الجزیره: آمریکا نمی‌تواند در جنگ با ایران پیروز شود

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۱۷ کد : ۲۰۳۸۸۹۶ سرخط اخبار

پایگاه خبری الجزیره در تحلیلی درباره چشم انداز جنگ علیه ایران نوشت، امپراتوری آمریکا نمی‌تواند با هزینه‌های قابل قبول مالی، نظامی و سیاسی در جنگ علیه ایران پیروز شود و این جنگ احتمالا با عقب‌نشینی آمریکا خاتمه خواهد یافت.
گروه بین الملل خبرگزاری فارس؛ پایگاه خبری شبکه الجزیره در تحلیلی به قلم جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا و سیبل فارس درباره جنگ آمریکا علیه ایران نوشت، جنگی که ایالات متحده و اسرائیل در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران به راه انداختند، به احتمال زیاد با عقب‌نشینی آمریکا به پایان خواهد رسید. ایالات متحده نمی‌تواند این جنگ را بدون ایجاد عواقب فاجعه‌بار ادامه دهد. تشدید مجدد احتمالاً به نابودی زیرساخت‌های نفت، گاز و آب شیرین‌کن منطقه منجر خواهد شد و یک فاجعه جهانی طولانی‌مدت را به بار خواهد آورد. ایران می‌تواند به طور قابل اعتمادی هزینه‌هایی را تحمیل کند که ایالات متحده قادر به تحمل آن نیست و جهان نباید متحمل آن شود.
در این یادداشت آمده است، طرح جنگی آمریکا و اسرائیل، یک حمله به منظور «سرکوب رهبری» بود که توسط بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و دیوید بارنیا، رئیس موساد، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا فروخته شد. فرض بر این بود که یک کارزار بمباران مشترک تهاجمی آمریکا و اسرائیل، ساختار فرماندهی، برنامه هسته‌ای و رهبری ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به حدی تضعیف خواهد کرد که رژیم متلاشی شود. سپس ایالات متحده و اسرائیل یک دولت مطیع را در تهران مستقر می‌کردند.
تصور ترامپ چیزی شبیه ونزوئلا بود!
به نظر می‌رسد ترامپ متقاعد شده بود که ایران مسیری مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داده بود را دنبال خواهد کرد. عملیات آمریکا در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را در عملیاتی که به نظر می‌رسید هماهنگ بین سیا و عناصری در داخل دولت ونزوئلا بود، برکنار کرد. آمریکا یک رژیم مطیع‌تر را به دست آورد، در حالی که بیشتر ساختار قدرت ونزوئلا دست‌نخورده باقی ماند.
به نظر می‌رسد ترامپ به سادگی باور کرده بود که همین نتیجه در ایران نیز رخ خواهد داد.
اما عملیات ایران نتوانست یک رژیم مطیع در تهران ایجاد کند. ایران از نظر تاریخی، فناورانه، فرهنگی، جغرافیایی، نظامی، جمعیتی یا ژئوپلیتیکی، ونزوئلا نیست. هر اتفاقی که در کاراکاس افتاد، ارتباط کمی با آنچه در تهران رخ می‌داد، داشت.
دولت ایران متلاشی نشد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به جای اینکه «سرکوب» شود، با فرماندهی داخلی مستحکم‌تر و نقشی گسترده‌تر در ساختار امنیت ملی ظاهر شد. دفتر رهبری پابرجا ماند؛ نهادهای مذهبی پشت آن متحد شدند؛ و مردم در برابر حمله خارجی بسیج گشتند.
خبری از تسلیم نیست
ساکس و فارس در ادامه افزودند، دو ماه پس از آغاز جنگ، ترامپ و نتانیاهو هیچ دولت جانشین ایرانی تحت کنترل خود ندارند، هیچ تسلیم ایرانی برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد، و هیچ مسیر نظامی برای پیروزی مطلقاً وجود ندارد. تنها راه، و راهی که به نظر می‌رسد آمریکا در حال پیمودن آن است، عقب‌نشینی است، در حالی که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و هیچ یک از مسائل دیگر بین آمریکا و ایران حل نشده است.
محاسبات فاجعه بار ترامپ درباره تمدنی علمی و پیشرفته
چندین دلیل برای محاسبات اشتباه فاجعه‌بار آمریکا و موفقیت‌های ایران وجود دارد.
اول، رهبران آمریکایی ایران را به طور اساسی اشتباه قضاوت کردند. ایران یک تمدن بزرگ با ۵۰۰۰ سال تاریخ، فرهنگ عمیق، تاب‌آوری ملی و غرور است. دولت ایران تسلیم قلدری و بمباران آمریکا نمی‌شد، به خصوص با توجه به این واقعیت که ایرانیان به یاد دارند چگونه آمریکا در سال ۱۹۵۳ با سرنگونی یک دولت منتخب دموکراتیک و روی کار آوردن یک دولت پلیسی که ۲۷ سال به طول انجامید، دموکراسی ایران را نابود کرد.
