رئیس جمهوری انتقام جو

چطور پوپولیسم وحشیانه دوترته بر فیلیپین چیره شد؟ (بخش دوم)

۱۰ آبان ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۸۷۱۹۵ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
دوترته در سومین سال ریاست جمهوری خود یک کارگزار پرقدرت و یک استاد تاکتیک های سیاسی تمام عیار بود. اعتراض ها و انتقادهای او از نخبگان، مصرف کنندگان مواد مخدر و مجرمان به نگرانی عمومی درباره نظام قضایی شکست خورده و طبقه حاکم بی پروا دامن زد. دوترته بر یک موج سیاسی جهانی سوار بود؛ موجی از حمایت عمومی از بی نظمی. اما چطور یک شهردار پیشین ۷۴ ساله اسلحه به دست از جبهه جنوبی فیلیپین توانست تا این اندازه خود را با شرایط سیاسی جهانی تطبیق دهد؟
چطور پوپولیسم وحشیانه دوترته بر فیلیپین چیره شد؟ (بخش دوم)

نویسنده: شیلا اس. کُرُنِل

دیپلماسی ایرانی: رمزی کلارک، دادستان کل پیشین آمریکا در سال 1987 ریاست ماموریتی به فیلیپین را برعهده داشت که دریافت سیا در ظهور گروه های انتقام جو نقش داشته است. دولت ایالات متحده همچنین به عملیات مبارزه با شورشی های ارتش فیلیپین در میندانائو کمک فنی می کرد. در آن زمان، غیرنظامی ها به اسلحه و چاقوهای بلند ملسح شده و در شکار کمونیست ها در خیابان ها پرسه می زدند. برنامه های رادیویی علیه سرخ ها نیز این انتقام جویان ضدکمونیست را بیشتر تحریک می کرد.

در این دوره ترس و وحشت بود که دوترته به عنوان یک دادستان دولت در سیاست داوائو درگیر شد. پس از سقوط مارکوس و جایگزینی همه مقامات محلی، دوترته به لطف ارتباط مادرش با اپوزیسیون مخالف مارکوس معاون شهردار شد. دو سال بعد، در انتخابات شهرداری در برابر جون پالا، خبرنگار رادیویی که علیه کمونیست ها برنامه می ساخت، و یک سیاستمدار قدیمی تر رقابت کرد و پیروز شد. او به عنوان شهردار به طور همزمان نقش حامی و داور در میان گروه های رقیب را ایفا می کرد و در یک استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بین آنها اختلاف ایجاد می کرد. با کاهش درگیری ها، او پارتیزان ها از همه گروه ها را به کار گرفت و یک ضدکمونیست پیشین را انتخاب کرد تا در شهرداری برای او کار کند و به همه دار و دسته های جنایتکار و سرخ ها هشدار داد که به جای دیگری بروند. او با پلیس روابط خوبی داشت و رونالد دلا روزا، رئیس پلیس شهر، پسرخوانده او بود.

دوترته در 22 سال شهرداری در داوائو، به مثابه یک پدرسالار شهر را اداره می کرد. او مقررات منع آمد و شد برای اقلیت ها تعیین، سیگار کشیدن را در بیشتر اماکن عمومی ممنوع، فروش مشروبات الکلی را محدود و نقض کنندگان قوانین راهنمایی و رانندگی را سرکوب کرد. او همچنین برنامه های رفاه اجتماعی را ارتقاء داد، یکی از موفق ترین خطوط تلفن فوریت های 911 را راه اندازی کرد، خدمات رسانی به زنان قربانی سوء استفاده های جنسی را در دستورکار قرار داد و برای نیازمندان کلینیک های درمانی ساخت. او با بریدن نوار قرمز تجارت را خشنود ساخت و در زیرساخت ها سرمایه گذاری کرد. شهروندان خسته از خشونت همگی از داوائویی ایمن تر، کارآمدتر و تاثیرگذارتر استقبال کردند.

