لطفا کشتار را توجیه نکند

غزه، ۷ اکتبر و توجیه برای انجام جنایت

۱۷ مهر ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۴۰۷۸۹ اخبار اصلی خاورمیانه
سه سال روایت طوفان الاقصی و پیامد های آن موید عدم اعتبار رسانه های جریان اصلی و محکی برای سایر رسانه های جهان است طوفان الاقصی واکنشی اجتناب ناپذیر بود به سالها اشغال، محاصره، کشتار و ستم به مردم غزه. حمله ۷ اکتبر همچنین عملیاتی پیش دستانه بود برای جلوگیری از تحقق برنامه ها و اهداف ضدبشری رژیم صهیونیستی و حامیانش. اما بیشتر رسانه های جریان اصلی، با نادیده گرفتن جنایات رژیم جعلی اسرائیل در هشت دهه قبل از طوفان الاقصی، طوری این واقعه و پیامد های آن را روایت می کنند که گویی عامل تمام حوادث و جنگ ها در غرب آسیا، حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بوده و نسل‌کشی فلسطینیان توسط ارتش اسرائیل واکنشی موجه است به آن.
غزه، ۷ اکتبر و توجیه برای انجام جنایت

دیپلماسی ایرانی: جهان باید دست از آغاز کردن داستان از میانه بردارد سه سال گذشته است. بسیاری چیزها تغییر کرده و ویرانی‌های بسیار بیشتری به بار آمده است. اما پرسشی که در ۶ اکتبر وجود داشت، در ۷ اکتبر از میان نرفت و جنگی که پس از آن درگرفت نیز نتوانست آن را محو کند: فلسطینی‌ها چه زمانی می توانند آزادانه در سرزمین خود زندگی کنند؟ محمد التاج ۷ اکتبر ۲۰۲۶ Common Dreams سه سال از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ می‌گذرد، اما بخش بزرگی از جهان (اکثر رسانه های جهان) همچنان روایت این مناقشه را از همان صبح آغاز می‌کند. گویی فلسطینی‌ها در آن روز ناگهان از خواب برخاستند و تصمیم گرفتند وارد تاریخ شوند. گویی غزه پیش از آن در محاصره نبود. گویی کرانه باختری و قدس شرقی پیش از آن تحت اشغال قرار نداشتند. گویی شهرک‌سازی، ایست‌های بازرسی، بازداشت‌ها، تخریب خانه‌ها و مصادره زمین‌ها از مدت‌ها قبل بخشی از زندگی روزمره فلسطینی‌ها نبودند. 

آنچه طی سال بعد از هفت اکتبر در غزه رخ داده است را نباید به واژه «پاسخ» تنزل داد (نسل کشی رژیم صهیونیستی را نمی توان پاسخ به طوفان الاقصی نامید). من امروز این مطلب را برای توجیه کشتار غیرنظامیان، چه فلسطینی و چه اسرائیلی، نمی‌نویسم. جان یک غیرنظامی برای آنکه شایسته حفاظت باشد، نیازی به ملیت ندارد. اما نمی‌پذیرم که ۷ اکتبر به ابزاری برای پاک کردن تمام آنچه پیش از آن رخ داده تبدیل شود و به توجیهی بی‌پایان برای هر آنچه پس از آن اتفاق افتاده است، بدل شود. وقتی یک اسرائیلی کشته می‌شود، به ما گفته می‌شود به ۷ اکتبر بازگردیم. وقتی یک فلسطینی کشته می‌شود، به ما گفته می‌شود: ۷ اکتبر را به یاد بیاورید. وقتی غزه ویران می‌شود، مردمش آواره می‌شوند و کودکانش کشته می‌شوند، باز هم همان پاسخ را می‌شنویم: ۷ اکتبر. اما اگر قرار است آن روز را به یاد بیاوریم، باید بتوانیم پرسشی ساده را نیز مطرح کنیم: در ۶ اکتبر شرایط چگونه بود؟ (در ۶ اکتبر وضعیت غزه چطور بود؟) میلیون‌ها فلسطینی از پیش تحت اشغال زندگی می‌کردند. بیش از دو میلیون فلسطینی در غزه سال‌ها بود که تحت محاصره زندگی می‌کردند. 

در کرانه باختری، فلسطینی‌ها در میان ایست‌های بازرسی و شهرک‌ها زندگی می‌کردند و از آزادی رفت‌وآمد در سرزمین خود محروم بودند؛ در حالی که شهرک‌نشینان اسرائیلی در همان سرزمین با حقوق و حمایتی رفت‌وآمد می‌کردند که از فلسطینی‌های ساکن آنجا دریغ می‌شد. در زندان‌های اسرائیل زندانیانی وجود داشتند. خانه‌ها تخریب می‌شدند. زمین‌ها مصادره می‌شدند. هیچ‌یک از این‌ها در ۷ اکتبر آغاز نشد. 

