
نکات جالب «خاطرات حاخام یدیدیا شوفِط»
سید قاسم ذاکری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به جنبه های شگفت آور کتاب «خاطرات حاخام یدیدیا شوفِط» پرداخته است.
ادامه مطلبسید قاسم ذاکری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به جنبه های شگفت آور کتاب «خاطرات حاخام یدیدیا شوفِط» پرداخته است.
ادامه مطلبایران، ترکیه و روسیه درک دیپلماتیک کافی برای حفظ توازن قوا در قفقاز دارند. این توازن پویا است و وضعیت موجود در حال تغییر است. در بحبوحه جنگ اوکراین، روسیه دیگر تنها ابرقدرت امنیتی منطقهای نیست، به این دلیل که کرملین برای پیشبرد جنگ خود به همکاری ترکیه و ایران متکی است. این امر زمینهای را برای ظهور یک «نظام موازی» فراهم میکند که در آن تحریمها علیه ایران بیاثر خواهد شد. ایران میخواهد این سیستم "پسا اوکراین" را به عنوان یک قانونگذار شکل دهد و این امر با آذربایجان تنش ایجاد میکند.
ادامه مطلبفریدون هویدا در زمان معاونت امور بینالمللی و اقتصادی وزارت امور خارجه از طرف شاه مأموریت مییابد تا به واسطه دوستان چپگرای فرانسوی خود، زمینه ارتباط با نمایندگان ویتنام شمالی در پاریس را فراهم آورد تا از این طریق ایران بتواند در جهت کاهش مخاصمه میان آمریکا و ویتنام شمالی گام بردارد و زمینهساز صلح شود. وی شرح مأموریت سری خود را بعد از ۳۴ سال از انجام آن، در مقالهای در سال ۲۰۰۱ افشا کرد. روایت او در این مقاله روایت-سیاسی بسیار جذاب است. او از یک سو دیپلماتی ورزیده است و از سوی دیگر نویسندهای زبردست؛ و این دو موجب شده تا یک واقعیت سیاسی-تاریخی را با سبک نویسندگی خود درآمیزد و روایتش چنان پرکشش باشد که در بخشهایی از مقاله ناگهان خود را در میانه یک رمان هیجانانگیز معمایی مییابی، حال آنکه او در حال روایت یک مأموریت سیاسی است. علاوه بر این، مقاله او -فارغ از نتیجه تلاش او و تمایل حکومت ایران- نشان میدهد ایران به اعتبار موقعیت سیاسی خود و با در اختیار داشتن دیپلماتهای شناختهشده در وضعی بود که دیگران در شرایط آن زمان برای حلوفصل چنین بحرانهایی خواهان مداخله ایران باشند.
ادامه مطلبدر بخش دوم گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با منوچهر فرهنگ، وی میگوید: «در سفر هیأت والاحضرت اشرف (که دوست عزیزم ایرج امینی به همراه عبدالرضا انصاری در آن شرکت داشتند)، بامداد فردای روز ورود به پیونگ یانگ، برخلاف عرف معمول، شخص کیم ایل سونگ به اقامتگاه هیأت ایرانی آمد و در سالن به انتظار نشست که من متوجه تأخیر والاحضرت شدم و به سرعت به سوئیت ایشان رفتم و برخلاف انتظار دیدم اعضای هیأت همگی آماده و بیرون اتاق خواب نامبرده ایستاده اند. علت تأخیر را سوال کردم و گفتند فکر می کند والاحضرت هنوز خواب است. گفتم چرا او را بیدار نمی کنید؟ در پاسخ گفتند که دوست ندارند کسی او را بیدار کند. گفتم خیلی وضعیت بدی است. شخص جناب کیم ایل سونگ به اینجا آمده اند و پایین در انتظارند. ناگهان از داخل اتاق خواب صدا آمد: "پس چرا کسی به من نمی گوید؟"»
ادامه مطلبمنوچهر فرهنگ، نخستین معاونت سفارت ایران در چین در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی می گوید: از قدم اول متوجه شدم که رفتن به چین با مسافرت به کشورهای دیگر تفاوت دارد. پرواز مستقیم به پکن وجود نداشت. در ژوئن ۱۹۷۲ تنها راه این بود که به هنگ کنگ پرواز کرده سپس با قطار تا مرز چین رفته و بعد هم قطار تا شهر کانتون (گوانجو) و سپس پرواز داخلی از کانتون به پکن. با تمام سختی هایش و در وسط تابستان گرم با زن و بچه این کار را کردیم. البته چون بعد فهمیدیم که در پکن خرید هیچ یک از اقلام مورد نیاز زندگی مدرن موجود نیست، در هنگ کنگ یک هفته اقامت کردیم و هر چه به نظرمان می آمد خرید کردیم. از سفارش کت و شلوار و کفش و خرید احتیاجات کودک گرفته تا دیگ و قابلمه. سفر زمینی به مرز چین و بعد انتظار در فرودگاه در گرمای تابستان و سپس گرفتن پرواز به پکن طاقت فرسا بود. در هواپیما هیچ همسفر غیر چینی نبود و وقتی آب آشامیدنی سفارش دادیم آب جوش برایمان آوردند که از آن به بعد فهمیدیم برای تصفیه، چینی ها آن را می جوشانند. عصر دیر وقت که به فرودگاه پکن رسیدیم هیچکس در فرودگاه نبود. از جمله هیچ یک ازهمکاران سفارت که ماه های قبل رفته بودند و جناب آرام گفته بود برای کمک به ما به فرودگاه بیایند. مدتی انتظار کشیدم تا توانستم با آنها تماس بگیرم که در جواب گفتند ساعاتی زودتر در فرودگاه بوده و به آنها گفته اند پرواز آن روز لغو شده است. به هر حال محبت کرده و مجددا آمدند و هنگام ترک فرودگاه که خیلی هم با شهر فاصله داشت متوجه شدیم که پشت سرمان درهای آهنین فرودگاه را به مانند یک مغازه بستند و تعطیل کردند!
