لیبی و روزهای آغشته به التهاب های امنیتی - سیاسی

تسلیحاتی که دستاورد انقلاب را ربودند

۱۱ مهر ۱۳۹۲ | ۱۴:۳۰ کد : ۱۹۲۱۷۴۶ آسیا و آفریقا گفتگو
دکتر احمد بخشی،‌تحلیلگر مسائل شمال افریقا در گفتگو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به تسلیحاتی که از زمان انقلاب در میان گروه های مختلف باقی مانده از خطر تجزیه لیبی و عدم توازن میان مطالبه های مردمی و توانمدی های دولتی می گوید.
تسلیحاتی که دستاورد انقلاب را ربودند

دیپلماسی ایرانی: قذافی رفت و زیدان که دولت را در دست دارد برای کنترل اوضاع کشور درخواست کمک کرده است. اوضاع لیبی هم مانند سایر کشورهای متحول شده شمال افریقا پرآشوب است.  شهر بنغازی، مهد انقلاب لیبی از زمان  سرنگونی رژیم معمر القذافی دیکتاتور سابق لیبی با سلسله انفجارها علیه دستگاه امنیتی و یا شخصیت های سیاسی روبه رو است که در چند حمله نیروهای امنیتی و یک وکیل هدف قرار گرفتند. دلیل اصلی اینگونه ترورها در کشور لیبی در دست داشتن اسلحه است. از زمانی که مساله تحولات و برکناری قذافی مطرح شد به معترضین لیبیایی سلاح داده شد که این مساله امروز در جامعه این کشور دردسرساز شده است. به همین دلیل بوده که علی زیدان، نخست وزیر لیبی در دیدار با دیوید کامرون، از جامعه بین المللی خواسته است تا برای برقراری ثبات در این کشور کمک کنند. نخست وزیر لیبی تاکید کرده که اگر در لیبی کمک واقعی و عملی وجود نداشته باشد اوضاع بهبود نخواهد یافت. زیدان درباره راه مقابله با حملات گروه های مسلح در این کشور گفته است که ما همچنان می خواهیم که بحران از طریق گفت وگو و نه توسل به زور حل شود. راه حل این درگیری ها و کشتار در لیبی به دست جامعه جامعه بین الملل و به ویژه انگلیس سپرده شده است که تا به امروز آنها هم قدمی به جلو برنداشتند. با دکتر احمد بخشی، تحلیلگر مسائل شمال افریقا، در خصوص اوضاع کنونی لیبی، دلیل درخواست زیدان از انگلیسی ها و همچنین مساله فدرالی شدن این کشور به گفتگو نشستیم.

یکی از فرستادگان سازمان ملل صحبت از وجود چالش در انتقال قدرت در لیبی کرده است. در حال حاضر مهم ترین چالش ها در جامعه لیبی در چه مواردی خلاصه می شود؟

در ابتدا برای بررسی چالش در لیبی باید به گذشته ای رجوع کرد که  دوران شکل گیری دولت و یا حتی آنچه که در دوران قذافی شاهد بودیم را شامل می شود. مهم ترین چالش های  پیش روی لیبی و دلایل آنها به شرح زیر است:

1.    این  بحران ها ریشه در میراث تاریخی و ساختار جامعه قبیله ای در این کشور دارد. ما در لیبی شاهد جامعه ای با شاخص های مدرن  نیستیم و بیشتر بحث قبیله است که به طبع آن مطالبات قومی و منطقه ای به وجود می آید. به عنوان مثال منطقه بنغازی و شرق مطالبات خاص خود را دارند و طرابلس هم خواسته های مختص به خود را، این مساله نیز از آن زمان نشات می گیرد که قذافی ساختار و تئوری قدرت را در غرب لیبی یعنی همان منطقه طرابلس بنا نهاد.

2.     در تمامی کشورها به ویژه پس از تحولاتی همچون انقلاب و کودتا  که به نحوی  انتقال قدرت صورت می گیرد، مطالبات حداکثری مطرح می شود. اما دولتمردان با وضع موجود نمی توانند این مطالبات را  برآورده سازند.  بدین معنا که  سطح امکانات آنها از توقعات مردم پایین تر است. این بحران همان بحران توزیع منابع است.

3.     سومین چالش هم ناشی از تحولات دوران جنگ و پس از سرنگونی قذافی است. بدین معنا که در دوران جنگ تعدادی سلاح و مهمات در جامعه توزیع شد که توزیع این سلاح ها سبب شده که هر روز شاهد حضور جنبش ها و یا گروه های افراطی و همچنین مطالبات قومی و یا حتی تصفیه حساب های فردی باشیم. این بحران خود را در موضوعاتی همچون تحولات هر روزه در لیبی و یا بحث انفجارهایی که در برخی از شهرهای لیبی رخ می دهد و یا بحث قتل هایی که شکل زنحیره ای پیدا کرده و گروهی گروه دیگر را از پا در می آورد، نشان می دهد.

