یادداشت اختصاصی از هند

بازخوانی مناقشه آب‌های حوضه رود سند در پرتو واقعیت‌ها

۱۷ تیر ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۳۳ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
آتول جین در یادداشتی اختصاصی برای دیپلماسی ایرانی به اختلافات هند و پاکستان بر سر رود سند و ادعاهای مربوط به حوضه آبریز آن پرداخته است.
بازخوانی مناقشه آب‌های حوضه رود سند در پرتو واقعیت‌ها

نویسنده: آتول جین، رئیس پیشین کمیسیون مرکزی آب هند

دیپلماسی ایرانی: ادعاهای اخیر پاکستان مبنی بر وقوع قریب‌الوقوع بحران آب در حوضه آبریز رود سند و نسبت دادن نوسانات جریان رودخانه‌ها به اقدامات بالادست، در صورت بررسی بر اساس داده‌های هیدرولوژیکی، سوابق مخازن و واقعیت‌های بهره‌برداری خود پاکستان، قابل دفاع نیست. بررسی دقیق‌تر شواهد، تصویری کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد؛ تصویری که نه از کمبود ساختاری آب، بلکه از ورودی‌های فراوان، رهاسازی‌های قابل‌توجه آب به پایین‌دست و محدودیت‌های ساختاری دیرینه در مدیریت منابع آب حکایت دارد.

برجسته‌ترین ویژگی چرخه هیدرولوژیکی سال ۲۰۲۵، مازاد قابل‌توجه منابع آب در آوریل تا سپتامبر بود. بر اساس داده‌های «سازمان سامانه رود سند» پاکستان (IRSA)، حجم واقعی ورودی آب به حدود ۱۲۲٫۳۶ میلیون ایکر-فوت (MAF) رسید که تقریباً ۱۸ درصد بیشتر از ورودی پیش‌بینی‌شده، یعنی نزدیک به ۱۰۴ میلیون ایکر – فوت برای این دوره زمانی بود. بارندگی‌های شدید در سراسر حوضه نیز کاهش نیاز آبیاری و کاهش فشار بر سهمیه‌های تخصیص‌یافته به استان‌ها را موجب شد. چنین شرایطی اساساً با ادعاهای مربوط به کمبود شدید یا مهندسی شده آب سازگار نیست.

تناقضی حتی آشکارتر با روایت کمبود آب، در حجم فوق‌العاده آبی است که در نهایت از پایین‌دست کوتری (Kotri)  وارد دریای عرب شد. در فصل خریف (آوریل تا سپتامبر) ۲۰۲۵، حجم آب رهاشده از پایین‌دست کوتری به حدود ۳۰٫۸۴۸ میلیون ایکر – فوت رسید که حدود ۷۱ درصد بیشتر از میانگین پنج‌ساله اخیر، یعنی ۱۸٫۰۳۴ میلیون ایکر – فوت بود. حتی از اکتبر تا مارس ۲۰۲۵ که دوره کم‌آبی محسوب می‌شود، همچنان حدود ۳٫۶ میلیون ایکر – فوت آب به سمت دریا رها شد. اگر این حوضه واقعاً به دلیل مداخلات بالادست با کمبود شدید آب مواجه بود، چنین حجم عظیمی از آب بدون استفاده باقی نمی‌ماند و به دریا تخلیه نمی‌شد. این داده‌ها در عوض نشان‌دهنده محدودیت‌های زیرساخت ذخیره‌سازی، مدیریت سیلاب و کارایی توزیع آب در بخش پایین‌دست حوضه هستند.

رفتار مخازن در همین دوره نیز ادعاهای مربوط به تداوم تنش هیدرولوژیکی را بیش از پیش تضعیف می‌کند. همان‌گونه که انتظار می‌رود، فصل خریف (آوریل تا سپتامبر) با سطوح نسبتاً پایین ذخیره مخازن آغاز شد؛ وضعیتی که امری طبیعی است، مگر آنکه مخازن برای ذخیره انتقالی (Carry-over Storage) طراحی شده باشند. پس از آن، ترکیب افزایش ورودی آب و وقوع سیلاب‌ها موجب پر شدن سریع مخازن اصلی شد. تا سپتامبر ۲۰۲۵، حجم ذخیره مخازن به حدود ۹۹ درصد ظرفیت آنها رسید و وضعیت بسیار مطلوب‌تری را از نظر تأمین آب برای فصل ربیع (اکتبر ۲۰۲۵ – مارس ۲۰۲۶)  فراهم کرد.

چشم‌انداز فصل خریف ۲۰۲۶ نیز باثبات ارزیابی می‌شود. پیش‌بینی می‌شود ورودی آب در ایستگاه‌های مرزی حوضه در این فصل به حدود ۱۰۳٫۳ میلیون ایکر – فوت برسد. همچنین، ذخیره انتقالی برآوردشده حدود ۲٫۳ میلیون ایکر – فوت است که هم از سال گذشته و هم از میانگین بلندمدت بیشتر است. این شاخص‌ها نشان می‌دهند که حوضه آبریز، چرخه جدید را از موضعی با شرایط هیدرولوژیکی نسبتاً مطلوب، نه بحرانی، آغاز می‌کند.

