چالش های عمران خان در حفظ موازنه روابط منطقه ای

عربستان به دنبال جنگ پاکستان با ایران است؟

۱۵ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۸۲۰۹۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا خاورمیانه
به نظر می رسد دولت پاکستان که در سال های گذشته موفق شده از جانب داری بین رقبای منطقه ای یعنی ایران و عربستان سعودی اجتناب کند، اکنون مجبور به انتخاب شده است. پاکستان به شدت به حمایت مالی نیاز دارد و سعودی ها می توانند کمک کنند. اما سوال این است که آیا پاکستان مشکلاتی که به همراه سخاوت عربستان می‌ آید را می پذیرد؟
عربستان به دنبال جنگ پاکستان با ایران است؟

نویسنده: فاطمه امان

دیپلماسی ایرانی: به نظر می رسد دولت پاکستان که در سال های گذشته موفق شده از جانبداری بین رقبای منطقه ای یعنی ایران و عربستان سعودی اجتناب کند، اکنون مجبور به انتخاب شده است. پاکستان به شدت به حمایت مالی نیاز دارد و سعودی ها می توانند کمک کنند. اما سوال این است که آیا پاکستان مشکلاتی که به همراه سخاوت عربستان می‌ آید را می پذیرد؟

محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی به آسیا به عنوان بخشی از «چشم انداز عربستان سعودی برای آینده» می نگرد. اما سفرهای اخیر او به آسیا یک هدف کوتاه مدت هم داشته است: ترمیم وجهه اجتماعی خودش که در پی جنگ یمن و قتل جمال خاشقجی، روزنامه نگار مخالف سعودی به شدت آسیب دیده است.

بن سلمان در آغاز این سفر به جنوب آسیا رفت که یک منطقه دوست برای ایران به شمار می رود. به لطف تحریم های ایالات متحده و بین المللی که در 40 سال گذشته با هدف انزوای ایران اعمال شدند، این کشور بر جنوب آسیا متمرکز شده است. تجدید تحریم های آمریکا علیه برنامه هسته ای هم ایران را بیشتر به حرکت در این مسیر سوق داده است.

در میان کشورهای آسیای جنوبی محمد بن سلمان پاکستان را به عنوان اولین مقصد خود انتخاب کرد که با ایران مرز مشترک دارد. منطقه بلوچستان در هر دو سوی مرز ایران-پاکستان در چند دهه گذشته منطقه ای در معرض ناآرامی محسوب می شده است. در حقیقت، تنها چند روز قبل از سفر محمد بن سلمان به پاکستان، یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان ایران رخ داد. تهران دولت ترامپ و سعودی ها را در پی حمایت از گروه های مخالف مسلح در زمانی که دولت ایران با نارضایتی عمومی از تورم، بیکاری و سایر مشکلات اقتصادی مواجه است، مقصر دانست.

پاکستان هم اگرچه مانند ایران هدف تحریم های شدید آمریکا نیست، اما شرایط اقتصادی دشواری دارد. اسلام آباد که در پی ناتوانی در نابود کردن گروه های تروریستی با کاهش کمک های واشنگتن مواجه بوده، در صدد دریافت کمک مالی از صندوق بین المللی پول بر آمده، اما موفقیت چندانی نداشته است. از این رو، عمران خان نخست وزیر پاکستان هیچ گزینه ای غیر از روی آوردن به سعودی ها نداشته است. او از آغاز دوره نخست وزیری خود در ماه آگوست گذشته 2 مرتبه به عربستان سعودی سفر کرده است. اولین سفر او زمانی بود که سعودی ها در پی قتل خاشقجی با انتقاد شدید بین المللی مواجه بودند.