راز کثیف داوائو

دوتره آزادانه از کتاب راهنمای کمونیست ها و ضدشورشی ها وام گرفت. او رسانه ها را نه با نگرانی درباره کمونیست ها، که درباره جنایتکاران بمباران کرد. او هم مانند پالا از رسانه استفاده کرد و میزبان یک برنامه تلویزیونی هفتگی را بر عهده گرفت تا در آن درباره سارقان و فروشندگان مواد مخدر سخن بگوید. او در یکی از قسمت های برنامه «ساندی تی وی» در سال 2001 نام 500 فرد مظنون بر جرائم جنایی و مواد مخدر از فقیرترین محله شهر را اعلام کرد. کارولین آرگیلاس، یک خبرنگار در داوائو، با شهردار درباره یک ماه پس از این قسمت برنامه مصاحبه کرد و گزارش داد که دست کم 4 نفر از فهرست دوترته تا پیش از مصاحبه کشته شده بودند. 17 فرد دیگر که به فروش مواد مخدر و دزدی تلفن همراه متهم بودند نیز در فاصله زمانی اندکی پس از آن کشته می شوند.

قاتلان عمدتا افراد مسلح ماسک دار موتور سواری بودند که گاهی در روز روشن آدم می کشتند. گاهی قاتلان علامتی روی مقتول می گذاشتند که او را به عنوان فروشنده مواد مخدر یا دزد شناسایی می کرد. اینها کشتارهای نمایشی بودند که هدف از آنها پاکسازی اهداف به عنوان هشداری برای دیگران بود. «جوخه مرگ داوائو» از اراذل و اوباش، چریکی های سابق و انتقام جویان ضدکمونیست بودند که جیب برها، فروشندگان مواد مخدر و دیگر جنایتکاران خرده پا را می کشتند. آمادو پیکاردال، کشیشی که در آن زمان در داوائو زندگی می کرد، به یاد می آورد که یک روز بعد از ظهر در سال 2008 در کلیسای خود در حال برگزاری مراسم عروسی بود: «بیرون صدای تیراندازی شنیدم. به دنبال جمعیت من هم بیرون رفتم تا ببینم موضوع از چه قرار است. دیدم پسری حدودا 15، 16 ساله کشته شده و روی زمین افتاده است.» پیکاردال این اظهارات را در سال 2016 و تنها چند ماه پس از ریاست جمهوری دوترته بیان کرد: «افراد پلیس در همان نزدیکی بودند. اما آنها اسلحه های خود را در هوا شلیک کردند انگار که می خواستند به قاتلان فرصت دهند با موتورهای خود از آنجا بگریزند.» پیکاردال به ثبت و طبقه بندی بیش از 1400 مورد از قتل های جوخه مرگ در سال های 1998 تا 2015 کمک کرده است.او سال ها علیه این کشتارها موعظه کرد و در ماه اوت سال 2018 بعد از آنکه متوجه شد افراد مسلح در میان حضار پنهان شده اند، مخفی شد. به گفته پیکاردال، جوخه مرگ داوائو تاکتیک های خود را از چریک های کمونیست وام گرفته بودند برخی از اعضای باقی مانده از یگان های گنجشک به این جوخه پیوسته بودند.

این راز کثیف داوائو بود. به استثنای شمار اندکی از اعضای رسانه، روحانیت کاتولیک و گروه های مدنی، بیشتر شهروندان منطق اجرای عدالت دوترته را پذیرفته بودند. دوترته شهردار سال 2001 به آرگیلاس گفت: «اگر بخواهم در این باره صادقانه صحبت کنم، ترجیح می دهم به جای اینکه قربانیان بی گناه جان خود را از دست بدهند، شاهد مرگ جنایتکاران باشم.» اما در حقیقت، بیشتر قربانیان جوخه مرگ جنایتکاران خرده پا بودند و نه قاتلان. به علاوه، معنای ضمنی این اظهارنظر این بود که شهروندان تنها دو گزینه دارند: بکشند یا کشته شوند.

از داوائو تا کاخ ریاست جمهوری

داوائو برای دوترته به مثابه کلاس درس دولت داری بود. او شهر را بازسازی کرد و شهر هم او را. داوائو همچنین بلیط دوترته برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری بود: او وعده داد همانطور که صلح و سعادت را به شهر خود بازگردانده، برای کشورش نیز همین کار را کند. او نویسنده و قهرمان الگوی داوائوست. قرارداد اجتماعی ای که او به قانونگذاران در داوائو پیشنهاد شده بود، اینگونه بود: «من از شما مراقبت می کنم، اما سوالی نپرسید.» اکنون همین قرارداد به طور گسترده در سراسر فیلیپین در حال اجراست. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: مردان استبدادرودریگو دوترتهفیلیپین


( ۱ )

نظر شما :