با تغییر هیگ سیاست خارجی انگلیس تغییر نمی‌کند

تصمیم قاطع لندن به توسعه روابط با تهران

۲۹ تیر ۱۳۹۳ | ۱۸:۴۹ کد : ۱۹۳۵۸۴۱ اروپا گفتگو خاورمیانه
عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک و کارشناس مسائل بین المللی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این اعتقاد است که انگلیس استراتژی تازه‌ای تعریف کرده که توسعه روابط با ایران یکی از مهمترین بندهای آن است.
تصمیم قاطع لندن به توسعه روابط با تهران

دیپلمسی ایرانی: پارلمان انگلیس روز دوشنبه 23 تیرماه گزارشی انتقادی از سیاست دولت انگلیس نسبت به ایران منتشر کرد. در این گزارش، وزارت خارجه به خاطر اهمال در برقراری روابط سازنده با ایران و عقب ماندن از رقبا مورد انتقاد قرار گرفته و توصیه شده است دولت انگلستان به آقای روحانی اعتماد کند و با ایشان که خواستار حل بحران هسته ای ست، همکاری جدی تری داشته باشد. این در حالی است که دیوید کامرون نیز دست به تغییراتی در کابینه خود زده که آخرین آن استعفای ویلیام هیگ وزیرخارجه است. هیگ جزء اصلی ترین افراد کابینه کامرون به منظور پیش برد اهداف منافع این کشور در منطقه است. گرچه هیگ اعلام کرده قرار است در سمت رئیس مجلس عوام انگلیس خدمت کند اما برخی تغییرات کابینه انگلیس را در راستای انتقادهای مطرح شده نسبت به نوع روابط بریتانیا با کشورهای منطقه به خصوص ایران می دانند. منابع دولتی انگلیس به رسانه ها گفته اند که هیگ در صورتی که می خواست می توانست در پست خود باقی بماند. تصمیم وی برای کناره گیری به عنوان وزیر امور خارجه به فاصله کوتاهی پس از آن که کنت کلارک از اعضای قدیمی حزب محافظه کار تصمیم گرفت کابینه را ترک کند، گرفته شد. به همین دلیل کنار رفتن هیگ در زمان مذاکرات هسته ای و همچنین انتقادهای پارلمان از عملکرد دولت نسبت به برقراری روابط با ایران این پرسش اساسی را مطرح می کند که به واقع علت اصلی استعفا چه بوده و انگلستان به دنبال چه چیزی است؟ برای یافتن پاسخ به چرایی این مساله گفت و گویی با عبدالرضا فرجی راد، استاد ژئوپلیتیک و کارشناس مسائل بین المللی داشته ایم که در ادامه می خوانید:

تغییر وزیر امور خارجه انگلیس به چه علت بوده است؟ آیا در راستای ترمیم کابینه است یا انتقادهایی که مجلس عوام این کشور نسبت به سیاست های اعمال شده در قبال ایران دارد؟

آنچه در خبرها در رابطه با تحولات کابینه و تغییرات کابینه در انگلستان به دست می آید این است که استعفای وزیر امور خارجه نیز در راستای ترمیم کابینه بوده است. از طرفی از آنجا که قرار است رئیس مجلس عوام انگلستان نیز تغییر کند، آقای هیگ نسبت به ریاست آن ابزار تمایل کرده که به پارلمان برود. بنابراین نمی توان گفت که مقام آقای هیگ در کابینه آقای کامرون تنزل پیدا کرده، بلکه جایگاه هیگ در حزب محافظه کار بهتر شده است.

آیا با این تغییر، سیاست خارجی انگلیس هم تغییر می کند؟

انگلستان، استراتژی مشخصی نسبت به رابطه با مناطق مختلف دنیا دارد و این سیاست را نیز حزب و نخست وزیر تعیین می کنند. بنابراین فردی به عنوان وزیر امورخارجه نمی تواند تغییر چندان و قابل توجهی در سیاست خارجی بریتانیا به وجود بیاورد.

