافائل لیوژیه به عنوان نویسندگان کتاب در آن اشتراک نظر دارند.
اسلام قربانی پوپولیسم نوین

عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی ایرانی -  متن پیش رو نگاهی دارد به کتاب"ظهور پوپولیسم ملی نو، اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی"، نوشته پیر آندره تاگیف و رافائل لیوژیه.

درباره نویسندگان
"پیر آندره تاگیف"، فیلسوف، پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه (C.N.R.S)  و مدیر بخش تحقیقی موسسه مطالعات و تحقیقات سیاسی پاریس است که تالیفاتی در زمینه راسیسم (نژاد پرستی) دارد. پروفسور "رافائل لیوژیه"، جامعه شناس، فیلسوف، استاد دانشگاه در موسسه مطالعات سیاسی اکس آن پرونس(Aix en Province)، کالج بین الملل فلسفه و استاد وابسته در دانشگاه نانتر(پاریس ده) و صاحب تالیفاتی در زمینه جامعه شناسی دینی است.

نگاهی به کتاب

کتاب "ظهور پوپولیسم ملی نو، اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی"، نوشته پیر آندره تاگیف و رافائل لیوژیه ترجمه ادغامی کتاب "پوپولیسم نو" و کتاب "پوپولیسمی که در حال سربر آوردن است" می باشد. در همین رابطه کتاب دوم مصاحبه رژی میران با پروفسور لیوژیه است. اما در نگاهی کلی این کتاب در دو بخش سعی دارد که جریانات پوپولیستی اخیر که به شکل پررنگ و تقریبا کم سابقه ای اروپا را در برگرفته است را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد؛ در بخش نخست تاگیف ضمن ارائه تعریف پدیده ای به نام پوپولیسم و بررسی انواع آن و مقایسه اش با مفاهیمی مانند راست رادیکال، راست افراطی و راست فناتیک سعی در آن دارد که جهت گیری جدید غالب احزاب پوپولیستی نوین در اروپا را نوعی از عوام فریبی و عوام گرایی تلقی نماید که فرهنگ سیاسی خود را مبتنی بر ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک می دانند، اما عملا مطلق گرا بوده و تاکید بر پیش فرض اصل اقتدار ملت و اتحاد ملی دارند(تاگیف، لیوژیه، 1396: 6).
 تاگیف در حوزه مفهوم شناسی کلمه پوپولیسم اعتقاد دارد که این اصطلاح، نه به کارشناسان علم ارتباطات و نه مفسران ژورنالیست مربوط است و نه از دل معناسازی سیاستمدارانی که در زمینه سنجش افکار و تحلیل نتایج مبارزات انتخاباتی تخصص دارند، شکل گرفته است. در حقیقت از آغاز سال 1990 میلادی با ظهور جریان فکری لوپن  اصطلاح پوپولیسم رایج شد و توجه علاقه مندانش را به استفاده از مفاهیم مبهم و مغشوش در تعریف پدیده های نامشخص به خود جلب کرد. در این رابطه موریس لوگان، تارخ شناس در سال 1997 طی مصاحبه ای در خصوص رواج پوپولیسم فرضیه ای را مطرح کرد که بر مبنای آن می بایست برای گروه عوام فریبان خطرناک دموکراسی اصطلاحی در نظر گرفته شود، از این رو می توان به پوپولیسم نگاه داشت(همان 10 و11).

در ادامه مساله مهمی که نویسنده (تاگیف) بر آن تاکید دارد این است که با مرور ادبیات پوپولیسم ناگزیر به تحلیل جنبش های راست گرایانه افراطی هم بر می خوریم. راست افراطی مدت ها به عنوان معادل ساده فاشیسم و نئوفاشیسم به کار می رفت که یادآور تاریخ آراء و دکترین های سیاسی این اندیشه ها نبود، بلکه پوپولیسم بیشتر اقدامات این طیف را در عرصه تبلیغات به یاد می آرود. اما مساله اینجا است که در دوره پسانازیسم و آنتی کمونیسم تا سال های 1980 اندیشه های ضدکمونیستی و ضد یهودیت (فناتیک) کور مهمترین مخرج مشترک گروه های سیاسی متمایل به راست افراطی بود که در دو دهه منتهی به قرن 20 این واژه از راست افراطی به راست رادیکال تغییر نام داد. اصطلاحی زیبا تر، ولی همچنان مبهم؛ چرا که در واقع نمی توان با جایگزین کردن کلماتی مانند راست رادیکال به جای راست افراطی و یا رادیکالیسم راست به جای اکسترمیسم مفاهیم واقعی این جنبش ها را روشن کرد. در این باره سوال مهمی که باید پرسید این است که این گرایشات در چه زمینه هایی رادیکال هستند؟ مردم عادی نمی توانند به این سوال پاسخ مشخصی بدهند، چرا که آنها در 4 مفهومی که ممکن است آنها را در هم اداغام کند، تردید دارند؛ اول این که راست رادیکال که مفهومی خالص را در خود دارد و (از دید مخالفانش) راست واقعی به شمار می رود، خارجی ستیز، ناسیونالیست، نژادگرا، ضد یهود، کهنه گرا و محافظه کار است. دوم این که راست ها به همان میزان هم سازش ناپذیر، متعصب و فناتیک هستند. سوم این نگرش برای تحمل نظر خود به مردم حاضر به انجام خشونت است. در عین حال به عنوان یک تاکتیک به فرآیند انتخابات هم نگاه دارد و چهارم این که این جریان عوام فریب تنها به تکرار وعده های تکراری انتخاباتی دست می زنند. پس با توجه به این مساله کاربرد مفاهیم غلط مانند راست رادیکال بیگانه ستیز پوپولیستی با راست افراطی پوپولیستی مورد قبول نیست، چرا که در واقع الحاق صفت پوپولیست چیزی نیست جز حاصل یک بازی زبانی(همان: 16 و17).

