کردستان؛ میدان جنگ یا خانه مردم؟

۰۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۵۶ کد : ۲۰۳۹۱۶۳ سرخط اخبار

گزارش اخیر بی‌بی‌سی فارسی درباره ادعاهای دونالد ترامپ پیرامون ارسال سلاح برای معترضان ایرانی «از طریق کردها»، صرف‌نظر از صحت یا نادرستی جزئیات آن، یک واقعیت نگران‌کننده را دوباره آشکار می‌کند: در بسیاری از سناریوهای امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه، کردستان نه به‌عنوان محل زندگی میلیون‌ها غیرنظامی، بلکه به‌عنوان یک جغرافیای عملیاتی دیده می‌شود.

در این روایت‌ها، مردم کردستان اغلب غایب‌اند؛ آنچه دیده می‌شود، مسیرهای مرزی، گروه‌های مسلح، خودروهای نظامی، پایگاه‌ها، تونل‌ها و سناریوهای جنگی است. گویی شهرها و روستاهای کردنشین صرفاً بخشی از نقشه یک عملیات بزرگ‌تر هستند.

گزارش ژیار گل، همانند بسیاری از گزارش‌های امنیتی درباره منطقه، مملو از ارجاع به «منابع آگاه»، «گزارش‌ها» و «مقامات مطلع» است؛ از خرید خودروهای دو دیفرانسیل و تسلیحات گرفته تا طرح‌های احتمالی آمریکا، اسرائیل و برخی گروه‌های کردی برای ورود به درگیری با ایران. اما حتی اگر بخشی از این سناریوها واقعی بوده باشد، پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: هزینه انسانی این پروژه‌ها قرار بود بر دوش چه کسانی قرار گیرد؟

در تمام این تحلیل‌ها، کمتر سخنی از مردم عادی مناطق مرزی به میان می‌آیند؛ از خانواده‌هایی که نخستین قربانی هر درگیری مسلحانه‌اند، از کولبران، کودکان، مدارس، زیرساخت‌های شهری و روستاهایی که معمولاً در چنین تنش‌هایی به مناطق ناامن تبدیل می‌شوند. تجربه سال‌های گذشته در خاورمیانه بارها نشان داده است که تبدیل مناطق قومی و مرزی به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، پیش از هر چیز امنیت انسانی ساکنان همان مناطق را نابود می‌کند.

در بخش‌هایی از گزارش، از احتمال ورود احزاب کرد به شهرهای کردنشین ایران پس از آغاز حملات سخن گفته می‌شود و این فرض مطرح می‌شود که سقوط برخی مراکز نظامی می‌توانسته موجی از اعتراض یا فروپاشی ایجاد کند. اما در چنین سناریوهایی معمولاً درباره پیامدهای پس از آن سکوت می‌شود: جنگ شهری، درگیری داخلی، موج بازداشت‌ها، انتقام‌گیری امنیتی، آوارگی مردم و گسترش خشونت مسلحانه. همین سکوت است که باید مورد توجه نهادهای حقوق بشری قرار گیرد.

واقعیت آن است که در بسیاری از پروژه‌های منطقه‌ای، گروه‌های مسلح کردی بار دیگر در موقعیتی قرار می‌گیرند که میان قدرت‌های بزرگ، دولت‌های منطقه و رقابت‌های امنیتی گرفتار می‌شوند. یک روز به‌عنوان «متحد میدانی» معرفی می‌شوند و روز دیگر، همان حمایت‌ها به‌دلیل ملاحظات سیاسی یا توافق‌های منطقه‌ای متوقف می‌شود. تجربه سوریه، عراق و حتی تحولات اخیر منطقه نشان داده است که قدرت‌های خارجی معمولاً تا جایی از نیروهای محلی حمایت می‌کنند که با منافع کوتاه‌مدت آنان سازگار باشد.

از سوی دیگر، بخشی از فضای رسانه‌ای نیز ناخواسته به عادی‌سازی این وضعیت کمک می‌کند؛ گویی مسلح‌سازی گروه‌ها، انتقال جنگ به مناطق مرزی یا تبدیل اعتراضات اجتماعی به پروژه‌های نظامی، امری طبیعی و قابل مدیریت است. در حالی که از منظر حقوق بشر، نخستین اصل باید حفاظت از جان غیرنظامیان و جلوگیری از گسترش چرخه خشونت باشد، نه طراحی سناریوهایی که یک جامعه را به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند.

حتی واکنش‌های عمومی در شبکه‌های اجتماعی و بحث‌های کاربران نیز نشان می‌دهد که نگرانی درباره «استفاده ابزاری» از کردها تنها محدود به تحلیلگران سیاسی نیست. بسیاری از کاربران کرد و ایرانی، از خطر تبدیل شدن کردستان به میدان جنگ نیابتی و رها شدن مردم پس از پایان درگیری سخن گفته‌اند.