تاثیر تغییر وزیر امور خارجه بر روابط ایران و انگلیس چه خواهد بود؟

تصور نمی کنم تغییری در روند دولت محافظه کار انگلستان دررابطه با ایران به وجود بیاید. از طرفی باید توجه داشت که گروه های فشار، مطبوعات، احزاب و مجلس انگلستان به دنبال توسعه رابطه با ایران هستند. به تازگی نیز گزارشی در این رابطه منتشر و انتقادهایی به دولت گرفته شده است که چرا وقتی رابطه با ایران قطع شد، راهکار بهتری در نظر گرفته نشد؟ پیش از تنزل رابطه میان ایران و انگلستان حدود سه هزار دانشجو هر سال به انگلستان می رفتند ولی پس از آن این رقم به هزار نفر کاهش پیدا کرد. این در حالی است که منافع بریتانیا در جذب هر چه بیشتر دانشجویان خارجی است. به همین دلیل به دولت انگلستان انتقاد وارد کردند و گفتند که باید به رئیس جمهور ایران اعتماد کرد. این علائم نشان می دهد که بریتانیا به دنبال تنظیم روابط با ایران است. به همین دلیل هم آقای هیگ طی دیدار با آقای ظریف در وین نسبت به ارتقای روابط در سطح سفیر ابراز تمایل کرد. حال چه آقای هیگ باشد چه فرد دیگری، سیاست کلی بریتانیا بر توسعه روابط با ایران است به خصوص اینکه در حال حاضر تحولات بسیار مهمی در منطقه خاورمیانه_ در عراق، سوریه، کردستان وهمچنین پرونده هسته ای ایران _ در حال روی دادن است و بریتانیا نیز به دنبال منافع خودش است تا پس از مذاکرات هسته ای از رقبا عقب نیفتد. بریتانیا به دنبال ایجاد رابطه بهتر و در سطح بالاتر با ایران است که بتواند نقش اساسی خود در سیاست های منطقه ای را ایفا کند.

فیلیپ هاموند، وزیر دفاع جانشین ویلیام هیگ در وزارت امور خارجه انگلیس شده است. حضور یک فرد نظامی در راس دستگاه دیپلماسی چه تاثیری بر سیاست های امنیتی_ نظامی انگلستان در منطقه دارد؟

معتقدم نظامیان بهتر مسائل منطقه خاورمیانه را درک می کنند به خصوص که بریتانیا در منطقه از افغانستان تا عراق حضور نظامی دارد. آنها منطقه را خوب می شناسند و به قدرت ایران هم واقف هستند. به همین دلیل بعضا خودشان را بهتر از سیاستمداران با رویدادهای منطقه ای هماهنگ می کنند. معتقدم زمانی که روابط ایران و بریتانیا تقریبا قطع شد، اگر یک فرد نظامی می بود، بهتر می دانست که باید با ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای رابطه داشته باشد. زیرا شناخت کافی از مسائل منطقه دارد. طبیعتا سیاستمداران با توجه به اینکه با سیاستمداران ارتباط برقرار می کنند، معمولا تحت تاثیرها و فشارها قرار می گیرند و شاید اشتباهاتی را مرتکب شوند.

روشن است که فرانسه و آلمان به اندازه لندن و واشنگتن، درگیر پرونده هسته ای ایران نیستند ولو این که وزیر خارجه فرانسه در دور مقدماتی مذاکرات اولیه در ژنو، تندتر از بقیه رفتار کرد. در همین حال پارلمان انگلستان انتقادهایی را نسبت به عملکرد دستگاه دیپلماسی اش درقبال پرونده هسته ای  و رابطه ای که انگلستان می توانست با ایران داشته باشد، وارد کرده است. آیا  این تغییر تاثیری بر نقش انگلستان بر پرونده هسته ای ایران دارد؟

معتقدم تغییر وزیر امور خارجه باعث کاهش یا کند شدن رابطه نمی شود. زیرا تحول منطقه ای می طلبد که انگلستان هرچه بیشتر رابطه قابل فهم تری با ایران داشته باشد. نمی خواهم بگویم که استعفای آقای هیگ به دنبال نوع روابط با ایران بوده است، اما این را می توان گفت که با توجه به تحولات منطقه ای و مساله هسته ای که روزی خاتمه پیدا می کند، انگلستان به این نتیجه رسیده، که هرچه سریعتر رابطه اش با ایران را ترمیم کند. البته پیش از این گفته بودم که سفر آقای جک استراو به ایران یک سفر شخصی نیست. او نقش اساسی در مذاکرات قبلی هسته ای ایران داشته است. او به نمایندگی از حاکمیت بریتانیا به ایران آمد تا مسائل را ارزیابی و گزارش دهد. بر اساس این گزارش ها بود که حاکمیت بریتانیا با توجه به شرایط منطقه ای به این نتیجه رسید که روابط خود با ایران را هرچه سریعتر عادی کند. زیرا عدم عادی سازی روابط منجر به تضعیف جایگاه انگلستان در منطقه می شود. ایران یک قطب در منطقه است و هم در افغانستان و هم سوریه و عراق حضور دارد. از طرفی انگلستان نیز در این کشورها حضور دارد، بنابراین نیاز به لابی و گفت وگو با ایران دارد که این به نفع هر دو کشور است. اگر انگلستان با ایران گفت وگو نداشته باشد، ارتباط رقبایش با ایران نزدیک تر می شود. در حالی که آمریکا 35 سال با ایران قطع رابطه داشته اما در حال حاضر گفت وگوهای بیشتر در سطوح وزرای خارجی با ایران نسبت به انگلستان داشته است. انگلستان این را نظاره می کند و می داند که عقب افتاده و  به همین خاطر به دنبال ترمیم روابط است.

