دانشگاههای ترکیه؛ میان جاهطلبی جهانی و واقعیت رتبهبندیهای علمی
واقعیت پنهان آموزش عالی ترکیه چیست؟
نویسنده: سامان موسوی، دانشجوی دکترای اقتصاد بینالملل
دیپلماسی ایرانی: گسترش دانشگاهها، افزایش شمار دانشجویان و رشد تولیدات علمی، ترکیه را به یکی از بازیگران مهم آموزش عالی در منطقه تبدیل کرده است؛ با این حال، بررسی رتبهبندیهای بینالمللی و شاخصهای پژوهش و توسعه نشان میدهد که این کشور برای تبدیلشدن به یکی از قدرتهای علمی جهان همچنان با چالشهایی از جمله کیفیت پژوهش، اثرگذاری استنادی، همکاریهای بینالمللی و ارتباط دانشگاه با صنعت روبهرو است.
ترکیه طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی در توسعه آموزش عالی انجام داده و توانسته است شمار زیادی از دانشگاههای دولتی و خصوصی را در نظام آموزش عالی خود جای دهد. حضور دانشگاههایی مانند کوچ، سابانجی، بیلکنت، دانشگاه فنی خاورمیانه و دانشگاه فنی استانبول در رتبهبندیهای جهانی نیز نشاندهنده شکلگیری ظرفیتهای علمی قابل توجه در این کشور است.
با این حال، پرسش اساسی این است که آیا گسترش کمی آموزش عالی توانسته است ترکیه را به قدرتی علمی در مقیاس جهانی تبدیل کند؟
بررسی دادههای نظامهای رتبهبندی دانشگاهی از جمله QS، تایمز هایر اجوکیشن (THE) و شانگهای، در کنار شاخصهای Nature Index و اطلاعات سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، تصویری چندوجهی از وضعیت علمی ترکیه ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، پیشرفت برخی دانشگاهها و رشتهها در کنار محدودیتهای ساختاری نظام پژوهش قرار دارد.
رتبه دانشگاههای ترکیه در جهان؛ حضور قابل توجه، فاصله با پیشتازان رتبهبندیهای بینالمللی نشان میدهند که تعدادی از دانشگاههای ترکیه در سطح جهانی جایگاه قابل توجهی دارند، اما فاصله میان آنها و دانشگاههای پیشتاز جهان همچنان محسوس است.
بر اساس دادههای ارائهشده برای رتبهبندی جهانی تایمز هایر اجوکیشن در سال ۲۰۲۷، دانشگاه کوچ و دانشگاه فنی خاورمیانه در بازه رتبهای ۳۲۶ تا ۳۵۰ قرار گرفتهاند. دانشگاه سابانجی در بازه ۳۷۶ تا ۴۰۰، دانشگاه بوغازیچی در بازه ۴۰۱ تا ۴۵۰ و دانشگاههای بیلکنت و فنی استانبول بهترتیب در بازههای ۶۵۱ تا ۷۰۰ قرار داشتهاند. این جایگاهها نشان میدهند که ترکیه از دانشگاههای شناختهشده بینالمللی برخوردار است، اما هنوز دانشگاهی از این کشور در جمع دانشگاههای پیشتاز جهان جایگاه تثبیتشدهای ندارد.
در مقابل، دانشگاههایی مانند امآیتی، آکسفورد، کمبریج، استنفورد و مؤسسه فناوری فدرال زوریخ در شمار مراکز دانشگاهی برجسته جهان قرار دارند.
در آسیا نیز دانشگاههای تسینگهوا و پکن در چین، دانشگاه ملی سنگاپور و دانشگاههای برتر هنگکنگ و ژاپن از بازیگران اصلی رقابت علمی جهانی محسوب میشوند.
البته رتبهبندیهای بینالمللی از روشهای یکسانی استفاده نمیکنند. در حالی که برخی نظامها به شهرت علمی، اشتغالپذیری و بینالمللیشدن وزن بیشتری میدهند، برخی دیگر بر کیفیت پژوهش، استنادها و دستاوردهای علمی تأکید دارند. از این رو، ارزیابی عملکرد دانشگاهها تنها بر اساس یک رتبه کلی نمیتواند تصویر کاملی از توان علمی آنها ارائه دهد.
ترکیه در آسیا؛ قدرت منطقهای در برابر قطبهای علمی شرق
ترکیه در رتبهبندیهای آسیایی نیز حضور قابل توجهی دارد و چند دانشگاه آن در شمار ۱۰۰ دانشگاه برتر این منطقه قرار گرفتهاند. با این حال، مقایسه با قطبهای علمی شرق آسیا نشان میدهد که این کشور هنوز به جایگاه دانشگاههای پیشتاز چین، ژاپن، سنگاپور و کره جنوبی نرسیده است.