در عین حال، تلاش‌های اخیر پاکستان برای معرفی نوسانات جریان رود چناب به‌عنوان شاهدی بر دستکاری‌های بالادست، هم واقعیت‌های هیدرولوژیکی و هم رویه‌های شناخته‌شده بهره‌برداری از نیروگاه‌های برق‌آبی جریان – رودخانه‌ای را نادیده می‌گیرد. جریان آب در نقاط پایین‌دست مانند مارالا ذاتاً تحت تأثیر الگوهای ذوب برف فصلی در رشته‌کوه هیمالیا قرار دارد. تغییرات در میزان بارش برف زمستانی، تأخیر در ذوب برف یا پایین‌تر بودن دمای بهار، به‌طور طبیعی بر میزان دبی در ابتدای فصل اثر می‌گذارد. چنین نوساناتی ویژگی معمول سامانه‌های رودخانه‌ای هیمالیا است و به‌تنهایی نمی‌تواند دلیلی بر مداخله عمدی تلقی شود.

ویژگی‌های بهره‌برداری از پروژه‌های برق‌آبی مانند نیروگاه برق‌آبی باگلیهار نیز بارها به‌اشتباه تفسیر شده است. مدیریت مخزن در سامانه‌های جریان – رودخانه‌ای، به‌طور اجتناب‌ناپذیر مستلزم رهاسازی‌های متغیر آب است که با عملیات تخلیه رسوبات، نیازهای تعمیر و نگهداری، بهینه‌سازی تولید برق، ملاحظات ایمنی فنی و الزامات مدیریت سیلاب ارتباط دارد. مدیریت رسوبات به‌ویژه در رودخانه‌های هیمالیا که دارای بار رسوبی بالایی هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از این رو، تنظیمات موقت بهره‌برداری در جریان عملیات تخلیه رسوبات یا تعمیرات، بخشی ذاتی از عملکرد این پروژه‌ها محسوب می‌شود.

نکته مهم آن است که پروژه باگلیهار پیش‌تر تحت بررسی‌های گسترده و موشکافانه بین‌المللی قرار گرفته است. خود پاکستان با استناد به سازوکار حل اختلاف پیش‌بینی‌شده در معاهده آب‌های سند، خواستار رسیدگی شد که در نهایت به انتصاب یک کارشناس بی‌طرف بر اساس ماده ۹ و ضمیمه F معاهده انجامید. رأی این کارشناس در سال ۲۰۰۷، طراحی و پارامترهای اصلی بهره‌برداری پروژه را تأیید کرد و عمده اعتراضات مربوط به حجم ذخیره عملیاتی (Pondage) و فری‌بورد (Freeboard) را رد کرد. در نتیجه، انطباق این پروژه با مقررات معاهده درباره توسعه نیروگاه‌های برق‌آبی جریان – رودخانه‌ای مورد تأیید قرار گرفت.

آنچه به همان اندازه مهم است، نبود هرگونه شاهدی دال بر خسارت واقعی در پایین‌دست ناشی از نوسانات ادعایی جریان آب است. این ادعاها عمدتاً بر تصاویر مقطعی، مشاهدات پراکنده و روایت‌های رسانه‌ای استوار بوده‌اند، نه بر تحلیل‌های دقیق هیدرولوژیکی که رابطه علت و معلولی، خسارات اقتصادی یا آثار قابل اندازه‌گیری بر بخش کشاورزی را اثبات کند. تاکنون هیچ مدرک مستندی ارائه نشده است که تغییرات بهره‌برداری در پروژه‌های بالادست را به بروز مشکلات پایدار در پایین‌دست مرتبط سازد.

علاوه بر این، ادعاهای مربوط به دستکاری با انگیزه‌های سیاسی، یک واقعیت عملی مهم را نادیده می‌گیرند: هرگونه مداخله عمدی در بهره‌برداری از نیروگاه برق‌آبی، علاوه بر کاهش راندمان تولید برق و تحمیل هزینه‌های اقتصادی مستقیم به بهره‌بردار بالادست، می‌تواند در بلندمدت به خود نیروگاه نیز آسیب وارد کند. تنها یک چرخه تخلیه رسوبات در فصل موسمی در سد باگلیهار، ممکن است به کاهش تولید حدود ۱۵۰ میلیون کیلووات‌ساعت برق و درآمد متناظر آن منجر شود. چنین عملیات‌هایی صرفاً به دلایل فنی و الزامات تعمیر و نگهداری انجام می‌شوند. بنابراین، دشوار است ادعاهای مربوط به ایجاد اختلال عمدی را با تصمیمات مرتبط با بهره‌برداری‌ که همزمان موجب کاهش تولید انرژی و زیان مالی می‌شوند، سازگار دانست.

در مجموع، شواهد به نتیجه‌ای روشن منتهی می‌شوند. حوضه آبریز رود سند در دوره اخیر با ورودی‌های آبی بیش از حد انتظار، رهاسازی‌های قابل‌توجه به پایین‌دست، بازیابی سریع ذخایر مخازن و چشم‌اندازهای باثبات برای آینده مواجه بوده است. نوسانات دبی رودخانه نیز همچنان در چارچوب فرایندهای طبیعی هیدرولوژیکی و رویه‌های متعارف بهره‌برداری از مخازن قرار دارد.

چالش اصلی پیش روی این حوضه نه در ادعاهای اثبات‌نشده درباره محروم‌سازی از آب در بالادست، بلکه در مسائل ساختاری حل‌نشده‌ای همچون ظرفیت محدود ذخیره‌سازی، فشار ناشی از رسوب‌گذاری، بهره‌برداری ناکارآمد از منابع آب و محدودیت‌های گسترده‌تر در حکمرانی آب نهفته است. نسبت دادن این کاستی‌های مدیریتی داخلی به روایت‌هایی از کمبود مصنوعی آب، کمکی به حل چالش‌های واقعی و بلندمدت این حوضه نخواهد کرد.

کلید واژه ها: هند پاکستان هند و پاکستان پاکستان و هند رود سند آتول جین حوضه آبریز سند


نظر شما :