ایران و جنبش عدم تعهد

خاتمی صدام را دیکتاتور خواند

۰۹ شهریور ۱۳۹۱ | ۱۵:۳۰ کد : ۱۹۰۶۱۴۰ اخبار اصلی آسیا و آفریقا غیرمتعهدها در تهران
دیپلماسی ایرانی به بهانه برگزاری نشست سران کشورهای غیرمتعهد در تهران، تاریخ حضور ایران در نشست های سران کشورهای عضو را بازخوانی کرده است. قاسم محبعلی، سفیر سابق ایران در مالزی، روایت خود را از نشست سیزدهم در کوالالامپور بازگو می کند که در آستانه حمله آمریکا به عراق تشکیل شده و موضع ایران در قبال این موضوع مورد توجه قرار گرفته است.
خاتمی صدام را دیکتاتور خواند

دیپلماسی ایرانی: ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل عضویت در پیمان نظامی سنتو و قرار داشتن در پایگاه غرب از عضویت در جنبش عدم تعهد محروم مانده بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و استوار شدن سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اصل نه شرقی، نه غربی، ایران ضمن پیوستن به جنبش عدم تعهد به یکی از مهم ترین کشورهای عضو این جنبش تبدیل شد. دیپلماسی ایرانی به بهانه برگزاری شانزدهمین نشست سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، تلاش کرده است تا مروری بر حضور مقامات ایرانی در کنفرانس های سران داشته باشد. برای مرور نشست سران در کوالالامپور که آقای خاتمی نیز به عنوان رئیس جمهور ایران در آن شرکت کرده است به سراغ قاسم محبعلی رفتیم. او که سابقه سفارت در یونان را نیز در کارنامه خود دارد، در آن زمان سفیر ایران در مالزی بوده است. روایت قاسم محبعلی، سفیر سابق ایران در مالزی در آن زمان را از نشست سران جنبش عدم تعهد در جاکارتا می خوانید:

اجلاس سیزدهم سران عدم تعهد در اسفند 1381 (20 تا 25 فوریه 2002) کوالالامپور برگزار شد و من در آن زمان به عناون سفیر ایران در مالزی مشغول به خدمت بودم. شرکت سید محمد خاتمی رییس جمهور در این اجلاس تلاش دیپلماتیک هیئت ایرانی را ایجاب می کرد.  البته براساس تصمیم اجلاس دوازدهم سران در دوربان، بنگلادش به عنوان میزبان بعدی اجلاس سران تعیین گردیده بود و قرار بود اجلاس وزرای خارجه عدم تعهد در ژانویه و اجلاس سران در آوریل سال 2002 برگزار شود اما با انصراف بنگلادش و سپس اردن از برگزاری اجلاس سران، در سیزدهمین اجلاس وزرای خارجه عدم تعهد در دوربان آفریقای جنوبی، کشور مالزی به عنوان میزبان اجلاس سیزدهم سران تعیین و اجلاس مذکور از 20 تا 25 فوریه 2002 در کوالالامپور پایتخت مالزی برگزار شد.

این اجلاس نخستین اجلاس سران عدم تعهد پس از حوادث تروریستی 11 سپتامبر در نیویورک بود و لذا تروریسم به یکی از مباحث عمده اجلاس سیزدهم تبدیل شد. از سوی دیگر اجلاس کوالالامپور کمتر از یک ماه قبل از حمله آمریکا به عراق و در بحبوحه مباحث شورای امنیت سازمان ملل در خصوص عراق برگزار شد. به طور طبیعی مسئله عراق از اصلی ترین موضوعات مطرح در سخنرانی سران کشورهای شرکت کننده در اجلاس بود و همه چیز تحت تاثیر امکان عملیات نظامی آمریکا علیه عراق بود. طبیعتا ملاقات ها و مذاکرات بین سران و کشورها تحت تاثیر موضوع برکناری صدام حسین، رئیس جمهور عراق بود که خود یکی از اعضای عدم تعهد محسوب می شد.

باید به این نکته نیز اشاره کرد که این کنفرانس  یکی از شلوغ ترین کنفرانس های عدم تعهد بود. یعنی بیش از 70 کشور از اعضای عدم تعهد در سطح سران شرکت کرده بودند که تاجایی که من می دانم چنین حجمی از سران در نشست های عدم تعهد چندان سابقه ندارد. تا آن موقع از 114 عضو جنبش عدم تعهد بودند که بیش از نصف اعضاء یعنی حدود 70 کشور در سطح عالی شرکت کرده بودند. حتی کشورهایی که عضو ناظر جنبش عدم تعهد بودند یا مهمان اجلاس بودند در سطح عالی شرکت کرده بودند.