فلسطینی‌ها خاطره نکبت ۱۹۴۸، اشغال ۱۹۶۷ و دهه‌ها توسعه شهرک‌سازی، آوارگی و محاصره را با خود حمل می‌کنند. این تاریخ، کشتار غیرنظامیان را توجیه نمی‌کند. اما به همان اندازه، ادعای اینکه این مناقشه از ۷ اکتبر آغاز شده است را نیز توجیه نمی‌کند. میان محکوم کردن یک اقدام و استفاده از آن اقدام برای پاک کردن تمام آنچه پیش از آن رخ داده است، تفاوت وجود دارد. 

آنچه طی سه سال گذشته در غزه رخ داده است دیگر نمی‌تواند صرفاً «پاسخ» خوانده شود. پاسخ نمی‌تواند چک سفیدامضا باشد. ۷ اکتبر نباید به توجیهی دائمی برای کشتار، ویرانی، آوارگی و گرسنگی (مردم غزه) یا برای تحمیل هزینه‌های آن بر یک ملت، در چندین سال متوالی، تبدیل شود. حتی آتش‌بسی که در اکتبر ۲۰۲۵ اعلام شد نیز به این تراژدی پایان نداد. ویرانی‌ها همچنان باقی ماند. خانواده‌ها همچنان در میان آوار به دنبال پیکر عزیزان خود می‌گشتند. کشتار نیز به‌طور کامل متوقف نشد. در همین حال، اشغال در کرانه باختری متوقف نشد تا منتظر پایان جنگ در غزه بماند. مصادره زمین‌ها ادامه یافت. شهرک‌ها همچنان گسترش یافتند. ایست‌های بازرسی همچنان فلسطینی‌ها را از یکدیگر جدا کردند. و اینجاست که اصل مسئله آشکار می‌شود. فلسطینی‌ها خواهان امتیازی نیستند که دیگران از آن برخوردار نیستند. آن‌ها می‌خواهند آزادانه در سرزمین خود زندگی کنند؛ در آن رفت‌وآمد کنند بدون آنکه به اجازه یک سرباز اشغالگر نیاز داشته باشند؛ و اطمینان داشته باشند که خانه‌هایشان، زمین‌هایشان و آینده فرزندانشان در امنیت است. این‌ها خواسته‌هایی غیرعادی نیستند. 

این‌ها شرایط عادی زندگی‌اند؛ شرایطی که بیشتر مردم جهان بدون آنکه حتی مجبور باشند به آن‌ها فکر کنند، از آن برخوردارند. بنابراین، بعد از سه سال، کافی نیست که بپرسیم: در ۷ اکتبر چه اتفاقی افتاد؟ باید این پرسش را نیز مطرح کنیم: پیش از آن روز با فلسطینی‌ها چه شد و اکنون چه بر سر آنان می‌آید؟ از جهان خواسته نمی‌شود میان خون فلسطینی‌ها و خون اسرائیلی‌ها یکی را انتخاب کند یا برای کشتار غیرنظامیان توسط هر یک از طرفین بهانه‌ای بتراشد. 

از جهان انتظار می رود از وارونه جلوه دادن رابطه میان اشغالگر و اشغال‌شده (ظالم و مظلوم) دست بردارد. فلسطینی‌ها مردمی نیستند که سرزمین مردم دیگری را اشغال کرده باشند. فلسطینی‌ها مردمی هستند که تحت اشغال زندگی می‌کنند. این یک اظهارنظر احساسی نیست. این واقعیتی است که نمی‌توان آن را از هر بررسی جدیِ آنچه پیش از ۷ اکتبر، در ۷ اکتبر و پس از آن رخ داده است، حذف کرد. سه سال گذشته است. بسیاری چیزها تغییر کرده و ویرانی‌های بسیار بیشتری به بار آمده است. اما پرسشی که در ۶ اکتبر وجود داشت، در ۷ اکتبر از میان نرفت و جنگی که پس از آن درگرفت نیز نتوانست آن را محو کند: فلسطینی‌ها چه زمانی خواهند توانست آزادانه در سرزمین خود زندگی کنند؟ پس اگر جهان واقعاً نمی‌خواهد شاهد یک ۷ اکتبر دیگر باشد، صرفاً به یاد آوردن آنچه در آن روز رخ داد کافی نیست. باید آنچه را روز پیش از آن وجود داشت نیز به یاد بیاورد. آنچه دهه‌ها پیش از آن وجود داشت. و آنچه همین حالا نیز وجود دارد. 

منبع: کامندریمز / ترجمه: اکبر فیجانی، مدرس دانشگاه

کلید واژه ها: غزه حمله اسرائیل به غزه فلسطین فلسطینیان اسرائیل اسرائیل و فلسطین


نظر شما :