چین طی سالهای گذشته با سرمایهگذاری گسترده در تحقیق و توسعه، توسعه زیرساختهای آزمایشگاهی و جذب پژوهشگران بینالمللی توانسته است دانشگاههای متعددی را در سطح بالای رتبهبندیهای جهانی قرار دهد.
سنگاپور نیز با تمرکز منابع در شمار محدودی از دانشگاههای پژوهشمحور، جایگاهی برجسته در تولید علم و جذب استعدادهای بینالمللی به دست آورده است.
ترکیه در مقایسه با بخش بزرگی از نظام دانشگاهی آسیا ظرفیت علمی قابل توجهی دارد، اما در بالاترین سطح رقابت علمی منطقه، بهویژه در پژوهشهای پیشرفته و اثرگذار، همچنان با فاصله روبهرو است.
مقایسه با اروپا؛ شکاف در رأس نظام دانشگاهی
مقایسه دانشگاههای ترکیه با اروپا نیز به تفکیک میان نظامهای دانشگاهی و سطوح مختلف عملکرد نیازمند است. اروپا از دانشگاههای پیشتازی مانند آکسفورد، کمبریج، امپریال کالج لندن، مؤسسه فناوری فدرال زوریخ و مؤسسه فناوری فدرال لوزان برخوردار است؛ مراکزی که در بسیاری از شاخصهای پژوهشی و بینالمللی جایگاه ممتازی دارند.
در مقابل، دانشگاههای برتر ترکیه در برخی حوزهها با دانشگاههای خوب اروپای مرکزی، شرقی و جنوبی رقابتپذیرند.
بنابراین، توصیف کل دانشگاههای ترکیه بهعنوان مجموعهای عقبمانده از اروپا دقیق نیست؛ همانطور که تعمیم موفقیت چند دانشگاه برتر ترکیه به کل نظام آموزش عالی این کشور نیز تصویری کامل ارائه نمیدهد.
مسئله اصلی، فاصله میان دانشگاههای نخبه ترکیه و مراکز پیشتاز علمی اروپاست؛ فاصلهای که در شاخصهایی مانند پژوهشهای پراستناد، حضور در مرز دانش و ظرفیت تولید فناوریهای جدید بیشتر نمایان میشود.
دانشگاههای دولتی و خصوصی؛ تفاوت در الگوی عملکرد
یکی از ویژگیهای نظام آموزش عالی ترکیه، حضور دانشگاههای خصوصیِ بنیادمحور در میان مراکز علمی برجسته کشور است. دانشگاههایی مانند کوچ و سابانجی در کنار دانشگاههای دولتی نظیر دانشگاه فنی خاورمیانه، فنی استانبول و بوغازیچی از مهمترین نامهای ترکیه در رتبهبندیهای بینالمللی به شمار میروند. در برخی شاخصهای تایمز هایر اجوکیشن، دانشگاه کوچ در کیفیت پژوهش امتیاز ۷۱.۶ و در شاخص صنعت امتیاز ۹۱ را کسب کرده است. دانشگاه سابانجی نیز در شاخصهای یادشده بهترتیب امتیازهای ۶۸.۳ و ۹۸.۱ را به دست آورده است. در همین مقایسه، دانشگاه فنی خاورمیانه در کیفیت پژوهش امتیاز ۵۵.۴ و در شاخص صنعت امتیاز ۸۹.۸ داشته است. این ارقام، در صورت تطبیق با نسخه اصلی رتبهبندی، نشان میدهند که برخی دانشگاههای خصوصی ترکیه در حوزههایی مانند پژوهش و ارتباط با صنعت عملکرد قابل توجهی دارند.
با این حال، تفاوت در مأموریت دانشگاهها، اندازه مؤسسات، رشتههای آموزشی و ساختار تأمین مالی باید هنگام مقایسه آنها در نظر گرفته شود. دانشگاههای دولتی بزرگ معمولاً از شبکه گستردهتری از دانشکدهها، بیمارستانها، مراکز پژوهشی و رشتههای دانشگاهی برخوردارند؛ در حالی که برخی دانشگاههای خصوصی نخبه با تمرکز منابع و فعالیتهای پژوهشی در مقیاس محدودتر، امکان بیشتری برای تقویت حوزههای تخصصی دارند. از این رو، نمیتوان بر اساس عملکرد چند دانشگاه، درباره برتری مطلق دانشگاههای دولتی یا خصوصی در کل ترکیه نتیجهگیری کرد.