در نهایت، مسئله اصلی فقط ادعای ارسال سلاح یا تماس‌های پشت‌پرده نیست. مسئله این است که چرا در اغلب سناریوهای طراحی‌شده برای فشار بر ایران، کردستان پیش از آنکه به‌عنوان یک جامعه انسانی دیده شود، به‌عنوان یک «جبهه بالقوه» تعریف می‌شود.

تا زمانی که امنیت انسانی مردم کردستان در مرکز این معادلات قرار نگیرد، هر پروژه‌ای چه با نام تغییر رژیم، چه مقابله امنیتی، چه مبارزه ژئوپلیتیک این خطر را خواهد داشت که بار دیگر مردم عادی را قربانی رقابت بازیگران بزرگ‌تر کند.

منبع: دیدبان حقوق بشر کردستان ایران


( ۵ )

نظر شما :

علی روا ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۸
سلام به دور از وقایع بی‌طرفانه باید گفت هر جا که با یک کرد هم نشین بودم چه در پادگان چه در بازار چه در جامعه جز خوبی و بزرگواری،از این قوم مهربان ندیدم اینها هم وطن و برادران و خواهران عزیز ما هستند ما نباید اینها را جدای از خودمان بدانیم قوم کرد طغیان گر نیست ما باید رفتارمان را به این قوم کهن و فهمیده بهتر کنیم چه شیعه چه سنی ما زیر یک پرچم بزرگ شدیم کشورهای ایران ترکیه سوریه عراق دارای قوم کرد هستند اگر جدایی طلبی بخواهد اتفاق افتد برای ۴ کشور اینکار ویرانی و نابودی را بهمراه دارد سازمان‌های بین المللی این وقایع را به شدت جلوگیری می‌کنند تنها راه در اتحاد و دوستی و برادری با این قوم فهمیده میباشد قومیت و واقعیت ایرانی بودن و نسل ایرانی بودن کردهای ایران ایرانی بودن خود را که پیشینه هزاران ساله دارند را که نمیشه ترک کنند کرد های ایران هم وطن ما هستند
حسین ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۲۱:۳۵
لطفا خاطره آن همسایه کُرد که آب و نان همسایه اش را نوش جان کرد ولی سر بزنگاه دست به کشتار تمام آن خانواده بیگناه زد.به خاطر ایدئولوژی پوچ و خونین
خسرو ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۴۲
چرا در اغلب سناریوهای طراحی شده برای فشار برایران کردستان بعنوان یک جبهه بالقوه تعریف میشود؟ اگر این سوال جواب داده شود مشکل روشن می‌شود چون صلیبی ها در همه جای دنیا از اقلیت های قومی و مذهبی یا دینی برای تضعیف دولت مرکزی و گرفتن امتیاز استفاده می‌کنند( درست مثل مورد ایرانی و شیعه بودن در جهان اسلام که تلاش میکنند ایران را تافته جدا بافته از جهان اسلام و همسایه ها نشان دهند) تلاش میکنند قوم کرد(با زبانهای مختلف و مذاهب مختلف ) را یکپارچه و همبسته مثل یک دولت ملت جدا تئوریزه کنند و شور استقلال طلبی بدمند ولی چون اکثریت مردمی که خود را کرد می نامند در هر چهار کشور ، وفادار به کشور خود می باشند تلاش هایشان فقط به شورش های کور و ناامنی می انجامد و البته شاخص های زیادی در جواب به سوال فوق وجود دارد که همه می‌دانند
مهراب لاهیجانی ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۶
عرض سلام و ارادت محضر قوم اصیل کرد.این روزها که ایران عزیز با تهدیدهای آشکار و پنهانِ بیگانگان روبه‌روست، بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ همدلی و یکپارچگیِ تمامی آحاد ملت هستیم. در این شرایط حساس، تبعیت از رهبریِ نظام به عنوان محورِ اصلیِ وحدت و انسجامِ ملی، می‌تواند تضمین‌کننده امنیت و پایداریِ کشور باشد. از تمامی اقوام اصیل و غیور ایرانی، در هر کجای این مرز و بوم، انتظار می‌رود فارغ از اختلاف‌نظرهای سلیقه‌ای، با تکیه بر آرمان‌های مشترک، در کنار یکدیگر برای حفظ تمامیت ارضی و اقتدار ایران عزیز بایستند. تاریخ گواه است که همبستگیِ اقوام ایرانی، همواره مستحکم‌ترین دژ در برابر دشمنان بوده است.