دوم، رهبران آمریکایی به طور چشمگیری پیچیدگی فناوری ایران را دست کم گرفتند. ایران مهندسی و ریاضیات در سطح جهانی دارد. این کشور یک پایگاه صنعتی دفاعی بومی با موشک‌های بالستیک پیشرفته، یک صنعت پهپادی بومی و قابلیت پرتاب مداری بومی ساخته است. سابقه توسعه فناوری ایران، که با وجود ۴۰ سال تحریم‌های فزاینده ایجاد شده، یک دستاورد ملی خیره‌کننده است.
سوم، فناوری نظامی به گونه‌ای تغییر کرده است که به نفع ایران است. موشک‌های بالستیک ایران کسری ناچیزی از هزینه‌ رهگیرهای آمریکایی مستقر در برابر آنها را دارند. پهپادهای ایرانی ۲۰,۰۰۰ دلار قیمت دارند؛ موشک‌های رهگیر پدافند هوایی آمریکا ۴ میلیون دلار هزینه دارند. موشک‌های ضد کشتی ایران، با هزینه‌ای در محدوده صدها هزار دلار، ناوشکن‌های آمریکایی را که ۲ تا ۳ میلیارد دلار هزینه دارند، تهدید می‌کنند. شبکه ضد دسترسی و ممانعت از ورود ایران در اطراف خلیج فارس، پدافند هوایی چندلایه، ظرفیت اشباع پهپاد و موشک، و قابلیت ممانعت از ورود به دریا در تنگه، هزینه عملیاتی تحمیل اراده آمریکا بر ایران را بسیار بالاتر از آنچه ایالات متحده می‌تواند تحمل کند، کرده است، به خصوص با در نظر گرفتن تخریب تلافی‌جویانه‌ای که ایران می‌تواند بر کشورهای همسایه تحمیل کند.
چهارم، روند سیاست‌گذاری آمریکا غیرعقلانی شده است. جنگ ایران توسط حلقه‌ای کوچک از وفاداران به رئیس‌جمهور در مارالاگو، بدون هیچ روند رسمی بین‌سازمانی و با شورای امنیت ملی که در طول سال گذشته تضعیف شده بود، تصمیم‌گیری شد. جو کنت، مدیر مرکز ملی ضد تروریسم ترامپ، در ۱۷ مارس با نامه‌ای عمومی استعفا داد که در آن «اتاق پژواکی» را برای فریب رئیس‌جمهور توصیف کرد. این جنگ نتیجه یک سیستم تصمیم‌گیری بود که در آن سازوکارهای مشورتی از کار افتاده بودند.
این نه یک جنگ از سر ضرورت بود و نه یک جنگ انتخابی. این جنگی از سر هوس بود. فرض اساسی، هژمونی بود. ایالات متحده تلاش می‌کرد تسلط جهانی را که دیگر در اختیار ندارد، حفظ کند و اسرائیل سعی داشت تسلط منطقه‌ای را که هرگز نخواهد داشت، برقرار سازد.
با توجه به همه اینها، پایان محتمل این است که جنگ احتمالاً با بازگشت به وضعیتی نزدیک به «وضعیت قبل از جنگ» (status quo ante) به پایان خواهد رسید، به جز سه واقعیت جدید در صحنه. اول، ایران کنترل عملیاتی تنگه هرمز را خواهد داشت. دوم، وضعیت بازدارندگی ایران به طور قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. سوم، حضور نظامی بلندمدت آمریکا در خلیج فارس به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت. سایر مسائلی که ظاهراً آمریکا را به حمله به ایران ترغیب کرد (برنامه هسته‌ای ایران، نیروهای نیابتی منطقه‌ای، زرادخانه موشکی) به احتمال زیاد در همان وضعیتی که در آغاز جنگ بودند، باقی خواهند ماند.
وقتش رسیده آمریکا اندکی عاقل شود
این تحلیلگران در ادامه یادداشت خود در الجزیره اضافه کردند، حتی با عقب‌نشینی آمریکا، ایران از برتری خود علیه همسایگانش سوءاستفاده نخواهد کرد. سه دلیل این موضوع را توضیح می‌دهد. اول، ایران منافع استراتژیک بلندمدتی در همکاری با همسایگان خلیج فارس خود دارد، نه در یک جنگ مداوم. دوم، ایران هیچ علاقه‌ای به شروع مجدد جنگی که به تازگی با موفقیت به پایان رسانده است، نخواهد داشت. 
ترامپ بدون شک تلاش خواهد کرد تا عقب‌نشینی قریب‌الوقوع را به عنوان یک پیروزی بزرگ نظامی و استراتژیک به تصویر بکشد. هیچ یک از این ادعاها صحیح نخواهد بود. حقیقت این است که ایران بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که ایالات متحده درک می‌کرد؛ تصمیم برای ورود به جنگ غیرعقلانی بود؛ و فناوری زیربنایی جنگ به ضرر آمریکا تغییر کرده است. امپراتوری آمریکا نمی‌تواند جنگ علیه ایران را با هزینه‌ای مالی، نظامی و سیاسی قابل قبول پیروز شود. اما آنچه آمریکا می‌تواند دوباره به دست آورد، مقداری از عقلانیت است. زمان آن فرا رسیده است که ایالات متحده به عملیات تغییر رژیم خود پایان دهد و به حقوق بین‌الملل و دیپلماسی بازگردد.


نظر شما :