نقطه اوج سفر محمد بن سلمان شیوه پذیرش غیرمعمول او در اسلام آباد بود. چند روز پیش از این سفر، پلاکاردهای 40 سالگی انقلاب اسلامی ایران که به «دوستی طولانی و تاریخی بین ایران و پاکستان» اشاره می کردند با پلاکاردهایی خوشامدگویی به ولیعهد سعودی جایگزین شدند. این مساله به ویژه باتوجه به مخالفت شخص عمران خان و حزب تحریک انصاف او با جنگ یمن، عجیب می نمود. این حزب همچنین با گماردن ژنرال بازنشسته پاکستانی به فرماندهی ائتلاف نظامی تحت فرمان سعودی در این جنگ مخالف و معتقد است که این مساله اختلاف شیعه و سنی در پاکستان را تشدید می کند و می تواند به روابط اسلام آباد با تهران، مسکو و آنکارا آسیب بزند.

به رغم امتناع پاکستان از اعزام نیروی نظامی به یمن، محمد بن سلمان وعده 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری در پاکستان را داد.

به نظر می رسد پاکستان انتظار دارد که ایران وضعیت مالی دشوار آن را درک کند. سفیر ایران در پاکستان اخیرا گفته هرگونه سرمایه گذاری توسط کشورهای عربی در پاکستان، مساله داخلی اسلام آباد است و تهران به تمامیت ارضی آن احترام می گذارد. با این حال، باتوجه به ناآرامی های فزاینده در بلوچستان که ایران معتقد است ریشه در پاکستان دارند، درک و صبر و شکیبایی تهران در قبال اسلام آباد کاهش یافته است. بلوچستان پاکستان مقر گروه هایی همچون جندالله و جیش العدل بوده که چندین مرتبه به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین غیرنظامیان در منطقه حمله کرده اند.

استفاده از ناآرامی ها در بلوچستان علیه پاکستان برای ایران غیرممکن نیست. اگرچه دو طرف تاکنون از استفاده از این مساله برای بی ثباتی در کشور همسایه خودداری کرده اند، اما اگر تهران به حسن نیت اسلام آباد شک کند امکان تلافی با ابزار مشابه برای آن وجود دارد. چنین اتفاقی تنش ها در منطقه را افزایش می دهد. می توان گفت صبر و درک ایران در مواجهه با نزدیکی پاکستان و سعودی ها به همکاری دولت عمران خان در مبارزه با شورشی ها در بلوچستان بستگی دارد.

لازم به ذکر است که نواز شریف نخست وزیر پیشین پاکستان که یکی از سیاستمداران طرفدار عربستان به شمار می رفت، اگرچه قدرت اعزام نیرو به جنگ یمن را داشت این تصمیم را به پارلمان واگذار کرد که به اتفاق آراء رد شد. اکنون، افراد نزدیک به عمران خان ادعا می کنند که وام ها و سرمایه گذاری های جدید عربستان تعهدی برای آنها ایجاد نکرده است. اما سعودی ها تنها به کمک مالی اکتفا نکرده و اقدامات دیگری هم همچون آزاد کردن هزاران زندانی پاکستانی و افزایش سهمیه حج پاکستان انجام داده اند.

مساله نگران کننده برای بسیاری از پاکستانی ها این است که این سرمایه گذاری های سعودی لزوما در پاسخ به نیازهای پاکستان صورت نگرفته باشد، بلکه واکنشی به بحران سیاسی باشد که محمد بن سلمان با آن درگیر است. ولیعهد سعودی به مورد تایید قرار گرفتن در جامعه بین المللی نیاز دارد.

پاکستان سعی کرده تعادل را در روابط با ایران و رقبای آن حفظ کند. وقتی شریف که سال ها در عربستان ساکن بود نخست وزیر شد، بسیاری منتظر افول روابط ایران و پاکستان بودند. اما شریف نه این روابط را تقویت کرد و نه آن را تضعیف کرد. بعید است که جانشین او اکنون به این روابط آسیبی برساند.