یکی از دلایل استقبال گسترده اعضای جنبش عدم تعهد از این اجلاس میزبان آن یعنی مالزی بود. مالزی کشوری بود که جذابیت های ویژه ای برای اعضا داشت. کشورهای عدم تعهد عمدتا از کشورهای در حال توسعه هستند و طبیعتا با توجه به شرایطی که دارند کنفرانس ها را برگزار می کنند. مالزی یکی از پیشرفته ترین کشورهای عدم تعهد محسوب می شود و دارای امکانات زیادی بود و لذا استقبال گسترده ای از این اجلاس صورت گرفت.

از سوی دیگر با توجه به اوج گیری بحران عراق و بالاگرفتن احتمال حمله آمریکا و متحدانش به عراق، این کنفرانس جذابیت خود را پیدا کرده بود. علاوه بر این چون مهاتیر محمد، نخست وزیر وقت مالزی سال آخر دولت خود را سپری می کرد، دولت مالزی تلاش مضاعفی کرده بود که این اجلاس با شکوه تمام برگزار شود. با توجه به افزایش حضور شرکت کننده ها ملاقات ها و مذاکرت حاشیه ای این اجلاس نیز زیاد شده بود.

چنانچه اشاره کردم سوژه داغ بین المللی آن زمان مسئله عراق و حمله نظامی آمریکا به این کشور و وضعیت آینده عراق بود. چون ایران همسایه مهم عراق بود موضع ما بسیار مهم بود. لذا کشورهای مختلف علاقه مند بودند با آقای خاتمی دیدار داشته باشند و از موضع و برخورد ایران با این موضوع مطلع شوند و با ایران رایزنی کنند. همسایگی ما با عراق و این که ما هشت سال با عراق در جنگ بودیم، موجب شده بود که موضع ما مهم باشد. این سوال مطرح بود که ما با حمله آمریکا به عراق همراهی می کنیم؟ یا مخالفت می کنیم؟ و یا بی طرف هستیم؟

همان طور که می دانید اجلاس عدم تعهد بیشتر یک محفل محسوب می شود و تاثیر عملی در جهت گیری و تصمیم گیری های بین المللی نداشته است. در زمان جنگ سرد این جنبش نقش موثر تری داشت ولی هیچ گا ه نقش عملی نداشته است. بنابراین این جنبش بیشتر محفلی محسوب می شد که به خصوص کشورهای در حال توسعه با هم صحبت می کردند و مواضع خود را هماهنگ و اعلام می کردند و یا این لابی ها و هماهنگی ها در مجمع عمومی سازمان ملل یا در دیگر مجامع بین المللی می توانست موثر باشد؛ ولی خود این جنبش نقشی در تصمیم گیری های بین المللی ندارد. از این رو در آن کنفرانس که سوژه عراق مطرح بود، کشورها تلاش می کردند موضع واحدی درقبال این بحران بگیرند. با توجه به تم کنفرانس و مواضعی که عدم تعهد عموما تا آن زمان اتخاذ کرده بود، این موضع بیشتر مخالفت با حمله آمریکا به عراق محسوب می شد. در واقع  بعد از  جنگ سرد، این جبنش بیشتر رویکرد ضد استعماری و ضد غربی پیدا کرد. طبیعتا بسیاری از کشورها موافق بودند که موضع مخالفت با حمله نظامی به عراق اتخاذ شود و از کنفرانس چنین موضعی خارج شود.

باید توجه داشت که معمولا دستور کار عدم تعهد از اجلاس وزرای خارجه قبلی تعیین می شود و به جز بیانیه پایانی که معمولا با همکاری میزبان تنظیم می شود، بقیه قطعنامه ها معمولا قبلا در اجلاس وزرای خارجه تنظیم شده است و کمتر چیز جدیدی به اسم قطعنامه مطرح می شود. ولی در آن زمان سوریه که ریاست هیئت آن را عبدالحلیم خدام معاون وقت رئیس جمهور سوریه به عهده داشت، به شدت به دنبال گنجاندن موضع مخالف با حمله آمریکا به عراق در قطعنامه های اجلاس بود. (عبدالحلیم خدام هم بعد از ترور رفیق جریری از بشار جدا شد و به پاریس رفت.) اگر چه عراق و سوریه سالها روابط سردی داشتند ولی وقتی قضیه حمله آمریکا به عراق مطرح شده بود، مقامات سوریه از این موضوع ترسیده بودند و نسبت به حکومت صدام حسین تغییر موضع داده بودند و تلاش می کردند که به نفع عراق و حکومت صدام موضعی اتخاذ شود. خدام در ملاقات و تماس با هیئت ایرانی تلاش می کرد که آقای خاتمی را مجاب کند که جلسه ای با طه یاسین معاون رئیس جمهور عراق برقرار کند و موضعی از ایران به نفع صدام حسین در بیاورد. ولی یکی از مهم ترین اتفاقات این اجلاس این بود که آقای خاتمی حاضر نشد به طه یاسین وقت ملاقات بدهد. علاوه بر سوریه کشورهای دیگری هم در اجلاس بودند که چنین توصیه ای می کردند ولی آقای خاتمی این ملاقات را نپذیرفت.