تعداد مقاله کافی نیست؛ مسئله اثرگذاری پژوهش یکی از محورهای اصلی ارزیابی قدرت علمی کشورها، تفاوت میان افزایش تعداد مقالات و ارتقای کیفیت و اثرگذاری آنهاست.
مطالعهای منتشرشده در مجله علمی Scientometrics که عملکرد پژوهشی آموزش عالی ترکیه را در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۲ بررسی کرده است، به محدودیتهایی در اثرگذاری انتشارات علمی این کشور اشاره میکند. بر اساس نتایج این پژوهش، اثرگذاری مقالات ترکیه در دوره بررسیشده در مجموع پایینتر از میانگین جهانی بوده و همکاری دانشگاه و صنعت نیز همچنان با محدودیتهایی روبهرو بوده است. اهمیت این یافته در آن است که رشد تعداد مقالات بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده ارتقای جایگاه علمی باشد. برای ارزیابی دقیقتر باید بررسی کرد که مقالات تا چه اندازه مورد استناد قرار میگیرند، چه سهمی در پیشبرد مرزهای دانش دارند و تا چه میزان به فناوری، نوآوری و حل مسائل اقتصادی و اجتماعی منجر میشوند.
همچنین، همکاریهای بینالمللی میتواند امکان دسترسی به زیرساختهای پیشرفته، تبادل دانش و مشارکت در پروژههای بزرگ علمی را افزایش دهد. از این منظر، کیفیت شبکههای پژوهشی و میزان حضور دانشگاهها در پروژههای مشترک جهانی، در کنار تعداد انتشارات، اهمیت دارد.
Nature Index؛ نقاط قوت ترکیه
در برخی حوزههای علمی دادههای Nature Index نیز امکان بررسی بخشی از تولیدات علمی کشورها را فراهم میکند. این شاخص بر مشارکت پژوهشگران در مجموعهای محدود از مجلات علمی منتخب تمرکز دارد و نباید آن را معادل کل تولیدات علمی یا کیفیت همه رشتههای دانشگاهی دانست. بر اساس دادههای ارائهشده برای دوره منتهی به ۳۰ مه ۲۰۲۶، ترکیه در رتبهبندی کلی Nature Index در جایگاه ۲۹ جهان قرار داشته است. در همین مجموعه داده، این کشور در علوم اجتماعی رتبه ۱۹، علوم کاربردی رتبه ۲۳ و علوم زمین و محیطزیست رتبه ۲۵ را کسب کرده است. این نتایج نشان میدهد که توان علمی ترکیه در همه حوزهها یکسان نیست و برخی زمینهها عملکرد بهتری نسبت به جایگاه کلی نظام دانشگاهی دارند.
در مهندسی و فناوری نیز دانشگاه فنی استانبول از مراکز مهم ترکیه به شمار میرود. حضور این دانشگاه در رتبهبندیهای موضوعی رشتههای مهندسی، معماری و برخی حوزههای فنی نشاندهنده ظرفیت تخصصی آن است.
با این حال، Nature Index تنها بخشی از پژوهشهای منتشرشده در مجلات منتخب را پوشش میدهد. بنابراین، این رتبهها باید در کنار شاخصهای استنادی گستردهتر، دادههای رشتهای و عملکرد دانشگاهها در سایر نظامهای ارزیابی تحلیل شوند.
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه؛ فاصله با اقتصادهای دانشبنیان
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه از عوامل مهم شکلگیری دانشگاههای پژوهشمحور و ارتقای توان نوآوری کشورهاست. بر اساس دادههای مورد استناد سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، هزینه ناخالص تحقیق و توسعه ترکیه در سال ۲۰۲۴ معادل ۱.۴۶ درصد تولید ناخالص داخلی بوده است. این رقم در همان سال برای اتحادیه اروپا حدود ۲.۱۳ درصد و برای کشورهای عضو OECD حدود ۲.۷۲ درصد گزارش شده است.
در مقایسه با اقتصادهای پیشرو، فاصله ترکیه بیشتر نمایان میشود. سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی در آلمان حدود ۳.۱۳ درصد، ژاپن ۳.۶۲ درصد و کره جنوبی ۵.۱۳ درصد بوده است. این ارقام نشاندهنده تفاوت در میزان منابعی است که کشورها برای توسعه فناوری و پژوهش اختصاص میدهند.
