واقعیت هایی که آنکارا بعد از کودتا درک کرد

عقب نشینی اردوغان بعد از تهدید آمریکا

۲۷ مرداد ۱۳۹۵ | ۱۴:۳۶ کد : ۱۹۶۱۸۶۱ آسیا و آفریقا ترجمه برگزیده خاورمیانه
اردوغان زمانی بر موج مصالحه با مخالفان در داخل سوار شد که نتیجه گرفت با یک تهدید خارجی جدی از طرف آمریکا روبه روست.
عقب نشینی اردوغان بعد از تهدید آمریکا

دیپلماسی ایرانی: پس از کودتای نافرجام در ترکیه نگاه غالب اغلب رسانه های داخلی ترکیه و بین المللی این است که "رجب طیب اردوغان پس از این کودتای قوی تر شده و اکنون این قدرت را دارد که کشور را آن گونه که می خواهد اداره کند." اما برای کسانی که از نزدیک شخصیت اردوغان، ارتباط او با قدرت و سبک کلی سیاسی او را در جریان 14 سال زمامداری اش می شناسند این استدلال چندان قانع کننده نیست.

اتفاقا بیانیه های اردوغان و رفتار سیاسی اش از زمان کودتای نافرجام نشان می دهد که او احساس می کند از قدرت کمتری برخوردار است. اعلام وضعیت اضطراری و پاکسازی گسترده حامیان فتح الله گولن ممکن است که یک مانور قدرت موفق باشد، اما توهمی بیش نیست.

در حقیقت، اردوغان رفتار سیاسی خود را در مسیری تنظیم کرده که نشان می دهد حس قدرت کمتری دارد. نخستین نشانه این ضعف قدرت، نه شانزدهم جولای و فردای روز کودتا، بلکه چند روز پس از آن نمایان شد.

با بررسی تغییرات رفتار سیاسی اردوغان می توان به این نتیجه رسید که رییس جمهوری ترکیه در فاصله 19 و 20 جولای به واقعیت جدیدی پی برده است. این واقعیت جدید احتمالا بیش از این که نتیجه ارزیابی پیامدهای داخلی باشد ماحصل بررسی پیامدهای بین المللی کودتا بوده است. واقعیتی که باعث شد تا اردوغان چند گام به عقب بردارد.

نخستین حضور اردوغان در میان حامیانش پس از شکست کودتا، هجدهم جولای و در خارج از منزل مجلل خود در استانبول بود. اردوغان در آن سخنرانی به نظر می رسید که اطمینان دارد حالا قدرتمندتر از هر زمان دیگری است. کاملا به سبک این عبارت مشهور که "چیزی که مرا نکشد قوی ترم می کند."

شاهد این ادعا هم این است که تنها سه روز پس از کودتا، اردوغان اعلام کرد که پروژه ای را آغاز خواهد کرد که نیاز دارد قدرتمندتر از هر زمان دیگری باشد. این پروژه چیزی نبود جز تخریب پارک گزی در میدان تقسیم و جایگزین کردن آن با نسخه ای از سربازخانه های عثمانی. پروژه تخریب پارک گزی در سال 2013 با مقاومت مردمی روبه رو شد و اردوغان ناچار شد که با اکراه آن را کنار بگذارد. اما این مساله از آن زمان تاکنون به یک دغدغه فکری برای آقای رییس جمهور تبدیل شده است.

اردوغان خطاب به جمعیت گفت که "(مخالفان) دوست داشته باشند یا نه، این پروژه پیش خواهد رفت." او یک خبر خوب دیگر هم داشت: ساخت یک مسجد در میدان تقسیم استانبول. این همان اردوغان همیشگی بود با همان رفتار از خود راضی. این همان اردوغانی بود که در سال 2013 میدان تقسیم را بر روی مخالفان بست و نفرت مردم را تحریک کرد که در نهایت به شورش گزی منجر شد.

اما ظرف چند روز لحن اردوغان و رفتار او در سیاست داخلی به طرز فاحشی شروع به تغییر کرد. اردوغان سلطه گر سراپا غرور گم شد و جای آن را کسی گرفت که آشکارا به دنبال همکاری و جلب حمایت مخالفان داخلی بود. نخستین نشانه این تغییر رفتار 20 جولای بود که حزب جمهوری خلق، بزرگترین حزب مخالف دولت اجازه یافت تا "تظاهرات دموکراسی" را در میدان تقسیم برگزار کند. باز کردن میدان تقسیم بر روی مخالفان پس از نزدیک به سه سال، اولین گام اردوغان برای میانه روی در داخل کشور بود. اما این نرمش به همین جا ختم نشد.

اردوغان در همان روز  تلویحا اعلام کرد که طرح خود را برای ایجاد یک رژیم ریاست جمهوری کنار می گذارد. او به الجزیره گفت: «ما همچنان سیستم دموکراتیک پارلمانی را حفظ می کنیم. و هرگز به عقب باز نمی گردیم.»