علاوه بر این برخی از کشورها به آقای خاتمی توصیه می کردند که در سخنرانی خود در جلسه عمومی اجلاس موضعی به ضرر عراق نگیرد و تا حد امکان به نفع عراق حرف بزند. علی رغم این توصیه ها آقای خاتمی سخنرانی خود در جلسه عمومی سران عدم تعهد از صدام حسین به عنوان یک دیکتاتوری که باعث کشتار مردم خود شده و  به راه افتادن دو جنگ در منطقه شده بود. این موضع شاخصی بود که برخلاف انتظار بسیاری از کشورهای عدم تعهد بود.   

یکی از شخصیت های دیگری که در این کنفرانس حضور داشت و حاشیه هایی به دنبال داشت فیدل کاسترو، رهبر کوبا بود.قرار بود اجلاس بعدی یعنی اجلاس چهاردهم سران عدم تعهد در سال 2006 (1385) در کوبا برگزار شود و از این رو فیدل کاسترو در این اجلاس شرکت کرده بود. ملاقات آقای کاسترو با آقای خاتمی از مفصل ترین  و طولانی ترین ملاقات هایی بود که من خاطرم می آید آقای خاتمی انجام داد. فیدل کاسترو یکی از پر حرف ترین رهبران جهان است و وقتی حرف می زد یکی دو ساعت طول می کشید و حتی گاهی رشته کلام از دستش در  می رفت. طبیعتا یکی از مشکلات هیئت ایرانی تنظیم وقت این ملاقات با دیگر وقت های ملاقات آقای خاتمی بود. چون نمی توانستیم تنظیم کنیم که کی ملاقات به پایان می رسد. از نکات ویژه این ملاقات این بود که کاسترو به دنبال این بود که جبهه ای را با هماهنگی ونزوئلا در آمریکای لاتین تشکیل دهند. هوگو چاوز چند سالی بود که در ونزوئلا به قدرت رسیده بود و آ نها به دنبال این بودند که جبهه مستقلی خارج از نفوذ امریکا شکل دهند. توصیه کاسترو به آقای خاتمی این بود که ایران با این جبهه همکاری کند تا بتو انند از کمک های جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.

بنابراین کاسترو یکی از سو‍ژه های این کنفرانس بود. البته در هر کنفرانسی چند رهبر هستند که بیشتر از دیگران مورد توجه قرار می گیرند. در این نشست هم علاوه بر کاسترو، آقای خاتمی هم به دلیل ویژگی های شخصیتی و همچنین بحث عراق و اهمیت موضع ایران بیشتر از دیگران مورد توجه قرار گرفت. در اجلاس امسال هم اگر محم مرسی شرکت کند ممکن است او سوژه مطرح اجلاس باشد یعنی با توجه به موقعیت مصر، تازگی او و این که شخصیت جدیدی است، ممکن است خبر ساز کنفرانس باشد. خبرساز آن زمان هم سید محمد خاتمی و فیدل کاسترو بودند.

موضع آقای خاتمی در قبال مسئله عراق در این اجلاس بسیار خبر ساز شد. چنانچه گفتم بحث عمده کنفرانس، مسئله عراق و احتمال حمله و مواضع کشورها در این مورد بود که کشورهای سنتی عدم تعهد تمایل به موضع گیری به نفع عراق داشتند و کشورهای جدیدی که بعد از جنگ سرد به عدم تعهد پیوسته بودند بی طرف یا حتی موافق حمله بودند. بنابراین کنفرانس نتوانست در مورد موضع اعضای عدم تعهد در قبال حمله آمریکا و متحدانش به عراق اجماعی پیدا کند و تلاش های هیئت سوری و عراقی برای کسب حمایت این اجلاس به شکست انجامید.

نطق آقای خاتمی از این جهت اهمیت داشت که در مورد عراق چه می گوید. توصیه دیپلمات ها این بود که با توجه به تم کنفرانس و رویکرد اعضای دیگر جنبش که بر این سیاق بودند که از عضو خود حمایت کنند، آقای خاتمی موضع تندی نگیرد. آقای خاتمی در موقع سخنرانی خود در جلسه عمومی سران فی البداهه کلمه دیکتاتور را به متن نوشته شده اضافه کردو این اتفاق مهمی بود که توجه کنفرانس را به موضع ایران و نظرات آ قای خاتمی جلب کرد. آقای خاتمی  بر خلاف دیگر اعضا که سیاسی فکر می کردند و مسائلی مثل دموکراسی و حقوق مردم خیلی برایشان اهمیت نداشت به دموکراسی خواهی توجه ویژه ای داشتند و شاید از این رو بود که در آن برهه حساس و در زمانی که صدام حسین در آستانه برکناری با حمله نظامی بود، از او به عنوان دیکتاتور نام برد.  /12

کلید واژه ها: جنبش عدم تعهدسید محمد خاتمیکوالالامپورقاسم محبعلی


نظر شما :