۱۴ دانشگاه ایران در میان ۲۰۰ دانشگاه نخست آسیا

فاصله واقعی کجاست؟

۱۴ مهر ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۴۰۷۰۵ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
سامان موسوی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آمار نشان می‌دهد دانشگاه‌های ایران ظرفیت حضور در میان دانشگاه‌های مطرح آسیا را دارند؛ اما پرسش مهم‌تر این است که چرا فاصله میان دانشگاه‌های پیشرو و دانشگاه‌های ایران در حوزه تجاری‌سازی دانش، فناوری‌های پیشرفته و اثرگذاری اقتصادی همچنان قابل توجه است. 
فاصله واقعی کجاست؟

نویسنده: سامان موسوی، دانشجوی دکترای اقتصاد بین‌الملل 

دیپلماسی ایرانی: ایران در سال‌های اخیر همچنان حضور قابل توجهی در رتبه‌بندی دانشگاه‌های آسیا دارد، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد فاصله با دانشگاه‌های پیشرو تنها به رتبه علمی محدود نمی‌شود؛ شکاف اصلی در پیوند میان پژوهش، فناوری، صنعت، سرمایه و اقتصاد است؛ حوزه‌ای که دانشگاه‌های برتر آسیا طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی آن انجام داده‌اند. به گزارش ایرنا، دانشگاه در اقتصاد امروز دیگر تنها محل آموزش دانشجو و انتشار مقاله علمی نیست. در بسیاری از کشورهای آسیایی، دانشگاه به بخشی از زنجیره توسعه اقتصادی تبدیل شده است؛ به این معنا که ایده علمی در دانشگاه شکل می‌گیرد، در آزمایشگاه توسعه پیدا می‌کند، به فناوری و مالکیت فکری تبدیل می‌شود و سپس از طریق شرکت، سرمایه‌گذار و صنعت وارد بازار می‌شود. همین تفاوت، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که هنگام مقایسه دانشگاه‌های ایران با دانشگاه‌های برتر آسیا باید مورد توجه قرار گیرد. 

جایگاه دانشگاه‌های ایران در آسیا 

بر اساس رتبه‌بندی Times Higher Education Asia University Rankings 2026، این رتبه‌بندی ۹۲۹ دانشگاه از ۳۶ کشور و منطقه آسیا را بررسی کرده است. در میان ۱۰۰ دانشگاه نخست، نام چهار دانشگاه ایرانی دیده می‌شود: دانشگاه صنعتی شریف در رتبه مشترک ۷۶، دانشگاه صنعتی امیرکبیر در رتبه ۷۹ و دانشگاه علم و صنعت ایران در رتبه مشترک ۸۷ قرار گرفته‌اند. در صدر این رتبه‌بندی نیز دانشگاه‌های آسیایی قرار دارند که ارتباط نزدیکی با اقتصاد و فناوری کشورهای خود ایجاد کرده‌اند؛ دانشگاه تسینگ‌هوا و دانشگاه پکن در چین رتبه‌های نخست و دوم را دارند، دانشگاه ملی سنگاپور سوم است و دانشگاه صنعتی نانیانگ سنگاپور و دانشگاه توکیو در رتبه مشترک چهارم قرار گرفته‌اند. دانشگاه هنگ‌کنگ نیز رتبه ششم را به دست آورده است. این آمار نشان می‌دهد دانشگاه‌های ایران ظرفیت حضور در میان دانشگاه‌های مطرح آسیا را دارند؛ اما پرسش مهم‌تر این است که چرا فاصله میان دانشگاه‌های پیشرو و دانشگاه‌های ایران در حوزه تجاری‌سازی دانش، فناوری‌های پیشرفته و اثرگذاری اقتصادی همچنان قابل توجه است. 

فاصله واقعی فقط رتبه دانشگاه نیست رتبه‌بندی‌ها برای شناخت وضعیت دانشگاه‌ها مفید هستند، اما نمی‌توان توسعه دانشگاهی را تنها با یک عدد سنجید. 