4.   منطقه شمال افریقا به عنوان چهارمین منطقه ای است که حوزه جغرافیایی حضور القاعده و افراطی هاست. این گروه ها  در شرق، جنوب و غرب این کشور فعالیت  دارند که به بحث صحرای افریقا، نزدیکی به الجزایر و بخش هایی که در شمال افریقا است بر می گردد.

5.  موضوع دیگر ناشی از تاثیرات دومینویی است که کشورهای همسایه بر لیبی گذاشته اند. بدین معنا که مطالبه ها و یا شبیه سازی آنچه که در مصر است در لیبی اتفاق می افتد. یعنی دولتی که در قدرت است نمی تواند توزیع منابع را به سرانجام برساند و  در نتیجه روندی همچون مصر شبیه سازی  می شود و یا حتی آنچه که در تونس است تا شاید منجر به تشکیل دولت آشتی ملی شود. این پنج عامل سبب می شود که امروزه شاهد بحران در کشور لیبی باشیم.

وضعیت اخوانی ها پس از تحولات اخیر مصر و کنار رفتن اخوان المسلمین از قدرت چگونه است؟

موضع اخوانی ها در لیبی کاملا برعکس مصر است، بدین معنا که اخونی ها در مصر اکثریت بودند و دولت حاکم اخوانی بود در حالیکه در کشور لیبی اخوانی ها اقلیت هستند و از مجموع 80 کرسی پارلمان 17 کرسی را به خود اختصاص داده اند و جبهه نجات ملی است که اکثریت را داراست. در نتیجه در لیبی اخوانی ها در جامه اپوزسیون ایفای نقش می کنند.مردم مطالباتی دارند و  دولتمردان لیبی به دلیل آنکه امنیت و آرامش وجود ندارد توان پاسخگویی ندارند و از سوی دیگر نمی توانند خواسته های اقتصادی را هم پاسخگو باشند به دلیل آنکه دولت اخوانی نیست در نتیجه اخوان المسلیمن در لیبی نقش معترضان به دولت را بازی می کنند. اما در مصر و تونس کاملا برعکس و اخوان اکثریت هستند.البته درست است که در لیبی اخوانی ها پس از جبهه نجات ملی رتبه دوم را دارند اما به دلیل آنکه تعداد آنها کم است  نتوانستند دامنه فعالیت خود را  گسترش دهند و  در اقلیت قرار دارند. باید اضافه کرد که اخوانی ها، سلفی ها و القاعده ای ها در لیبی به عملکرد دولت معترضند و در بسیاری از موارد خواستار استعفای دولت زیدان هستند.

زیدان از انگلیس درخواست کمک کرده تا آنها بتوانند کشور را از وجود این میزان سلاح پاک کنند. ظاهرا اینگونه توافق شده که فرانسه و انگلستان مامور پرونده لیبی باشند، تا به امروز  این کشورها چه قدم هایی  برای برقراری آرامش در  لیبی برداشته اند؟

این کشورها آنچه را که جامعه بین الملل انتظار داشتند و یا مردم لیبی انتظار دارند انجام ندادند. پس از سرنگونی قذافی شاهد تحولات گوناگونی در لیبی هستیم همانند خشونت ها، حمله به سفارت خانه ها و یا حمله به بخش های دولتی، نگاه مردم و مطالباتی که پاسخ داده نشده، چندین میلیون سلاح در کشور لیبی همچنان وجود دارد، حوزه نفوذ القاعده است  و منطقه ای است که  قاچاق سلاح به راحتی انجام می شود و در زمان جنگ اسلحه برای گروه های معارض فرستاده می شد که این میراث همچنان مانده است و دولت جدید پس از قذافی باید این میراث را جمع آوری کند. ضمن دیدارهایی که نخست وزیر لیبی داشته است خواستار کمک برای جمع آوری این سلاح ها از انگلستان، سازمان ملل و کمسیون خلع سلاح شده است. هشداری که داده می شود بر این مبناست که  فضای جامعه لیبی بسیار پر تنش است و وجود اسلحه در هر خانه ای این فضا را بحرانی تر می کند.  

بحران دیگری که در کشور لیبی مطرح است بحث فئودالی شدن است که برخی از مناطق درخواست استقلال کرده اند. این بحران در حال حاضر چگونه مدیریت می شود؟

بله بحران مطالبات قومی وجود دارد و یا موضوعی با عنوان تقسیمات کشوری در لیبی مطرح است. همانطور که می دانید بحث جدایی طلبی برای امروز لیبی وجود دارد و برای آینده لیبی هم وجود خواهد داشت. بدین معنا که از زمان قذافی گروه شرق و شهر بنغازی ادعای خودمختاری داشتند به دلیل آنکه در تعارض بودند. در حال حاضر منطقه شرق لیبی با توجه به اینکه ادعا می کند آغاز کننده انقلاب بوده مطالبات بیشتری دارد و منطقه غرب و طرابلس که در گذشته جزو قلمرو و جغرافیایی قذافی بوده اعتراض دارند که بحث توزیع منابع به درستی انجام نمی شود. تمامی این بحران ها اگر حل نشود منجر به جنگ های داخلی می شود. خواسته زیدان از مقامات انگلیسی و سازمان ملل نیز بدین معناست که دولت در پاسخگویی به مطالبات مردم ناتوان است و به نیازهای بین المللی محتاج است. در مرحله دیگر  اسلحه ها باید جمع آوری شود چرا که  در غیر اینصورت با توجه به مطالبات مردم امکان گسترش بحران ها و جنگ  داخلی پیش می آید.