با این حال، ارزیابی سرمایهگذاری علمی نباید صرفاً بر سهم آن از تولید ناخالص داخلی استوار باشد. ترکیب منابع مالی، سهم بخش خصوصی، کیفیت مدیریت پژوهش و میزان تبدیل دستاوردهای علمی به فناوری و محصولات اقتصادی نیز اهمیت دارد.
در ترکیه، افزایش هزینههای تحقیق و توسعه در سالهای اخیر نشانه گسترش فعالیتهای علمی و فناورانه است؛ اما چالش اصلی آن است که این منابع تا چه اندازه به افزایش کیفیت پژوهش، توسعه فناوریهای جدید و ارتقای جایگاه دانشگاهها در رقابت جهانی منجر میشوند.
چرا ترکیه هنوز دانشگاهی در جمع ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان ندارد؟
پاسخ به این پرسش را نمیتوان به یک عامل محدود کرد. با این حال، مجموعه شاخصهای موجود چند چالش مهم را برجسته میکند.
نخست، ظرفیت پژوهشی در نظام دانشگاهی ترکیه بهصورت یکنواخت توزیع نشده و بخش قابل توجهی از عملکرد بینالمللی در شمار محدودی از دانشگاهها متمرکز است.
دوم، افزایش تعداد مقالات الزاماً به رشد متناسب اثرگذاری استنادی و حضور در پژوهشهای مرزی منجر نشده است.
سوم، گسترش همکاریهای بینالمللی و تقویت پیوند دانشگاه با صنعت همچنان از زمینههای مهم بهبود به شمار میروند.
در کنار این عوامل، استمرار سرمایهگذاری در زیرساختهای پژوهشی، جذب و حفظ پژوهشگران برجسته، فراهمکردن محیط علمی رقابتی و تقویت استقلال و کیفیت ارزیابی پژوهش میتواند در ارتقای جایگاه دانشگاهها نقش داشته باشد.
البته قرارگرفتن در جمع ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان بهتنهایی معیار نهایی کیفیت آموزش عالی نیست. مأموریت دانشگاهها متفاوت است و برخی مؤسسات ممکن است در آموزش پزشکی، مهندسی، علوم اجتماعی یا پاسخگویی به نیازهای منطقهای عملکرد مطلوبی داشته باشند، بیآنکه در رتبهبندی کلی جایگاه مشابهی کسب کنند.
با این وجود، نبود دانشگاهی با جایگاه تثبیتشده در جمع پیشتازان جهانی، پرسشی جدی درباره توان ترکیه در تبدیل ظرفیت گسترده آموزش عالی به قدرت پژوهشی در سطح بینالمللی مطرح میکند.
جمعبندی؛ عبور از توسعه کمی به ارتقای کیفیت
تجربه ترکیه نشان میدهد که توسعه آموزش عالی، افزایش شمار دانشگاهها و گسترش تولیدات علمی، اگر با سرمایهگذاری پایدار در پژوهش و ارتقای کیفیت همراه نباشد، برای تبدیلشدن به قدرت علمی جهانی کافی نیست. این کشور از دانشگاههای دولتی و خصوصی توانمندی برخوردار است و در حوزههایی مانند مهندسی، علوم کاربردی و برخی شاخههای علوم اجتماعی ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کرده است. در عین حال، فاصله با دانشگاههای پیشتاز جهان در شاخصهایی نظیر اثرگذاری پژوهش، تولید علم مرزی، همکاریهای بینالمللی و پیوند دانش با فناوری همچنان قابل توجه است. بر این اساس، چالش اصلی آموزش عالی ترکیه را نمیتوان صرفاً در تعداد دانشگاهها یا مقالات خلاصه کرد. مسئله مهمتر، توان نظام دانشگاهی در تبدیل منابع مالی، نیروی انسانی و زیرساختهای موجود به پژوهشهای اثرگذار و دستاوردهای علمی و فناورانه در سطح جهانی است.
ترکیه برای تقویت جایگاه خود در رقابت علمی بینالمللی، به افزایش پایدار سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، حمایت هدفمند از دانشگاههای پژوهشمحور، گسترش همکاریهای بینالمللی و تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت نیاز دارد. در نهایت، فاصله میان جاهطلبی جهانی و واقعیت رتبهبندیهای علمی، بیش از هر چیز ضرورت عبور از توسعه کمی آموزش عالی به سوی کیفیت، نوآوری و اثرگذاری پژوهش را در ترکیه برجسته میکند.


نظر شما :