در دانشگاه‌های پیشرو، مسیر دانش معمولاً به این شکل طراحی شده است: پژوهش → اختراع → ثبت مالکیت فکری → جذب سرمایه → ایجاد شرکت → تولید محصول → ورود به بازار → ایجاد ارزش اقتصادی در بسیاری از نظام‌های دانشگاهی ضعیف‌تر، این زنجیره پیش از رسیدن به بازار متوقف می‌شود و خروجی پژوهش عمدتاً به مقاله علمی محدود می‌ماند. این به معنای کم‌اهمیت بودن مقاله نیست. مقاله و پژوهش بنیادی پایه توسعه علمی هستند، اما اگر دانش تولیدشده نتواند در بخشی از اقتصاد، صنعت، سلامت، انرژی یا فناوری مورد استفاده قرار گیرد، اثر اقتصادی آن محدود خواهد بود. 

دانشگاه توکیو؛ نمونه‌ای از پیوند پژوهش و صنعت 

دانشگاه توکیو یکی از نمونه‌های قابل توجه در این زمینه است. بر اساس اطلاعات رسمی این دانشگاه، در سال مالی ۲۰۲۳ مجموع درآمدهای پژوهشی دانشگاه از منابع مختلف به حدود ۱۱۱٫۵ میلیارد ین رسید که بخشی از آن از همکاری‌های پژوهشی با بخش خصوصی تأمین شده است. این دانشگاه همچنین تا پایان مارس ۲۰۲۴ بیش از ۹ هزار درخواست ثبت اختراع داخلی و بیش از ۹ هزار درخواست ثبت اختراع بین‌المللی داشته و بیش از ۵ هزار و ۷۰۰ اختراع آن وارد مرحله صدور مجوز شده‌اند. دانشگاه توکیو همچنین اعلام کرده است که نزدیک به ۲۰۰ شرکت ژاپنی و خارجی با این دانشگاه همکاری دارند و نزدیک به ۱۰۰ پروژه پژوهشی مشترک با صنعت را تأمین مالی می‌کنند. این مدل یک پیام مهم برای دانشگاه‌های ایران دارد: دانشگاه نباید در یک طرف و صنعت در طرف دیگر اقتصاد قرار داشته باشند. 

چین؛ دانشگاه در خدمت توسعه فناوری 

چین نیز طی سال‌های گذشته مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. دانشگاه‌هایی مانند تسینگ‌هوا و پکن در کنار آموزش و پژوهش، با اکوسیستم گسترده‌ای از شرکت‌ها، مراکز تحقیقاتی و سیاست‌های صنعتی کشور ارتباط دارند. سرمایه‌گذاری چین در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها، رباتیک، انرژی‌های نو، باتری، مواد پیشرفته، زیست‌فناوری و محاسبات پیشرفته باعث شده است دانشگاه در بسیاری از این حوزه‌ها به بخشی از سیاست توسعه صنعتی تبدیل شود. نکته مهم این تجربه این است که سرمایه‌گذاری دانشگاهی زمانی اثر اقتصادی بیشتری پیدا می‌کند که با نیازهای واقعی اقتصاد و برنامه فناوری کشور هماهنگ باشد. 

سنگاپور؛ دانشگاه در قلب اقتصاد فناوری 

سنگاپور نمونه دیگری است. کشوری کوچک که منابع طبیعی گسترده‌ای ندارد، اما بخش مهمی از مزیت اقتصادی خود را بر سرمایه انسانی، فناوری، پژوهش و ارتباط با شرکت‌های بین‌المللی بنا کرده است. دانشگاه ملی سنگاپور یا NUS در رتبه‌بندی ۲۰۲۶ تایمز هایر اجوکیشن در رتبه سوم آسیا قرار دارد و امتیاز آن در شاخص ارتباط با صنعت تقریباً ۱۰۰ از ۱۰۰ گزارش شده است. یکی از نمونه‌های جدید این ارتباط، همکاری NUS با شرکت STMicroelectronics در حوزه هوش مصنوعی لبه‌ای و نیمه‌رساناهاست. این همکاری از الگوریتم‌های هوش مصنوعی تا معماری پردازنده، حافظه کم‌مصرف، طراحی مدار و فناوری سیلیکون را در بر می‌گیرد. NUS همچنین با شرکت Applied Materials در زمینه مواد و فرآیندهای تولید نسل جدید نیمه‌رساناها همکاری می‌کند. هدف این همکاری، استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش زمان آزمون و خطا در فرآیند تولید تراشه است. 

