هدف اردوغان از پیمان مکه
چرا ترکیه رهبر جهان اسلام باشد؟
دیپلماسی ایرانی: دگرگونی نظام جهانی و برافراشتن نظم نوین، به برسازی یک انگاره ژئوپلیتیک میان بازیگران روابط بینالملل و افکار عمومی نیازمند است. انگارهای که بتواند محور گذار کمهزینه از نظم کنونی به نظم نوین را برای قدرتهای بزرگ و استعماری فراهم سازد. مناسبات قدرت و هندسه قدرت جدید منطقهای و جهانی که بر پایه همین انگارههای خوشنما بنا شده است، زایش نظم جدید را آسانتر میکند. ژئوپلیتک عصر کنونی بر ستونهایی استوار شده که برساخته انگارههای پیشین هستند. انگارههای که در سده، ده یا سالهای پیشین طرح ریزی و اجرایی شده، اکنون پیامدهای آن آشکار و نظم جدید را شکل میدهند.
ژئوپلیتیک آسیای جنوب غربی در سالهای گذشته همواره با انگاره خاورمیانه جدید مورد تحلیل قرار میگرفت، انگارهای که گویای یک طرح بزرگ و شگفت ژئوپلیتیک بود، ماهیت راهبرد ژئوپلیتیک داشته و ابزارهای آن پنهان شده بود!
راهبرد خاورمیانه بزرگ Greater Middle East که در چارچوب یک انگاره طرح شد، خیلی زود تاکتیکها و ابزارهای خود را نمایان ساخت. بهار عربی و آشفتگی دنیای عرب را میتوان ابزار اصلی اجرای خاورمیانه جدید دانست.
اما در کنار بهار عربی، تاکتیکهای دیگری مانند معامله قرن یا توافق ابراهیم نیز نقش آفرینی کرده، دگرگونی ژئوپلیتیک را شتاب بخشیده است و سیاستگذاران امریکا و صهیونیسم جهانی را به فکر اجرای مرحله بعدی راهبرد خود انداختند. مرحلهای که هدفش ناتوانی راهبردی ایران بود.
برای ناتوانی راهبردی ایران و رسیدن به مرحله نهایی راهبرد خاورمیانه جدید، برسازی انگاره "ترکیه رهبر جهان اسلام" نیز طرحریزی و در چارچوب همکاری و اتحاد ترکی، عربی و عبری با حمایت ایالات متحده امریکا پیگیری شد.
رخدادهای پسابهار عربی از شکلگیری جبهه النصره، داعش و... تا تلاش دولت ترکیه و دولتهای عرب برای اجبار دولتهای اروپایی و امریکا به جنگ فراگیر با دولت بشار اسد، هر کدام بخشی از توان راهبردی ایران به عنوان رهبر جهان مقاومت و گزینه اول رهبر جهان اسلام را کاهش دادند و فرسودگی منابع راهبردی ایران را رقم زدند. روندی که سرانجام به تهاجم ویرانگر اسرائیل به غزه، فروپاشی دولت بشار اسد، تهاجم به لبنان و جنگ ایران و امریکا منجر شد.
انگاره خاورمیانه بزرگ و انگاره اردوغان رهبر جهان اسلام را میتوان دو طرح همسو و همپوشان دانست که تاکتیکها و ابزارهای مشترک داشته، خدمات متقابلی برای سیاستگذاران خود دارند.
چه کسی ترکیه را رهبر جهان اسلام کرد؟ چه کسی میخواهد اردوغان رهبر جهان اسلام باشد؟
پاسخگویی به اینگونه پرسشهای راهبردی و زیان آنها برای ایران را میتوان در چشم انداز انگاره ژئوپلیتیک بازیگران منطقهای و جهانی، چنین تفسیر کرد:
یکم – انگاره خاورمیانه بزرگ: دگرگونی هندسه قدرت منطقه و جهان در آسیای جنوب غربی که با انگاره خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدید در سال ۲۰۰۲ همزمان شد، از یک همپوشانی ژئوپلیتیک میان سه محور عربی، عبری و ترکی علیه ایران برخوردار بود که برجسته سازی نقش ترکیه در مناسبات قدرت، زیربنای آن قلمداد میشد.
همسویی و همپوشانی کنش بازیگران منطقهای در انگاره خاورمیانه بزرگ را میتوان در روابط دوستانه دولت ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان با اسرائیل پیگیری کرد، آنزمان که دولت اردوغان بارها میزبان سیاستگذاران، سیاستمداران و رهبران اسرائیل بود.
بارزترین جلوه این همسویی محور عبری و ترکی را باید سفر ۳ نوامبر ۲۰۰۷ شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل به ترکیه، سخنرانی پرز در مجلس کبیر ملی ترکیه دانست که در سخنانی به تمجید از دولت اردوغان پرداخت و گفت: «ترکیه، القای اعتماد میکند و من آمدهام تا سپاسگزاری خود را اظهار کنم».1
القای امید ترکیه به اسرائیل، پیامد همسویی، همکاری و همپوشانی ژئوپلیتیک منطقهای اسرائیل و ترکیه بود که تنها پس از ۵ سال حکمرانی حزب عدالت و توسعه با رهبری اردوغان بر ترکیه میان دو دولت پدید آمد، انگاره خاورمیانه جدید با پیششرط ناتوانسازی ایران را دنبال میکرد.