مقامات پاکستانی می گویند که سعودی ها برنامه های پنهانی ندارند. اما اگر داشته باشند و این برنامه ها به ایران مربوط شود، شرایط برای عمران خان به شدت دشوار می شود. ایران منتظر است ببیند همکاری های نظامی پاکستان با عربستان افزایش می یابد یا خیر و اینکه آیا پاکستان به یمن نیرو می فرستد؟ اگرچه چنین اقدامی برای دولت عمران خان در داخل پاکستان هم گران تمام می شود چراکه جنگ یمن با انتقادهای شدید بین المللی مواجه است و به علاوه، 20درصد جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل می دهند که با یمنی های قربانی حملات سعودی ابراز همدردی می کنند.

منبع: شورای آتلانتیک / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

کلید واژه ها: روابط ایران و پاکستانروابط پاکستان و عربستانتور آسیایی محمد بن سلمانتلاش ولیعهد سعودی برای ترمیم وجهه مخدوش خودسرمایه گذاری های عربستان در پاکستانجنگ یمنتحریم های آمریکا علیه ایرانناآرامی ها در سیستان و بلوچستان


( ۹ )

نظر شما :

احسان جعفری ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ | ۲۰:۱۴
تحرکات اخیر محور آمریکا و متحدین عربی اش در فضای فعلی خاورمیانه چیز تازه ای نیست ودر شرایط کنونی رویکرد تهاجمی تری را دنبال میکند که ناشی از احساس خطر از طرف ایران وبا هدف تشدید فشار بر روی کشورمان است و پاکستان به واسطه ناپایداری ذاتی و منطقه بلوچستان به لحاظ سبقه وفضای مناسب بهترین گزینه برای ضربه به ایران است باید در نظر داشت که سابقه نفوذ عربستان به واسطه سرمایه گذاری های کلان فرهنگی مذهبی و امنیتی در پاکستان طولانی و برای عربستان ماهیت استراتژیک دارد نباید فراموش کنیم که سرمایه گذار اصلی قدرت هسته ای پاکستان عربستان است و ارتش پاکستان که قدرت اصلی در تمامی ارکان این کشور است گرایش سمپاتیک به عربستان دارد و به عربستان به عنوان بانک آماده کمک نگاه میکند از طرفی پاکستان علی رغم قدرت و توان دفاعی قابل توجه از دیرباز کانون افراط گرایی بوده و هست منتها در چند دهه اخیر با توجه به سیاست آمریکا در منطقه خاورمیانه و خصوصا افغانستان بطور ویژه عربستان با سرمایه گذاری کلان توانسته افراط گرایی سنتی را بطور دلخواه با هماهنگی ارتش پاکستان از طریق پرداخت های کلان کانالیزه کند و کانون های اطلاعاتی وامنیتی با هماهنگی سرویس امنیتی ارتش پاکستان ایجاد کند وچه کسی است که نداند در پاکستان هیچ دولتی بدون نظر و دلخواه ارتش نمیتواند حکومت کند همچنین با تو جه به نیاز مالی پاکستان به سرمایه گزاری کلان عمران خان در حال حاضر توان مقابله با ارتش و نیاز کشور خود را ندارد اما با توجه به ناپایداری سیاسی و مشکلات درونی پاکستان و رقابت های منطقه ای این کشور و نقاط ضعف امنیتی آن میتوان رویکرد مهار و مدیریت وضعیت موجود را برنامه ریزی کرد در حال حاضر میتوان گفت سیاست ایران در مقابل این رویکرد بنای مناسبی دارد چه در مورد سازمان دهی شیعیان پاکستان و چه در قبال همکاری اقتصادی وامنیتی با هند به عنوان بزرگترین دشمن سنتی پاکستان و چه در دعوت از مقامات امنیتی هند پس از حادثه تروریستی زاهدان که حاوی پیام روشنی برای پاکستان است اما در روزهای آتی علاوه بر اقدامات قبلی باید گزینه های اصلی به طور مشخص افزایش هزینه رویارویی تقویت و ایجاد اعتماد به نفس دردولت قانونی و همچنین تقویت سیاست مهار از طریق نیابتی یا مستقیم درقبال این کشور و اعتماد سازی با میانجیگری درمناقشه هند و پاکستان باشد تا این کشور از فاز کنونی به فاز هزینه سازتر گرایش پیدا نکند