ادامه مطلبپری آزرم وند - مختاری در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی می گوید: مسؤولیت من در سفارتخانه (در استرالیا) در زمینۀ مطبوعاتی و سیاسی این بود که تقریباً تمام صبح به بررسی دقیق مطبوعات عمدۀ استرالیا و نیز بریده های جراید دیگر و مطالب پخش شده از رادیو و تلویزیون های استرالیا می پرداختم و بعدازظهر گزارش هایی می نوشتم که از بررسی های صبح استخراج و استنتاج کرده بودم. این گزارش ها – بسته به ماهیت و فوری بودن یا غیرفوری بودن آنها – بعدازظهر به تهران فرستاده می شد یا در گزارش هفتگی/ دوبار در هفته گنجانده می شد. به دلیل اختلاف ساعت بین ایران و استرالیا گزارش ها و تلگراف هایی که صبح و اوایل بعدازظهر روی آنها کار شده بود و اواسط بعدازظهر به مرکز فرستاده می شد عملاً صبحِ تهران به وزارتخانه می رسید. کارهای دیگر از جمله تماس با مقامات مربوطۀ استرالیا، کارهای فرهنگی و همکاری با مراکز آموزشی یا مراکز جهانگردی و فرهنگی استرالیا طبعاً بخش دیگری از کار در سفارتخانه بود که در طول روز به آنها پرداخته می شد و این کارها گاه جنبۀ واکنشی داشت و گاه به ابتکار ما آغاز می شد.
ادامه مطلباحسان ابوسحقی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: فرقه دموکرات زیر سرنیزهی ارتش اشغالگر شوروی قد برافراشت و بر حقیرترین و خطرناکترین ایدههای بشری چهارچوب گسترانید تا مگر از نمد اشغال کشور و ضعف قوای مرکز کلاهی برای خود ببافد اما به توافقاث دولت ایران و شوروی و نیز تفاهمات جهانی، در ادامه اسیر خشم مردمان آذربایجان و اقدام قوای ملی ارتش و عشایر اذربایجان و زنجان شد و هیچ از آن مدعاهای غریب و خطرناک قومگرایانه برجای نماند. به این مناسبت و بی آن که در این نوشتار واکاوی تاریخ باشد برآنم تا از پنجرهای نو نگاهی بر آن رخدادها داشته باشم.
ادامه مطلبایرج امینی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی می گوید: روزنامه آتش به مدیریت مهدی میراشرافی با تیتر بزرگ نوشت که ایرج امینی صاحب نود در صد سهام شرکت فیلیپس است، ماهی هشتاد هزار تومان حقوق می گیرد و لامپ های کذایی جاده فرودگاه مهرآباد با سفارش او از فیلیپس خریداری شده است. معلوم شد که فیلیپس در مناقصه شرکت کرده اما برنده زیمنس و اوسرام (Osram) بوده اند. یک روز بعد روزنامه آتش نوشت که ایرج امینی به زودی در دیوان کیفر محاکمه خواهد شد (غافل از اینکه دیوان کیفر مختص محاکمه کارمندان دولت بود) و اگر تا به حال به زندان نرفته مدیون اسدالله خان علم است. بالاخره سردبیر روزنامه مزبور به من گفت: شرکت پولی بدهد تا میراشرافی ساکت شود. پول که سهل است، ای کاش همان موقع علیه او به دادگستری شکایت می کردم. شاید به نتیجه می رسید.
ادامه مطلبمعین نیک طبع در مطلبی که برای دیپلماسی ایرانی تهیه و گردآوری کرده است می نویسد: روزنامه اطلاعات در شماره ۱۲۴۷۸ خود به تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۴۶ گزارشی به قلم سیما دبیرآشتیانی با عنوان «بانوان در وزارت امور خارجه؛ ایران فقط ۵ بانوی دیپلمات دارد» در خصوص وضعیت بانوان دیپلمات وزارت امور خارجه ایران منتشر می کند که متن کامل آن گزارش بازنویسی شده است و به همراه پاره ای مطالب تکمیلی برای علاقمندان به تاریخ دیپلماسی ایران بازنشر می شود.
ادامه مطلب