نمایندگان انگلیس از میزان تمایل امریکا به حل بحران و رسیدن به " تعاملی تعریف شده با ایران " باخبرند و نگران جا ماندن از این تعامل هستند. آیا تغییر وزیر خارجه و ترمیم کابینه به منظور جا نماندن از رقابت با آمریکا در خصوص رابطه با ایران است؟

اگر از کلمه رقابت میان آمریکا و انگلستان استفاده می کنیم، این رقابت نباید شبیه سازی با رقابت میان آمریکا با روسیه، چین یا حتی آلمان شود. زیرا انگلستان جزء استراتژی های فرا آتلانتیکی است و با آمریکا رابطه نزدیکی دارد. از طرفی بریتانیا در خلیج فارس، پایگاه تاریخی دارد. متنها در یک برهه، انگلستان دچار ضعف شد و جای خود در شرق کانال سوئز را به آمریکا داد. البته با توافقی که با آمریکا داشت صورت گرفت. گرچه انگلستان هرگز نخواسته جای پای خود را در خلیج فارس از دست بدهد، اما طی ماه های اخیر نقش بریتانیا کمتر شده که این نیز به دلیل تغییر استراتژی آمریکا بوده است. پیش از این استراتژی آمریکا در منطقه به حمله به کشورها به بهانه مقابله با تروریسم بود و انگلستان نیز بیشترین نیرو را در اخیتار مدیریت جنگی آمریکا قرار داد. اما زمانی که اسراتژی آمریکا از برخورد نظامی به دیپلماسی عمومی تغییر کرد و این استراتژی نیز رسما اعلام شد، شاهد بودیم که اوباما حاضر نشد رهبری حمله به سوریه و لیبی را برعهده بگیرد. این حتی موجب ناراحتی دوستانش در منطقه شد. از این مرحله به دلیل عدم حضور نظامی بریتانیا شاهد کاهش توان دیپلماسی این کشور بودیم که آمریکا در این باره نقش داشت.  حتی در مورد پرونده هسته ای ایران و گفت وگوهای آمریکا با کشورهای منطقه در این خصوص، موجب به حاشیه رفتن بریتانیا شد. حتی درباره سوریه ، چانه زنی ها عمدتا بر محور آمریکا است. از طرفی قطع رابطه بریتانیا با ایران بر ضعفش افزود. مجموعه این عوامل به منافع بریتانیا در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس لطمه وارد کرد. حالا انگلستان متوجه شده و چشمان خود را باز کرده است. بنابراین می خواهد وارد گفت وگوها شود و نقش داشته باشد. به خصوص اینکه نقش ایران در  سوریه پررنگ بوده و از طرفی نیروهای نظامی در حال خارج شدن از افغانستان هستند و عراق نیز دچار تحولات مهمی شده است. در حال حاضر اروپا از تجزیه و جدایی کردستان عراق، حمایت می کند. در همین رابطه بریتانیا مذاکرات محرمانه ای با بارزانی داشته است. انگلستان به دنبال مذاکره و نقش بازی کردن است و اینکه بداند آمریکا چه می کند. از طرفی آمریکا به دنبال منافع خود بوده که بعضا این منافع با منافع بریتانیا در تضاد است. به همین دلیل انگلستان به گفت وگو با ایران نیاز دارد و فکر می کنم هرچه سریعتر نتیجه روابط به باز شدن سفارتخانه ها و فرستادن سفیر منتهی شود.

انتشار اولیه: 24 تیر 1393 / بازانتشار: 29 تیر 1393

کلید واژه ها: انگلستانهیگعبدالرضا فرجي راد


نظر شما :