این تجربه نشان می‌دهد دانشگاه می‌تواند مستقیماً در حل یک مسئله صنعتی مشارکت کند؛ نه اینکه پژوهش دانشگاهی و نیاز صنعت در دو مسیر جداگانه حرکت کنند. اقتصاد آینده به دانشگاه‌های های‌تک نیاز دارد یکی از مهم‌ترین درس‌های تجربه دانشگاه‌های آسیایی، توجه جدی به فناوری‌های پیشرفته است. هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها، رباتیک، زیست‌فناوری، انرژی‌های نو، مواد پیشرفته، امنیت سایبری و فناوری‌های مرتبط با آب و محیط زیست، فقط موضوعات علمی نیستند؛ این حوزه‌ها بخش مهمی از اقتصاد آینده جهان را شکل می‌دهند. برای نمونه، یک دانشگاه می‌تواند در زمینه هوش مصنوعی فقط مقاله تولید کند یا اینکه در کنار شرکت‌های فناوری، مدل‌های هوش مصنوعی، سخت‌افزار، نرم‌افزار و محصولات تجاری تولید کند. تفاوت این دو رویکرد در نهایت در اقتصاد کشور دیده می‌شود. 

مسئله ایران فقط کمبود بودجه نیست 

کمبود منابع مالی بدون تردید یکی از مشکلات مهم دانشگاه‌های ایران است، اما مسئله تنها پول نیست. نحوه تخصیص بودجه، نظام ارتقای استادان، ارتباط دانشگاه با صنعت، قوانین مالکیت فکری، دسترسی به سرمایه خطرپذیر، ساختارهای تجاری‌سازی، ارتباطات بین‌المللی و میزان استقلال دانشگاه‌ها نیز اهمیت زیادی دارند. اگر تمام مشوق‌های یک استاد دانشگاه به تعداد مقالات محدود شود، طبیعی است که بخش بزرگی از انرژی پژوهشی نیز به سمت تولید مقاله هدایت شود. در مقابل، می‌توان بخشی از نظام ارزیابی را به شاخص‌هایی مانند ثبت اختراع، قرارداد پژوهشی با صنعت، انتقال فناوری، ایجاد شرکت دانش‌بنیان، حل مشکلات واقعی صنایع و تأثیر اجتماعی پژوهش اختصاص داد. 

دانشگاه و صنعت باید زبان مشترک پیدا کنند 

فرض کنیم یک شرکت فولادی با مشکل مصرف بالای انرژی مواجه است. در یک مدل سنتی، شرکت مشکل خود را در داخل مجموعه حل می‌کند و دانشگاه نیز تحقیقات جداگانه‌ای انجام می‌دهد. اما در مدل دانشگاه – صنعت، مسئله شرکت مستقیماً به یک پروژه پژوهشی تبدیل می‌شود؛ استاد و دانشجو روی آن کار می‌کنند، آزمایشگاه دانشگاه وارد پروژه می‌شود، شرکت هزینه بخشی از تحقیق را تأمین می‌کند و در صورت موفقیت، فناوری در کارخانه اجرا می‌شود. در چنین شرایطی، نتیجه فقط یک مقاله نیست؛ بلکه می‌تواند کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، کاهش مصرف انرژی و افزایش قدرت رقابت یک صنعت باشد. 

حلقه گمشده؛ سرمایه برای تجاری‌سازی 

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم میان نظام‌های دانشگاهی موفق و ضعیف، وجود سرمایه برای عبور از مرحله آزمایشگاه به بازار است. بسیاری از ایده‌های دانشگاهی ممکن است از نظر علمی موفق باشند، اما برای تبدیل شدن به محصول به سرمایه، مدیر، بازار و زیرساخت نیاز دارند. به همین دلیل، در کنار دانشگاه باید صندوق‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاران خصوصی و شبکه‌های صنعتی نیز حضور داشته باشند. در این مدل، دانشگاه الزاماً خودش کارخانه یا شرکت بزرگ ایجاد نمی‌کند؛ بلکه دانش و فناوری تولید می‌کند و اکوسیستم اقتصادی آن را به محصول تبدیل می‌کند. بین‌المللی شدن نیز بخشی از رقابت دانشگاهی است دانشگاه‌های برتر آسیا فقط با دانشجویان و استادان داخلی فعالیت نمی‌کنند. جذب پژوهشگران بین‌المللی، پروژه‌های مشترک، انتشار علمی بین‌المللی و ارتباط با دانشگاه‌ها و شرکت‌های خارجی، بخشی از قدرت آنهاست. در رتبه‌بندی ۲۰۲۶ تایمز هایر اجوکیشن نیز شاخص «چشم‌انداز بین‌المللی» یکی از مؤلفه‌های ارزیابی دانشگاه‌هاست. برای نمونه، دانشگاه ملی سنگاپور امتیاز ۹۲٫۸ و دانشگاه هنگ‌کنگ امتیاز ۹۶٫۶ را در این شاخص به دست آورده‌اند، در حالی که امتیاز دانشگاه صنعتی شریف ۳۳٫۲ گزارش شده است. این تفاوت نشان می‌دهد رقابت دانشگاهی امروز فقط بر سر تولید علم نیست؛ رقابت بر سر اتصال به شبکه جهانی علم، فناوری و اقتصاد نیز هست. 