در این راستا تاگیف معتقد است که اگر درباره کلمه پوپولیسم بخواهیم بحث کنیم باید آن را شکلی از عوام فریبی دانست، اما در عصر کنونی که با گسترش اطلاعات و اینترنت روبه روییم سبب شده تا دموکراسی های انتخاباتی به سمت دموکراسی های مبتنی بر افکار عمومی سوق یابد، لذا دیگر نمی توان عوام فریبی را از تبلیغات و پروپاگاندا باز شناخت. در عین حال نیز جنبش های نوین پوپولیستی جای مدل های قدیمی خود را گرفتند. از این رو در سال های آغاز قرن 21 شاهد سربرآرودن نشانه های جدی از پوپولیسم نوینی هستیم که در اروپای شمالی، جنوبی و غربی در حال رشد و تکثیر هستند. چرا که در سایه نتایج انتخابات سال 2009 می توان گفت که در 7 کشور هلند، بلژیک، دانمارک، مجارستان، اتریش، بلغارستان و ایتالیا این احزاب نوین بیش از 10 درصد آراء را کسب کردند و این مساله نشان از این دارد که پوپولیسم روز به روز در اروپا در حال رشد و نمو است(همان: 26). 

با این نکته تاگیف در فصل بعدی کتاب اعتقاد دارد که باید شاهد زوال مجد اروپا در سایه رشد پوپولیسم باشیم. نویسنده در ادامه باز نگاهی دارد به معنا و تعریف پوپولیسم و آن را کنش مردم در قبال سیاسیون می داند و در این راستا سه نوع پوپولیسم سیاسی، روستایی و فرهنگی را برای این مفهوم قائل است که در ادامه به تبیین هر کدام از آنها می پردازد. در این میان نویسنده (تاگیف) بر این مساله نیز تاکید دارد که اگر چه گفتمان راست کلاسیک بر ضد کمونیست و ضد یهودیت استوار بود، اما این نگرش در دوران جدید به سمت اندیشه های ضداسلام گرایانه و ضد جهانی شدن سوق پیدا کرده است(همان: 69).             

در بخش دوم کتاب با عنوان اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی رژی میران در مصاحبه ای  مفصل و طولانی با پروفسور رافائل لیوژیه ظهور جریان پوپولیستی نوین اروپایی را تحت عنوان "پوپولیسم سیال" مورد بحث و بررسی قرار می دهد. در این خصوص لیوژیه معتقد است که با ظهور سیاستمدارانی نظیر ژان ماری لوپن و دخترش مارین لوپن (رقیب دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری امانوئل ماکرون که شکست خورد) شرایط کنونی قاره سبز به طور حیرت آوری به سال های دهد 1930 میلادی یعنی سال های قبل از جنگ جهانی دوم شباهت دارد. تنها تفاوتی که می توان بین سال های 1930 و شرایط فعلی قائل شد این است که در آن سال ها یهودیان به عنوان دشمن جامعه اروپا معرفی می شدند، اما اکنون پوپولیست ها مسلمانان را جایگزین کرده اند. از این رو برنامه غالب پوپولیسم نوین اروپایی بر اسلام ستیزی تمرکز دارد. مساله ای که پروفسور لیوژیه و تاگیف در آن اشتراک نظر دارند. لذا لیوژیه با واقع بینی و بی طرفی عالمانه اتهامات علیه مسلمانان اروپا را مورد نقد شدید قرار داده و به این نتیجه می رسد که پوپولیست ها با تمرکز بر تهدید اسلامی شدن، بهانه های لازم را برای اقدامات خود جهت رسیدن به اهدافشان تبیین کرده اند(همان:6 و7). از این رو در پایان لیوژیه بر این بارو است که این دشمن جدید اروپا به نام پوپولیسم در همه جا و همه مرزهای ما وجود دارد؛ در جهانی شدن به هم ریخته، در نهادهای اروپایی، در تنوع قومی و دینی که همه این نکات از ویژگی های پوپولیسم نوین اروپا است؛ درست مثل این که ما توسط خود "آزادی" تهدید شویم (همان: 172).

کلید واژه ها: کتاب"ظهور پوپولیسم ملی نو، اروپا در چنبره احزاب پوپولیستی"


۱ رای

نظر شما :