با توجه به پیشینه تاریخی که وجود دارد لیبی به سه منطقه جنوب و شرق و غرب تقسیم می شود و حتی در زمان انتخابات هم زمرمه این مساله بود. ممکن است فضایی همانند مالی پیش آید که در این کشور گروه های جدایی طلب شمال مالی را جدا کردند. در کشور لیبی هم اگر مطالبات مردم پاسخ داده نشود و سلاح ها را از سطح شهرها جمع نکنند ممکن است احتمال جدایی طلبی قوت یابد. بنابراین این بحران ها جدایی طلبی را نتیجه می دهد و جدایی طلبی هم ممکن است مداخلات بین المللی را در پیش داشته باشد همانند آنچه که در مالی رخ داد ، دولت در این کشور ناتوان بود و نتوانست بر تمام کشور حکومت کند، بخشی از کشور ادعای خودمختاری کرد و در نتیجه فرانسه وارد این درگیری شد. در لیبی نیز با توجه به اینکه جامعه جهانی با رهبری انگلیس این ماموریت را انجام می دهد این احتمال وجود دارد که  اگر اوضاع کنترل نشود جنگ داخلی به وجود آید، ادعای جدایی طلبی مطرح شود و همانند فرانسه که در مالی فعال شد انگلیس در لیبی اقدام کند. در نتیجه در حال حاضر دولت لیبی به مقامات سازمان ملل و انگلیس که مسئول این پرونده هستند هشدار می دهد.

در حال حاضر پرونده ایالت هایی که قصد داشتند خودمختار شوند به کجا رسیده و آیا به شکل جدی این موضوع مطرح شده است؟

  از نظر دولت لیبی این مساله پذیرفته شده نیست و از نظر نظام بین الملل نیز فدرالی شدن مساله ای نیست که در نظام بین الملل مطرح شده و سندیت تاریخی داشته باشد. بنابراین هیچ گونه سابقه تاریخی هم مبنی براین موضوع وجود نداشته است هرچند که تمامی این مسائل ناشی از بحران هایی است که حکومت ها به وجود آوردند و تنها راه برون رفت از بحران آن است که ادعای خودمختاری کنند. در دوران قذافی به دلیل آنکه به منطقه غرب و زادگاه خود توجه بیشتری می کرد منطقه بنغازی دست به شورش هایی زد که بلافاصه سرکوب شدند و این مسائل تا زمان تحولات و انقلاب در لیبی ادامه داشت. از زمان گذار و پس از قذافی و در دوران دولت انتقالی هم که هنوز رژیم قذافی به طور کامل از بین نرفته بود منطقه شرق و بنغازی دولت در سایه ای تشکیل داد. اما پس از آنکه گروه های مختلف انتخابات مجلس را برگزار کردند و بنغازی هم سهم گرفت خاموش شد. باید اشاره کرد این مواضع فدرالی شدن همچنان وجود دارد و می توان گفت فدرالی بودن در لیبی امری نسبی است و بستگی به کارامدی دولت در لیبی دارد. بدین معنا که به هر میزان کارآمدی دولت بالا رود و عدالت توزیعی منابع را میان گروه های مختلف تقسیم کند  و یا موضوع توسعه را به تمامی مناطق کشور برساند این مساله کمرنگ خواهد شد. اما با ایجاد بحران در کشور و فضای هرج و مرج هر کدام از گروه های مختلف ادعای  خودمختاری خواهند داشت. از سوی دیگر نظام بین الملل هم باید به درخواست نخست وزیر لیبی توجه کرده  و کمک کند. اگر زیدان این درخواست را کرده به نوعی قصد داشته تا به شکل ضمنی به جامعه جهانی هشدار دهد که اگر به لیبی کمک نشود ممکن است فعالیت های تروریستی در این کشور ظهور و بروز پیدا کند. باید در اینجا اشاره کرد که دولت لیبی از این طریق به جامعه حهانی هشدار داده تا ژشت دیپلماسی برای دریافت کمک های بین المللی و سرپوش گذاشتن بر ناکارامدی دولت باشد. چراکه دولت های پس از تحولات در شمال افریقا یعنی در مصر، تونس و لیبی نتوانستند مطالبات و آرمان های انقلابیون را برآورده کرده و پاسخ دهند و در نتیجه این بحران ها همچنان ادامه خواهد داشت.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14  


انتشار اولیه: یکشنبه 7 مهر 1392/ باز انتشار: پنجشنبه 11 مهر 1392

کلید واژه ها: لیبیمصردكتر احمد بخشي


نظر شما :