ایران چه باید بکند؟ 

برای کاهش این فاصله، مجموعه‌ای از اقدامات می‌تواند مورد توجه قرار گیرد: نخست؛ منابع محدود پژوهشی به صورت هدفمند روی چند حوزه راهبردی مانند هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها، انرژی، زیست‌فناوری، مواد پیشرفته و آب متمرکز شود. دوم؛ نظام ارزیابی استادان از مقاله‌محوری صرف فاصله بگیرد و برای ثبت اختراع، قرارداد صنعتی، انتقال فناوری و حل مسائل واقعی نیز ارزش قائل شود. سوم؛ آزمایشگاه‌های مشترک دانشگاه و صنعت توسعه پیدا کنند. چهارم؛ دانشگاه‌ها امکان بیشتری برای ایجاد شرکت‌های فناور و جذب سرمایه داشته باشند. پنجم؛ مسیر ثبت مالکیت فکری و تجاری‌سازی اختراعات ساده‌تر و سریع‌تر شود. ششم؛ جذب استادان، پژوهشگران و دانشجویان بین‌المللی تقویت شود. هفتم؛ برای پروژه‌های ملی فناوری، همکاری چند دانشگاه، صنعت و دولت در قالب پروژه‌های مشترک شکل بگیرد. هشتم؛ سیاست صنعتی کشور با سیاست علمی و دانشگاهی هماهنگ‌تر شود. نهم؛ بروکراسی در مسیر همکاری دانشگاه و صنعت کاهش یابد. دهم؛ رتبه‌بندی دانشگاه‌ها به عنوان یک ابزار سنجش دیده شود، نه هدف نهایی نظام آموزش عالی. 

فاصله قابل کاهش است، اما مسیر آن از اصلاح ساختار می‌گذرد 

حضور دانشگاه‌های ایرانی در میان ۲۰۰ دانشگاه نخست آسیا نشان می‌دهد ظرفیت علمی در کشور وجود دارد. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان این ظرفیت را به فناوری، شرکت، محصول، بهره‌وری و رشد اقتصادی تبدیل کرد. تجربه چین نشان می‌دهد که دانشگاه می‌تواند با سیاست صنعتی و فناوری کشور پیوند بخورد. تجربه ژاپن نشان می‌دهد پژوهش و مالکیت فکری می‌تواند به همکاری گسترده با صنعت منجر شود. سنگاپور نشان می‌دهد دانشگاه می‌تواند در قلب اقتصاد فناوری قرار گیرد و همکاری مستقیم با شرکت‌های پیشرفته داشته باشد. بنابراین پرسش اصلی برای آینده آموزش عالی ایران شاید این نباشد که «چند دانشگاه ایرانی در رتبه‌بندی آسیا قرار دارند؟» پرسش مهم‌تر این است که چند فناوری مهم از دانشگاه‌های ایران به صنعت رسیده، چند شرکت بزرگ بر پایه دانش دانشگاهی شکل گرفته، چه میزان سرمایه صنعتی وارد پژوهش دانشگاهی شده و چه مقدار از مشکلات واقعی اقتصاد کشور با استفاده از ظرفیت دانشگاه حل شده است؟ اگر دانشگاه ایرانی بتواند مسیر «دانش تا فناوری و فناوری تا اقتصاد» را کوتاه‌تر کند، رتبه دانشگاه نیز در نهایت می‌تواند بازتاب همین تحول باشد؛ اما هدف اصلی باید ساختن دانشگاهی باشد که علاوه بر تولید دانش، در ایجاد فناوری، سرمایه انسانی، شرکت‌های نوآور و ارزش اقتصادی نیز نقش مؤثری ایفا کند.

کلید واژه ها: رتبه بندی دانشگاه‌ها سامان موسوی دانشگاه علم و صنعت دانشگاه شریف دانشگاه امرکبیر دانشگاه‌های ایران


نظر شما :