رجب طیب اردوغان 25 جولای کمال قلیچدار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق، و دولت باغچه لی، دبیر کل حزب حرکت ملی (MHP)، را برای شنیدن نظرات آنان درباره تلاش برای کودتا و حوادث پس از آن به دفتر ریاست جمهوری دعوت کرد. او گرچه به انتقادهای خود از حزب دموکراتیک خلق کرد (HDP) ادامه داد اما بن علی ییلدریم، نخست وزیر ترکیه، روز بعد از همکاری مشترک پارلمانی حزب دموکراتیک خلق استقبال کرده و با چندین درخواست اصلاح قانون اساسی حزب "جمهوری خواه خلق" و حزب "حرکت ملی" موافقت کرد.

اردوغان 27 جولای در تلاش برای صلح پساکودتا با مخالفان داخلی تاج سلطانی را از سر برداشت از تمام افتراهایی که به قلیچدار اوغلو و باغچه لی زده بود پا پس کشید و حتی از این هم فراتر رفت و شکایت خود را از تمامی کسانی که به او توهین کرده بودند پس گرفت.

و در آخر این که حزب عدالت و توسعه یک پرتره بزرگ از مصطفی کمال آتاتورک را در دفتر مرکزی خود در آنکارا آویخت. اقدامی که با توجه به بیزاری آتاتورک از اسلامگرایان تعجب بسیاری را برانگیخت. آتاتورک با لغو خلافت، ترکیه مدرن را به عنوان یک جمهوری سکولار پایه گذاری کرد. همین چند ماه پیش بود که حزب عدالت و توسعه خواستار زدودن اصول سکولاریسم از قانون اساسی ترکیه شده بود.

خوب، در پس این تغییر ناگهانی رفتار اردوغان چه چیزی نهفته است؟ درک نیات اردوغان برای برداشتی درست از تحولات پساکودتا در ترکیه بسیار حیاتی است. اردوغان در جریان 14 سال گذشته برای تحکیم پایه های قدرت خود مرتبا بر طبل قطبی کردن جامعه کوبیده، حالا چرا به اتحاد ملی نیاز دارد؟ آیا این اقدام به معنی تلاشی اجتماعی و سیاسی برای جلوگیری از کودتایی دوباره نیست؟ گرچه این احتمال با وجود پاکسازی های گسترده ارتش و دیگر نهادهای امنیتی از میان رفته اما انگیزه های اردوغان را باید در خارج از مرزهای این کشور و نه در داخل جستجو کرد.

اجازه دهید از واکنش های جهان به کودتای نافرجام آغاز کنیم. به طور کلی ایالات متحده و اروپا در درجه اول کارگردان این کودتا را شخص اردوغان می دیدند. رسانه های غربی بیشتر از این که بر روی کودتا تمرکز کنند بر سرکوب های اردوغان متمرکز شدند. حمایت و همبستگی نه چندان پرشور جهان اسلام و اعراب نیز آن حمایت پرشوری که اردوغان انتظار داشت از کار در نیامد. اما فقط این نبود. احتمالا آن چه اردوغان پس از کودتا در تمام منطقه آتلانتیک شاهدش بود بسیار هشدار دهنده بوده و آنکارا به وضوح از جانب ایالات متحده احساس خطر کرده است. این احساس خطر و نگرانی در تیتر یکی از رسانه های حامی دولت به وضوح دیده می شود: «تلاش ایالات متحده برای کشتن اردوغان!»

در مجموع، اردوغان زمانی بر موج مصالحه با مخالفان در داخل سوار شد که نتیجه گرفت با یک تهدید خارجی روبه روست. برای او کودتای ناکام دیگر نه یک مساله داخلی که چالشی بین المللی است. کودتای ناکام چشم های اردوغان را بر روی شدت انزوای بین المللی او باز کرده است. این را می شود از سخنانش در 23 جولای متوجه شد: «اگر من در کودتا مرده بودم دوستان غربی ما آماده بودند که از خوشحالی به هوا بپرند.»  

اردوغان که ایالات متحده را تهدیدی اصلی قلمداد کرده، خیلی زود متوجه شد که نمی تواند تنها با کمک حزب عدالت و توسعه و حامیانش با این تهدید روبه رو شود و سریع تغییر موضع داد و در مقام همکاری با احزاب مخالف داخلی برآمد. سفر او به روسیه برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه، را هم باید در همین راستا دید.   

با این حال هیچ کس نباید این توهم را داشته باشد که کودتای ناکام، اردوغان را در جهت مثبت تغییر داده است. او صرفا یک عقب نشینی اجباری با هدف جبران آن در آینده داشته است و صحبت از هر امید تازه ای برای دموکراسی ترکیه هنوز خیلی زود است.

منبع: المانیتور / ترجمه: بهاره محبی   

انتشار اولیه: جمعه 15 مرداد 1395 / انتشار مجدد: چهارشنبه 27 مرداد 1395

کلید واژه ها: اردوغانمیدان تقسیمقليچدار اوغلوباغچه ليپارك گزيكودتاي نافرجام


نظر شما :