برای تحقق انگاره خاورمیانه بزرگ، اردوغان چنان با اسرائیل همسویی داشت که مورد اعتماد دولت اسرائیل قرار گرفت و دستکاری افکار عمومی منطقه برای عنوان اردوغان رهبر جهان اسلام، اجرایی شد.
دوم – انگاره جهان ترک: دولت ترکیه همزمان با آتش افروزی در دنیای عرب با ابزار بهار عربی و همسویی فراگیر با امریکا و اسرائیل برای ضربه به محور مقاومت، دگرگونی موازنه ژئوپلیتیک در آسیای میانه و قفقاز را در چارچوب انگاره جهان ترک دنبال میکرد و خود را به عنوان رهبر جهان ترک، نمایش میداد.
ادعای رهبری جهان ترک همزمان با ادعای منجی دنیای عرب، ترکیه و اردوغان را گرفتار توهم رهبری جهان اسلام کرد، به گونهای که ترکیه به پدرخوانده جهان ترک تبدیل و اردوغان پدر ترکها توصیف میشد!
انگاره جهان ترک و برسازی الگوی حکمرانی ترکیه در کشورهای ترک زبان، یکی از مؤلفههای سیاست خارجی این کشور برای کسب جایگاه رهبری جهان اسلام است که با دیگر ابزارها مانند پیمان ابراهیم تقویت شده است.
سوم – پیمان مکه و شکاف میان جهان اسلام: دولت ترکیه در دو دهه اخیر بهویژه پسابهار عربی، دخالت در دنیای عرب را شتاب بخشیده است و خود را دارنده یا هژمون جهان عرب قلمداد میکند. اردوغان نیز تلاش دارد با ایفای نقش پدرخوانده دنیای عرب، منافع اقتصادی بیشمار از کشورهای عربی به دست آورد.
روابط اردوغان با دولتهای عربی که بر پایه سود اقتصادی است، کشورهای عربی را مانند گاوهای شیرده مورد استفاده قرار میدهد. در چنین بستری است که دولت ترکیه به بهانه حمایت از عربستان مقابل ایران و انصارالله یمن، اتحاد محدودی به نام پیمان مکه را طرحریزی و رسانهای کرد. پیمان مکه به جای آنکه مقابل دشمنان جهان اسلام و پاسخ به تهاجم اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران، لبنان، فلسطین و... باشد، گونهای حمایت از اسرائیل و امریکاست که تهدید جهان اسلام را دنبال میکند.
توافق مکه مؤلفهای از راهبرد نیرنگ اردوغان است که به جای مقابله با اسرائیل و حمایت از جهان اسلام، تلاش دارد به بهانه حمایت از عربستان و برسازی خود به عنوان قهرمان جهان اسلام، دلارهای نفتی آل سعود را غارت کند.
این الگوی نیرنگساز سبب برسازی رزمگاه ضد ایرانی در منطقه شده است و گاه خود ایران نیز در دام این نیرنگ گرفتار، سیاستگذاران و سیاستمداران ایرانی به ابزار تقویت این سیاست تبدیل شدهاند!
*
اکنون که آسیای جنوب غربی در آشوب ژئوپلیتیک فرو رفته است و جهان اسلام از هم گسیخته، کنکاش دلایل این آشفتگی میتواند از پیامدهای بدتر برای ایران پیشگیری کند. پیامدهایی که ایران را در وضعیت جنگ بقا قرار داده است، دشمنان و رقیبان را برای فروپاشی ایران دلگرم میکند.
بخش مهمی از آنارشی فراگیر ژئوپلیتیک آسیای جنوب غربی را میتوان برآمده از انگاره خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدید دانست که با انگاره قدرتطلبی اردوغان در نزدیک به سه دهه گذشته همراه و تقویت شده است.
برسازی ترکیه به عنوان الگوی مطلوب حکمرانی جهان اسلام و آمادهسازی بستر رهبری ترکیه در ژئوپلیتیک جهان اسلام، دنیای عرب و جهان ترک، نقشهراهی است که از سوی ایالات متحده امریکا و اسرائیل طرح ریزی شده، انگاره خاورمیانه جدید را از خاکستر امپراتوری عثمانی میآفرینند.
اسرائیل و امریکا همان بازیگران پشتپرده برسازی انگاره رهبری اردوغان بر جهان اسلام در افکار عمومی هستند. آنان انگاره را ابزار آشوب ژئوپلیتیک کرده ترکیه را بازیچه نابسامانی و بحران جهان اسلام میسازند که گاهی در بهار عربی، گاه در پیمان ابراهیم و اکنون در پیمان مکه، همدست امریکا و اسرائیل میشود.
منابع:
۱- کینزر، استیون. صف آرایی در خاورمیانه جدید. ترجمه عبدالرضا مهدوی. تهران. پیکان. 1392، ص 342



نظر شما :